مادهانگاري در منابع ماسوني
كل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غيرزنده از اتم ساخته شدهاند. بشر جز اجتماعِ اتفاقيِ اتمها نيست. موازنة جريان الكتريسيته ميان اتمها، بقاي موجودات زنده را تضمين ميكند. با از ميان رفتن اين توازن ميميريم، به خاك بازميگرديم و به اتمها تبديل ميشويم. يعني ما همه از ماده و انرژي ساخته شدهايم و به ماده و انرژي بازميگرديم. گياهان از اتمهاي ما استفاده ميكنند و همة موجودات، از جمله ما انسانها از گياهان استفاده ميكنيم. همه چيز يك ماهيت دارد، اما چون مغز ما از ساير موجودات تكامل يافتهتر است، صاحب هوشياري و شعور است. اگر به نتيجه روانشناسي تجربي نظر كنيم درمييابيم آزمايش سهگانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتيجة كاركرد متوازن سلولهاي قشايي مغز و هورمونهاست.
… علم اثباتگرا پذيرفته است كه هيچ چيز از هيچ به وجود نيامده و هيچ چيز نابود نميشود. در نتيجه ميتوان گفت نيازي نيست بشر نسبت به هيچ نوع قدرتي احساس قدرشناسي و تعهد كند. جهان مجموعة انرژي است كه نه آغازي دارد و نه پاياني. در اين مجموعه همه چيز متولد ميشود، نمو ميكند و ميميرد، اما مجموعه هيچگاه نابود نميشود. تنها اشيا تغيير ميكنند و تبديل ميشوند. حقيقتاً چيزي به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغيير و تبديل دائمي حاكم است. نميتوان چنين سؤال بزرگ و راز جهاني را به كمك قوانين علمي تشريح كرد. توضيحات غيرعلمي نيز چيزي جز توصيفات خيالي، تعصبات و عقايد باطل نيستند. بر مبناي منطق و علم اثباتگرا، صرفنظر از جسم مادي، روحي وجود ندارد.
نظريات بالا را ميتوانيد در كتب متفكران مادهگرايي چون ماركس، اِنگلس، لنين، پوليتزر، ساگان و مانِد بيابيد.
ايشينداغ چنين ادامه ميدهد:
ميخواهم بعضي اصول و حقايق مورد تأييد فراماسونها را به اختصار بيان كنم: براساس اصول ما حيات از يك سلول آغاز ميشود و در نتيجه تغيير شكل و نمو سلول انسان به وجود ميآيد. ماهيت و هدف اين وجود را نميتوان درك كرد. زندگي از آميزش ماده و انرژي آغاز ميشود و به آن خاتمه مييابد. اگر معمار بزرگ كائنات را به عنوان حقيقتي والا، افق بيپايان خوبي و زيبايي، اوج تكامل و عاليترين مقام و كمال مطلوب انسان بپذيريم و اگر آن را مجسم نكنيم، شايد خود را از تعصب درامان نگه داشته باشيم.
ماسوني كه تحت تعليم اين اصول و عقايد قرار گرفته وظيفه دارد مردم را تربيت كند … و به نيابت از مردم و حتي بدون تمايل آنها كار خود را انجام دهد.
فلسفه فراماسونري
چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در «رموز» فراماسونري نهفته است. اگر اين رموز در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اينكه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي رموز را درك كنند، پايين است. در محفل دروني فراماسونري، درميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيدهاند، ماسونهايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد ميدانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است.
ماسونهاي عاليرتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه ميدارند.
ماسون اعظم، «نكدت اجران» در اين باره مينويسد:
بعضي ماسونها گمان ميكنند فراماسونري نوعي سازمان نيمهمذهبي ـ نيمهخيريه است كه در آن ميتوانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عدهاي ديگر فكر ميكنند هدف فراماسونري اين است كه انسانهاي خوب را خوبتر كند. باز عدهاي گمان ميكنند فراماسونري محل شخصيتسازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك ميكنند.
فراماسونري و اهداف آن براي آن عده اندكي از ماسونها كه قادرند عميقاً در آن وارد شوند كاملاً متفاوت است. فراماسونري يعني دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ يعني واگذاردن راه و رسم زندگي كهنه و ورود به يك زندگي جديد باشكوهتر و اصيلتر … در پس رمزگرايي ساده و ابتدايي فراماسونري، دستهاي مكاشفات قرار دارند كه به ما كمك ميكنند به زندگي روحاني و عالي دست يابيم و به رموز هستي خود پي ببريم. بنابراين در اين زندگي روحاني، دستيابي به روشنگري ماسوني امكانپذير ميشود. تنها در اين صورت است كه ميتوان به طبيعت و شرايط رشد و تكامل در آن پي برد.
مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه
فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشتهاست. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروهها هر یک انگیزه و دلیلهای متفاوتی داشتهاند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر میتوان تقسیم بندی کرد:
- منتفدان مذهبی
- منتقدان سیاسی
- انتقادها براساس تئوریهای توطئه
مخالفان مذهبی
فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشتهاست. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین میشناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد میدانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوریهای توطئه متهم میشدهاست. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب میکردند.
مخالفان در ایران
کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیاد گرایان منتشر شدهاست. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسمائیل رایین را دنبال میکنند که ماسونها را به تمام انواع توطئهها علیه ملت ایران متهم میکرد. تم تکراری این کتابها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین میافزایند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختیهای ایران معرفی میشدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمنها در بعد از انقلاب شد.مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانههایی در مورد دستهای پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.
فراماسونری و هولوکاست
آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسونها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است. مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه میشدند در کنار سیاستهای ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاستهای ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین مینمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده میشود که بین 80000 تا 200000 نفر به جرم عضویت در سازمانهای فراماسونری جان خود را از دست دادهاند. زندانیان فراماسون در اردوگاههای کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری میشدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.
منشأ فراماسونری/نحوه ی اوج گیری فراماسونری
فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است.
شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:
1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3)
2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4)
3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.(5)
pic 2
4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6)
pic 3
این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و…. است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.
5 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10)
pic 4
6 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11)
pic 5
توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق ر نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید:

همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریک و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟
با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :
1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون به دنبال رسالت حضرت موسی (ع).(12)
2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خد به همراه حضرت موسی (ع) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13)
3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله ر از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.(14)
4 – پس از درگذشت حضرت موسی(ع)، پیامبران دیگری نیز به سمت قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(ع) را نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج شروع به ترویج تعالیم ماسونی مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15)
5 – ترویج تعالیم ماسونی در بین بنی اسرائیل و اضافه شدن تعالیم شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16)
6 – حکومت حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) در اوج قدرت بنی اسراییل و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (ع).(17)
7 – وفات حضرت سلیمان (ع) و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (ع) از جانب مردم بنی اسراییل.(18)
8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط کاهنان معابد.(19)
9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب بنی اسرائیل توانائی حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند.
10 – ظهور حضرت عیسی(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان.
12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان.
13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان.
14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به « بیت المقدس » تغییر یافت.
15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان.
16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در نتیجه ی این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها ب کاهنان یهودی معبد موسوم به معبد سلیمان، آنان به تدریج تعالیم ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20)
17 – بازپس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان و فرار صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21)
18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابال توسط همین شوالیه ه به اروپا راه یافت.(22)
19 – به دلیل ماهیت تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد و بسیاری از آنها را اعدام کرد.(23)
20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت اولین لژ فراماسونری مخفی در اروپا ب نام لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24)
21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد در قرن 18. با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن 18، فراماسونه فعالیت رسمی خود ر آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد.
22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.
23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945.
24 – شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری.
25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006 می رسیم.و تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت برای پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان، و Armageddon = جنگی که صهیونیست ه ادع می کنند جنگ آخرالزمان است.) که این پروژه ها موقتاً!!!! ناتمام مانده است.
« نشانه های ماسونی جام جهانی 2010 »

حتی با خوشبینانه ترین حالت و مساحمه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما درباره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت ""Jahbulon که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسون ها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن " یه بال آن "می شود را می پرستند.
اگر در طرح های مثلثی منقوش بر روی توپ این بازی ها که حرف و حدیث زیادی نیز درباره آن بوجود آمد اندکی دقت بفرمایید متوجه خواهید شد که روی بدنه توپ سه هرم آیرودینامیک طراحی شده که در کنار هر ضلع آن یازده مثلث یا هرم کوچکتر قرار دارد که مجموعا در اطراف هر مثلث بزرگ 33 مثلث یا هرم کوچک جای می گیرد، که اشاره به دو عدد فوق مقدس ماسون ها یعنی یازده و سی و سه دارد! (اعداد نه، یازده، سیزده و سی وسه اعداد مقدس ماسون ها هستند و در این میان 11 از اهمیت ویژه ای برخوردار است). برای طراحی این توپ از یازده رنگ استفاده شده و همان طور که مستحضر هستید خود آرم شرکت آدیداس از جمله آرم های ماسونی معروف به شمار می رود. لذا حرف و حدیث هایی که درباره توپ بوجود آمد تنها وسیله ای برای متمرکز کردن توجهات بر روی توپ این بازی ها بود که در پس پرده تفکرات و اهداف شوم و شیطانی گردانندگان ماسون فیفا را در خود نهان کرده بود!
شاید بگویید این مورد اتفاقی است اما وقتی به این نکته دقت کنیم که بازی ها در روز 11 ژوئن آغاز و دقیقا 11 ژولای پایان می یابد (ماههای ششم و هفتم میلادی که جمعشان 13 می شود) ماجرا اندکی مشکوک تر می شود!
حتی با خوشبینانه ترین حالت و مساحمه فراوان شاید بتوان همه اینها را اتفاقی دانست اما درباره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت ""Jahbulon که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسون ها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon که تلفظ فارسی آن " یه بال آن "می شود را می پرستند. که ترکیبی از سه خدا یعنی یعنی "یهوه" (خدای یهودیان)، "بعل" (خدای باستانی بین النهرین) و "آن" (همان اوسیریس خدای مردگان در مصر باستان ) است. در واقع یهودیان سامری نسب (نه موحدان معتقد به تورات حقیقی ) که در دو منطقه مصر و بین النهرین زندگی کرده بودند این خدایان پاگانیستی را وارد در دین جدید نمودند و با این تحریف بزرگ ، خدایی ترکیبی ساختند و فراماسونری نیز که بی شک فرزند نامشروع یهودیت صهیونیزم است آنرا به ارث برده است!

