يار ياران

ماده‌انگاري در منابع ماسوني

 

«سلامي ايشينداغ» در كتاب خود با عنوان الهاماتي از فراماسونري مي‌نويسد:

 كل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غيرزنده از اتم ساخته شده‌اند. بشر جز اجتماعِ اتفاقيِ اتم‌ها نيست. موازنة جريان الكتريسيته ميان اتم‌ها، بقاي موجودات زنده را تضمين مي‌كند. با از ميان رفتن اين توازن مي‌ميريم، به خاك بازمي‌گرديم و به اتم‌ها تبديل مي‌شويم. يعني ما همه از ماده و انرژي ساخته شده‌ايم و به ماده و انرژي بازمي‌گرديم. گياهان از اتم‌هاي ما استفاده مي‌كنند و همة موجودات، از جمله ما انسان‌ها از گياهان استفاده مي‌كنيم. همه چيز يك ماهيت دارد، اما چون مغز ما از ساير موجودات تكامل يافته‌تر است، صاحب هوشياري و شعور است. اگر به نتيجه روان‌شناسي تجربي نظر كنيم درمي‌يابيم آزمايش سه‌گانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتيجة كاركرد متوازن سلول‌هاي قشايي مغز و هورمون‌هاست.

… علم اثبات‌گرا پذيرفته است كه هيچ چيز از هيچ به وجود نيامده و هيچ چيز نابود نمي‌شود. در نتيجه مي‌توان گفت نيازي نيست بشر نسبت به هيچ نوع قدرتي احساس قدرشناسي و تعهد كند. جهان مجموعة انرژي است كه نه آغازي دارد و نه پاياني. در اين مجموعه همه چيز متولد مي‌شود، نمو مي‌كند و مي‌ميرد، اما مجموعه هيچ‌گاه نابود نمي‌شود. تنها اشيا تغيير مي‌كنند و تبديل مي‌شوند. حقيقتاً چيزي به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغيير و تبديل دائمي حاكم است. نمي‌توان چنين سؤال بزرگ و راز جهاني را به كمك قوانين علمي تشريح كرد. توضيحات غيرعلمي نيز چيزي جز توصيفات خيالي، تعصبات و عقايد باطل نيستند. بر مبناي منطق و علم اثبات‌گرا، صرف‌نظر از جسم مادي، روحي وجود ندارد.

نظريات بالا را مي‌توانيد در كتب متفكران ماده‌گرايي چون ماركس، اِنگلس، لنين، پوليتزر، ساگان و مانِد بيابيد.

 ايشينداغ چنين ادامه مي‌دهد:

مي‌خواهم بعضي اصول و حقايق مورد تأييد فراماسون‌ها را به اختصار بيان كنم: براساس اصول ما حيات از يك سلول آغاز مي‌شود و در نتيجه تغيير شكل و نمو سلول انسان به وجود مي‌آيد. ماهيت و هدف اين وجود را نمي‌توان درك كرد. زندگي از آميزش ماده و انرژي آغاز مي‌شود و به آن خاتمه مي‌يابد. اگر معمار بزرگ كائنات را به عنوان حقيقتي والا، افق بي‌پايان خوبي و زيبايي، اوج تكامل و عالي‌ترين مقام و كمال مطلوب انسان بپذيريم و اگر آن را مجسم نكنيم، شايد خود را از تعصب درامان نگه داشته باشيم.

ماسوني كه تحت تعليم اين اصول و عقايد قرار گرفته وظيفه دارد مردم را تربيت كند … و به نيابت از مردم و حتي بدون تمايل آنها كار خود را انجام دهد.

 

فلسفه فراماسونري

خاستگاه فراماسونري اصول اعتقادي الحادي است. مفاهيم و علائم پنهان آن، اين موضوع را مورد تأييد قرار مي‌دهند. به همين سبب اصول آن با مذاهب توحيدي در تعارض است. «مايكل هاوارد»، مورخ آمريكايي در نوشته محرمانه‌اي كه مخصوص ماسون‌هاي عالي‌رتبه است مي‌نويسد:

چرا مسيحيت منتقد فراماسونري است؟ پاسخ اين سؤال در «رموز» فراماسونري نهفته است. اگر اين رموز در دسترس عموم قرار گيرد براي كساني كه از فلسفة آن مطلع نيستند قابل درك نخواهد بود. در حقيقت احتمال اينكه بسياري از اعضاي لژها نيز معناي رموز را درك كنند، پايين است. در محفل دروني فراماسونري، درميان كساني كه به درجات بالاي سازمان رسيده‌اند، ماسون‌هايي وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پيش از ميلاد مي‌دانند كه از اعصار پيشين به تواتر به آنها منتقل شده است.

ماسون‌هاي عالي‌رتبه دانش خاص خود را از ساير اعضا مخفي نگه مي‌دارند.

 ماسون اعظم، «نكدت اجران» در اين باره مي‌نويسد:

بعضي ماسون‌ها گمان مي‌كنند فراماسونري نوعي سازمان نيمه‌مذهبي ـ نيمه‌خيريه است كه در آن مي‌توانند ارتباطات اجتماعي پسنديده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌اي ديگر فكر مي‌كنند هدف فراماسونري اين است كه انسان‌هاي خوب را خوب‌تر كند. باز عده‌اي گمان مي‌كنند فراماسونري محل شخصيت‌سازي است. به طور خلاصه كساني كه با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نيستند، معناي نمادها و تماثيل را به اين شكل درك مي‌كنند.

فراماسونري و اهداف آن براي آن عده اندكي از ماسون‌ها كه قادرند عميقاً در آن وارد شوند كاملاً متفاوت است. فراماسونري يعني دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ يعني واگذاردن راه و رسم زندگي كهنه و ورود به يك زندگي جديد باشكوه‌تر و اصيل‌تر … در پس رمزگرايي ساده و ابتدايي فراماسونري، دسته‌اي مكاشفات قرار دارند كه به ما كمك مي‌كنند به زندگي روحاني و عالي دست يابيم و به رموز هستي خود پي ببريم. بنابراين در اين زندگي روحاني، دستيابي به روشنگري ماسوني امكان‌پذير مي‌شود. تنها در اين صورت است كه مي‌توان به طبيعت و شرايط رشد و تكامل در آن پي برد.

 

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبی یان بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. همچنین منشا افسانه ای این جنبش( داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه

مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.

مخالفان در ایران

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیاد گرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسمائیل رایین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می‌افزایند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.

فراماسونری و هولوکاست

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است. مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین 80000 تا 200000 نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.

 

منشأ فراماسونری/نحوه ی اوج گیری فراماسونری

 فراماسونری عمده ی تعلیمات خود را از حکومت مصر باستان کسب کرده است، هر چند تعالیم اندکی نیز از بقیه ی حکومت های الحادی فراگرفته است.

 شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند، به قرار زیرند:

 1 – نقوش اهرام، مجسمه های ابوالهول و همچنین نوشته های هیروگلیف در سراسر لژها و نشریات ماسونی به چشم می خورد.(3)

 2 – دعاهایی که فراماسون ها می خوانند، مملو از عبارات مصری است که در زمان فراعنه استفاده می شد. برای نمونه: (مَعَت نِب مِن آ، مَعَت بَ آ = بزرگ است استاد فراماسونری ، بزرگ است روح فراماسونری) (4)

 3 – یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد « چشم جهان بین :All seeing eye » است که به صورت یک هرم و چشم در انتهای آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است.(5) 

pic 2

pic 2

4 – « ستاره ی شش گوش » علامت و نماد بحث برانگیز فراماسونها.(6) 

pic 3

pic 3

این علامت در افکار عمومی به عنوان نماد «یهودی ها» شناخته شده است و به آن « ستاره ی داوود » یا « مهر سلیمان » هم می گویند؛ ولی در حقیقت این نماد هم جزء نمادهای الحادی بوده که بر اساس تفکرات الحادی مصر باستان ساخته شده است و نماد تعادل طبیعت بین زن و مرد، طبع سرد و گرم، الهه های ماه و خورشید و…. است. البته علامت مذکور در مکتب های الحادی دیگر، مانند هندوییسم و دیگر مکتب های شرقی نیز با مفاهیم مشابهی به کار می رود. برای مثال در تفکر مصر باستان، از امتزاج قدرت خدایانIsis و Osiris، تعادل در عالم خلقت ایجاد شده است.

 5 – علامت آنخ (Ankh) که نماد Isis است و در لژهای ماسونی به کار می رود.(9) این علامت امروزه به عنوان سمبل جنس زن و نشانه ی فمینیست ها (Feminists) نیز به کار می رود.(10) 

pic 4

pic 4

6 – ستون سنگی با نوک هرمی (Obelisk): این نماد که نماد زایندگی و باروری در مصر باستان بوده است، در بناهای ماسونی متعددی به کار رفته است.(11) 

pic 5

pic 5

توجه کنید که Obelisk ها دقیقاً به شکل فوق می باشند و به صورت ستون سنگی منشوری شکل هستند که سطح مقطع مربعی دارند و در انتهای آن ها نیز همیشه هرم وجود دارد. بنابراین بناهایی که ویژگی های فوق ر نداشته باشند، Obelisk محسوب نمی شوند. برای درک بهتر این مطلب به اشکال زیر توجه فرمایید: 

pic 6

 

همان گونه که دیدیم، منشاء فراماسونری به زمان مصر باستان و فراعنه باز می گردد. سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه این تعالیم به آمریک و اروپای این دوران راه پیدا کرد و چگونه اوج گرفت؟

 با مرور در سیر فراماسونری خواهیم دید که عامل گسترش، بنی اسرائیل بوده است. ترتیب وقایعی که به اوج گیری فراماسونری منجر شدند، عبارتند از :

 1 – افول قدرت مصر و نابود شدن فرعون به دنبال رسالت حضرت موسی (ع).(12)

 2 – مهاجرت بنی اسرائیل از مصر به فرمان خد به همراه حضرت موسی (ع) و ساکن شدن آنان در صحرای سینا.(13)

 3 – گوساله پرستی بنی اسرائیل و سپس بازگشت مجدد به دین خدا: به دنبال تأخیر چند روزه ی حضرت موسی (ع) که برای دریافت پیام خدا، به کوه طور رفته بودند، بنی اسرائیل شروع به پرستش گوساله ی سامری کردند و حضرت موسی پس از بازگشت، این گوساله ر از بین بردند و بنی اسرائیل دوباره خداپرست شدند.(14)

 4 – پس از درگذشت حضرت موسی(ع)، پیامبران دیگری نیز به سمت قوم بنی اسرائیل فرستاده شدند که هیچکدام قدرت حضرت موسی(ع) را نداشتند، در نتیجه قوم بنی اسرائیل به تدریج شروع به ترویج تعالیم ماسونی مصری کردند. در واقع عده ای از آنان قبلاً این تعالیم را در مصر فراگرفته بودند.(15)

 5 – ترویج تعالیم ماسونی در بین بنی اسرائیل و اضافه شدن تعالیم شرک آمیز فلسطینیان باستان (نه اعراب فلسطینی) به تعالیم مصری و شکل گیری تعالیم مختلط با نام کابالا (Kabbalah=Cabbalah=Qabalah).(16)

 6 – حکومت حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) در اوج قدرت بنی اسراییل و توقیف وسایل جادوگری توسط حضرت سلیمان (ع).(17)

 7 – وفات حضرت سلیمان (ع) و تهمت جادوگری به حضرت سلیمان (ع) از جانب مردم بنی اسراییل.(18)

 8 – ادامه ی ترویج کابالا (Qabalah) توسط کاهنان معابد.(19)

 9 – تسخیر اورشلیم به دست رومیان: به این ترتیب بنی اسرائیل توانائی حکومت بر خود را از دست دادند و تحت سلطه ی رومیان درآمدند.

 10 – ظهور حضرت عیسی(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان.

 12 – فتح اورشلیم به دست ایرانیان.

 13 – باز پس گیری اورشیلم توسط رومیان.

 14 – فتح اورشلیم به دست مسلمانان. از آن پس نام آن شهر به « بیت المقدس » تغییر یافت.

 15 – جنگ های صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان.

 16 – در پی اشغال قدس توسط صلیبیان، بسیاری از شوالیه ها و سربازان در قدس ساکن شدند. عده ای از این شوالیه ها، مأمور نگهبانی از معابد مخصوصآً معبد موسوم به معبد سلیمان شدند که اینان شوالیه های معبد نامیده می شدند. در نتیجه ی این مجاورت و نزدیکی شوالیه ها ب کاهنان یهودی معبد موسوم به معبد سلیمان، آنان به تدریج تعالیم ماسونی را از یهود یاد گرفتند.(20)

 17 – بازپس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان و فرار صلیبیان و شوالیه های معبد به اروپا.(21)

 18 – با فرار شوالیه های معبد، تعالیم ماسونی کابال توسط همین شوالیه ه به اروپا راه یافت.(22)

 19 – به دلیل ماهیت تعالیم کابالا و مغایرت آنها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه های معبد برآمد و بسیاری از آنها را اعدام کرد.(23)

 20 – مهاجرت شوالیه ها به اسکاتلند (در آن زمان پادشاه اسکاتلند از واتیکان تبعیت نمی کرد) و شروع ساخت اولین لژ فراماسونری مخفی در اروپا ب نام لژ « وال بیلدرز » یا « لژ کهن اسکاتلند » که امروزه نیز به فعالیت خود ادامه می دهد و از جمله قویترین و مهمترین لژها در اروپای امروز نیز می باشد.(24)

 21 – آغاز فعالیت رسمی ماسون ها در اروپا با ساختن لژهای متعدد در قرن 18. با کم رنگ شدن نقش و قدرت مذهب در قرن 18، فراماسونه فعالیت رسمی خود ر آغاز کردند. به تدریج با کاهش سختگیری واتیکان و توسعه ی پروتستانیسم در اروپا، فراماسون ها فعالیت خود را افزایش داده و لژهای زیادی را در سراسر اروپا ساختند؛ البته تمام آداب و رسوم فراماسونها کماکان مخفی و پنهانی صورت می گرفت. زیرا تفکر اکثر مردم اروپا در آن زمان مذهبی بود و در صورت علنی شدن عقاید فراماسونری، حیات این لژها به خطر می افتاد.

 22 – با استقلال آمریکا در سال 1789، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.

 23 – تأسیس سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال 1945.

 24 – شکل گیری اسرائیل در سال 1948 به عنوان آخرین بازوی اجرایی فراماسونری.

 25 – در سیر تاریخی فراماسونری و روند پیشبرد اهداف، به سال 2006 می رسیم.و تشکیل حکومت نیل تا فرات سلیمان و استارت برای پروژه های (Apocalypse = آخرالزمان، و Armageddon = جنگی که صهیونیست ه ادع می کنند جنگ آخرالزمان است.) که این پروژه ها موقتاً!!!! ناتمام مانده است.

 

« نشانه های ماسونی جام جهانی 2010 »



حتی با خوشبینانه ترین حالت و مساحمه فراوان شاید بتوان همه  اینها را اتفاقی دانست اما درباره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت ""Jahbulon که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسون ها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon   که تلفظ فارسی آن " یه بال آن "می شود را می پرستند.

اگر در طرح های مثلثی منقوش بر روی توپ این بازی ها که حرف و حدیث زیادی نیز درباره آن بوجود آمد اندکی دقت بفرمایید متوجه خواهید شد که روی بدنه توپ سه هرم آیرودینامیک طراحی شده که در کنار هر ضلع آن یازده مثلث یا هرم کوچکتر قرار دارد که مجموعا در اطراف هر مثلث بزرگ 33 مثلث یا هرم کوچک جای می گیرد، که اشاره به دو عدد فوق مقدس ماسون ها یعنی یازده و سی و سه دارد! (اعداد نه، یازده، سیزده و سی وسه اعداد مقدس ماسون ها هستند و در این میان 11 از اهمیت ویژه ای برخوردار است). برای طراحی این توپ از یازده رنگ استفاده شده و همان طور که مستحضر هستید خود آرم شرکت آدیداس از جمله آرم های ماسونی معروف به شمار می رود. لذا حرف و حدیث هایی که درباره توپ بوجود آمد تنها وسیله ای برای متمرکز کردن توجهات بر روی توپ این بازی ها بود که در پس پرده تفکرات و اهداف شوم و شیطانی گردانندگان ماسون فیفا را در خود نهان کرده بود!

شاید بگویید این مورد اتفاقی است اما وقتی به این نکته دقت کنیم که بازی ها در روز 11 ژوئن آغاز و دقیقا 11 ژولای پایان می یابد (ماههای ششم و هفتم میلادی که جمعشان 13 می شود) ماجرا اندکی مشکوک تر می شود!

حتی با خوشبینانه ترین حالت و مساحمه فراوان شاید بتوان همه  اینها را اتفاقی دانست اما درباره عبارت "Jabulani" که در زیر آرم آدیداس نقش بسته چه توضیحی می توان داد؟ در حالی که این واژه بسیار بسیار به عبارت ""Jahbulon که نام خدای شیطانی ماسونهاست شباهت دارد. گفتنی است ماسون ها در درجات بالای سازمان و همچنین شبکه ایلومیناتی موجودی به نام Jahbulon   که تلفظ فارسی آن " یه بال آن "می شود را می پرستند. که ترکیبی از سه خدا یعنی یعنی "یهوه" (خدای یهودیان)، "بعل" (خدای باستانی بین النهرین) و "آن" (همان اوسیریس خدای مردگان در مصر باستان ) است. در واقع یهودیان سامری نسب (نه موحدان معتقد به تورات حقیقی ) که در دو منطقه مصر و بین النهرین زندگی کرده بودند این خدایان پاگانیستی را وارد در دین جدید نمودند و با این تحریف بزرگ ، خدایی ترکیبی ساختند و فراماسونری نیز که بی شک فرزند نامشروع یهودیت صهیونیزم است آنرا به ارث برده است!

"Jabulani" نام یکی از 11 زبان زنده در آفریقای جنوبی است(باز هم 11) و در توضیحی دیگر آن را واژه ای از زبان Zulu  دانست که به معنای شادی کردن است! ایا واقعا توپ جام جهانی جای درج کلمه ای از یکی از 11 زبان آفریقای جنوبی است؟

بر روی توپ این بازی ها طرح جام جهانی 2010 نیز نقش بسته است (تصویر فوق). اگر خوب به آن توجه فرمایید در گوشه بالا سمت راست آن شاهد سر پرنده ای هستید که بدون هیچ توجیهی در این لوگو جای گرفته است !!

در واقع این پرنده نماد "هروس" خدای شیطانی و اسطوره ای ماسونهاست (فرزند ایزیس و اوزیریس) که او را با حضرت مسیح برابر می دانند و حتی بی شرمانه مسیح را الگوی خود ساخته، یهودیان از هروس تلقی می کنند و پیامبری ایشان را زیر سوال برده و این نبی الهی را دروغ گو  می دانند!

گفتنی است در میان ورزشگاه های کشور افریقای جنوبی که برای جام 2010 ساخته شدند ورزشگاهی شبیه به "چشم" نیز وجود دارد و نکته جالب تر اینکه نام آن "MOSES" یا همان "موسی" است.

                     

این همه اصرار بر خدایان پاگانیستی و الحادی و اشاره به آنها به هر طریق و در هر کجای ممکن از سوی ماسونها با چه هدفی صورت می گیرد؟ مگر نه اینکه ماسون ها در جایی نمادگرایی نمودند بلافاصله فتنه ای بزرگ را در ادامه طراحی و اجرا نمودند؟ ما باید در جام جهانی و پس از آن منتظر چه باشیم؟

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت ولی عصر (عج الله تعالی و فرجه الشریف )که صد البته نزدیک است.

 

«پروژه ماسونر نشان دادن اسلام جدی است»



حدود 400 سال پیش تشکّل فراماسونری به شکل آشکار در برخی از لژ ها مانند وال بیلدرز آغاز به فعالیت کرد. اما این فعالیت آشکار به معنای نشان دادن ساختاری نظام فراماسونری نبود بلکه تنها اعلام موجودیت کرد و تمام نماد ها و راز های خود را همچنان پنهان نگه میداشت .

در سال 2007 به واسطه استراتژی کوه یخ (iceberg strategy) کم کم برخی راز های خود را فاش کرد تا به چند هدف برسد .

یکی از اهدافی که آنان از طرح علنی کردن فراماسونری می خواهند به آن برسند؛ منتسب کردن برخی از نماد ها به مسلمین است. تا آنجا که ما مشاهده کردیم ظاهرا این پروژه در حال تکمیل شدن است . 