"Jabulani" نام یکی از 11 زبان زنده در آفریقای جنوبی است(باز هم 11) و در توضیحی دیگر آن را واژه ای از زبان Zulu دانست که به معنای شادی کردن است! ایا واقعا توپ جام جهانی جای درج کلمه ای از یکی از 11 زبان آفریقای جنوبی است؟

بر روی توپ این بازی ها طرح جام جهانی 2010 نیز نقش بسته است (تصویر فوق). اگر خوب به آن توجه فرمایید در گوشه بالا سمت راست آن شاهد سر پرنده ای هستید که بدون هیچ توجیهی در این لوگو جای گرفته است !!

در واقع این پرنده نماد "هروس" خدای شیطانی و اسطوره ای ماسونهاست (فرزند ایزیس و اوزیریس) که او را با حضرت مسیح برابر می دانند و حتی بی شرمانه مسیح را الگوی خود ساخته، یهودیان از هروس تلقی می کنند و پیامبری ایشان را زیر سوال برده و این نبی الهی را دروغ گو می دانند!

گفتنی است در میان ورزشگاه های کشور افریقای جنوبی که برای جام 2010 ساخته شدند ورزشگاهی شبیه به "چشم" نیز وجود دارد و نکته جالب تر اینکه نام آن "MOSES" یا همان "موسی" است.

این همه اصرار بر خدایان پاگانیستی و الحادی و اشاره به آنها به هر طریق و در هر کجای ممکن از سوی ماسونها با چه هدفی صورت می گیرد؟ مگر نه اینکه ماسون ها در جایی نمادگرایی نمودند بلافاصله فتنه ای بزرگ را در ادامه طراحی و اجرا نمودند؟ ما باید در جام جهانی و پس از آن منتظر چه باشیم؟
به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی و فرجه الشریف )که صد البته نزدیک است.
«پروژه ماسونر نشان دادن اسلام جدی است»
حدود 400 سال پیش تشکّل فراماسونری به شکل آشکار در برخی از لژ ها مانند وال بیلدرز آغاز به فعالیت کرد. اما این فعالیت آشکار به معنای نشان دادن ساختاری نظام فراماسونری نبود بلکه تنها اعلام موجودیت کرد و تمام نماد ها و راز های خود را همچنان پنهان نگه میداشت .
در سال 2007 به واسطه استراتژی کوه یخ (iceberg strategy) کم کم برخی راز های خود را فاش کرد تا به چند هدف برسد .
یکی از اهدافی که آنان از طرح علنی کردن فراماسونری می خواهند به آن برسند؛ منتسب کردن برخی از نماد ها به مسلمین است. تا آنجا که ما مشاهده کردیم ظاهرا این پروژه در حال تکمیل شدن است .
کل مطلب را در سه عنوان بررسی میکنیم :
1- ماسونر نشان دادن اسلام
2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان)
3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها
بررسی :
1- ماسونر نشان دادن اسلام
برای رسیدن به این هدف، باید مسلمانان را به واسطه نماد "چشم چپ" که نماد دجال است؛ ماسونر نشان داد . چیزی که مشاهده کردیم این طور نشان داد که نماد چشم چپ که متعلق به دجال است؛ در عموم فیلم ها فردی این نماد را داراست که طرف بد ماجراست به عنوان مثال :
در کارتون "استرو بوی" (Astro Boy) محصول 2009 آمریکا، نماد چشم چپ را کسی داراست که طرف بد ماجراست و رنگ او قرمز است :
در این تصویر شهردار، به واسطه چشم چپ و هرم، شکل هرم و چشم را میسازد :
در تصویر بعدی که همان شهردار که در کالبد یک ربات رفته است؛ چشم راستش کور میشود :
تصویر بعدی متعلق به یک فیلمی است که از شبکه تهران پخش شده است؛ در این فیلم یک موجود سبز که طرف بد ماجراست تک چشم است :
این پروژه تا حدی جلو رفت که در فیلم ارباب حلقه ها از نماد چشم آن هم در دست یک جادوگر به نام سارامون، به عنوان نمادی شیطانی یاد شد :
و به همین دلیل است که در قسمت سوم ارباب حلقه ها، برجی که بر بالای آن چشم قرار داشت تخریب میشود چرا که آن برج نماد اسلام و تفکر اسلامی بود و در جنگی که در حقیقت جنگ آرمگدون بود، نابود شد .
و از طرف دیگر موجودات یک چشم غالبا موجوداتی خوب و دوست داشتنی اند :
عروسک های المپیک 2012 لندن :
غفلت ما حد و مرز ندارد. بارها و بارها سه گانه ارباب حلقه ها از سیما پخش شده اما ظاهرا هیچ کسی در خود سازمان متوجه تفکر نهان درون فیلم نشده بود. ما نشسته ایم و غفلت وجود مارا فرا گرفته است و مثلا به چنین شرکت هایی اسرائیلی مجوز رسمی فعالیت میدهیم :
2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان)
پروژه بعدی و خطرناک نظام سلطه فراماسون نشان دادن ایران اسلامی است. این پروژه به واسطه باز شدن و آگاهی عموم مردم درمورد فراماسونری و نماد ها به حدی خطرناک شده که اگر مسئولان مربوطه دیر اقدام کنند؛ پروژه به ثمر خواهد نشست .
در این پروژه، سعی بر آن شده که نظام اسلامی ایران نظامی تحت تفکر فراماسون ها جلوه کند . به همین دلیل اول باید عموم مردم از فراماسونری و نماد ها آگاهی یابند؛ بعد نظام ایران ماسونر نشان داده شود. به همین جهت آشنایی با فراماسونری خود به مشکلی برای امثال ما بدل شده که اگر نویسنده های مطلب آگاه نباشند؛ ضربه ای اساسی به نظام خودشان وارد کرده اند. به همین جهت همواره در برخی مطالب از اساس قرار گیری نماد ها در ایران (که همین فرض است) پرده برداشتیم .