کل مطلب را در سه عنوان بررسی میکنیم :

1- ماسونر نشان دادن اسلام

2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان) 

3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها


بررسی : 

1- ماسونر نشان دادن اسلام 

 برای رسیدن به این هدف، باید مسلمانان را به واسطه نماد "چشم چپ" که نماد دجال است؛ ماسونر نشان داد . چیزی که مشاهده کردیم این طور نشان داد که نماد چشم چپ که متعلق به دجال است؛ در عموم فیلم ها فردی این نماد را داراست که طرف بد ماجراست به عنوان مثال : 


در کارتون "استرو بوی" (Astro Boy) محصول 2009 آمریکا، نماد چشم چپ را کسی داراست که طرف بد ماجراست و رنگ او قرمز است  :

در این تصویر شهردار، به واسطه چشم چپ و هرم، شکل هرم و چشم را میسازد :


در تصویر بعدی که همان شهردار که در کالبد یک ربات رفته است؛ چشم راستش کور میشود :

تصویر بعدی متعلق به یک فیلمی است که از شبکه تهران پخش شده است؛ در این فیلم یک موجود سبز که طرف بد ماجراست تک چشم است :

هم چنین در فیلم اسپایدرویک که بارها از تلویزیون ما پخش شده، نماد چشم چپ را کسی دارات که طرف بد ماجراست . و در فیلم های متعدد دیگر باز همین نماد دیده میشه . پس میتوان احتمال داد که شاید این حرکت برای نشان دادن خروج دجال (ضد مسیح ) از طرف مسلمانان است . از آنجایی که دشمن اصلی آنان مسمانان خصوصا شیعیان اند و در تصویر بالا دیدیم که نماد چشم چپ را منتسب به موجودی سبز منتسب کرده بود؛ با این تفاسیر آنان در حال نشان دادن نماد دجال یا ضد مسیح به مسلمانان اند که نشان دهند که فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ آرمگدون، دجّال است .


این پروژه تا حدی جلو رفت که در فیلم ارباب حلقه ها از نماد چشم آن هم در دست یک جادوگر به نام سارامون، به عنوان نمادی شیطانی یاد شد :



و نکته قابل تامل تر شباهت عجیب سارامون به شیخ یاسین،  بنیانگذار جنبش مقاومت اسلامی فلسطین است ( ایشان در سال 2004 توسط اسرائیل ترور شدند) و در این سه گانه به روشنی در حال القای فرض مذکور است ( البته این تشابه چهره در وبسایت های انگلیسی زبان هم نشان داده شده بود) :



و به همین دلیل است که در قسمت سوم ارباب حلقه ها، برجی که بر بالای آن چشم قرار داشت تخریب میشود چرا که آن برج نماد اسلام و تفکر اسلامی بود و در جنگی که در حقیقت جنگ آرمگدون بود، نابود شد . 


و از طرف دیگر موجودات یک چشم غالبا موجوداتی خوب و دوست داشتنی اند :

عروسک های المپیک 2012 لندن :

غفلت ما حد و مرز ندارد. بارها و بارها سه گانه ارباب حلقه ها از سیما پخش شده اما ظاهرا هیچ کسی در خود سازمان متوجه تفکر نهان درون فیلم نشده بود. ما نشسته ایم و غفلت وجود مارا فرا گرفته است و مثلا به چنین شرکت هایی اسرائیلی مجوز رسمی فعالیت میدهیم :


2- ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی ایران (مرکز بیداری جهان)

 پروژه بعدی و خطرناک نظام سلطه فراماسون نشان دادن ایران اسلامی است. این پروژه به واسطه باز شدن و آگاهی عموم مردم درمورد فراماسونری و نماد ها به حدی خطرناک شده که اگر مسئولان مربوطه دیر اقدام کنند؛ پروژه به ثمر خواهد نشست . 

در این پروژه، سعی بر آن شده که نظام اسلامی ایران نظامی تحت تفکر فراماسون ها جلوه کند . به همین دلیل اول باید عموم مردم از فراماسونری و نماد ها آگاهی یابند؛ بعد نظام ایران ماسونر نشان داده شود. به همین جهت آشنایی با فراماسونری خود به مشکلی برای امثال ما بدل شده که اگر نویسنده های مطلب آگاه نباشند؛ ضربه ای اساسی به نظام خودشان وارد کرده اند. به همین جهت همواره در برخی مطالب از اساس قرار گیری نماد ها در ایران (که همین فرض است) پرده برداشتیم .

آنان هنگامی که دیدند نمیتوانند از راه های نظامی حتی دیپلماتیک جلوی ایران بایستند، تصمیم به تخریب نرم ایران گرفتند که یکی از این روش ها فراماسون نشان دادن ایران، کانون بیداری جهانیست. در پروتکل های صهیون آماده که برای آن که حکومت بر مردم جهان را در دست بگیریم باید جهان را دو قطبی کینم تا عده ای در قطب 1 قرار بگیرند و عده ای دیگر در قطب 2 . و از همه مهم تر این که ما باید هر دو قطب را در دست داشته باشیم. به عبارت دیگر تز و آنتی تز متعلق به خودمان باشد و در ظاهر این دو قطب مخالف هم باشند . نمونه کوچک این عمل 2 قطب دموکرات و جمهوری خواه در ایالات متحده آمریکاست که در ظاهر مخالف هم اند و یقینا در باطن از یک نظام مخفی (دولت سایه) هدایت میشوند. (جالب اینجاست که خود مردم هم در یک نظرسنجی که گرفتیم فرض هدایت آمریکا به واسطه دست پنهان راتایید کرده اند ).

آنان در حال ماسونر نشان دادن نظام ایران اند که بیان کنند که این نظام هم به اصطلاح "دستش با ما در یک کاسه است" یا همدست ماست و قتی چنین فرضی را مردم باور کنند حمایت خود را از نظام برخواهند داشت و نظام به آسانی سقوط خواهد کرد. اما تفکر امام خمینی آنقدر قوی بود که هنگامی که خواستند اعلام موجودیت کنند فرمودند که " نه شرقی نه غربی" یعنی نه بولک شرق که تحت سلطه کمونیست، و نه بلوک غرب که تحت سلطه امپریالیسم و لیبرالیسم بود.و هر کشوری که از بلوک شرق بیرون می آمد در دام غرب می افتاد و بلعکس. بنابراین هدف امام حکومت اسلامی بود. امام دیدشان آنقدر وسیع بود که میدانستند بلوک شرق و غرب در حقیقت با هم همدست هستند و به همین جهت بود که آن سخن معروف را فرمودند. 

بنابراین برای ماسونر نشان دادن ایران ابتدا دست بر روی امام خمینی (ره) گذاشتند و گفتند که ایشان یک ماسون است! چراکه زمان ورود وی به ایران 9 و 33 دقیقه بوده . این فرض تا حدی جلو میرود که متاسفانه در اخبار های صدا وسیما و دیگر رسانه ها نیز بیان میشود که امام در زمان مذکور وارد ایران شده است . اما حقیقت چیز دیگری است زمان ورود امام خمینی (ره)، 9 و 27 و 30 ثانیه بوده . (به آرشیو روزنامه های آن زمان راجعه کنید) 

متاسفانه باز هم در اخبار و دیگر رسانه ها اخیرا به امام خمینی (ره) میگویند " معمار کبیر انقلاب " حال آن که در نظام فراماسونری به ماسون درجه 33 میگویند معمار بزرگ یا کبیر . چقدر ما غافلیم ؟ 

بعد از مراسم 14 خرداد  سال پیش که روز ارتحال امام خمینی (ره) بود؛ عکس هایی هوایی از حرم امام منتشر شد که واقعا تعجب برانگیز بود. 

در عین ناباوری مشاهده شد که اطراف حرم امام، چهار هرم ساخته شده است . البته سازنده گفت که منظور ما از ساخت این بنا هرم نبوده بلکه خیمه بوده چرا که بنا راس مربعی دارد. اما مشخص است که اگر کسی بخواهد نمادی را در جایی قرار دهد به یک باره نماد هرم و چشم را قرار نمیدهد. صبر میکند تا نماد به اصطلاح خیمه عادی شود آن هنگام است که کم کم ساخت هرم را شروع میکند. 

البته برخی درمورد این هرم های ناقص اینگونه تبیین کردند که " اگر گنبد را نماد اسلام و یا جمهوری اسلامی بدانیم؛ فراماسون ها میخواهند بیان کنند که ما در همه جا حضور داریم در چهار طرفتان"

اندکی آن طرف تر یعنی بهشت زهرای تهران، در نزدیکی قطعه 26 که قطعه شهداست؛ باز هم در کمال غفلت نماد آبلیسک ساخته شده . اگر مطالب را دنبال کرده باشید حتما میدانید که آبلیسک نماد چیست!

اما به کارگیری این نماد آن هم در این جا تا حدی بد است که مثلا فرض شود که در میان کشته شدگان اسرائیلی پرچم ایران باشد . این نماد در اینجا در حقیقت اوج تخریب مقام شهداست . تا کی باید غفلت کرد ؟

باز هم اندکی آن طرف تر در کنار نمای بیرونی ایستگاه مترو "حرم مطهر" نماد چشم دیده میشود :



چندی پیش مطلبی تحت عنوان " نماد های فراماسونری در ایستگاه مترو امام خمینی (ره)" در این گروه منتشر شد که بعد از درج مطلب در خبرگزاری فارس، مسئولان مترو بلافاصله نماد ها را برداشتند. همین اقدام ماسونر نبودن کشور را به اثبات میرساند. چرا که هیچ دولت ماسونری هرگز اقدام به نابودی نماد ها نخواهد کرد.

پروژه بعدی ماسونر نشان دادن رئیس جمهور وقت یعنی آقای احمدی نژاد بود. و توطئه یهودی جلوه دادن ایشان که بیان کنند ایشان در خدمت اسرائیل است و همچنین چند عکس از ایشان منتشر شد که بیان کنند ایشان فراماسون است اما با هوشیاری سایت وعده صادق دروغ این ادعا فاش شد (لینک مربوطه

پروژه ماسونر نشان دادن جمهوری اسلامی تا حدی پیش رفت که چندی پیش پرده از حقیقت نمای جدید میدان انقلاب تهران کنار رفت و ستاره معروف هگزاگرام یا صهیون در آن دیده شد . حتما میدانید که این ستاره نه متعلق به یهود است و نه حضرت سلیمان (ع) این ستاره از ابزار های جن گیری و دیگر اعمال شیطانی به کار میرود و الان هم که نماد ستاره صهیون است .بنابر این واقعا تعجب برانگیز است که این ستاره آن هم در میدان انقلاب که نماد قبلی آن تصویری از امام خمینی (ره) بود به کار رود. همین ستاره  آن هم در این میدان مهم تهران خود به ابزاری برای ماسونر نشان دادن نظام مان بدل شده . که امیدواریم سریع تر نمای میدان انقلاب را اصلاح کنند. 


کم کم که سطح اطلاعات افراد از فراماسونری افزایش یافت و عکس هایی از ساختمان های مهم در اینترنت منتشر شد که نماد های فراماسونری به وضوح در آن به کار رفته بود.

به عنوان مثال چندین ماه پیش عکس هایی منتشر شد که نشان داده شده بود که ساختمان مجلس شورای اسلامی دارای چند نماد ماسونی است . یکی از این نماد ها ظاهر خود ساختمان است که شبیه به هرم است و از بالا نماد گونیا و پرگار بر آن منطبق است . دیگر نماد به کار رفته در این ساختمان تعداد پنجره های بزرگ آن است که ۱۳ عدد است و تعداد پنجره های کوچک ۲۰ عدد است که با جمع پنجره های بزرگ تعداد آن به ۳۳ عدد میرسد. ۱۳ و ۳۳ درست است که از اعداد مقدس ماسون هاست اما در این جا معنی بسیار مهمی میدهد.

توجه داشته باشید که ۱۳ در لژ های ماسونی تعداد سال هایی که یک ماسون اشراف زاده یا شاه زاده باید  بگزراند تا به مقام ماسون اعظم یا معمار بزرگ برسد و ۳۳ تعداد سال هایی است که یک فرد عادی باید بگذراند تا به مقام ماسون اعظم برسد . بنابراین به کار بردن ۱۳ و ۳۳ در این بنا به معنای لژ بودن این بناست آن هم بنایی که در آن قرار است برای یک کشور قانون وضع کنند. 
اما حقیقت درمورد این بنا آن است که قرار بوده در زمان محمد رضا پهلوی ساختمان جدید مجلس ساخته شود و طراح اصلی این بنا ماسون های فرانسوی بودند. که با انقلاب اسلامی ایران تمام پروژه های آنان برای ایران نقش بر آب میشود. و البته با غفلت مسئولان وقت آن زمان این بنا که نقشه آن موجود بوده ساخته میشود.

دشمنان ما از همین ساختمان برای ماسونر نشان دادن ایران استفاده کردند. امیدواریم مسئولان آگاه شوند و تغییراتی در این بنا ایجاد کنند که از این حالت بیرون آید.

یکی دیگر از فرض هایی که دشمنان میتواند از آن برای ماسونر نشان دادن نظام ایران استفاده کنند آرم شبکه خبر است . بار ها همکاران ما در مطالب خودشان به مسئولان مربوطه شبکه خبر گفتند که آرم را از حالت فعلی خودش دربیاورید اما ظاهرا صدای ما به ایشان نرسیده . 

آرم نسبتا جدید شبکه خبر که حدود یک یا دو سال پیش طراحی شده بود با به کارگیری مثلث متحرک پشت آن لحظه ای به شکل مثلث و چشم یا هرم و چشم در میاید .همان نمادی که از نشانه های دجال است . 

مطلب عجیب تر در مورد این آرم این است که مثلث در حدود 9 ثانیه طول میکشد تا از سمت چپ آرم به سمت راست باز گردد و حدود 11 ثانیه طول میکشد تا دوباره از سمت چپ نمایان شود. چرا هر دو 9 ثانیه یا 11 ثانیه طول نمیکشد ؟ چرا عدد 9 و 11 آن هم در آرمی که لحظه ای نماد هرم و چشم دیده میشود؛ به کار رفته ؟

البته ای کاش غفلت شبکه خبر تا این حد بود . شماره - ظاهرا - روابط عمومی این شبکه هم بسیار جالب است .

بار ها به طور مستقیم و غیر مستقیم به ایشان گفتیم که سعی کنید شماره را تغییر دهید اما راه به جایی نبرد. 

شماره این شبکه 22013911 است . 22 اول شماره پیش شماره آن منطقه در تهران است . اما چرا 13 ، 9 و 11 در آن به کار رفته ؟ جدی اتفاقی بوده ؟ و چرا 9 و 11 در کنار هم به کار گرفته شده ؟ عدد 911 از ترکیب دو عدد مقدس ماسون هاست که عددی مهم به حساب میآید و نماد 911 را بسیار به کار برده اند. این عدد در حقیقت عدد پرش از خداست . کابالیست ها معتقد اند که عدد خدا 10 است بنابراین شمارش 9 و 11 بدون محاصبه 10، عدد پرش از خدا تلقی میشود. دقیقا 911 روز بعد از حادثه برج های تجارت جهانی در ماه 9 و روز 11، انفجار هایی در مادرید اتفاق می افتند. شماره 911 در آمریکا یک شماره ای مثل 110 در ایران است . که هنگامی که با این شماره تماس میگیرد به مشکلات شما رسیدیگی میکنند. شماره ای که نماد امانیست است و به اصطلاح آنان خدا را با این شماره حذف کرده اند. 

به هر حال امیدواریم مسئولان این شبکه آگاه شوند .

برخی دیگر از نماد هایی که متاسفانه در ایران در حال انتشار است؛ معماری وحشتناک شهر ها خصوصا تهران است صرف معماری وحشتناک و درهم این بناها، در اغلب خانه ها در تهران شاید بتوان گفت از هر 10 خانه بافت جدید حد اقل یک خانه دارای نماد های ماسونی است . مثلا در تصویر پایین نماد دروازه شیطان را مشاهده میکنید که نگارنده مطلب حد اقل روزی ده ها خانه میبیند که این نماد در آن ها به کار رفته است .

چندی قبل هم تصاویری از سوی همکاران ما منتشر شد که نماد ستاره صهیون را بر روی سطل های زباله شهر مشهد به کار گرفته شده بود . این مصادیق کوچک تنها برای نشان دادن آن است که دشمنان تا کجا ها میخواهند نماد های خود را در کشور ما به کار ببرند تا نظام ما را فراماسونری جلوه دهند . البته یاد آور میشویم که افرادی که چنین بناهایی یا نماد هایی را به کار میبرند 99 % نمیدانند که این ها به چه معنیست . و تنها دست پنهانی است که از خارج از ایران این جریان را کنترل میکند.




چند ماه پیش هم در کتاب های کوچکی که در اتوبوس های شرکت واحد تهران است، نماد چشم در یک مطلبی که درباره پیامبر (ص) بود دیده شد .



تمامی این مطالب و مصادیق آن به خاطر این بود که نشان دهیم دست پنهان فعال دشمن دانای ما تا کجا آماده است .اگر واقعا به این نظام ایمان داریم؛ باید نگذاریم چنین چیزهایی در سطح کشور رشد کنند. بار ها نگارنده مطلب در فضاهای دیگر سایبری مشاهده کرده است که عده ای فریب خورده، از همین مطالب سوء استفاده کرده اند و نظام ما را ماسونر جلوه دادند. و در قسمت نظرات آن مطلب هم برخی این دروغ ها را باور کرده اند . به همین دلیل به مسئولین مربوطه میگوییم که مراقب این جریان در کشور باشند و هشیار باشند که به همین سادگی دشمن با غفلت ما میتواند ضربه هایی به کانون بیداری اسلامی وارد سازد 


3- خطرناک نشان دادن مسلمین با نماد ها

 پروژه جدی و خطرناک نظام سلطه، دشمن معرفی کردن مسلمانان خصوصا شیعیان به طور مستقیم و غیر مستقیم به جهانیان است . 

روش مستقیم این توطئه، دروغ پردازی ها نسبت به مسلمین است مثلا بیان میکنند که حادثه برج های تجارت جهانی به دست مسلمانان ایجاد شده .در حالی که این یک خودزنی از سوی شیاطین یا دولت مردان اصلی (پشت پرده) آمریکایی بود. و یا مناطقی را بمب گذاری میکنند و یک گروهک دست پرورده آمریکایی به نام القاعده مسئولیت بمب گذاری را به عهده میگیرد که البته وانمود میکنند که مسلمان اند. و نظام سلطه به واسطه فیلم ها و بازی ها یا به عبارت کلی رسانه هایش، مسلمین را وحشی، دشمن و نابودگر معرفی میکنند. که البته بسیار هم موفق بوده اند  چرا که مردم غربی در کم ترین بینش سیاسی به سر میبرند و نظام سلطه آنان را مشغول دنیا پرستی کرده است. 

اما روش غیر مستقیم به کار برده شده برای معرفی مسلمانان به عنوان دشمن، بسیار هوشمندانه در حال اجراست . 

این روش به دو دلیل به کار میرود. اول این که این روش، عمل مستقیم را تقویت میکند یعنی فرد در کنار این که به وی میگویند مسلمانان خطرناک اند به شیوه های غیر مستقیم هم همین فرض را به وی القا می کنند تا این خشونت در فرد تثبیت شود وگر نه روش مستقیم مقطعی است و طی گذر زمان از بین میرود.  علت دیگر این روش، آشنایی کودکان با این مسئله است .چرا که کودک هنوز توانایی درک این مسائل را ندارد به همین جهت این مسئله را در ساده ترین مباحث در ذهنش ثبت میکنند. و از همه مهم تر ذهن کودک به شدت تاثیر پذیر است و به راحتی هر نمادی را در خودش ثبت خواهد کرد. طبق گفته جناب کلبرگ، کودکان چون نمیتوانند این مسائل را تحلیل کنند به همین دلیل هرچه به آن ها القا میشود را ثبت خواهدن کرد. 

قبلا در نقد نارنیا گفتیم که رنگ سبز بر اساس دکترین جناب فرانسیس فوکویاما رنگ منجی در شیعه است .و البته نماد مسلمانا هم هست . به همین جهت در برخی فیلم ها و بازی های ویدئویی، نماد سبز را به عنوان نماد دشمن به ذهن خواننده القا شده است به عنوان مثال در این روش غیر مستقیم : 

برای کودکان کارتونی ساختند به نام "کسپر" که یک روح خوب آبی است (درمورد رنگ آبی در مطالب گذشته توضیح داده شده ) و البته طرف بد داستان کسپر در برخی از قسمت ها موجودی سبز رنگ است . همان طور که در عکس نیز مشخص است؛ رنگ سبز در این جا به عنوان نماد دشمن در ذهن فرد قرار میگیرد.


و دوباره برای همین گروه سنی بازی ویدئویی بسیار جذابی ساخته میشود به نام "پرندگان عصبانی" در این بازی بسیار جذاب، بازیکن باید به وسیله پرندگان خوک های سبز را نابود کند. بسیار جالب است که اصلا هیچ خوکی درجهان به رنگ سبز نیست و به این دلیل خوک را به رنگ سبز درآورده اند که خوک جز کثیف ترین حیوانات است و نماد سبز به کار رفته در آن به معنی وحشی و بد نشان دادن نماد شیعه و اسلام است .

کم کم که کودک بزرگ تر میشود وی را با چنین بازی هایی مشغول میکنند. بازی هایی جنگی که هدف، دشمنان سبز اند:

این پروژه غیر مستقیم تا حدی جلو میرود که نماد یکی از گروه های بد ماجرا در چندگانه هری پاتر، به شکل مار سبز است . جالب اینجاست که نماد مار اساسا متعلق به خود ماسون هاست اما در اینجا به رنگ سبز به نمایش در آمده و البته گروه گریفیندور که یک گروه خوب است؛ نمادش شبیه به نماد حکومت بریتانیای سلطه گر است .

در دو فیلم نارنیا و آلیس هم که دو فیلم در حوزه آخرالزمان غربی به شمار میاید باز هم نماد سبز به کار فته به طوری که در فیلم آلیس در لحظه ای نماد خوک سبز از جلوی چشم آلیس گذر میکند

در این فیلم تنها به اشاره کوچکی به نماد سبز شده اما در فیلم نارنیا اساسا هدف نابودی نیروی سبز است به شکلی که این نیرو را به صورت یک مه سبز نشان داده که در حال نابودی مردم است :

اما شاید یکی از جدی ترین تهدید ها و تخریب هایی که تا به امروز ما در صنعت بازی ها دیدیم، بازی "Generals" باشد . اصولا بازی های ویدئویی تاثیر بیشتری نسبت به فیلم ها دارند چرا که ممکن است یک بازی بار هاو بار ها توسط کاربر اجرا شود. بازی جنرال، یکی از پر ترفدار ترین بازی ها در سبک استراتژیک است.که همواره از سوی برخی از گروه های نیمه حرفه ای به روز میشود. درقسمت استوری یا داستان بازی دشمنان به رنگ سبز اند و GLA نام دارند . این دشمنان که باز هم نماد مردمان خاور میانه یا مسلمین اند در استوری بازی همیشه به رنگ سبز اند حتی در تیتراژ آغازین بازی نشان داده شده که چندین نیروی GLA سبز، از پس چند تانک تیم USA و China بر نمی آیند. 

در این بازی پر طرفدار، جدی ترین مبانی جنگ علیه مسلمین به کار گرفته شده . به عنوان مثال بد جلوه دادن ساختمان های سنتی و مساجد مسلمین. مثلا در ورژن کنترا این بازی از درون یکی از ساختمان های گنبدی شکل که شباهت فوق العاده ای به مسجد دارد؛ موشک اسکات با کلاهک بمب هسته ای شلیک میشود . در این جا هم مساجد به عنوان نماد خشونت معرفی شده است :

گروه GLA نمادش شبیه به چشم است. در این جا هم باز ردی از پروژه ماسونر نشان دادن به چشم میخورد

اما مهم ترین چیزی که در این بازی نشان داده شده تروریست نشان دادن مسلمانان است به شکلی که در جای جای این بازی افراد دشمن به صورت انحاری به بازیکن حمله میکنند. البته در بازی "c&c tiberium wars" هم که به شکلی ادامه این بازیست؛ باز هم دشمنان انحاری اند و نماد های مسلمین را دارا هستند.

تمام این مطالب به منزله گوشزدی است برای ما تا در کنیم که امروز برای ما مسلمین، دام های بزرگی پهن کرده اند. آنان برای رسیدن به هدفشان بسیار بسیار زحت میکشند. ای کاش همه ما مسلمین قدری مانند این شیاطین زحمت میکشیدیم تا اینقدر مجبور نشویم مطالبی از این دست بنویسیم و پروژه های دشمن را فاش کنیم . امثال این مطالب به ما میخواهد بگوید که تنها عامل انتشار چنین مطالبی غفلت ما بوده است . اگر ما غفلت نمیکردیم دیگر نیاز به این همه روشنگری نبود.

به علت مهم بودن یک پروژه مجبوریم در این مطلب هم یادی از این پروژه احتمالی بکنیم که حواستان را به تاریخ 2011.11.11 بیشتر معطوف کنید .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1390ساعت 13:12  توسط   | 

همایش ملی شهدای بصیرت

همایش ملی شهدای بصیرت

 

 

 

اين‎جا شيعه‎بودن حرام است

«پاراچنار»، غزه‎اي در همين نزديكي

 در گوشه‎اي از اين دنيا و در منطقه‎اي به نام پاراچنار ممكن است هرلحظه جلوی درِ خانه‎تان يك مين سبز شود و پای‎تان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينه‎اي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است. در پاراچنار گويي جمهوري اسلامي كوچكي شكل گرفته است. مردم اين منطقه خود را فرزندان انقلاب اسلامي مي‎دانند و هروقت نام رهبري می‎آید، چنان منقلب می‎شوند که قابل وصف نیست. اما گويا در پاراچنار دست همه دشمنان شيعيان در يك كاسه است تا مقاومت شيعيان را بشكنند؛ از آمريكا و اسرائيل گرفته تا عربستان و سرويس‎هاي اطلاعاتي بسياري از كشورهاي ديگر.

پاراچنار كجاست؟ «پاراچنار» نام منطقه‎ای است در پاکستان که در محاصره طالبان است و اگر چاره‎ای برای آن اندیشیده نشود، سرنوشتی همچون غزه در انتظار آن‎جاست. در پاراچنار حكم مرگ شيعه را امضا كرده‎اند؛ غافل از آن‎كه شيعه پيوندي ناگسستني با خون دارد. مردم ایران شاید ندانند در نقطه‎ای از جهان، مردمی با سربند «یاحسین» به جهاد می‎روند و دیوارهاي مساجد را با عکس‎های امام (رحمت‎الله‎عليه)، شهید بهشتی، شهید همت، شهيد آويني، شهید مطهری و... تزیین می‎کنند. و مردم ايران شايد ندانند این منطقه در پاکستان به «ایران کوچک» معروف است.

پاراچناري‎ها چگونه با انقلاب آشنا شدند؟ شهيد سيدعارف حسين الحسيني از شاگردان امام خميني (رحمت‎الله‎علیه) بعد از انقلاب اسلامي رهبري شيعيان پاكستان را بر عهده داشت. او در نجف با امام خميني ‎(رحمت‎الله‎عليه) آشنا شد. شهيدحسيني به‎خاطر حضور سرسختانه‎اش در مبارزات عليه رژیم بعث حاکم بر عراق، از این کشور اخراج شد و به قم آمد. اما او در ايران هم دست از مبارزه نكشيد و مشارکتش در مبارزات علیه رژيم پهلوی، موجب اخراجش از ايران شد. سيدعارف حسين الحسيني در سال ۱۳۶۳ با حكم امام (رحمت‎الله‎عليه) به‎عنوان نماینده ايشان در پاکستان منصوب شد و در جایگاه رهبری شیعیان پاکستان قرار گرفت. منشأ انقلابی‎شدن مردم منطقه پاراچنار، اقدامات شهید حسینی است. او سرانجام در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷، در شهر پیشاور هدف گلوله قرار گرفت و شهيد شد. پيكرش در روستای «پیوار»، از توابع پاراچنار به خاك سپرده شد كه اكنون مهم‎ترین زیارتگاه شیعیان پاکستان است.

آغاز ماجرا پاراچنار از سال ۲۰۰۷ در محاصره طالبان و هم‎پیمانان بومی آن قرار گرفته است. اوایل اهل‎سنت هیچ مشکلی با طالبان نداشتند، اما بعد از مدتي آن‎ها هم از كارهاي طالبان به ستوه آمدند.

پس از آن‎که طالبان از جنوب به شمال -‎یعنی پاراچنار ‎- منتقل شد، شیعیان تحت فشار قرار گرفتند. طی چندين درگیری، صدها تن از شخصیت‎های

سهيل كريمي با بيان اين‎كه پاراچناري‎ها رهبر ما را رهبر خودشان مي‎دانند و در همه کوچه‎ها و بازار‎هاي‎شان عکس امام (رحمت‎الله‎عليه) و رهبري (مدظله‎العالي) نصب شده، اظهار داشت: بزرگ‎ترين افتخار براي پاکستاني‎ها اين است که ويزا بگيرند و بروند عربستان کار کنند. اما براي پاراچناري‎ها عار است که چنين کاري کنند. بزرگ‎ترين افتخار براي پاراچناري‎ها اين است که بيايند ايران و کار کنند و پول حلال دربياورند

برتر شيعيان توسط طالبان به شهادت رسيدند. اما از آن‎جايي‎ که شیعیان زیر بار سلطه نرفتند، طالبان دسیسه‎هایی را توسط برخي از طرفدارانش به راه انداخت. در آخرين اقدام طالبان، به‎دنبال اهانت وهابیون به مقدسات شیعیان كه در قالب يك راهپیمایی علیه امام حسین (عليه‎السلام) و در تأیید یزید به تاريخ ۱۲ ربیع‎الأول (آوریل ۲۰۰۷) صورت گرفت، شیعیان به نماینده سیاسی دولت مراجعه کرده و خواستار توقف این اقدامات شدند و ضرب‎الأجلي پنج‎روزه را براي پيگيري دولت مشخص كردند. پنج روز بعد كه مصادف هفدهم ربيع‎الأول و روز ولادت حضرت رسول (صلي‎الله‎عليه‎وآله‎وسلم) بود، شيعيان با ملاحظه عدم پيگيري دولت درباره اهانت‎هاي طالبان، دست به تجمع مقابل يكي از مساجد دشمنان زدند و سلفي‎ها كه منتظر چنين فرصتي بودند، از مناره‎هاي مسجد شروع تيراندازي كردند و همچنين شهر را هم خمپاره‎باران كردند. شيعيان هم با مشاهده چنين وضعيتي، به يك‎باره «ياعلي» گفته و آن‎ها را از شهر بيرون كردند.

سهيل کریمی كه سال گذشته براي ساخت مستندي به پاراچنار رفته و سه هفته را در پاراچنار سپري كرده بود، محل جنايت طالبان در حمله مذكور را ديده و می‎گوید: اگر این مناره‎ها را ببینید، متوجه می‎شوید که هیچ دلیلی برای ارتفاع بسيار زياد آن‎ها و نيز وجود دريچه‎هاي آن‎ها نيست. اين مناره‎ها صرفا براي كار نظامي اين‎گونه طراحي شده و حكم يك برج ديده‎باني را دارد.

حتما ادامه مطلب را بخوانید



:. ادامه مطلب .:
 

ناتو سياست‌هاي سايبري خود را متحول مي‌كند

 

ناتو در پي ايجاد اصلاحات و تغيير سياست هاي خود در حوزه سايبري و پدافند سايبري است.

سايت "هاست اكسپلود " در گزارشي به قلم "خورخه بنيتز " نوشت، جلسه اي با حضور وزراي دفاع ناتو در تاريخ 8 و 9 ماه ژوئن در بروكسل برگزار شد. از تصميمات اتخاذ شده در اين جلسه مي‌توان به نسخه اصلاح شده سياست ناتو در موضوع پدافند سايبري اشاره كرد.

* دستاوردهاي اين جلسه: گزارشي خلاصه و مطرح شدن 2 سوال

در گزارش اوليه اين جلسه، اطلاعات كمي در ارتباط با اين نسخه اصلاح شده سياست گذاري ارائه داد و اينكه چگونه اين سياست مي‌تواند راهكاري هماهنگ در حوزه پدافند سايبري را براي كشورهاي هم پيمان ايجاد كند؛ راهكاري كه با تمركز برروي روش‌هاي صريح، مشخص و نوين، و براي پيشگيري از تهديدهاي سايبري ترويج شود. اكنون اين حقيقت فاش شده است كه 2 سوال اساسي توسط وزراي شركت كننده در جلسه مطرح شد كه اين سياست را به چالش كشيد: ناتو مي‌خواهد از چه چيزي دفاع كند و برنامه اين سازمان براي اينكار چيست؟

* معاون دبيركل ناتو درخصوص چالش‌هاي امنيتي توضيح مي‌دهد

ايده پدافند سايبري ناتو كه در مارچ 2011 به تصويب اعضا رسيد مبناي گفتگو و سرآغاز توسعه سياسي است. معاون دبيركل "بخش چالش‌هاي امنيتي، "جيمي شيا "خلاصه‌اي از دست آوردهاي اخير ناتو ارائه مي‌دهد: "سياست نوين به ناتو كمك خواهد نمود تا سريع تر و بهتر از شبكه‌هاي كامپيوتري خود محافظت نموده و همياري بهتري در تمام سه حيطه حياتي امنيت سايبري با هم پيمانان و شركاي خود داشته باشد. 3 حيطه مذكور شامل جلوگيري از حملات سايبري، مبارزه و كاهش اثر آنها، مساعدت به كشورهاي آسيب ديده به منظور بازسازي و ترميم سريع سيستم‌هاي اطلاعاتي شان است. سياستي كه دستاوردي عظيم براي ناتوست. "
دبير كل ناتو نيز اظهار داشت: "اگر بگوييم حملات سايبري شكل جديدي از مبارزات ممتد و نرم هستند اغراق نكرده ايم. "

 

چه کسانی به نوروز طعم کابالا می دهند

 
به نظر میرسد 'افسانه جادوگر' عنوان هوشمندانه ای است که برای فیلم سینمایی 'کارآموز استاد ساحر' برگزیده شده است تا حساسیت های احتمالی در خصوص پخش این اثر را به حداقل برساند.

 

واقعیت از تخیل عجیب تر است! شاید این جمله مارک تواین نویسنده شهیر آمریکایی در نگاه اول نوعی اغراق ادبی قلمداد شود. اما پخش برخی فیلمهای خاص از شبکه های رسانه ملی عجایب شگف انگیزی را باور پذیر کرده است. تصور کنید برخی مسؤولین رسانه ملی جمهوری اسلامی ایران که از اساس برای حرکت در جهت تفکر ایرانی- شیعی ضد امپریالیستی- صهیونیستی سازمان یافته است اقدام به آموزش باطنی ترین تعالیم مکاتب یهودی و آنگلوساکسان بنماید و جوانان مخاطب خود را به بهره گیری از این تعالیم برای کشف راه آینده دعوت کنند. این تصور عجیب و شگفت انگیز به دست مسؤولین تهیه فیلم های خارجی شبکه سه سیما تحقق یافته است.

 

نماد تک چشم سمت چپ به خوبی در طراحی پوستر فیلم استفاده شده است

 

روز 5 فرودین ماه 1390 شبکه سه سیما اقدام به پخش فیلم سینمایی نمود که به طور مستقیم و آشکار به دست گروه های سرشناس صهیونیستی در سینمای آمریکا تولید شده است تا مخاطبان نوجوان خود را با میراث پیشامسیحی کیمیاگری یهودی و علوم غریبه کابالایی آشنا نماید و اقبال به سوی آنها را به عنوان گنجینه ای شایسته برای بازتعریف زندگی معنوی و مادی پیشنهاد کند.
The Sorcerer's Apprentice محصول 2010 آمریکا و کمپانی والت دیزنی است. ترجمه عنوان فیلم "کارآموز استاد ساحر" می باشد ولی احتمالاً برای کاهش حساسیت هایی که میتوانست مانع پخش فیلم شود از عنوان " افسانه جادوگر" برای معرفی فیلم استفاده شده است.
درسال 2000 دیوید استاتلر 10 ساله که در منهتن نیویورک زندگی میکند به طور تصادفی وارد یک فروشگاه عجیب عتیقه فروشی می شود. او در آنجا حوادث عجیبی می بیند. آقای بالتازار ( با بازی نیکلاس کیج) جادوگر هزار ساله و صاحب مغازه از ورود دیوید استقبال میکند و به او اسراری را درباره انگشتر ساحری و بازگشت مورگانها بازگو مینماید. دیوید که گیج شده است شاهد خروج مردی پلید به نام هوروات از درون کوزه کوچکی می شود. هوروات و بالتازار درگیری سختی را با هم انجام می دهند. در اوج درگیری بالتازار از دیو میخواهد که انگشتر ساحری را پیش خود نگه دارد چرا که او موهبتی طبیعی دارد و ساحر آینده و یک مرلینی واقعی خواهد بود. بالتازار و هوروات نیز در درون کوزه زندانی میشوند. کسی حرفهای دیوید را درباره حوادث فروشگاه مرموز باور نمی کند.
سال 2010 است و دیوید اکنون 20 ساله شده است. او دانشجوی موفق رشته فیزیک است هرچند که گه گاهی همچنان دچار تخیلات و رفتارهای احمقانه میشود. کوزه مرموزی که بالتازار و هوروات در آن زندانی هستند در خانه پیرمرد عتیقه دوستی قرار دارد. سال موعود فرار رسیده است و زندان جادویی کوزه به روی آنها باز میشود. هوروات و بالتازار از شاگردان مرلین بوده اند. مرلین جادوگر خوب و مشهوری بوده که در قرن هشتم زندگی میکرده است. هوروات در همان زمان با زن جادوگر پلیدی به نام مورگان پیمان می بندد. مرلین و شاگردانش روح مورگان را در خمره عروسکی شکلی که در واقع یک زندان ساحری است زندانی می کنند. اما هوروات قصد دارد با شکستن طلسم خمره و آزادسازی مورگان قدرت دوباره او را در زمین حاکم کند. بالتازار به دیوید توضیح میدهد که تنها اوست که میتواند مانع این حادثه ناگوار شود چرا که او مرلینی برتر است و برای این کار پیش از هر کاری باید درس های ساحری را فرا بگیرد. دیوید هرچند نگران و ترسو است ولی ترجیح می دهد برای هیجان هم که شده چیزهای بیشتری از جادوگری بیاموزد. زیرزمین یکی از ایستگاه های متروک مترو به عنوان کلاس درس انتخاب میشود و بالتازار آموزش تعالیم ساحری به دیوید را آغاز می کند. دیوید در چند سطح ابتدا تاریخ سحر و ساحری و سپس نسبت سحر با علم و هنر را می آموزد و در پایان با شگردهای کنترل طبیعت و نیروهای آن آشنا می شود. او در نهایت موفق میشود با ترکیب تعالیم جادوگری با دانش خود از فیزیک شگردهای جدیدی خلق کند. در شب موعود و آزادسازی مورگان، او در قالب بدن ورونیکا ظاهر میشود. ورونیکا همسر بالتازار بوده است که هزار سال پیش بدن او توسط مورگان تسخیر شده است. بالتازار با فداکاری بدن خود را به جای بدن ورونیکا تسلیم مورگان می کند. روح مورگان از بدن بالتازار نیز خارج شده و با کالبد خود ظاهر می شود و قدرت جادوئی اش را باری نابودی دیوید به کار می گیرد. اما در نهایت دیوید با مهارت جادویی- علمی خود او را برای همیشه از بین می برد. دیوید دوست دختری قدیمی به نام بکی دارد که در تمام مراحل همراه اوست و موفقیت نهایی دیوید نیز مدیون کمک و همراهی بکی است.

معرفی میراث سلسله کیمیاگران کابالای اروپا به عنوان رهبران آیندههرچند ژانر فیلم تداعی گر تخیلی بودن داستان است ولی ارجاعات صریح و روشنی در فیلم وجود دارد که محتوای آن را به دنیای واقعی و جریانهایی که اکنون در سطح جهانی با آن مواجهیم پیوند میزند. بالتازار عمری هزار ساله دارد. کنت سنت ژرمن یک کیمیا گر یهودی و کابالیست شهیر قرن هجدهم است که از سوی محافل فرقه ای گوناگون و پیروانش برای او عمر چند هزار ساله و همزمانی با عیسی ناصری تبلیغ می شود.

کنت سنت ژرمن کیمیاگر کابالیست هزار ساله که درفیلمهای متعدد شخصیت معادل دارد.

 

او به جادو تسلط کامل داشت. او همچنین عضو فراماسونری لژ سفید در فرانسه بود. گفته می شود او نیز به کالج جادوگری بریتانیا که در آکسفورد تأسیس شده بود رفت و آمد داشته است. جوزف بالسامو، کنت سنت ژرمن، پاراسلسوس و نوستر آدامی از جمله کیمیاگران و جادگران کابالیست قرون میانه و اوایل دوره جدید هستند که طی سالهای اخیر به شدت در فیلمهای سینمایی هالیوود مورد توجه و تأکید قرار گرفته اند. به طوری که افسانه های موجود درباره علوم باطنی و قدرت و شناخت روحی این افراد به تدریج به باوری عمومی تبدیل شده است. کنت ژرمن در مجموعه هری پاتر نیز مورد اشاره قرار گرفته است. انیمیشن ناین اساساً به ترویج و تبلیغ کتاب و آموزه های پاراسلسوس اختصاص داشت. سریال مرلین نیز که هم اکنون از شبکه بی بی سی در حال پخش است سلسله جادوگری یهودی بریتانیا و فرانسه را به کودکان و نوجوانان معرفی می کند و بسیاری از دیگر فیلم ها و کتابها این جریان را تقویت و پشتیبانی می نمایند.