آنان هنگامی که دیدند نمیتوانند از راه های نظامی حتی دیپلماتیک جلوی ایران بایستند، تصمیم به تخریب نرم ایران گرفتند که یکی از این روش ها فراماسون نشان دادن ایران، کانون بیداری جهانیست. در پروتکل های صهیون آماده که برای آن که حکومت بر مردم جهان را در دست بگیریم باید جهان را دو قطبی کینم تا عده ای در قطب 1 قرار بگیرند و عده ای دیگر در قطب 2 . و از همه مهم تر این که ما باید هر دو قطب را در دست داشته باشیم. به عبارت دیگر تز و آنتی تز متعلق به خودمان باشد و در ظاهر این دو قطب مخالف هم باشند . نمونه کوچک این عمل 2 قطب دموکرات و جمهوری خواه در ایالات متحده آمریکاست که در ظاهر مخالف هم اند و یقینا در باطن از یک نظام مخفی (دولت سایه) هدایت میشوند. (جالب اینجاست که خود مردم هم در یک نظرسنجی که گرفتیم فرض هدایت آمریکا به واسطه دست پنهان راتایید کرده اند ).
آنان در حال ماسونر نشان دادن نظام ایران اند که بیان کنند که این نظام هم به اصطلاح "دستش با ما در یک کاسه است" یا همدست ماست و قتی چنین فرضی را مردم باور کنند حمایت خود را از نظام برخواهند داشت و نظام به آسانی سقوط خواهد کرد. اما تفکر امام خمینی آنقدر قوی بود که هنگامی که خواستند اعلام موجودیت کنند فرمودند که " نه شرقی نه غربی" یعنی نه بولک شرق که تحت سلطه کمونیست، و نه بلوک غرب که تحت سلطه امپریالیسم و لیبرالیسم بود.و هر کشوری که از بلوک شرق بیرون می آمد در دام غرب می افتاد و بلعکس. بنابراین هدف امام حکومت اسلامی بود. امام دیدشان آنقدر وسیع بود که میدانستند بلوک شرق و غرب در حقیقت با هم همدست هستند و به همین جهت بود که آن سخن معروف را فرمودند.
بنابراین برای ماسونر نشان دادن ایران ابتدا دست بر روی امام خمینی (ره) گذاشتند و گفتند که ایشان یک ماسون است! چراکه زمان ورود وی به ایران 9 و 33 دقیقه بوده . این فرض تا حدی جلو میرود که متاسفانه در اخبار های صدا وسیما و دیگر رسانه ها نیز بیان میشود که امام در زمان مذکور وارد ایران شده است . اما حقیقت چیز دیگری است زمان ورود امام خمینی (ره)، 9 و 27 و 30 ثانیه بوده . (به آرشیو روزنامه های آن زمان راجعه کنید)
متاسفانه باز هم در اخبار و دیگر رسانه ها اخیرا به امام خمینی (ره) میگویند " معمار کبیر انقلاب " حال آن که در نظام فراماسونری به ماسون درجه 33 میگویند معمار بزرگ یا کبیر . چقدر ما غافلیم ؟
بعد از مراسم 14 خرداد سال پیش که روز ارتحال امام خمینی (ره) بود؛ عکس هایی هوایی از حرم امام منتشر شد که واقعا تعجب برانگیز بود.
در عین ناباوری مشاهده شد که اطراف حرم امام، چهار هرم ساخته شده است . البته سازنده گفت که منظور ما از ساخت این بنا هرم نبوده بلکه خیمه بوده چرا که بنا راس مربعی دارد. اما مشخص است که اگر کسی بخواهد نمادی را در جایی قرار دهد به یک باره نماد هرم و چشم را قرار نمیدهد. صبر میکند تا نماد به اصطلاح خیمه عادی شود آن هنگام است که کم کم ساخت هرم را شروع میکند.
البته برخی درمورد این هرم های ناقص اینگونه تبیین کردند که " اگر گنبد را نماد اسلام و یا جمهوری اسلامی بدانیم؛ فراماسون ها میخواهند بیان کنند که ما در همه جا حضور داریم در چهار طرفتان"
اندکی آن طرف تر یعنی بهشت زهرای تهران، در نزدیکی قطعه 26 که قطعه شهداست؛ باز هم در کمال غفلت نماد آبلیسک ساخته شده . اگر مطالب را دنبال کرده باشید حتما میدانید که آبلیسک نماد چیست!
اما به کارگیری این نماد آن هم در این جا تا حدی بد است که مثلا فرض شود که در میان کشته شدگان اسرائیلی پرچم ایران باشد . این نماد در اینجا در حقیقت اوج تخریب مقام شهداست . تا کی باید غفلت کرد ؟
چندی پیش مطلبی تحت عنوان " نماد های فراماسونری در ایستگاه مترو امام خمینی (ره)" در این گروه منتشر شد که بعد از درج مطلب در خبرگزاری فارس، مسئولان مترو بلافاصله نماد ها را برداشتند. همین اقدام ماسونر نبودن کشور را به اثبات میرساند. چرا که هیچ دولت ماسونری هرگز اقدام به نابودی نماد ها نخواهد کرد.
پروژه بعدی ماسونر نشان دادن رئیس جمهور وقت یعنی آقای احمدی نژاد بود. و توطئه یهودی جلوه دادن ایشان که بیان کنند ایشان در خدمت اسرائیل است و همچنین چند عکس از ایشان منتشر شد که بیان کنند ایشان فراماسون است اما با هوشیاری سایت وعده صادق دروغ این ادعا فاش شد (لینک مربوطه)