سریال مرلین در حال پخش از شبکه بی بی سی انگلستان

این سریال ساحر مرلین را به قهرمانی دوستداشتنی برای کودکان تبدیل کرده است


بالتازار شاگرد خلف مرلین بوده است. اکنون دیوید در سال 2010 به عنوان شاگرد برتر این سلسله جادوگری و یک مرلینی واقعی معرفی می شود. مرلین شخصیتی مختص فیلم سینمایی افسانه جادوگر نیست. مشهورترین جادوگر در اساطیر انگلیسی است. در افسانه‌ها او هم‌عصر پادشاه آرتور بوده‌است. جادوگر مرلین تا کنون در فیلمهای و برنامه های تلویزیونی بسیاری به عنوان نمادی از جادوگری سفید و دوست داشتنی یهودی- اروپایی معرفی شده است که از جمله آنها میتوان به مرلین و جنگ اژدهاها محصول 2008 و سریال مرلین اشاره کرد.

تشریح آموزه های کابالیستی و طبیعت شناسی یهودیمعرفی جادوگران یهودی اروپای میانه هیچگاه به اسم و تاریخ آنها محدود نشده است و همواره در میان این داستانها آموزه های کابالیستی و پیشامسیحی فرقه های مخفی یهودی نیز مورد تأکید و تبلیغ قرار گرفته است. بالتازار در دوره فشرده ساحری به دیوید میگوید جادو نه علم است و نه هنر است بلکه هر دوی آنهاست. ایجاد آتش در یک جسم یا تبدیل حرکت منظم مولکولهای ماده به شراره پلاسمایی یک پدیده فراطبیعی نیست بلکه شناخت دقیق تر طبیعت چنین قابلیتی را فراهم میکند. بالتازار برای تکمیل آموزه های ساحری و پیش نیازهای آن از جمله شناخت درونی از خویشتن و توانایی های انسان و شناخت جدید جهان که به ایدئولوژی جدیدی می انجامد، حلقه مرلین را بر روی زمین ترسیم میکند.

طرحی از حلقه مرلین که در کارگاه های تدریس کابالا استفاده دارد. حروف درون حلقه ها با الفبای ماگی است.

 

این حلقه که 6 عنصر اصلی آن با درخت کابالا تناظر مستقیم دارد متأسفانه به صورت کامل از آنتن شبکه سه سیما نشان داده شده و تشریح می شود. حلقه مرلین شامل 6 منطقه مدور و یک منطقه میانی است: مکان-زمان،حرکت،ماده، عناصرچهارگانه،تحول،ذهن و منطقه ممنوعه عشق. حلقه مرلین که از حلقه سه محوری کیمیاگری قرن شانزدهم الهام و کپی برداری شده است، از جمله طرح هایی است که در مدارس کابالا برای انتقال مضامین شبه عرفانی در خصوص طبیعت و هستی از آنها بهره گرفته می شود. توضیحی که در کابالا برای ارتباط طبیعت و فراطبیعت وجود دارد به نوعی انکار ناآشکار خداوند می انجامد.

 

طبیعت که در کابالا معنایی فراتر از عالم ماده می یابد و شامل عوالم موازی فراتر از ماده نیز میشود قوانین خاص خود را دارد و هر تحولی در هستی بر اساس این قوانین صورت می پذیرد. شناخت قوانین حاکم بر جسم و روح انسان و قوانین طبیعت سبب هماهنگی و تسلط انسان بر خویشتن و طبیعت میشود و آنگاه به مقام شبه خدایی دست می یابد. برخلاف آنچه که در عرفان های دینی درباره فنا و ناچیزی عارف نسبت به مبدأ هستی وجود دارد، آموزه های کابالا کارآموز خود را به آنجا می رساند که بپذیرد رسیدن به خداوند به معنای فنای در او نیست بلکه به معنای تبدیل شدن به هستی قدرتمندی همانند اوست که بر باطن طبیعت و بر باطن جوهر خویش اشراف دارد و می تواند قوانین این نظام را به خدمت بگیرد. سحر نیز به عنوان بخشی از این سلوک درونی برای جستجوگری که در پی بالارفتن از درخت دانش در کابالاست حاصل می شود.

طرح موسوم به حلقه نیروهای سه گانه که در طلسم نویسی و توضیح نیروهای طبیعت میان فرقه های یهودی کاربرد دارد.

 

افسانه جادوگر فیلم چندلایه ای نیست که پیام خود را مخفیانه به مخاط منتقل کند. این فیلم به صراحت از ساحری و ساحران به عنوان لایه باطنی حیات اجتماعی در طول تاریخ سخن میگوید و ضرورت توجه به آن را بویژه برای نسلهای آینده مورد تأکید قرار میدهد. تهیه کنندگان فیلم های خارجی شبکه سه سیما با چه انگیزه ای به این سادگی تلاش های فراوان انجام گرفته در رسانه ملی را خدشه دار می سازند؟

ساحر هزارساله معروف به آقای مرلین در کارتونهای دیزنی

 

نیکلاس کیج به عنوان بازیگری که در پروژه های مرتبط با میراث فراماسونری و آموزه های پنهان یهود همواره مشارکت می کند، شهرت چندین ساله دارد. National Treasure، Knowing از جمله دیگر فیلمهایی است که به موضوع مشابه پرداخته است و می کوشد نگاه جدید و مثبتی را نسبت به میراث کابالایی و فراماسونری ایجاد نماید. جالب اینکه جان تورتلتاب کارگردان سینمایی افسانه جادوگر همان کارگردان سینمایی میراث ملی است که به صراحت فراماسونری به ارث رسیده از شوالیه های معبد در جنگهای صلیبی را پشتوانه شکل گیری کشور ایالات متحده آمریکا معرفی می کند و آن را میراثی گرانبها و مقدس به تصویر می کشد.

 

 

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی

 
 

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

در این مطلب میخواهیم به شکل دیگری از ماجرای موجودات فرازمینی بپردازیم. میخواهیم بررسی کنیم که واقعا هدف از مطرح کردن این موجودات توسط رسانه ها چیست؟! چرا اینقدر مبهم آنها را معرفی میکنند؟ چه کسانی و چگونه از مطرح کردن این داستانها سود میبرند؟

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

به نظر شما نظریه پردازانی چون اریک فون دانیکن مستقل عمل میکنند؟ یا فقط آلت دستی برای القای طرز تفکر خاصی هستند؟

در مقاله “پروژه مونارش” مشاهده کردین که بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از فرماندهان، دانشمندان و پزشکان عالی رتبه نازی به آمریکا منتقل شدند و بسیاری از سازمانهای اطلاعاتی امنیتی و پروژه های کثیف و ضد بشری در آمریکا با مشورت و همفکری و همکاری همین فرماندهان و دانشمندان نازی تاسیس شدند.

حال ببینیم نظر برخی سیاستمداران ایالات متحده در مورد موجودات فضایی و نوع دیدگاهشان به این موجودات چگونه است.

رونالد ریگان، فراماسون ۳۳ درجه افتخاری و چهلمین رئیس جمهور آمریکا اغلب در این مورد صحبت میکرد که اگر تهدید بیگانه های فضایی به سیاره ما وجود داشت چگونه کل دنیا دور هم جمع خواهند شد. ریگان در ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۷ در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: “در وسواس فکری ما با مخالفتهای پیش رو، ما اغلب فراموش میکنیم که مردم چقدر با هم متحدند. شاید ما به تهدیدی جهانی و در بیرون زمین نیاز داشته باشیم تا این پیوند مشترک را بشناسیم. من بعضی اوقات فکر می کنم که چگونه تفاوتهای ما در سراسر جهان از بین می رود اگر ما با تهدید بیگانه هایی از خارج از این دنیا مواجه باشیم”. در سخنرانی در اتاقی پر از خبرنگار در کاخ سفید در ۵ می ۱۹۸۸ ریگان گفت: “من اغلب در شگفتم که چه می شود اگر همه ما در جهان پی ببریم که ما توسط یک خارجی، قدرتی از دیگر سیارات تهدید شده ایم. همه ما نبایستی پی ببریم که تفاوتی بین همه ما نیست؟ همه ما نسل بشر، شهروندان جهانیم و نبایستی جهت نبرد با این تهدید خاص با هم متحد شویم؟”. او در سرتاسر زندگیش بارها این ایده را مطرح کرد!

گزارش شده هنری کیسینجر (Henry Kissinger) (از سرشناس ترین استراتژیستهای ایالات متحده) در اجلاس بیلدربرگ در Evians فرانسه در سال ۱۹۹۱ گفته:”امروز، آمریکا خشمگین خواهد بود اگر سربازهای سازمان ملل به منظور برگرداندن نظم وارد لس آنجلس شوند (در اشاره به اغتشاشات سال ۱۹۹۱ لس آنجلس). فردا آنان بینهایت سپاسگزار خواهند بود! این درست است بویژه اگر به آنها گفته باشند که تهدیدی خارجی و از ماوراء وجود داشته است (یعنی هجوم بیگانه ها)، چه واقعی و چه علنا اظهار شده، که موجودیت ما را مورد تهدید قرار داده اند. پس از آن همه مردم دنیا جهت نجات از دست این شیاطین درخواست خواهند کرد. چیزی که هر انسانی از آن میترسد نا شناخته ها است. وقتی با این سناریو اجرا شود، می توان برای تضمین رفاه و خوشی ای که توسط دولتمردان جهان به آنان داده شده، با میل و رغبت از حقوق فردی چشم پوشی کرد”.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

دیوید آیک David Icke، یک محقق و نویسنده، در کتاب معروفش با عنوان “بزرگترین راز” میگوید:

محقق و مدرس یوفو Nono Hayakawa میگوید: این طرح، پروژه پانیک Project Panic نامیده میشود که در آن از تجهیزات با تکنولوژی بالا جهت ایجاد خطاى ادراکى دیدارى تهاجم یوفو استفاده خواهد شد. این به دولتمردان و سازمان ملل بهانه جلب توجه به وضعیت اضطراری جهانی را خواهد داد و همه اختیارات فوق العاده و دستورات اجرایی اجرا خواهند شد.

(صفحه ۴۸۶ کتاب The Biggest Secret)

تقریبا هر فیلم و برنامه تلویزیونی که تا کنون در مورد بیگانه ها یا ماه دیدید، از تولیدات کارگردانی وابسته به فراماسونری است. همه فیلمهای زیر توسط ماسونها ساخته شده اند:

برخورد نزدیک از نوع سوم  (Close Encounters of the Third Kind)، ET، Taken (سریالی به تهیه کنندگی استیون اسپیلبرگ)، بیگانه۱ تا ۴(Alien)، روز استقلال Independence Day، ۲۰۰۱: Space Odyssey، جنگهای ستاره ای، Star Trek، مردان سیاه پوش، From the Earth to the Moon، Apollo 13، War of the Worlds و X-Files.

Gene Roddenberry، سازنده Star Trek، فراماسون ۳۳ درجه مناسک اسکاتلندی است. این جواب این سوال است که چرا شخصیت Scotty و Spock در فیلم Star Trek با دست نشان کابالایی و ماسونی V، تماس گیرنده های هرمی شکل، و دیگر نمادهای فراماسونری را نشان میدهند.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

 

اسم کاپیتان Kirk از واژه Circe گرفته شده و در اسکاتلندی به معنی کلیسا (church) است. پس کلیسا (Captain Kirk) رهبر فضاپیمای اینترپرایز است (Enterprise به معنی سازمانیست که کار یا گروهى از کارهاى مربوط به سایر نقاط جهان را انجام مى دهد، به معنی امر خطیر نیز هست). چه کار جهانی یا امر خطیری را کلیسا دارد رهبری میکند؟! شما فکر میکنید کدام کار یا خطر؟ آیا سندی وجود دارد که واتیکان واقعا روی هر تلسکوپ نجومی و هر رصدخانه ای در دنیا، سرمایه گذاری کرده و آن را کنترل میکند؟ همه یافته ها قبل از اینکه به دست جوامع علمی و عمومی برسد از  واتیکان رد میشود. این به ما چه میگوید؟

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

در عین حال صنایع فیلم و موسیقی ماسونی، ستاره ها، سوپراستارها، خدایان، مشاهیر، مدلها و بتهایی برای پرستش به ما ارائه میدهند

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

George Lucas، سازنده جنگهای ستاره ای نیز فیلمهایش را با نمادشناسی ماسونی تغذیه میکند. Yoda اسم یک معلم ماسونی است (نام کسی که صدای Yoda را در می آورد، Frank Oz است. با دیدن Oz چه چیزی به ذهنتان میرسد؟!). شخصیت jedi از مصر باستان اقتباس شده است.

ایده شوالیه های Jedi و کنفرانس میزگرد از شوالیه های معبد گرفته شده (کنفرانس میزگرد یا round table میز گردی بود که پادشاه آرتور و شوالیه هایش به هنگام جلسات دور آن مینشستند). Skywalker در تقویم مایاها نام سیزدهمین Tzolkien است (تقویم آیینی یا مذهبی مایانها ۲۶۰ روزه بود که Tzolkin نامیده می شد. این تقویم از دوره های ۱۳ روزه تشکیل شده بود که در هر دوره روزها نام و نماد خاص خود را داشتند)، در حالی که نماد آن دقیقا شبیه نمادهای بالای کلاه پروازی لوک است. انکی ها از اناکیم یا پسران اناک در کتاب مقدس می آیند و Darth Vader بدون شک از “Da’ath” در درخت زندگی کابالا می آید. اینگونه تفاسیر رازآلود از فیلمها و برنامه های تلویزیونی هالیوودی به خوبی فهمیده میشوند، ولی آنها عمدا قصد گیج کردن عموم را دارند.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

 

Da’ath یا Da’at در عبری به معنی معرفت و بصیرت و دانایی است و در درخت زندگی کابالا جایی است که همه ده سفیروت در آن با هم متحد می شوند.

به نظر من یکی از اهداف ماسون ها این است که آیین و مناسک خود را با انواع رسانه ها حتی به صورت غیر مستقیم در ناخودآگاه انسان ثبت کنند تا در هنگام لزوم با استفاده از انواع تکنیک ها ضمیر ناخودآگاه بشر را برای هدف خودشان فعال سازند ، نماد گرایی در بین ماسون ها بسیار جایگاه ویژه ای دارد .

Paul Joseph Watson در کتابش با نام Order Out of Chaos میگوید:

از سال ۱۹۷۰ تاکنون، اسپیلبرگ هفت فیلم از ۲۰ فیلم پرفروش برتر جهان را کارگردانی یا تهیه کنندگی کرده است. در سرتاسر دوران فعالیتش ما یک فکر دائم و عقده روحی نسبت به موضوع بیگانه ها، یوفو ها و فضا میبینیم. از “برخورد نزدیک از نوع سوم” در سال ۱۹۷۷ گرفته تا “ET” در ۱۹۸۲، تا “برخورد عمیق Deep Impact ” در ۱۹۹۸٫  همه اینها هجومی خارج از زمین را نمایش می دهند. حتی فیلم “آرواره ها” حاصل برخورد یک شهاب سنگ کثیف و نوری عجیب در آسمان است.

اسپیلبرگ همچنین تهیه کننده اجرایی اکران فیلم مردان سیاه پوش ۲ در جولای ۲۰۰۲ بود، فیلمی که در آن حکومتی مخفی و در سایه از مردم جهان در مقابل تهدید بیگانه ها محافظت میکند. در فوریه ۱۹۹۷ خبری برجسته در صنایع فیلم بریتانیا در گزارشی فاش کرد که اسپیلبرگ و مدیر اجرایی کارهایش DreamWorks ملاقاتی با مقامات عالی رتبه پنتاگون در لس آنجلس داشته اند. مقامات به اسپیلبرگ میگویند “همه چیز را متوقف کن و فیلمی تولید کن که موضوع اصلی آن شامل شهاب سنگ ها و ستاره های دنباله دار باشد”. یک سال بعد Deep Impact در کن بود. این فیلم ستاره دنباله داری را شرح می دهد که در حال برخورد با زمین است و مبارزه برای کسانی که حق ویژه دسترسی به پناهگاههای زیرزمینی را دارند را به تصویر می کشد. این مقامات مسئول پنتاگون چه کسانی بودند و چرا خیلی مشتاق بودند که بیلدربرگ، جهت تولید فیلمی در مورد تهدیدی فضایی، اسپیلبرگ را تامین مالی کنند؟ با آغاز به کار کانال تلویزیونی Sci Fi در سال ۲۰۰۲، سریال کوتاه تلویزیونی ۲۰ ساعته اسپیلبرگ که روی آدم ربایی بیگانگان متمرکز بود، پخش شد. هزینه ساخت این محصول ۱۲۰ میلیون دلار بود که این مجموعه را گرانترین سریال کوتاه تلویزیونی در تاریخ تلویزیون کرد. شما فکر میکنید که اسپیلبرگ تا کنون از این ژانر خسته شده، بلکه کنترل کنندگان نخبه او جهت القاء این نمونه بیگانه ها در اذهان عمومی واقعا متعصبند. (صفحه ۱۷۱ کتاب Order Out of Chaos).

 

مشهور است که استیون اسپیلبرگ در سال ۱۹۹۹ در اجلاس بیلدربرگ حضور داشته (و البته شاید در دیگر سالها). همچنین اظهاراتی وجود دارد که فیلم “کالبد شکافی بیگانه” (Alien Autopsy) و “مصاحبه با بیگانه” (Alien Interview) از تولیدات اسپیلبرگ بودند.

فون دانیکن و خیلی دیگر از نظریه پردازان پیرامون فضانوردان باستانی ویوفوشناسهای  تازه کار را “خاندان راکفلر” تامین مالی و حمایت می کند. خاندان راکفلر از جمله معروف‌ترین خانواده‌های دارای قدرت اقتصادی و سیاسی در آمریکا از بیش از یک قرن پیش تاکنون بوده‌اند. “در مورد خاندان راکفلر حتما تحقیق کنید.”

پوستر ET استیون اسپیلبرگ را به یاد آورید که انگشت خدا در تابلوی نقاشی Sistine Chapel میکلانژ با انگشت یک بیگانه عوض شده بود. این یک عملیات روانی یا Psy-Op است.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

تصویر تجسمی دست خدا در حال زندگی بخشیدن به آدم – اثر میکلانژ

 

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

ما بطور فرضی نسل X هستیم. بیگانه ها، به کسانی که با آنها در ارتباطند (contactees) می گویند که سیاره X انوناکی در ۲۰۱۲ خواهد آمد. کمپانی Fox فیلم The X-Files را بطور منطقی و معقول اطلاعات میدهد و اسراری از بیگانگان را تولید میکند. یک کارمند داخلی دولت فرضی با شناخت  Area51، یوفو ها و بیگانگان، خود را Mr. X مینامد وسعی دارد که از منطقه ی ۵۱ یک مکان رویایی و از یوفو ها و بیگانگان یک حقیقت محض بسازد ، البته در روشی جدید روانشناسانه. او همیشه در تاریکی یا با تصویر مات و صدای اصلاح شده مصاحبه می کند و بطور فرضی همه این اسناد خیلی محرمانه که خوانده است را لو می دهد. آیا این صرفا اتفاقی است؟یا هدف دیگری در کار است؟

 

(Area 51 نامی است که در اسناد رسمی CIA برای یک پایگاه نظامی در بخش جنوبی نوادا استفاده می شود. این منطقه یک فرودگاه بزرگ بسیار محرمانه است. هدف اساسی این پایگاه توسعه و آزمایش هواپیماهای آزمایشی و سیستمهای تسلیحاتی است) قابل ذکر است که امروزه بسیاری از یوفولوژیست ها این منطقه را مکانی برای ارتباط موجودات فرازمینی با دولت مردان مینامند ، وبا استفاده از ایده ی به هم پیوند دادن مطالب صحیح و غلط این مکان را کعبه ی آمال بسیاری از کسانی کردند که با استفاده از انواع رسانه ها تا به امروز سعی در القا نوعی موجودات هوشمند فراسیاره ای در کنار ما داشته اند.[به نمونه ای از این اطلاعات توجه کنید.] قابل ذکر است که این منطقه ی ۵۱ پایگاه نظامی است و بسیاری از کسانی که تحت کنترل رسانه ها موجودات فرازمینی و بشقاب پرنده ها را باور کرده اند حاضر نیستند این نظر را نیز بپذیرند که منطقه ۵۱ میتواند جایگاهی برای آزمایشات و پرواز های تکنولوژی جدید بشر والبته پیشرفته شده از زمان آلمان نازی و قبل از آن در شوروی سابق و ماسون های انگلیس باشد.

 

SETI، سازمان دولتی است که مشغول به “جستجو برای هوش فرا زمینی” یا (Search for Extra-Terrestrial Intelligence) میباشد. این نام بطور ماسونی از روی نام فرعون مصر نامگذاری شده.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

CC مخفف Crop Circles (حلقه های کشتزار) بیگانگان و همچنین CC های موجود روی سطح ماه (عکسهایی از سطح ماه وجود دارد که در آنها حرف C به وضوح مشهود است) رمزی نوشتن عدد ماسونی ۳۳ است (C حرف سوم در الفبای انگلیسی است).

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

فیلم ۲۰۰۱: Space Odyssey استنلی کوبریک ۳۳ سال پیش از ۲۰۰۱ و در ۱۹۶۸ اکران شد. در سال ۱۹۴۷ ظاهرا یک یوفو (بهتر است بگوییم تکنولوژی جدید و مخفی قدرت های جهان ) درArea 51 یا در Roswell در شمال عرض جغرافیایی ۳۳/۳۳ درجه و طول جغرافیایی ۱۰۴ درجه به زمین نشست. قابل توجه دوستان عزیز این منطقه به گونه ای انتخاب شده است که عددنگاری و نماد گرایی ماسونی در آن به چشم میخورد.  بطور جالب توجه عدد ۱۰۴ حاصل ضرب ۳۳/۳۳ در عدد پی (۳٫۱۴۱۵۹) است و عرض جغرافیایی ۳۳/۳۳ درجه دقیقا ۲۰۱۲ مایل است. باز هم قابل ذکر است که داستان پردازی برای موجودات فرازمینی و پشقاب پرنده ها نیاز به کاتالیزوری داشت تا ذهن و افکار بشر را برای قبولاندن موجودی ذی شعور در کنار ما آماده کند.

امروزه ماسون ها بسیار در تلاشند تا با خوراندن اطلاعات ساختگی به مردم جهان نوعی دیگری از توهمات را در انسان ها به وجود آوردند و آن این است که موجودات فضایی فقط با ما یعنی ماسون ها ارتباط دارند ، درحالی که این واقعیت را مخفی ساخته اند که ایده ی وجود موجودات فرازمینی ساخته و پرداخته ی خودشان بوده است.

۵۱ نیز کد گذاری شده EA است. EA در بابل باستان خدای فرزانگی و خرد و حکمت، فرزند Apsu (پدر خدایان) و پدر Marduk (خدای اصلی بابلیان) است . EA همچنین همتراز انکی سومریان است. بنابراین ۲۰۱۲ از همان آغازش، بطور عددی، کد گذاری شده تا در طرز تفکر خاص و هدفمندی را القا نماید که پشت پرده ی آن بدون شک ماسون ها هستند.

همچنین در ۱۹۴۷ دولت ایالات متحده CIA و NSA را تاسیس کرد. همانطور که Jordan Maxwell گفته، عبارات NSA و NASA از NASI یا NAZI گرفته شده.

حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1 حقایق ماسونی پشت پرده موجودات فضایی 2/1

برای القا بیشتر طرز تفکرشان با استفاده از انواع نویسندگان و انواع رسانه ها از جمله تلویزیون ، روزنامه و کتب مختلف و با استفاده از انتخاب هدفمند برخی موضوعات و در کنار آن با کمک برخی افراد در ایجاد ارتباط بین موضوعات مطرح شده تمام تلاش خود را کردند تا طرز تفکرشان را به جهانیان القا کنند. این القا طرز تفکر با انواع روش ها صورت پذیرفت و هم اکنون نیز در حال انجام است ، مطرح کردن ایده ی خدایان فرازمینی ، مطرح کردن ایده ی نوعی نژاد فرا هوشمند کهکشانی ، انتخاب تاریخ نگاری و باستان شناسی هدفمند ، ایجاد سایت ها و کتب به ظاهر مخالف ایده های آنها و سعی در ایجاد نوعی ناهماهنگی میان اطلاعات دیروز و امروز برای ایجاد توهم میان افراد و باوراندن نوعی خاص از هوش در کنار انسان برای پیشبرد اهداف خودشان قابل تامل است!

قابل توجه شما دوستان عزیز به نظر شما وقتی با ریشه یابی بسیاری از موضوعات از جمله موجودات فرازمینی ، یوفو ها و مکان های باستان شناسی به کار گرفته شده و انتخابی آنها برای تحمیل عقاید خود به شما به گروه های مخفی میرسیم نباید تجدید نظری در مطالبی که به ما خورانده میشود داشته باشیم؟!

قابل ذکر است که با نگاهی به اطرافمان و هم کلامی با جوانان و افرادی  که با مباحثی همچون یوفولوژی و تاریخ مرموز فرازمینی ها سرو کار دارند این دیدگاه دیده میشود که کنترل افکار به خوبی صورت گرفته تا باور نژادی فرا انسانی در کنار ما قابل دفاع باشد. بسیاری از دوستان که با چنین موضوعاتی سر و کار دارند به راحتی خام بسیاری از مطالبی میشوند که از یک سری سایت ها ، کتاب ها و شوهای تلویزیونی مهندسی شده و هدفمند وارد میشوند .  تبادل نظر با چنین افرادی که “کننرل ذهن” به خوبی روی آنها صورت گرفته بسیار سخت است چون آنها حاظر نیستند تا مطالبی خلاف مواردی که به آنها تزریق شده را قبول کنند ، حتی حاظر نیستند اندکی روی مباحث فکر کنند .

 

رسانه و فروماسونری

دوستان من..چیزی که بشر از آن رنج میبرد یک هیپنوتیزم گسترده است و بزرگترین ابزار هیپنوتیزم کننده یک جعبه مستطیل شکل در گوشه خانه شماست. از نگاه تاریخی کنترل و اداره نظرات سیاسی سلاح اصلی فراماسونها برای تحت کنترل گرفتن کشورها و دولتها بوده است...(؟!)

1287494648899204_large.jpg 

فراماسونها دریافتند که طرح انها برای تشکیل دولت جهانی کاملاْ منوط به ساختن توده های مردم در برابر دستوراتشان است و در نتیجه از بین بردن موانع اهدافشان و بزرگترین تهدید برای نقشه آنها خطر ذهنی است که بتواند آزادانه فکر کند .

1287497531515355_large.jpg 

-و بزرگترین تهدید برای نقشه آنها خطر ذهنی است که بتواند آزادانه فکر کند و برای از بین بردن این تهدید ماسونها از سلاحی استفاده میکنند که میتوانند در تمام جنبه های زندگی مردم جهان اثر بگذارد و آن درخانه شماست..

plasma-tv.jpg 

 

 

 


 

شستشوی مغزیتان میدهد بدون آنکه خودتان متوجه شوید..هالیوود..مجلات..مواد مخدر..بازیهای رایانه ای..اینترنت..موسیقی و ... !

hypnosis-parasat.jpg 

یک مثال از رسانه برایتان میزنم!!!آیا شما میدانید که آن گنبد زرد رنگی که در تلوزیون و مجلات نشان میدهندمسجدالاقصی نیست؟؟؟؟ اسم آن مسجد فبه الصخره است!!!! و شما چون تصویر آن را فقط از رسانه دیدی فکر میکنید که آن مسجد با گنبد زرد رنگ مسجدالاقصی است!!!در حالی که مسجدالاقصی در نزدیکی آن است (به عکس نگاه کنید)

%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%B5%DB%8C.jpg 

 

وسلاح هایی که علیه شما استفاده میکنند در خانه ی شماست!!!! وشما و کودکانتان را سرگرم میکنند و نظر دلخواه خودشان را به ذهن شما القا میکنند!!!!بدون آنکه متوجه شوید!!!!

10ss_SIP874371.jpg 

در جوامع امروزی مردم بیشتر وقتشان را صرف رسانه , تلوزیون , سینما , بازی های عامه پسند و ... میکنند و قسمتی از زندگیشان شده است!!!! و گستره ی عظیمی از اطلاعات به ذهنشان وارد میشود!!!

ERP.gif 

بنابراین هر تشکیلاتی که براطلاعاتی که از این رسانه ها منتشر میشود کنترل داشته باشد قدرت کاملا موثری دارد تا بتواند به تمام توده های مردم جهان طرز فکر خود را القا کند!!!!!این دقیقا روشی است که فروماسون ها عمل میکنند!

1263845828.jpg 

صاحبان رسانه میتونند نقش مهمی در کنترل تفکر و ذهن انسان ها داشته باشند!!! و ما اسم اون رو هیپنوتیزم رسانه ای گذاشتیم!!!! و همه ی سرگرمی های ما رسانه است مثل تلوزیون,رادیو,مجله,روزنامه,اینترنت,بازی های رایانه ای و...!

 

یه مثال واستون بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا تا چند سال پیش پسرا و یا دخترا خودشون رو سفید میکرند و دوست داشتن با پوست سفید برن بیرون !!! و همه از جنس مخالفی که پوست سفید داشت خوششون میومد!! ولی الان همه میرن برنزه میکنن و همه از کسانی خوششون میاد که سبزه هستن!!!!و این تاثیر رسانه هست!!!

1287763782880197_large.gif 

پس نتیجه میگیریم که صاحبان رسانه نقش مهمی در کنترل تفکر جهانیان به سمت دلخواهشان دارند!!یا به عبارتی قدرت کاملا موثری دارند تا بتوانند تقریبا به تمام توده های جهان طرز تفکر خود را القا کنند! و این در حقیقت روشی است که رسانه ها عمل میکنند!ادامه دارد...(عکس:مورداک ,مدیر شبکه فارسی وان)

13.jpg 

اثبات این موضوع ساده است !!فقط باید ببینیم چه کسانی صاحبان رسانه هستند! و ما به شما ثابت میکنیم که آنها همان اقلیتی هستند که انجمن مخفی را بر پا کرده اند! صهیونیست ها ,شیطان پرستان, یهودی ها! آنها مالک رسانه های موسیقی,سینما,تفریحات و صنایع مستهجن نگاری هستند!

asas.JPG 

و همه ی این کارها و فعالیت ها تنها برای یک هدف است: تلقین از طریق کنترل ذهن!

13450754924545447948.jpeg 

فکر میکنید اینکه این گروه مالک تمام رسانه ها هستند تصادفی است؟ به هیچ وجه!!! مخصوصا وقتی بدانید که پایدار بودن آنها به شستشوی مغزی و تلقین وابسته است!

1334660.jpg 

 

 یک سوال!! آیا امکان دارد جامعه ای که دارای ساختاری سالم و تفکری آزاد باشد توسط ظالمان اداره شود؟ قطعا,مگر اینکه افکار و عقایدشان را به شما تلقین کنند!!! آنها با خود نقشه ای شیطانی و زیرکانه دارند تا فساد را در جامعه گسترش دهند!

tv-set.jpg 

چون جامعه ای که فاسد و منحرف باشد جامعه ایست که میتوان بر آن حکمرانی کرد!!!!! و این جامعه ایست که آنها برای ظهور دجال میسازند!!

50810.jpg 

 وگرنه چگونه نظم نوین جهانی را خواهید پذیرفت؟

nazme novin.JPG

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 11:20  توسط   | 

فراماسون چیست، کیست؟

فراماسون چیست، کیست؟

 

 

 فراماسون چیست، کیست؟ فراماسون یعنی یعنی بنای آزاد. ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونها باشد لژ می نامند. فراماسونری،یك تشكیلات مخفی است كه در سطحی جهانی‏ و با عمق و دامنه بسیار وسیعی در بسیاری مسائل سیاسی و اقتصادی‏ و فرهنگی دخالت و اعمال نظر می‏نماید و در بسیاری از رویدادهای‏ عمده تاریخ نقش مؤثری داشته و دارد.فراماسونها معمولا اعضاء خود را از بین افراد سرشناس و ذی‏نفوذ جوامع انتخاب می کنند. بزرگترین اهداف گروه ماسونی این است که جامعه را برای حکومت جهانی ضد مسیح(دجال) یا فرعون جدید آماده کنند. سه مركز اصلی فراماسونی(در پاریس،لندن و آمریكا) فرماندهی اصلی همه لژهای تابعه را در كشورها و شهرهای جهان به‏ عهده دارند كه در عین حال نقش سازماندهی و هماهنگی را نیز ایفا می‏كنند. جرج‏ واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریكا و بسیاری از رؤسای جمهور دیگر آن كشور تا امروز،ادوارد هفتم پادشاه انگلیس و بسیاری از گردانندگان انقلاب كبیر فرانسه از قبیل منتسكیو و روبسپیر و مارا و دانتون و...و قبل از آنها علماء و هنرمندان در فرانسه مثل مولیر و اصحاب دایرةالمعارف و...و بسیار افراد سرشناس دیگر از اعضاء مشهور فراماسونی هستند. فراماسونری قطعا از اذناب و وابستگان صهیونیسم بین‏الملل و در جهت منافع و مطامع آن است. فراماسون آن ها قابیل ارادت خاصی دارند در حالی که او را سر دسته ی شیطان پرستی می توان نامید. منشا فراماسون ها از مصر باستان است. خطرناكترین جمعیتهای زیرزمینی كه به منظور درهم‏ ریختن اركان اسلام و خدمت به اهداف یهود تشكیل شده،همان‏ تشكیلات ماسونی است. بزرگترین دشمن ماسون ها در جهان ایران است. این مسئله را اینطور می توان توجیه کرد که چون آمریکا کشوری ماسونی است و بزرگترین دشمنش ایران است. لازم به ذکر است بهائیان نیز فراماسون هستند و روابط صمیمانه ای با اسرائیل و یهود دارند. جمعیتهای ماسونی را هدف معینی جز خدمت به صهیونیسم‏ جهانی و تأمین و تسلط آنان بر جهان نیست.محفل ماسونی بریتانیا اهداف خود را در امور ذیل مشخص گردانید:
1-حفاظت كامل از یهودیت کامالا ( دین یهودیت بعد از جنگ های صلیبی دچار انحراف شد. نام این دین، کامالا گذاشته شد. این تفکر جدید کاملا بطور کامل در مسیحیت نفوذ کرد و آنها را نیز تغییر داد. شاید کامالا باعث ایجاد فراماسونی جدید شد.) 2-جنگ با ادیان 3-پراكندن روح‏ الحاد و فكر اباحیت بین ملتها(منظور از اباحیت،آزادی جنسی است‏ بین هر زن و هر مرد)هدف ماسونیسم:با تشكیل این حزب سعی می‏شود سایر ادیان،اخلاق دولتها و ملتها را از جانب یهود ریشه‏كن سازند...ایده‏ اعضاء بر حسب نوشته‏های كتاب«الخطب الاربع»چنین است:عقاید و رموز و اشارات ما به لغت مصری فرعونی است كه به وسیله‏ بنی‏اسرائیل به ما ارث رسیده است...هدف حزب:حزب ماسونی نباید قانع به یك یا دو یا سه دولت باشد؛بلكه سلطه‏اش باید جهان را در بر گیرد و برای نیل به این هدف،اولین مرحله،نابودی ادیان و علماء روحانی است كه از بزرگترین و خطرناكترین دشمنان ما محسوب‏ می‏شوند...باید بزرگترین دشمن بشریت را كه«دین»نام دارد محو و نابود سازیم».افراد حزب ماسونی نباید معتقد به هیچ دینی باشد مگر در صورت ظاهر آن هم برای فریب مردم. در ضمن باید یادآور شد که فراماسون ها نیز برای ورود به اسلام و از بین بردن آن گروه مخصوصی تشکیل داده بودند. این گروه قبل از بعثت پیامبر شروع به فعالیت کرده است. حتی شاید افرادی یهودی که به دنبال پیامبر بودند همین افراد باشند. این افراد درصدد ترور پیامبر بودند. نام این گروه shriner است و به اختصار(A.A.O.N.M.S) نامیده می شوند. از علامت های این گروه « ماه و ستاره » ، « کلاه عثمانی » و « شمشیر عربی » را می توان نام برد.عقاید ماسون ها: 1-بزرگداشت شیطان و نماد های شیطانی 2- زن و مرد اول، خالق نسل انسان ها و مقام نیمه خدایی دارند. 3- اعتقاد به آداب رسوم مصر باستان 4- اعتقاد امونیسم و  ماتریالیسم (ماده گرایی) و عدم اعتقاد به فراماده و روح و فرشته ... 5- خدا را قبول ندارند و برای تعریف خدا این گونه نظر می دهند:« خداوندی که همه چیز را آفریده محققا همان انرژی است.»نماد ها فراماسون:1- چشم جهان بین 2- پرگار گونیا 3- ستاره ی پنج گوش (ستاره ی باهومت) 4- چمچمه و استخوان 5- عدد 666( علامت شیطان پرستان) یا FFF  و عدد 13 و عدد 33  6- ستاره شش گوش( قوی ترین علامت شیطان پرستان )از روسای جمهور آمریکاین که فراماسون بودند می توان نام برد جرج واشینگتون، کلینتون، جانسون، ریگان، جرج بوش پدر و پسر هستند. و سه رئیس جمهوری که به علت مخالفت با فراماسون تدرور  شدند می توان کندی را نام برد.« نظم نوین جهانی» این جمله یکی از اساسی ترین اهداف آمریکا است. این جمله معروف در پایین عکس هرم گیسا نوشته شده است. این جمله با بی حیایی تمام در بیشتر سخنرانی های روئسای جمهور آمریکا مطرح می شود. اما مسئله اینجاست! این جمله به زمان « ویز هابت دوم » (فراماسونی اشراقی) بر می گردد و جمله ی کامل آن چنین است:« نظم نوین جهانی و حکومت آن باید تشکیل گردد آنگاه ضد مسیح بر آن حکومت خواهد کرد.»

، بعضی از نامه های رد و بدل شده بین مقامات اسرائیل و آمریکا شده است حاوی

علامات ماسونی است. شهر ایلات در اسرائیل چندین نماد ماسونی دارد. ساختمان دادگاه عالی اسرائیل دارای علامات ماسونی است دلار آمریکا پر از علامت های صهیونیستی و ماسونی است مثل: عکس جورج واشینگتون، ستاره ی شش گوش و پنچ گوش، حرف ماسون به رمزی درج شده، عقاب 13 پر، چشم جهان بین و اهرام مصر. پرچم آمریکا نیز از این علائم برخور دار است، 13 نوار قرمز. به عدد 33 در جه نیز علاقه ی بیشتری دارند. بیشتر جنگ ها و در گیری ها ی آن ها با کشور های واقع در 33 درجه ی جغرافیایی است؛ ایران، لبنان، سوریه، عراق. جنگ 33 روزه لبنان در مدار 33 درجه. قتل کندی در شهر دالاس در 33 درجه جغرافیایی، انفجار بمب اتمی در شهر هیروشیما و ناکازاکی در 33 درجه ی جغرافیایی.برای اطلاعات بیشتر به سایت هایما زیر مراجعه کنیدwww.alvadossadegh.ir

 

 

فراماسونری در آلمان نازی

عكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكسعكسهای زیبا و خوشكل فقط در عكس تو عكس

آثار به جا مانده از اداره امنیت رایش نشانگر تعقیب فراماسون‌ها در دوره حکومت حزب نازی بر آلمان است مدارک کتبی که تحت نظر دکتر فرانتس سیکس تهیه می‌شدند در کنار سیاست‌های ضد یهودی، شامل کدهای ضد ماسونی نیز بودند. این مدارک سیاست‌های ایدیولوژیک حکومت نازی را تبیین می‌نمودند. اگر چه آمار دقیقی از قربانیان فراماسون حکومت آلمان نازی در دسترس نیست اما تخمین زده می‌شود که بین ۸۰٬۰۰۰ تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر به جرم عضویت در سازمان‌های فراماسونری جان خود را از دست داده‌اند. زندانیان فراماسون در اردوگاه‌های کار اجباری مخصوص زندانیان سیاسی نگهداری می‌شدند. علامت مشخصه این زندانیان مثلث قرمز رنگی بود که بر روی پیراهن آنها دوخته شده بود.

افشا اسناد همکاری صهیونیست ها با آلمان نازی

بر اساس اسنادی که توسط سایت اطلاع‌رسانی "کامن دریمز common dreams" منتشر شده است، صهیونیست‌ها با نازی‌ها همکاری داشته‌اند اما تامین مالی صهیونیست‌ها توسط نازی‌ها کاملا مشخص نیست.

"کریستوفر سیمپسون " در کتاب خود با نام "ضربه عقب‌نشینی " [Blowback]گفته است که به اسناد ضبط شده‌ای از سازمان پلیس مخفی آلمان (گشتاپو) در زمان حکومت نازی‌ها دست یافته است که نشان دهنده توافقی مخفیانه میان پلیس مخفی آلمان و "هاگانا " [سازمان شبه‌نظامی یهودی بین سال‌های 1920 تا 1948 است که بعدها و با اشغال فلسطین توسط صهیونیست‌ها هسته مرکزی ارتش این رژیم را تشکیل داد]. بر اساس اسناد، پلیس مخفی آلمان دست‌کم تامین مالی یکی از فرماندهان هاگانا را برعهده داشته است. 