پروژه ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی تا حدی پیش رفت که چندی پیش پرده از حقیقت نمای جدید میدان انقلاب تهران کنار رفت و ستاره معروف هگزاگرام یا صهیون در آن دیده شد . حتما میدانید که این ستاره نه متعلق به یهود است و نه حضرت سلیمان (ع) این ستاره از ابزار های جن گیری و دیگر اعمال شیطانی به کار میرود و الان هم که نماد ستاره صهیون است .بنابر این واقعا تعجب برانگیز است که این ستاره آن هم در میدان انقلاب که نماد قبلی آن تصویری از امام خمینی (ره) بود به کار رود. همین ستاره آن هم در این میدان مهم تهران خود به ابزاری برای ماسونر نشان دادن نظام مان بدل شده . که امیدواریم سریع تر نمای میدان انقلاب را اصلاح کنند.
کم کم که سطح اطلاعات افراد از فراماسونری افزایش یافت و عکس هایی از ساختمان های مهم در اینترنت منتشر شد که نماد های فراماسونری به وضوح در آن به کار رفته بود.
به عنوان مثال چندین ماه پیش عکس هایی منتشر شد که نشان داده شده بود که ساختمان مجلس شورای اسلامی دارای چند نماد ماسونی است . یکی از این نماد ها ظاهر خود ساختمان است که شبیه به هرم است و از بالا نماد گونیا و پرگار بر آن منطبق است . دیگر نماد به کار رفته در این ساختمان تعداد پنجره های بزرگ آن است که ۱۳ عدد است و تعداد پنجره های کوچک ۲۰ عدد است که با جمع پنجره های بزرگ تعداد آن به ۳۳ عدد میرسد. ۱۳ و ۳۳ درست است که از اعداد مقدس ماسون هاست اما در این جا معنی بسیار مهمی میدهد.
توجه داشته باشید که ۱۳ در لژ های ماسونی تعداد سال هایی که یک ماسون اشراف زاده یا شاه زاده باید بگزراند تا به مقام ماسون اعظم یا معمار بزرگ برسد و ۳۳ تعداد سال هایی است که یک فرد عادی باید بگذراند تا به مقام ماسون اعظم برسد . بنابراین به کار بردن ۱۳ و ۳۳ در این بنا به معنای لژ بودن این بناست آن هم بنایی که در آن قرار است برای یک کشور قانون وضع کنند.
اما حقیقت درمورد این بنا آن است که قرار بوده در زمان محمد رضا پهلوی ساختمان جدید مجلس ساخته شود و طراح اصلی این بنا ماسون های فرانسوی بودند. که با انقلاب اسلامی ایران تمام پروژه های آنان برای ایران نقش بر آب میشود. و البته با غفلت مسئولان وقت آن زمان این بنا که نقشه آن موجود بوده ساخته میشود.
دشمنان ما از همین ساختمان برای ماسونر نشان دادن ایران استفاده کردند. امیدواریم مسئولان آگاه شوند و تغییراتی در این بنا ایجاد کنند که از این حالت بیرون آید.
یکی دیگر از فرض هایی که دشمنان میتواند از آن برای ماسونر نشان دادن نظام ایران استفاده کنند آرم شبکه خبر است . بار ها همکاران ما در مطالب خودشان به مسئولان مربوطه شبکه خبر گفتند که آرم را از حالت فعلی خودش دربیاورید اما ظاهرا صدای ما به ایشان نرسیده .
آرم نسبتا جدید شبکه خبر که حدود یک یا دو سال پیش طراحی شده بود با به کارگیری مثلث متحرک پشت آن لحظه ای به شکل مثلث و چشم یا هرم و چشم در میاید .همان نمادی که از نشانه های دجال است .
مطلب عجیب تر در مورد این آرم این است که مثلث در حدود 9 ثانیه طول میکشد تا از سمت چپ آرم به سمت راست باز گردد و حدود 11 ثانیه طول میکشد تا دوباره از سمت چپ نمایان شود. چرا هر دو 9 ثانیه یا 11 ثانیه طول نمیکشد ؟ چرا عدد 9 و 11 آن هم در آرمی که لحظه ای نماد هرم و چشم دیده میشود؛ به کار رفته ؟
البته ای کاش غفلت شبکه خبر تا این حد بود . شماره - ظاهرا - روابط عمومی این شبکه هم بسیار جالب است .
بار ها به طور مستقیم و غیر مستقیم به ایشان گفتیم که سعی کنید شماره را تغییر دهید اما راه به جایی نبرد.
شماره این شبکه 22013911 است . 22 اول شماره پیش شماره آن منطقه در تهران است . اما چرا 13 ، 9 و 11 در آن به کار رفته ؟ جدی اتفاقی بوده ؟ و چرا 9 و 11 در کنار هم به کار گرفته شده ؟ عدد 911 از ترکیب دو عدد مقدس ماسون هاست که عددی مهم به حساب میآید و نماد 911 را بسیار به کار برده اند. این عدد در حقیقت عدد پرش از خداست . کابالیست ها معتقد اند که عدد خدا 10 است بنابراین شمارش 9 و 11 بدون محاصبه 10، عدد پرش از خدا تلقی میشود. دقیقا 911 روز بعد از حادثه برج های تجارت جهانی در ماه 9 و روز 11، انفجار هایی در مادرید اتفاق می افتند. شماره 911 در آمریکا یک شماره ای مثل 110 در ایران است . که هنگامی که با این شماره تماس میگیرد به مشکلات شما رسیدیگی میکنند. شماره ای که نماد امانیست است و به اصطلاح آنان خدا را با این شماره حذف کرده اند.
به هر حال امیدواریم مسئولان این شبکه آگاه شوند .