این اسناد فاش می‌کند که تحت مقرراتی، به هاگانا این اجازه داده شده بود که اردوگاه‌های آموزشی برای جوانان یهودی در داخل آلمان ایجاد کنند. این جوانان و همچنین دیگر یهودیانی که توسط نازی‌ها از آلمان اخراج شده بودند، تشویق می‌شدند که به فلسطین مهاجرت کنند.

سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود نوشت که یهودیان اروپا مورد خیانت رهبران صهیونیست خود قرار گرفتند. صهیونیست‌ها در هولوکاست همکاری داشتند تا از موضوع سرزمینی برای یهودیان حمایت کنند.

بر اساس گزارش سایت کامن دریمز،‌حتی اگر هیتلری وجود نداشت، صهیونیست‌ها کسی همانند وی ایجاد می‌کردند و چه بسا نیز این کار را انجام داده‌اند.

در سال 1927، از جمعیت 550 هزار نفری یهودیان آلمان، تقریبا 15 هزار نفر خود را صهیونیست‌ می‌دانستند که این تعداد تقریبا 2 درصد جمعیت کل یهودیان آلمان بوده است.

یک تاریخ دان یهودی طی نوشته‌ای اعلام کرده است که بخش عمده‌ای از یهودیان آلمان قاطعانه با صهیونیست‌ها به عنوان دشمنی از درون،‌ مخالف بودند. در هیچ جایی از جهان همچون آلمان مخالفت یهودیان با صهیونیسم گسترده‌تر، اصولی و خشم آلود نبوده است.

ر راستای اداره مهاجرت یهودیان به فلسطین،‌ آلمان‌ها فقط باید خود را با ایدئولوژی ملی‌گرایانه‌ نژادپرستانه‌ای نظیر صهیونیستم مجهز می‌کردند. در واقع "جولیوس استریچر " [یکی از اعضای برجسته نازی‌ها] و دیگر نازی‌ها پذیرفته بودند که ایدئولوژی "نژاد برتر " آنها در یهودیت نمود یافته است.

با استفاده از صهیونیسم و نازیسم، قابلیت ایجاد ارتشی محرمانه، سرویس‌های مخفی و زرادخانه هسته‌ای در اسرائیل به وجود آمده است. آنها همچنین هیکل سلیمان را در بیت‌المقدس بازسازی خواهند کرد.

ادعای هولوکاست، پایانی بر بحث‌های شدید یهودیان درباره اسرائیل بود. با دستاویز قرار دادن آن، این تفکر ایجاد شده بود که یهودیان نمی‌توانند در هیچ جایی به جز سرزمین‌شان، سرزمین اسرائیل، ایمن باشند. بر اساس این دیدگاه،‌یهودیان باید یا در سرزمین ملی یهودیان در فلسطین زندگی کنند یا از آن با تمام قدرت حمایت کنند چون این گزینه برای فرار آنها در شرایط اضطراری است.

به عبارت دیگر، یهودیان توسط نازی‌‌های صهیونیست، احمق شده و تحت فشارهای روحی و روانی شدیدی قرار گرفتند.

سایت کامن دریمز در ادامه مطلب خود و بر اساس مستنداتی که ارائه کرد نوشت که رنج‌های گذشته یهود، ‌درس‌هایی برای امروز دارد. رهبران آنها توسط فراماسون‌ها ربوده شده (صهیونیسم یک قانون فراماسونی است) و در راستای برنامه‌ای بزرگ قربانی شدند.

هولوکاست هشداری برای همه ما به شمار می‌آید که تا زمانی که رهبران دروغین و ادعای دروغین را قبول داشته باشیم، در بردگی باقی خواهیم ماند.

رجا نیوز

 

فراماسونری و مسلمانان

بسیاری از مخالفت‌های مسلمانان ریشه در صهیونیسم‌ستیزی و یهودستیزی دارد. هم‌چنین دسته دیگری از مسلمانان منتقد فراماسونری، «دجال» را به فراماسونری پیوند می‌زنند. بعضی مسلمانان اعتقاد دارند که فراماسونری «منافع یهودیان» را دنبال می‌کند. به عنوان نمونه، ماده ۲۸ میثاق‌نامه حماس عنوان می‌کند که «فراماسونری از صهیونیسم دستور می گیرد».

 

مخالفان در ایران

کتابها و نوشتارهایی در ایران توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیادگرایان منتشر شده‌است. این دسته کتابها روش بیان تلخ ضد ماسونری اسماعیل رائین را دنبال می‌کنند که ماسون‌ها را به تمام انواع توطئه‌ها علیه ملت ایران متهم می‌کرد. تم تکراری این کتاب‌ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتابها اطلاعات اندکی بر کارهای رایین می‌افزایند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد. مرام اشراف منشی و مخفیانه آنها باعث بروز افسانه‌هایی در مورد دست‌های پشت پرده فراماسونها و توهم توطئه در مورد آنها شده بود. در دوران پس از انقلاب کتابها و مقالات زیادی چاپ شد و در آنها فراماسونها مسئول همه گونه توطئه علیه ایران و جوامع اسلامی معرفی شدند.

 

مخالفان فراماسونری و تئوری توطئه

 

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروهای بنیادگرا، مذهبی یان بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. ضدیت با نظام کشیشی مسیحیت باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. همچنین منشا افسانه ای این جنبش( داستان معمار معبد سلیمان) باعث نفرت گروههای ضد یهود از فراماسونری شده است. حالت مخفی این جنبش و منشا بریتانیایی آن باعث شده است که چنین پنداشته شود که این جنبش ابزار توطئه انگلو-صهیونیست جهانی است. همچنین رژیم های دیکتاتوری مانند نازی ها و کشورهای کمونیستی نیز به سرکوب فراماسونری می پرداختند.


فراماسونری مخالفان و منتقدان بسیاری داشته‌است. بسته به زمان و موقعیت جغرافیایی این گروه‌ها هر یک انگیزه و دلیل‌های متفاوتی داشته‌اند. منتقدان فراماسونری را به سه دسته عمده زیر می‌توان تقسیم بندی کرد:

  • منتفدان مذهبی
  • منتقدان سیاسی
  • انتقادها براساس تئوری‌های توطئه
  • مخالفان مذهبی

فراماسونری در طول حیات خویش متوجه انتقاداتی از جانب نهادهای دینی و ادیان قرار داشته‌است. آنان فراماسونری را بعنوان رقیبی برای دین می‌شناختند و یا فراماسونری را مصداق ارتداد می‌دانستند. فراماسونری از جانب این افراد و نهادها به انواع تئوری‌های توطئه متهم می‌شده‌است. این منتقدین فراماسونری را یک قدرت سری و شیطانی محسوب می‌کردند.

 

فراماسونری در ایران

اولین فراماسونری در ایران به دوران ناصر الدین شاه قاجار برمی گردد. میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، نخستین انجمن نوین سیاسی اجتماعی ایران را در سال ۱۲۷۵ یا ۱۲۷۶ قمری بنیان نهاد و آن را فراموشخانه نامید. ریاست افتخاری انجمن که خود با اجازهٔ ناصرالدین‌شاه تأسیس شده بود، با شاه بود و اعضای آن از قشرهای متفاوتی بودند؛ مثلاً هم دانش‌آموختگان دارالفنون از طبقهٔ متوسط شهری بودند و هم کسانی چون شاهزاده جلال‌الدین میرزا.  در دوره محمدرضا پهلوی برخلاف دوران رضاشاه با گسترش روابط سیاسی با غرب به خصوص انگلستان لژهای فراماسونری فراوانی در ایران تاسیس شد و نفوذ فراماسون‌ها در سیاست ایران به شدت گسترش یافت. هرچند هیچ یک از افراد سرشناس خانواده پهلوی دست کم به طور رسمی عضو هیچ لژ فراماسونری نبودند ولی بسیاری از رجال سیاسی، نخست وزیران، وزیران، نمایندگان مجلسین و فعالان سیاسی از فراماسون‌های سرشناس بودند. در ایران فراموشخانه توسط گروههای چپ گرا، مذهبی بنیاد گرا و ملی گرایان لیبرال به عنوان مامور مخفی انگلیس و صهیونیسم و در نتیجه عامل تمام بدبختی‌های ایران معرفی می‌شدند و این باعث تعطیل شدن و تحت تعقیب گرفتن اعضای این انجمن‌ها در بعد از انقلاب شد.

 

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر/فعالیت‌های خیریه

نقش ماسونری در انقلابهای مهم معاصر

با شعار «آزادی، برابری، برادری» فراماسون‌ها نقش بزرگی در انقلاب امریکا در سال های ۱۷۷۵-۱۷۸۳بر علیه استعمار انگلیس، در انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ برعلیه نظام اشرافی فرانسه داشتند. آنها حتی نقش پررنگ‌تری در جریان انقلاب مشروطه ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۰۹ بر ضد نظام مطلقه سلطنتی و متحدان تزاری آنها داشتند. آموزه های فراماسونری نقش کلیدی در ایدئولوژی انقلاب امریکای جنوبی بر ضد استعمار اسپانیا به رهبری سیمون بولیوار داشت.

فعالیت‌های خیریه

این انجمن بطور گسترده‌ای در فعالیت‌های خیریه و در زمینه خدمات اجتماعی فعال می‌باشد. در حال حاضر پول تنها از اعضای انجمن جمع آوری می‌شود و صرف امور نیکوکارانه می‌شود. فراماسونری به بسیاری از سازمان‌های خیریه غیر ماسونری، نهادهای محلی، ملی و بین المللی خیریه کمک‌های مالی قابل توجهی می‌کند.

 

تاریخچه/سازمان/فعالیت‌ها فراماسونری

تاریخچه

بنوشته Encyclopedia of Occultism and Parapsychology فراماسونری جنبشی سری در قرن هفدهم میلادی بوده است. در بریتانیا فراماسونری ترکیبی از نسخه بریتانیایی گنوستیک تا جنبش روسیکروسین (Rosicrucian)آلمان بوده است. هرچند این جنبش ریشه در آموزه های صنف معمار و ساختمان در قرون وسطی دارد، فرم مدرن فراماسونری ریشه در حالت بازیابی شده و راز آمیز گنوستیک در دوران موسوم به دوران پس از اصلاحات دارد. تاریخ افسانه ای ماسنری بدین سبب ساخته شده است تا از این جنبش در جو عدم تساهل مذهبی بریتانیا در آن دوران بریتانیای کبیر محافظت کند.

بگفته وبگاه فراماسونری منشا و نحوه بوجود آمدن فراماسونری نامشخص است و در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد. قدیمی‌ترین اسناد موجود مرتبط به فراماسونری به سال ۱۳۹۰ میلادی برمی گردد. مدارکی موجود است که نشان می‌دهد که در اواخر قرن شانزده میلادی لژهای فراماسونری در اسکاتلند وجود داشته‌است.

سازمان

بطور سنتی فراماسونری مبنایی لیبرال و دموکراتیک داشته است. قانون اساسی اندرسون(1723)، اساسنامه لژ فراماسونری انگلیس که به نوعی قدیمی ترین لژ مدرن فراماسونری است، تساهل مذهبی، وفاداری به نظام حاکم محلی و مدارای سیاسی را از مبانی یک ماسون ایده آل بر می شمارد. ماسون ها به یک قدرت برتر معتقد بودند و کتابی مقدس بسته به مذهب اعضای خود را بکار می بردندو این گروه همچنین سیاست حفط اسرار در مورد مراسم خاص خود داشته اند. لژ اعظم و Grand Orients نهادهای مستقلی هستند که لژ ماسونی در کشور، استان یا منطقه جغرافیایی خاصی را اداره می‌کنند.فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود.

فعالیت‌ها

هر چند فراماسونری معمولا به عنوان یک سازمان مخفی شناخته می‌شود، فراماسون‌ها معمولاً این تعریف را به چالش می‌کشند و سازمان خود را بیشتر یک سازمان خصوصی می‌نامند که تنها بعضی جنبه‌های این سازمان مخفی می‌باشد.معمولاً چنین تعبیری بیان می‌شود که در قرن بیست و یکم این سازمان از حالت یک انجمن سری خارج شده‌است و بیشتر «انجمنی با یک سری رازها است.»

دو سمبل پرگار و گونیا همیشه در لژهای فراماسونری وجود دارد. توصیفهای نمادینی برای این دو نشان وجود دارد. مانند: بر فعالیت خود با نیروی تقوا بیافزا". هر چند از آنجایی که مرام فراماسونری دگماتیک نبودن است. هیچ تفسیر رسمی و عمومی برای این نشان وجود ندارد.

آموزه‌های اخلاقی فراماسونری بصورت آئین های نمادین آموزش داده می‌شود. داوطلب در سیستم فراماسونری با گرفتن مدرک‌هایی پیشرفت می‌کند. این مدارک و پیشرفت با کسب دانش وخودشناسی و دانش و درک در مورد رابطه فرد با دیگران و همچنین با نیروی برتر(بسته به درک شخصی داوطب از نیروی برتر). در کنار این آموزه ها، آموزه‌های فلسفی از طریق تحقیق داوطلب و بحث با شیوه‌نامه‌های لژ فراهم می‌آید.

 

فراماسونری

 
نشان فراماسونری، گونیا و پرگار

فراماسونری یا فراموشخانه جمع کانون‌های برادری گسترده‌ای در جهان است. این کانون‌ها ریشه‌های بسیار کهنی در اروپای غربی دارند. فراماسونری دارای یک سیستم مدیریت فراگیر جهانی نیست و ارتباط بین فراماسونری‌های مختلف تنها توسط خود دو لژ انجام می‌شود. واژه فراماسونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده. freestone mason در انگلیسی به معنی بنّای آزاد می‌دانند. کسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود، و ساختمانی که مرکز فعالیت ماسون‌هاست لژ نامیده می‌شود.

فراماسونری در ابتدا جنبشی لیبرال بوده است که مبتنی بر باز تولید اندیشه های گنوستیک در دوران پس از اصلاحات در اروپا بوده است. فراماسون ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران  و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته است.

عقاید لیبرال جنبش فراماسونری باعث واکنش های مذهبیان و محافظه کاران، گروه های بنیادگرا، مذهبیون بنیاد گرا و ملی گرایان شده است. همچنین مخالفت با نظام طبقاتی کشیشی مسیحیت، باعث دشمنی کلیسای کاتولیک روم با فراماسونری شده است. این گروه ها فراماسونری را جنبشی الحادی و شیطانی معرفی می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 17:40  توسط   | 

در مورد با ربا

در مورد با ربا

ربا يكي از گناهان كبيره است كه در شرع مقدس اسلامي مورد نهي شديد واقع شده تا آنجا كه ازقول امام جعفرصادق (ع) نقل شده كه فرموده اند « در هم ربا عندالله اشد من سبعين زنيه كلها بذات محرم » ترجمه ؛ يك درهم ربا نزد خدا (از حيث وزرو وبال ) از هفتاد زنا كه با محارم صورت گيرد عظيم ترست . (1)

 يعني گناه  يك درهم ربا بيش از هفتاد بار زنا كردن انسان العياذ بالله با خواهر و مادر خود مي باشد بنابراين كسانيكه در جامعه كنوني اقدام به دادن ربا مي نمايند به عاقبت كار خود فكر كنند در قرآن كريم رباخواري به عنوان جنگ با خدا و رسول اعلام شده است در‌ آيه 278 و 279 سوره بقره باين موضوع اشاره شده است متن آيه شريفه اينچنين است «اي كسانيكه ايمان آورده ايد از خدابترسيد و زيادي ربا مگيريد . اگر به راستي اهل ايمانيد پس اگر ترك ربا نكرديد آگاه باشد كه به جنگ خدا و رسول او برخاسته ايد» قانونگذار ما هم با تأسي از شارع مقدس در ماده 595 قانون مجازات اسلامي هم براي ربا دهنده و هم رباگيرنده و واسطه بين آنها مجازات تعيين نموده است . متن ماده اينچنين است « هر نوع توافق بين دو يا چند نفر تحت هر قراردادي از قبيل بيع ، قرض ، صلح و امثال آن جنسي را با شرط اضافه با همان جنس مكيل و موزون معامله نمايد و يا زائد بر مبلغ پرداختي دريافت نمايد ربا محسوب و جرم شناخته مي شود مرتكبين اعم از ربا دهنده و ربا گيرنده و واسطه بين آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مال مورد ربا بعنوان جزاي نقدي محكوم مي گردند »

در تبصره هاي اين ماده در موردي كه صاحب مال معلوم نباشد و نيز شخص مضطر و مواردي كه از شمول اين مقررات خارج است تعيين تكليف شده است اگر صاحب مال معلوم نباشد مال مورد ربا ازمصاديق  مجهول المالك بوده و دراختيار ولي فقيه قرار خواهد گرفت . هر گاه ثابت شود ربادهنده در مقام پرداخت وجه يا مال اضافي مضطر بوده از مجازات مذكور در اين ماده معاف است. يعني اگر كسي ربا ميدهد از روي ناچاري و اضطرار دست باين اقدام زده مثلاً بدهكاربوده اگر بدهي خود را پرداخت نمي كرده بازداشت      مي شده يا بيماري داشته كه نياز به وجه درمان بوده و اگر اين وجه تهيه نمي شده جان او در خطر قرار     مي گرفته بناچار به رباگيرنده مراجعه كرده و وجوهي را از وي با پرداخت ربا اخذ نموده در اين صورت وي قابل تعقيب و مجازات نيست. اگر قرارداد ربا بين پدر و فرزند يا زن و شوهر منعقد شود يا مسلمان از كافر ربا دريافت كند مجازات ربا درمورد آنها قابل اجرا نخواهد بود. در مورد اينكه رسيدگي به جرم ربا در صلاحيت دادگاه انقلاب است يا دادگاه عمومي اداره حقوقي قوه قضائيه در پاسخ به سؤالي در اين مورد طي نظريه شماره 415/7- 19/2/1374 به صلاحيت دادگاه عمومي نظر داده است . با ملاحظه قانون فوق و مراجعه  به متون فقهي معلوم شود كه بطوركلي ربا بر دو نوع است ؛

1-   ربا معامله اي – يكي از دو چيز مثل هم با زياده به مثل ديگر فروخته شود مانند فروختن يك كيلو گندم به دو كيلو آن يا يك كيلو گندم و هزار تومان، يا با زياده حكمي مثلاً يك كيلو گندم نقداً به يك كيلو آن به نسيه البته اين امر اختصاص به بيع نداشته و در تمامي معاملات از قبيل صلح و ماننده آن جاري است و داراي دو شرط است ؛

الف) آنكه عرفاً جنس يكي باشد .

ب ) عوض ومعوض مكيل و موزون باشد – يعني اجناسي باشد كه با كيل كردن فروخته مي شود مثل روغن كه با پيمانه خريد و فروش مي شود. مثلاً گفته مي شود يك حلب روغن ، يا توزين مي شود مثل گندم ،خرما ، كه بصورت كيلوئي فروخته مي شود. (2)

2-   رباي قرضي – آنستكه مالي را قرض بدهد به شرط اينكه وام گيرنده او بيشتر از آنچه كه وام گرفته بپردازد . مثلاً يك ميليون تومان باو قرض ميدهد تا يك ميليون و يكصد هزار تومان از او بگيرد.

 

 

ربا در حقوق جزای ایران

مقدمه
ربا اعم از آنكه داده یا گرفته شود بعلاوه بر حرمت شرعی دارای آثار سوئی بر روابط اقتصادی و تجاری است و باعث ایجاد اخلال در روابط مالی افراد یك جامعه سالم می گردد، بدین ترتیب ضروری است جهت سالم سازی فضای اقتصادی جامعه اخذ یا پرداخت هر گونه ربا یا انجام معاملات ربوی ممنوع باشد.
برمبنای همین رویكرد، مقنن در ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی در مقام جرم انگاری ربا و معاملات ربوی برآمده و مقرر داشته: «هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع، قرض، صلح و امثال آن جنسی را با شرط اضافه با همان جنس مكیل و موزون معامله نماید و یا زاید بر مبلغ پرداختی، دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می شود. مرتكبین اعم از ربادهنده، رباگیرنده و واسطه بین آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز معادل مال مورد ربا به عنوان جزای نقدی محكوم می گردند.
تبصره ۱- در صورت معلوم نبودن صاحب مال، مال مورد ربا از مصادیق اموال مجهول المالك بوده و در اختیار ولی فقیه قرار خواهد گرفت.
تبصره ۲- هرگاه ثابت شود ربادهنده در مقام پرداخت وجه یا مال اضافی مضطر بوده از مجازات مذكور در این ماده معاف خواهد شد.
تبصره ۳- هرگاه قرارداد مذكور بین پدر و فرزند یا زن و شوهر منعقد شود یا مسلمان از كافر ربا دریافت كند مشمول مقررات این ماده نخواهد بود.
بدین ترتیب ملاحظه می گردد كه ربا حسب قوانین كیفری ایران علاوه بر ممنوعیت شرعی دارای وصف جزای نیز می باشد كه ذیلاً به بررسی آن پرداخته می شود.
۱- تعریف ربا و انواع آن
هر چند مقنن در ماده ۵۹۵ تعریف از بزه ربا بعمل نیاورده و تنها به ذكر مصادیق آن اكتفا نموده است؛ اما بند ۱ ماده ۱ قانون نحوه اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی (مصوب ۱۷/۵/۱۳۶۳) در تعریف ربا و انواع آن مقرر داشته است:
«ربا بر دو نوع است:
الف – ربای قرضی و آن بهره ای است كه طبق شرط یا بنا بر روال، مقرض از مقترض دریافت نماید.
ب – ربای معاملی و آن زیاده ای است كه یكی از طرفین معامله زائد بر عوض یا معوض از طرف دیگر دریافت كند به شرطی كه عوضین، مكیل یا موزون و عرفاً یا شرعاً از جنس واحد باشند.»
با توجه به تعریف مذكور و انواع آن به نظر می رسد كه ربای موضوع ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی نیز اعم از ربای قرضی یا معاملی است چرا كه در صدر ماده مذكور، هم به ربای جنسی در معاملات اشاره شده و هم به ربای قرضی از طریق اخذ مبلغی مازاد بر مبلغ پرداختی از طریق اشاره شده است.
۲- عنصر مادی بزه ربا
مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا حاكی است كه عنصر ماده بزه ربا ممكن است به سه طریق محقق گردد: ۱- پرداخت ربا ۲- دریافت ربا ۳- وساطت یا معاونت در عملیات ربوی.
از میان عناصر مادی مذكور، دریافت و پرداخت ربا دارای اجزائی است كه عبارتند از: ۱- توافق یا تراضی طرفین ۲- شرط مازاد ۳- قبض و اقباض مازاد.
بدین ترتیب چنانچه توافق طرفین فاقد یكی از اجزاء مذكور در فوق باشد، عمل ارتكابی از عنوان ربا خارج و مشمول مقررات ماده ۵۹۵ نخواهد بود.
۱-۲- توافق یا تراضی طرفین
این جزء از اجزاء عنصر مادی بزه ربا بدین معناست كه برای تحقق این جرم ضروری است كه طرفین در خصوص پرداخت و دریافت زیادتی با یكدیگر توافق و تراضی نمایند؛ به عبارت دیگر عملیات انجام شده زمانی عنوان ربوی به خود می گیرد كه طرفین قرارداد، نسبت به موضوع مورد نظر بصورت صریح یا ضمنی توافق كرده باشند از این رو چنانچه در خاتمه قرارداد مقترض به گونه ای غیر الزامی، مبلغ یا مقداری زائد بر قرض به مقرض پرداخت نماید، چنین عملی تحت عنوان ربا قابل تعقیب و مجازات نبوده و فاقد وصف جزایی خواهد بود.
۲-۲- شرط مازاد (اضافه)
از دیگر اجزاء عنصر مادی بزه ربا شرط پرداخت و اخذ مازاد بصورت مالی است؛ از این رو چنانچه در ضمن توافق یا قراردادی شرط شود كه مقترض علاوه بر پرداخت مبلغ مورد قرض، دختر خویش را نیز به عقد نكاح مقرض درآورد، با توجه به غیر مالی بودن توافق، عمل ارتكابی طرفین ربا محسوب نشده و مشمول مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا نخواهد بود.
همچنین آنچه در ربای جنسی یا معاملات ربوی شرط می شود باید با جنس موضوع معامله ربوی همجنس، مكیل و موزون باشد.
با این حال به نظر برخی از حقوقدانان، چیزی كه از جنس ربوی می سازند در محاسبه دو جنس در حكم اصل آن است. از این رو، آرد گندم مانند گندم بوده و معاوضه گندم و آرد گندم معاوضه دو همجنس است.
۳-۲- قبض و اقباض مازاد (اضافه)
مستفاد از مقررات ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی و كلمات فقها آن است كه صرف توافق یا انجام معامله ربوی، بدون قبض و اقباض عرضین را نمی توان از مصادیق ربا دانست. بلكه با عنایت به مقید به نتیجه بودن جرم موضوع ماده ۵۹۵، بزه ربا زمانی محقق می گردد كه مقترض یا طرف معامله، مازاد موضوع قرض یا معامله را به مقرض یا طرف مقابل پرداخت و به قبض او دهد.
اداره حقوقی قوه قضائیه در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۱۴۰/۷ – ۱۱/۱/۱۳۸۲ اشعار داشته: «مقررات ماده ۵۹۵ ق.م.ا مخصوص مواردی است كه اگر معامله جنسی مكیل یا موزون با شرط اضافه همان جنس و یا زائد بر مبلغ پرداختی دریافت شود و یا در قرضی بدهكار بیشتر از آنچه قرض كرده است ملزم به پرداخت گردد. به عبارت دیگر نتیجه حاصله از جرم ملاك است؛ بنابراین صرف توافق به اینكه شخصی وجهی را در قبال اخذ وجه اضافی به دیگری بدهد جرم و مشمول آن ماده محسوب نمی شود.»
لذا باید توجه داشت آنچه كه قبض و اقباض آن باعث تحقق جرم ربا می گردد، اضافه ای است كه در معامله ربوی شرط شده است؛ اضافه ای است كه در معامله ربوی شرط شده است؛ از این رو تا زمانی كه این اضافه توسط رباگیرنده قبض نشود بزه ربا نیز محقق نخواهد شد؛ بعنوان مثال در ربای قرضی كه به اقساط پرداخت می شود و معلوم نیست كه كدامیك از اقساط بابت اصل و كدام بابت بهره است، عملیات ربوی با پرداخت تمام اقساط یا لااقل بخشی از اقساط مازاد به اصل وام محقق خواهد شد.
اداره حقوقی قوه قضائیه نیز در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۴۱۸۸/۷ – ۲۱/۵/۱۳۸۲ اشعار داشته : «با توجه به تعریف ربا در فقه و قانون تا زمانی كه وجه اضافی دریافت نشود ربا محقق نمی گردد.»
همچنین باید توجه داشت كه صرف دریافت سند پرداخت وجه مازاد مانند چك یا سفته یا حواله یا تسلیم مال مازاد بدون اخذ مبلغ یا مال موضوع آن را نمی توان ربا دانست، زیرا تا زمانی كه وجه موضوع چك یا سفته و یا مال موضوع حواله اخذ نشده، مال یا وجهی اضافه دریافت نگردیده تا مبلغ پرداختی مازاد را ربا محسوب نمائیم و عمل مرتكب در چنین مواردی حداكثر شروع به جرم ربا محسوب می گردد كه مع الوصف بواسطه فقدان نص قانونی در خصوص شروع به جرم ربا، نمی توان این میزان از عمل مرتكب را جرم و قابل تعقیب و مجازات دانست.
۳- موضوع جرم
موضوع جرم ربا، مال متعلق به غیر (ربادهنده) است كه بصورت مازاد بر اصل مطالبات طرف در معاملات ربوی مصداق پیدا می كند.
نكته قابل توجه در این خصوص آن است كه در ربای معاملی، الزاماً مال باید متعلق به یكی از طرفین معامله بوده و به نفع طرف مقابل شرط و اخذ شود و الاّ چنانچه مال مورد نظر در شرط اخذ مازاد متعلق به شخص ثالثی بوده یا به نفع شخص ثالثی كه از نظر منافع یا طرفین معامله بیگانه است شرط و اخذ شود، موضوعاً از عنوان ربا خارج خواهد بود. از این رو چنانچه كسی وجوه متعلق به غیر را با شرط دریافت اضافه به دیگری قرض دهد، جرم ربا محقق نخواهد شد و حتی در صورتی كه مالك وجوه، بعداً چنین عقدی را تنفیذ نماید، جرم ربا نسبت به او نیز بواسطه عدم تقارن عنصر مادی و معنوی جرم محقق نخواهد شد.
بعلاوه در صورتیكه ربادهنده، از اموالی كه با دیگران به نحوه اشاعه شریك است قرض ربوی دریافت كند ربا مصداق پیدا نخواهد كرد، چرا كه شخص نمی تواند به خودش ربا دهد و از طرفی جزء جزء مال مشاع متعلق به كلیه شركاء نیز می باشد.
۴- مرتكب جرم
با توجه به عبارت «هر نوع توافق بین دو یا چند نفر» در صدر ماده ۵۹۵ ق.م.ا باید گفت كه از نظر جزایی و قواعد حاكم بر تفسیر قوانین جزائی عبارت «فرد» ظهور در اشخاص حقیقی داشته و لذا معاملات ربوی میان اشخاص حقوقی فاقد خصیصخ مجرمانه تلقی می گردد؛ مع الوصف چنانچه عملیات ربوی میان شخص حقیقی و شخص حقوقی منعقد شده باشد، مسئولیت كیفری صرفاً متوجه شخص حقیقی است.
۵- علل موجهه جرم
با عنایت به مفاد تبصره ۲ و ۳ ماده ۵۹۵ ق.م.ا كه بیانگر اعمال علل موجهه جرم در بزه ربا می باشد، می توان این علل را عبارت از : ۱- اجازه یا حكم قانون و ۲- اضطرار دانست.
۱-۵- اجازه یا حكم قانون: به موجب تبصره ۳ ماده مورد بحث، ربا – اعم از قرضی یا معامله – چنانچه بین پدر و فرزند یا زن و شوهر یا كافر و مسلمان منعقد شده باشد از شمول مقررات این ماده خارج است؛ كه بدین واسطه با عنایت به عدم شمول سایر قوانین جزایی بر ارتكاب چنین عمل، باید عنوان داشت كه مقنن با تبصره مذكور اجازه انجام معاملات ربوی را به اشخاص مذكور در تبصره ۳ این ماده داده است و به حكم قانون كه یكی از علل موجهه جرم محسو می گردد. عمل ارتكابی فاقد وصف مجرمانه تلقی می گردد.
این چنین امری را باید مقتبس از فقه امامیه دانست چرا كه از نظر فقهی، موارد صحت معاملات ربوی توسط فقها بیان گردیده كه عبارتند از: ربای میان پدر و فرزند، زن و شوهر، كافر و مسلمان – به شرط آنكه مسلمان از غیرمسلمان ربا دریافت كند – لذا نه تنها انجام معاملات ربوی فوق مجرمانه محسوب نمی گردد بلكه از نظر حقوقی نیز این معاملات صحیح بوده و باطل و بلااثر محسوب نمی گردد.
در این زمینه شورای نگهبان در نظریه شماره ۹۳۴۸ مورخه ۲۴/۱۰/۱۳۶۶ خود اشعار داشته: «دریافت بهره و خسارت تاخیر تادیه از دولتها و موسسات و شركتها و اشخاص خارجی كه بر حسب مبانی عقیدتی خود دریافت آن را ممنوع نمی دانند شرعاً مجاز است، لذا مطالبه و وصول این گونه وجوه مغایر با قانون اساسی نیست و اصل چهل و سوم و چهل و نهم قانونی اساسی شامل این مورد نمی باشد.»
در خصوص اخذ یا پرداخت ربا بین زن و شوهر نیز باید به این نكته توجه داشت كه اطلاق تبصره ۳ ماده ۵۹۵ ق.م.ا عملیات ربوی میان زن و شوهری كه در قید نكاح منقطع یكدیگر باشند را نیز دربرمیگیرد. با این حال چنین به نظر می رسد كه با توجه به مبنای جرم نبودن معاملات ربوی میان زن و شوهر كه «توارث آنها از یكدیگر» است، نتوان نكاح منقطع را مشمول مقررات این تبصره دانست، لیكن با توجه به اطلاق تبصره مرقوم و لزوم تفسیر به نفع متهم نمی توان این تفسیر را صحیح دانست.
همچنین عملیات یا معاملات ربوی در دوران عده طلاق رجعی با توجه به عدم انقطاع كامل رابطه زوجیت، فاقد وصف جزایی به نظر می رسد.
۲-۵- اضطرار: اگر چه مقنن در تبصره ۲ ماده مرقوم تنها ربادهنده را در مقام اضطرار معاف از تعقیب و مجازات شناخته، لیكن باید توجه داشت كه چنانچه شرایط متشكله اضطرار در رباگیرنده نیز جمع باشد می توان با توجه به مقررات ماده ۵۵ ق.م.ا عمل رباگیرنده را نیز فاقد وصف جزایی دانست.
۱-۲-۵- شرایط تحقق اضطرار در جرم ربا:
در بزه ربا اضطرار در صورتی محقق خواهد شد كه :
اولاً: خطر شدیدی موجود باشد، یعنی جان یا سلامتی ربادهنده یا یكی از افراد تحت تكلفش یا اموال و دارایی شان در معرض خطر و نابودی قرار گرفته باشد.
ثانیاً: ربادهنده عمداً مبادرت به ایجاد چنین وضعیتی نكرده باشد.
ثالثاً: توسل به عملیات ربوی تنها راه حل ممكن باشد.
رابعاً: ربادهنده به مقدار ضرورت اكتفاء كند یعنی به میزانی كه بتواند از مهلكه و وضعیت غیر قابل تحمل نجات .
۶- واسطه معامله ربوی
واسطه معامله ربوی در واقع همان معاون جرم است كه ارتكاب ربا را با وساطت خویش تسهیل می نماید، از این رو فعل واسطه نیز در صورتی جرم است كه با توجه به تئوری استعاریه ای بودن بزه معاونت در حقوق ایران، معامله ربوی بعد از وساطت وی محقق شود و اضافه مشروط نیز بین طرفین جرم ربا رد و بدل گردد.
بر همین منوال چنانچه واسطه بین افرادی وساطت كند كه معاملات ربوی توسط آنها جرم نیست، مانند مسلمان و كافر یا زن و شوهر، در این صورت نیز با توجه به اینكه شروط جرم بودن عمل معاون جرم بودن عمل مباشر است، عمل واسطه را نیز نمی توان جرم و قابل تعقیب و مجازات دانست.
۷- جزای نقدی
مقصود از «جزای نقدی معادل مال مورد ربا» در ماده ۵۹۵ ق.م.ا معادل میزان اضافی دریافتی است نه معادل كلی مالی كه در معامله ربوی رد و بدل شده است، زیرا آنچه كه بر آن «ربا» اطلاق میگردد زیادتی است كه یكی از طرفین معامله ربوی به دیگری پرداخت می كند نه كل مالی كه در معامله ربوی میان طرفین رد و بدل می شود.
۸- دادگاه صالح به رسیدگی
اگر چه بند ۶ ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب رسیدگی به دعاوی مربوط به اصل ۴۹ قانونی اساسی – كه یكی از آنها ربا است – را در صلاحیت دادگاه انقلاب قرار داده، لیكن باید توجه داشت كه صلاحیت دادگاه انقلاب در این خصوص محدود به تعیین تكلیف ثروتهای نامشروعی است كه از طریق ربا و . . . تحصیل شده و از بابت رسیدگی به جنبه كیفری ربا، دادگاه انقلاب فاقد صلاحیت ذاتی بوده و رسیدگی به این جرایم در دادسراها و دادگاههای عمومی بعمل خواهد آمد.
اداره حقوقی قوه قضائیه در این زمینه طی نظریه مشورتی شماره ۷۱۴۱۵ – ۱۹/۲/۱۳۷۴ اشعار داشته: «آنچه در اصل ۴۹ قانون اساسی و مواد ۳، ۸، ۱۰ و ۱۲ قانون نحوه اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی و ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب ۷۳ مبنی بر صلاحیت دادگاه انقلاب آمده است مربوط به رسیدگی و ثبوت شرعی و ضبط ثروتهای نامشروع است و اساساً فاقد جنبه كیفری می باشد. رسیدگی «جرم ربا و صلاحیت دادگاه عمومی می باشد.»
همچنین در این زمینه می توان به بخشنامه شماره ۱۱۷۵۵۷ مورخه ۷/۵/۱۳۷۴ اشاره نمود.
در این بخشنامه آمده است : «در هشتمین جلسه مسئولان قضایی كشور كه به ریاست حضرت آیت الله یزدی رئیس قوه قضائیه در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۷۴ تشكیل گردیده پیرامون بند ۶ ماده ۵ قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب در خصوص تشخیص و تفكیك صلاحیت و اختیارات محاكم عمومی و انقلاب در امور اصل ۴۹ قانون اساسی بحث و بررسی به عمل آمد و به شرح ذیل اظهار نظر شد:
شكایت افراد از ارتكاب ربا، غضب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار و دیگر عناوین مذكور در اصل ۴۹ در محاكم عمومی دادگستری رسیدگی می شود ولی رسیدگی به سرمایه های نامشروع و استرداد ثروتهای ناشی از ارتكاب جرایم یاد شده به بیت المال در صلاحیت دادگاههای عمومی می باشد. مراتب بدین وسیله اعلام

می شود.»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 17:33  توسط   | 

هدی صابر مرد بود نه زن!

هدی صابر مرد بود نه زن!

 بالاخره ساعت شنی عمر مرحوم صابر، فعال ملی مذهبی هم به آخر رسید و او هم مثل تمام آدم های دیگری که این روزها با عزت یا بی عزت دارند راهی دیار باقی می شوند، از دار دنیا رفت.

القصه... و از قضا درگذشت مرحوم صابر، از شانس بد ایشان همزمان شده است با اجرای پروژه شوم مصادره اموات جبهه ضد انقلاب که این روزها ضمن معذب کردن روح رفتگان و ایجاد زحمت برای حضرت عزرائیل؛ هر کس و نا کسی که از دار دنیا می رود را به طرفة العینی به نام خود مصادره کرده و در این راه بی انتها از هیچ خباثتی هم فروگذار نیستند.

و البته از شانس خوب کسانیکه همیشه در این پروژه شوم، مورد لعن و نفرین اصحاب ضد انقلاب هستند، این بار مرحوم صابر در شرایطی کاملاً آزمایشگاهی و به دور از هرگونه تنش و پنجه بوکس و زخم و زیلی و البته با عزت!!! مسافر دیار باقی شدند و لذا باید منتظر بود و دید تا ضد انقلاب این بار دیگر چه حیله ای را برای مرگ هدی صابر جفت و جور خواهند کرد.

در همین رابطه شنیده شده که گویا حضرات رایزنی هایی را نیز در این زمینه انجام داده و فعلا پروژه اعتصاب غذای مرحوم صابر را به میانه فرستاده اند تا چه پیش آید و این در حالیستکه که یک نفر هم گویا نبوده که به این عاقلان! دیوانه خانه بگوید که عزیز من اصلاً آمدیم و مرحوم صابر اعتصاب غذا کرده بود. ایشان در کدام بیمارستان بی چشم و رویی بستری بوده اند که پزشکان و پرستاران هم همصدا با ایشان بوده و لقمه های لذیذ غذا را از این پیرمرد بیمار دریغ کرده اند...؟!

و خلاصه اینکه جبهه ضد انقلاب فعلا در بهت و حیرت از با عزت! رفتن یکی یکی انصار و دوستانش به سر می برد و باید منتظر بود و دید تا صبح فردا و در ادامه پروژه مصادره اموات؛ چه بهانه جدیدی را برای مرگ طبیعی هر یک از این آدم ها جفت و جور می کنند.

ضمنا برای اینکه اشتباه شهید ژاله مجددا برای برخی سبزها و رسانه های ضدانقلاب پیش نیاید لازم است تذکر دهیم که "هدی صابر" مرد بوده است نه "زن".

 

اعتراف اپوزیسیون:فرقه سبز به قدرتهای خارجی دخیل بسته/خاتمی بزرگترین مخرب فرقه سبز است/حرکت فتنه گران

یکی از سایت های اپوزیسیون با اشاره به تلاش های فتنه گران طی روزهای اخیر تاکید کرد که تکاپوهای شورای هماهنگی راه سبز امیدهمچنان بر پاشنه قدیمی یعنی آکسیون های نمایشی وتبلیغاتی ونهایتا سترون وپراکنده ساز می چرخد.