تمامی این مطالب و مصادیق آن به خاطر این بود که نشان دهیم دست پنهان فعال دشمن دانای ما تا کجا آماده است .اگر واقعا به این نظام ایمان داریم؛ باید نگذاریم چنین چیزهایی در سطح کشور رشد کنند. بار ها نگارنده مطلب در فضاهای دیگر سایبری مشاهده کرده است که عده ای فریب خورده، از همین مطالب سوء استفاده کرده اند و نظام ما را ماسونر جلوه دادند. و در قسمت نظرات آن مطلب هم برخی این دروغ ها را باور کرده اند . به همین دلیل به مسئولین مربوطه میگوییم که مراقب این جریان در کشور باشند و هشیار باشند که به همین سادگی دشمن با غفلت ما میتواند ضربه هایی به کانون بیداری اسلامی وارد سازد
3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها
پروژه جدی و خطرناک نظام سلطه، دشمن معرفی کردن مسلمانان خصوصا شیعیان به طور مستقیم و غیر مستقیم به جهانیان است .
روش مستقیم این توطئه، دروغ پردازی ها نسبت به مسلمین است مثلا بیان میکنند که حادثه برج های تجارت جهانی به دست مسلمانان ایجاد شده .در حالی که این یک خودزنی از سوی شیاطین یا دولت مردان اصلی (پشت پرده) آمریکایی بود. و یا مناطقی را بمب گذاری میکنند و یک گروهک دست پرورده آمریکایی به نام القاعده مسئولیت بمب گذاری را به عهده میگیرد که البته وانمود میکنند که مسلمان اند. و نظام سلطه به واسطه فیلم ها و بازی ها یا به عبارت کلی رسانه هایش، مسلمین را وحشی، دشمن و نابودگر معرفی میکنند. که البته بسیار هم موفق بوده اند چرا که مردم غربی در کم ترین بینش سیاسی به سر میبرند و نظام سلطه آنان را مشغول دنیا پرستی کرده است.
اما روش غیر مستقیم به کار برده شده برای معرفی مسلمانان به عنوان دشمن، بسیار هوشمندانه در حال اجراست .
این روش به دو دلیل به کار میرود. اول این که این روش، عمل مستقیم را تقویت میکند یعنی فرد در کنار این که به وی میگویند مسلمانان خطرناک اند به شیوه های غیر مستقیم هم همین فرض را به وی القا می کنند تا این خشونت در فرد تثبیت شود وگر نه روش مستقیم مقطعی است و طی گذر زمان از بین میرود. علت دیگر این روش، آشنایی کودکان با این مسئله است .چرا که کودک هنوز توانایی درک این مسائل را ندارد به همین جهت این مسئله را در ساده ترین مباحث در ذهنش ثبت میکنند. و از همه مهم تر ذهن کودک به شدت تاثیر پذیر است و به راحتی هر نمادی را در خودش ثبت خواهد کرد. طبق گفته جناب کلبرگ، کودکان چون نمیتوانند این مسائل را تحلیل کنند به همین دلیل هرچه به آن ها القا میشود را ثبت خواهدن کرد.
قبلا در نقد نارنیا گفتیم که رنگ سبز بر اساس دکترین جناب فرانسیس فوکویاما رنگ منجی در شیعه است .و البته نماد مسلمانا هم هست . به همین جهت در برخی فیلم ها و بازی های ویدئویی، نماد سبز را به عنوان نماد دشمن به ذهن خواننده القا شده است به عنوان مثال در این روش غیر مستقیم :
برای کودکان کارتونی ساختند به نام "کسپر" که یک روح خوب آبی است (درمورد رنگ آبی در مطالب گذشته توضیح داده شده ) و البته طرف بد داستان کسپر در برخی از قسمت ها موجودی سبز رنگ است . همان طور که در عکس نیز مشخص است؛ رنگ سبز در این جا به عنوان نماد دشمن در ذهن فرد قرار میگیرد.
و دوباره برای همین گروه سنی بازی ویدئویی بسیار جذابی ساخته میشود به نام "پرندگان عصبانی" در این بازی بسیار جذاب، بازیکن باید به وسیله پرندگان خوک های سبز را نابود کند. بسیار جالب است که اصلا هیچ خوکی درجهان به رنگ سبز نیست و به این دلیل خوک را به رنگ سبز درآورده اند که خوک جز کثیف ترین حیوانات است و نماد سبز به کار رفته در آن به معنی وحشی و بد نشان دادن نماد شیعه و اسلام است .
کم کم که کودک بزرگ تر میشود وی را با چنین بازی هایی مشغول میکنند. بازی هایی جنگی که هدف، دشمنان سبز اند:
این پروژه غیر مستقیم تا حدی جلو میرود که نماد یکی از گروه های بد ماجرا در چندگانه هری پاتر، به شکل مار سبز است . جالب اینجاست که نماد مار اساسا متعلق به خود ماسون هاست اما در اینجا به رنگ سبز به نمایش در آمده و البته گروه گریفیندور که یک گروه خوب است؛ نمادش شبیه به نماد حکومت بریتانیای سلطه گر است .
در دو فیلم نارنیا و آلیس هم که دو فیلم در حوزه آخرالزمان غربی به شمار میاید باز هم نماد سبز به کار فته به طوری که در فیلم آلیس در لحظه ای نماد خوک سبز از جلوی چشم آلیس گذر میکند
در این فیلم تنها به اشاره کوچکی به نماد سبز شده اما در فیلم نارنیا اساسا هدف نابودی نیروی سبز است به شکلی که این نیرو را به صورت یک مه سبز نشان داده که در حال نابودی مردم است :
اما شاید یکی از جدی ترین تهدید ها و تخریب هایی که تا به امروز ما در صنعت بازی ها دیدیم، بازی "Generals" باشد . اصولا بازی های ویدئویی تاثیر بیشتری نسبت به فیلم ها دارند چرا که ممکن است یک بازی بار هاو بار ها توسط کاربر اجرا شود. بازی جنرال، یکی از پر ترفدار ترین بازی ها در سبک استراتژیک است.که همواره از سوی برخی از گروه های نیمه حرفه ای به روز میشود. درقسمت استوری یا داستان بازی دشمنان به رنگ سبز اند و GLA نام دارند . این دشمنان که باز هم نماد مردمان خاور میانه یا مسلمین اند در استوری بازی همیشه به رنگ سبز اند حتی در تیتراژ آغازین بازی نشان داده شده که چندین نیروی GLA سبز، از پس چند تانک تیم USA و China بر نمی آیند.
در این بازی پر طرفدار، جدی ترین مبانی جنگ علیه مسلمین به کار گرفته شده . به عنوان مثال بد جلوه دادن ساختمان های سنتی و مساجد مسلمین. مثلا در ورژن کنترا این بازی از درون یکی از ساختمان های گنبدی شکل که شباهت فوق العاده ای به مسجد دارد؛ موشک اسکات با کلاهک بمب هسته ای شلیک میشود . در این جا هم مساجد به عنوان نماد خشونت معرفی شده است :
گروه GLA نمادش شبیه به چشم است. در این جا هم باز ردی از پروژه ماسونر نشان دادن به چشم میخورد
اما مهم ترین چیزی که در این بازی نشان داده شده تروریست نشان دادن مسلمانان است به شکلی که در جای جای این بازی افراد دشمن به صورت انحاری به بازیکن حمله میکنند. البته در بازی "c&c tiberium wars" هم که به شکلی ادامه این بازیست؛ باز هم دشمنان انحاری اند و نماد های مسلمین را دارا هستند.
تمام این مطالب به منزله گوشزدی است برای ما تا در کنیم که امروز برای ما مسلمین، دام های بزرگی پهن کرده اند. آنان برای رسیدن به هدفشان بسیار بسیار زحت میکشند. ای کاش همه ما مسلمین قدری مانند این شیاطین زحمت میکشیدیم تا اینقدر مجبور نشویم مطالبی از این دست بنویسیم و پروژه های دشمن را فاش کنیم . امثال این مطالب به ما میخواهد بگوید که تنها عامل انتشار چنین مطالبی غفلت ما بوده است . اگر ما غفلت نمیکردیم دیگر نیاز به این همه روشنگری نبود.
به علت مهم بودن یک پروژه مجبوریم در این مطلب هم یادی از این پروژه احتمالی بکنیم که حواستان را به تاریخ 2011.11.11 بیشتر معطوف کنید .




به نظر میرسد 'افسانه جادوگر' عنوان هوشمندانه ای است که برای فیلم سینمایی 'کارآموز استاد ساحر' برگزیده شده است تا حساسیت های احتمالی در خصوص پخش این اثر را به حداقل برساند.






















































یک روانپزشک، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم کردن دانست و افزود: میتوان کودک را از یک سری امتیازات مثل تماشای برنامههای تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال کننده و… محروم کرد.
امام ساجدان علی بن الحسین(ع) در رساله جامع حقوقی خود، که سند پرافتخار و گرانسنگ معارف ناب شیعی است، به بیان حقوق مختلفی که بر عهده فرد مسلمان است، می پردازد. آن بزرگوار حقوق فرزندان و خردسالان را در کانون توجه خویش قرار داده، والدین را با مسئولیت خطیرشان آشنا می سازد. حساسیت و ظرافت موضوع، امام ساجدان را بر آن داشت تا در منشور حقوقی اش دو بخش را، با عنوان های«حق الولد» و«حق الصغیر»، به حقوق فرزندان و خردسالان اختصاص داده، راهنمای تربیتی والدین باشد و شیوه های مطمئن و ره توشه های تربیتی ماندگار را فرا روی آنان قرار دهد.
















بيست و دو سال بي تو گذشت و امروز خاطرات جانسوز روزي را در ذهن مرور مي كنم كه همه يكپارچه گوش بوديم براي شنيدن نامت و پيامي كه پيام آور ديدار ما با تو باشد. 















کودکان خیابانی

معاون سازمان بهزیستی اعلام كرد ؛ 2 میلیارد تومان برای كودكان خیابانی


























در طرح غربالگری و جمع آوری معتادان از سوی سازمان بهزیستی، گزارشی مبنی بر وقوع یک کودک آزاری در منطقه ای از مشهد به پلیس اعلام شد.



















اینجا آفریقاست، غربش! جایی که نفت و منابع معدنی از دل دهکدهها به خارج پمپاژ شده اما در کنار آن فقر، بخصوص از نوع فرهنگی، مخرج مشترک زندگی مردمان بی نوایی است که تنها زورشان به کودکانشان میرسد و بس.























































يک کودک فلسطيني ساکن شهر الخليل در جنوب کرانه باختري از روشهاي وحشيانه شکنجه صهيونيستها پرده برداشت و گفت که صهيونيستها با استفاده از کابل ضخيم بدن وي را کبود و زخمي کردند.