 

سایت «ایرام گلوبال» در مقاله ای شرایط فرقه سبز را در شرایط کنونی «صفی پراکنده»،«بی ثبات» و «ناهماهنگ» خواند و با اذعان بر عدم کفایت شورای هماهنگی راه سبز امید نوشت، صدور دستورالعمل ازبالای سر،وبدون درنظرگرفتن توازن قوای واقعی درعمل، اتخاذ جزوه تاکتیک های تکراری این شورا می باشد.
نویسنده این مقاله در ادامه با اشاره به موضع گیری افرادی همچون خاتمی طی روزها و ماه های گذشته آنان را بزرگترین عاملان مخرب بر فرقه سبز عنوان کرده و نوشته است: مواضع کسانی چون محمد خاتمی ومهاجرانی ومزروعی وکدیوروامثال آنها نشان می دهدکه نگرانی آنها ازجنبش بیش ازنگرانی اشان ازحاکمیت است وبهمین دلیل با وقاحت وصراحت بی مانندی باشنیدن بوی کباب-تشدید شکاف های درونی حاکمیت- صراحتا خواهان گفتگووسازش با حاکمیت هستند. وباین ترتیب آن ها عملا بیشترین تأثیرمخرب را برصفوف جنبشی که درطی دوسال گذشته داشته ودارند.
این سایت همچنین تصریح کرد که فرقه سبز به بیرون ازخود جنبش، نخبگان ورهبران وقدرت های خارجی، دخیل بسته و بدین طریق این فرقه را پراکنده و منجمد کرده اند.

 

روح‌الاميني:فتنه‌گران خودخواه شهد حضور گسترده مردم در انتخابات 88 را به كام آنها تلخ كردند

 

دبيركل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي گفت: حوادث فتنه 88 و تلاش‌هاي نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌هاي پنهان و آشكار دشمنان خارجي و تبليغات و تلاش‌هاي گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد.

 
عبد‌الحسين روح‌الاميني دبير‌كل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي در گفت‌وگو با فارس با بيان اينكه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، انتخابات يكي از مهمترين جلوه‌هاي شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي بوده است، اظهارداشت: به طور متوسط هر سال در كشور يك انتخابات وجود داشته كه در مقاطع گوناگون حيات سياسي كشور پس از پيروزي انقلاب در سرنوشت كشور نقش مهمي داشته است. 
 
وي بر همين اساس خالق اصلي حماسه‌ها را در همه ادوار عموم مردم كشور ‌دانست كه با شركت و حضور خود در انتخابات صرف نظر از اينكه به چه كساني رأي مي‌دهند، استقلال كشور را تضمين كرده‌اند. 
 
دبير‌كل حزب توسعه و عدالت ايران اسلامي انتخابات 22 خرداد 1388 و حضور 40 ميليوني مردم را يكي از نقاط اوج كشور دانست و يادآورشد: ملت ايران فارغ از تفاوت، اختلاف سليقه‌ و نگرش‌ها در انتخابات شركت كرده و نسبت به دموكراسي‌هاي مطرح جهان بالاترين درصد حضور را داشتند. 
 
وي اضافه‌كرد: گرچه حوادث فتنه 88 و تلاش‌هاي نابخردانه و خودخواهانه فتنه‌گران، طرح‌هاي پنهان و آشكار دشمنان خارجي و تبليغات و تلاش‌هاي گسترده آنها شهد حضور گسترده و پرشمار مردم را به كام آنها تلخ كرد اما آحاد ملت در رويدادهاي دوسال گذشته نشان دادند كه عهد اخوت با هيچ جرياني نبسته‌اند. 
 
روح‌الاميني با تأكيد بر اينكه ملت ايران تداوم انقلاب و راه پرفروغ امام(ره) و رهبري، تحقق آرزوها و آمال شهيدان انقلاب، عزت و آباداني كشور را مد نظر دارند، گفت: مردم جسارت‌ها، بي‌حرمتي‌ها، خودخواهي‌ها و غفلت‌هاي دشمن شادكن و كينه‌هاي قبيله‌اي داخلي و خارجي را برنمي‌تابند. 
 
وي در خاتمه خاطر‌نشان‌كرد: همچون هميشه تاريخ پس از انقلاب، درس بزرگ و فراموش‌نشدني حوادث دو سال گذشته، همراهي مردم و مقام معظم رهبري در جهت پيشرفت و تعالي كشور و حركت به سوي تحقق اهداف عاليه انقلاب است.
 

مخالفان حکومت ایران به دنبال مهاجرت و عیاشی هستند

کاربر سایت دولتی صدای آمریکا: «معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود.»

 

کاربران سایت صدای آمریکا، نسبت به گزارش خبری شبکه تلویزیونی "پی بی اس" آمریکا از زن جوان ایرانی با نام مستعار سمیرا که با استفاده از موزیک رپ مدعی است خاطرات اش از تظاهرات اعتراضی دو سال پیش در فتنه سبز را منعکس می کند، نظرهای جالبی داشتند.

یکی از این کاربران نوشت: «خانوم سمیرا ، معترضان ما رپ و هیپی و تکنو هستند که هنوز هیچ کاری نکرده با ماهواره و.. مصاحبه، فرداش مهاجرت و عیاشی و.. اگر قرار باشد صنف بقال ها و پالان دوزان با این روش ها کاری کند بدتر می شود، بهتر نمی شود .لطفا کنار بایست بگذار همه برای یک رهبر سیاسی عالم و بالغ و با تجربه وارد عمل شوند.»
یکی از کاربران این سایت در مورد قسمتی از شعر این به اصطلاح خواننده که گفته بود "فردا مال ماست، با طلوعی سبز" نوشت: « فردا مال هیچکس نیست بجز سرمایه داری بین المللی که تمام تحرکات مردمی را که بدنبال زندگی انسانی و غیر حیوانی هستند را دارد با اقسام وسایل کنترل میکند. تمام ارزشهای حقیقی را با ارزیابی مادی در معرض افکار عمومی قرار میدهد. کاری میکند که یک فرد از همان دوره بچگی اسیر محصولات تولیدی مسخره سرمایه داری باشد که در آینده فکرش به دنبال حقیقت حیات بشر نرود.»
کاربر دیگری نوشت: «بله شاهین ..هم معترض بود و با شعر سیاسی چیز میز وارد این خیمه شب بازی شد با بی بی سی مصاحبه کرد و .. آخرین کارهای اعتراضیش را هم دیدیم و شنیدیم .. مشکل ما محدودیت روسری و ماهواره و اینترنت نیست ... یعنی اگر سمیرا خانوم محدودیت پوشش نداشت آزاد و سیر و تامین بود؟ معنی آزادی را هم فهمیدیم با این شعر که گفتی لطفا زبان فارسی را خراب نفرمایید.»

 

اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هايشان را در سبد انتخابات نريزند

 

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دليل اختلاف آنها هم همين موضوع است و تا زماني كه اين طور باشد وحدت در معرض خطر است.

 

محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت‎وگوي خود با خبرنگاران فارس به برخي مسايل روز كشور ازجمله جهاد اقتصادي و جريان انحرافي اشاره كرد كه متن اين مصاحبه در ادامه از تظر مخاطبان مي‌گذرد.

* طرح مكتب‌ايراني انحرافي است و با انگيزه تثبيت قدرت بيان شده است

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به طرح موضوع مكتب ايراني از سوي گروه انحرافي در كشور اشاره كرد و گفت: در طي 100 سال اخير هميشه مباحث ايران‌گرايي به عنوان يك سوژه براي رسيدن به قدرت يا تثبيت قدرت مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

وي افزود: قالب افرادي كه بحث ايراني‌گري را در صد سال اخير كشور مطرح كردند به دنبال اين بودند كه دولت خودشان را تحكيم كنند يا اينكه با طرح اين شعارها احساسات مردم را تحريك و در نهايت به قدرت برسند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به برگزاري جشن‌هاي 2500 ساله از سوي رژيم شاهنشاهي اشاره كرد و گفت: اين جشن‌ها براي تحكيم قدرت شاه بود نه براي ابراز افتخارات ايراني‌ها، اين چه افتخاري بود كه شاه ايران به عنوان نماينده كورش به ژاندارم آمريكايي‌ها تبديل شده بود؟ كدام يك از پادشاهان بزرگ ايران آلت دست امپراطوري روم بودند؟ اگر كوروش در زمان جشن‌هاي 2500 ساله زنده بود از اين اقدام خجالت مي‌كشيد.

رضايي با بيان اينكه عدم صداقت و نفاق در رابطه با بحث ايراني‌گري در رفتار شاه وجود داشت، تصريح كرد: ايراني‌‌گري هميشه شعاري بوده كه براي رسيدن به قدرت و حفظ قدرت مطرح شده است و اين عده رفتاري متفاوت با گفتار از خود نشان داده‌اند. طرح مكتب‌ايراني انحرافي است و با انگيزه تثبيت قدرت بيان شده است.

* امام خميني فرمودند ملي‌گراي واقعي آن بسيجي است كه خرمشهر را آزاد كرد

وي شاه مخلوع ايران را در رفتار، نوكر آمريكا دانست و افزود: شاه مخلوع بر خلاف رفتارش ادعا مي‌كرد كه جشن‌هاي 2500 ساله براي بزرگداشت افتخارات ايران برگزار مي‌شود بر اين اساس بايد گفت كه ايراني‌گرايي هميشه مورد سوء استفاده قرار گرفته است.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: امام خميني (ره) فرمودند ملي‌گراي واقعي آن بسيجي است كه خرمشهر را آزاد كرد، مكتب واقعي ايران همان اسلام است و اگر ايران از اسلام جدا شود قطعا شكست مي‌خورد و فرو مي‌پاشد و حتي نمي‌تواند از تماميت ارضي و سرزمين‌هاي خود دفاع كند.هنر ايراني اين بود كه اسلام را با قلب خود پذيرفتند و آن را گسترش دادند؛ اسلام در هند و چين توسط ايراني‌ها گسترش يافته است.

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تاكيد كرد كه ما در طول جنگ، سرزمين‌هايمان را با رمز يا زهرا (س) و يا حسين (ع) آزاد كرديم و اگر امروز ايران باقي مانده است به دليل وجود اسلام در اين كشور است.

وي ادامه داد: در سال اول جنگ بني‌صدر مي‌گفت من مي‌خواهم به سبك اشكانيان بجنگم و زمين بدهم و زمان را بدست آورم ولي زمين‌ها را داد و از زمان بدست آمده نتوانست بهره برداري كند.

رضايي با بيان اينكه هرگاه ايران از اسلام جدا شد ما شكست خورده‌ايم، گفت: مبناي تفكر امام خميني(ره) اين است كه نبايد ايران را از اسلام جدا كرد چرا كه جدا كردن ايران از اسلام باعث آسيب‌هاي جدي به كشور مي‌شود و برخي از كساني كه نغمه جدايي ايران از اسلام را سر داده اند، افرادي قدرت طلب‌اند كه قصد دارند با تحريك احساسات مردم به قدرت برسند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه طي 2 سال اخير نمونه‌هايي از پرداختن به ايرانيت صرف در كشور مشاهده شد، اظهار داشت: اگر واقعا اين عده ادعا دارند كه طرفدار ايران هستند بهتر است حق ايران را در خليج فارس و درياي خزر احياء كنند.

* مدعيان مكتب ايراني اعتراضي به لشكر‌كشي عربستان به خليج فارس نكردند

وي ادامه داد: بهتر است مدعيان ايراني گري عملا به ايراني بودن خود عمل كنند، نه اينكه با شعار احساسات مردم را تحريك كنند و در داخل نظام درگيري درست كنند و بعد هم روحانيت و رهبري را در مقابله با ايراني‌گري قرار دهند و جبهه‌اي را به نفع خود تشكيل دهند؛ رهبري و روحانيت هيچگاه عليه ايرانيت ملت ايران نبوده‌اند.

رضايي افزود: كساني كه از مكتب ايراني صحبت كردند كوچكترين اعتراضي به لشكر‌كشي عربستان به خليج فارس نكردند.

رضايي اظهار داشت: برخي مي‌گفتند كه اگر دين در مقابله با آزادي قرار گيرد دين شكست خواهد خورد در حالي كه آزادي در متن اسلام بوده و هست و اساسا اين نوع تفكيك‌سازي و ادبيات غلط است. همين خط مشي را امروزه در تفكيك ايرانيت و اسلاميت مي بينيم. آنهم در شرايطي كه جهان اسلام در حال قيام هستند.

وي با بيان اينكه درست كردن ماجراي غير واقعي و تقسيم‌بندي كردن افراد درون اين ماجرا درست نيست، ادامه داد: مسئله ايرانيت در كشور حل شده است و ما در جريان انقلاب مسئله ايرانيت، مليت، اسلاميت و مسائل ديگر را با هم تركيب كرديم؛ هويت ما اسلامي - ايراني است و ما با چنين هويت جديدي مسائل بزرگي را در كشور حل كرديم.

* هويت شناخته شده‌اي داريم

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاكيد بر اين موضوع كه ما هويت شناخته شده‌اي داريم، گفت: نمي‌دانم چرا برخي مي‌خواهند هويت شناخته شده ما را به هم بزنند، معلوم نيست كه برخي افراد از هويت انقلابي ما چه آسيبي ديده‌اند كه مي‌خواهند آن را جابه جا كنند و به همين دليل است كه يك بار از ناحيه آزادي‌خواهي و بار ديگر از ناحيه ايراني‌گري به جنگ با هويت انقلاب مي‌آيند؛ برخي مواقع هم از زاويه تحجر و خرافات به مبارزه با هويت انقلابي ما مي‌آيند در حالي كه هويت اسلامي- ايراني يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي انقلاب بود كه در دفاع مقدس تثبيت شد.

رضايي در ادامه به موضوع جهاد اقتصادي اشاره كرد و اظهار داشت: هدف از طرح جهاد اقتصادي اين است كه ايدئولوژي‌هاي غيرانقلابي در اقتصاد كنار گذاشته شود چرا كه اقتصاد ليبرالي يا تكنوكراتي يا سوسياليستي در كشور ما جواب نمي‌دهد بلكه بايد از اقتصاد جهادي بهره گرفت؛ يعني اينكه افراد بايد هويت انقلابي خود را در اقتصاد وارد كنند، چرا كه وقتي افراد هويت انقلابي‌شان را در سياست و دفاع از كشور وارد كردند، مؤثر واقع شد. چرا نبايد هويت اسلامي- ايراني ما وارد اقتصاد شود؟

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: افرادي كه بحث‌هاي انحرافي را مطرح مي‌كنند، با ايدئولوژي انقلاب تقابل ايدئولوژيك دارند و نمي‌خواهند اجازه دهند ايدئولوژي انقلاب از عرصه سياست فراتر رود و وارد اقتصاد، صنعت و عرصه‌هاي ديگر شود، اين افراد مي‌خواهند پس از آنكه از گسترش ايدئولوژي و هويت انقلابي به عرصه‌هاي ديگر جلوگيري كردند سياست را نيز هويت زدايي كنند.

* اصولگرايان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند

فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بخش ديگري از گفت‌وگوي خود با فارس ضمن انتقاد از اصولگرايان كشور اظهار داشت: اصولگرايان از رهبر انقلاب در جبهه سياست و حكومت حمايت مي‌كنند ولي در جبهه انقلاب تلاش لازم را ندارند.

وي با بيان اينكه ادبيات انقلابي رهبري در جامعه بايد تبيين و تشريح شود، گفت: منحصر كردن رهبري به ادبيات سياسي و حكومتي ظلم بزرگي به انقلاب است. لذا بايد گفت كه اصولگرايان كم كم به يك جناح و حزب در حال تبديل شدن هستند در حالي كه اصولگرايي فراتر از يك جناح است.

رضايي تصريح كرد: اصولگراي واقعي بايد امتداد انقلابي امام و رهبري در جامعه باشد، ‌يعني انديشه‌ها، رفتار و گفتمان امام و رهبري را در جامعه انتشار دهد؛ اصولگرايان رهبر انقلاب را در جبهه انقلاب تنها نگذارند.

* اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند؛ با اين وضع، وحدت در معرض خطر است

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: متاسفانه در حال حاضر اصولگرايان تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد انتخابات قرار داده‌اند و دليل اختلاف آنها هم همين موضوع است و تا زماني كه اين طور باشد وحدت در معرض خطر است.

وي اختلافات به وجود آمده در جبهه اصولگرايي در ايام انتخابات را طبيعي دانست و اظهار داشت: دليل اختلافات براي اين است كه اصولگرايان گفتمان انقلابي امام و رهبري را رها مي‌كنند كه يك نمونه آن شيوع بد اخلاقي، تهمت و غيبت در جبهه اصول‌گرايي است كه با آن مبارزه جدي صورت نگرفته است.

* مسئولين دولت در رابطه با سفر به عربستان و دعوت از ملك‌عبداا‌لله رسما تبري بجويند

رضايي در ادامه گفت‌وگوي مشروح خود با خبرنگاران فارس با طرح اين سوال كه دعوت از ملك‌عبدالله اردني در شرايط بيداري اسلامي و يا سفر به عربستان چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ گفت: ‌حتي اگر اين اقدامات شايعه باشد باز هم مسئولين كشور بايد از آن تبري بجويند و عكس العمل سريع از خود نشان دهند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد: ورود عربستان به بحرين و لشكركشي در خليج فارس انقلاب ما و نيز امنيت ملي منطقه و ما را تهديد كرده است، عربستان هر چه سريع تر بايد نيروهاي خود را از بحرين خارج كند و به اشغالگري خود پايان دهد و دولت هم نبايد به اين مساله كم توجهي كند. همچنين اين موضوع بايد از طريق مجامع اسلامي و بين المللي پيگيري شود كه در اين رابطه تشكيل جبهه واحدي از ايران، تركيه و عراق در شرايط كنوني مفيد است.

* تحرك جدي از سوي دولت در زمينه جهاد اقتصادي صورت بگيرد

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ضمن انتقاد از عملكرد دولت در زمينه جهاداقتصادي اظهار داشت: به اعتقاد بنده بايد تحرك جدي از سوي دولت در زمينه جهاد اقتصادي صورت بگيرد ،چرا كه اولين تحرك دولت در جهاد اقتصادي بايد در زمينه اشتغال و توليد باشد.

رضايي گفت: دولت بايد سهم يارانه‌ها از توليد را در ارديبهشت ماه پرداخت مي‌كرد و اگر اين مبلغ در خردادماه پرداخت نشود بسياري از بنگاه‌هاي توليدي ورشكست مي‌شوند و بيكاري افزايش پيدا مي‌كند و اين مسئله در سال جهاد اقصادي زيبنده كشور نيست.

وي همچنين خاطرنشان كرد كه رهبر انقلاب نامگذاري سال جاري به عنوان سال جهاد اقتصادي را به عنوان سرآغاز يك انقلاب عملي در اقتصاد انجام دادند، چرا كه انقلاب سياسي و تئوريك 5 سال است كه در كشور شروع شده است، اما جهاد اقتصادي سرآغاز عملياتي كردن انقلاب در صحنه است، بر اين اساس دولت بايد به جهاد اقتصادي به عنوان واقعه‌اي مهم بنگرد و از آن به عنوان يك فرصت مهم استفاده كند.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اظهار داشت: تحركي كه در زمينه جهاد اقتصادي در مجلس و قوه قضائيه شروع شده و همچنين همايش اخيري كه در مجمع تشخيص برگزار شد، به نظر من مي‌تواند گام‌هاي خوبي براي عملياتي كردن جهاد اقتصادي باشد.

رضايي در عين حال گفت كه اگر همه نهادها دست به دست هم بدهند در پايان سال مي‌توانيم كارنامه خوبي در زمينه جهاد اقصادي داشته باشيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 21:25  توسط   | 

گسترش بدحجابی در قم، " ام القرای جهان اسلام " + تصاویر

جریانهای دینی یکی از مولفه هایی است که حکومتهای دنیا در بعضی از نقاط خاص بنا به مصالحی در وضع قوانین آنها را http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1390/3/21/6593_775.jpgدخیل میکنند . در این میان رعایت ظواهر اسلامی به خصوص حجاب یکی از نکاتیست که در بسیاری از کشور های اسلامی مورد توجه قرار میگیرد.

اما متاسفانه این روزها درسایه بی توجهی و تسامح مسئولین در قلب تشیع و در کنار حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (س) شاهدصحنه هایی از بد حجابی هستیم که دل هر مومن متدینی را به درد می آورد . البته این نکته قابل توجه است که بخشی از این هنجار شکنی ها توسط زائرین به وقوع مپیوندد اما بخش عظیمی از این بد حجابی ها متعلق به زنان و دخترانیست که مادران آنها سالهای سال حتی درزمان کشف حجاب رضاخانی دست از حجاب خود نکشیدند.

کاش مسئولین محترم شهر با خواندن حرکت قهرمان بزرگ نهی از منکر مرحوم آیت الله بافقی که یک تنه درایوان آینه حرم مقابل ورود بدون حجاب زن رضاخان ایستاد و بعد از آن رنج سالها تبعید و زندان را به جان خرید از آن مجاهد بزرگ درس میگرفتند و برای این وضع قم فکری میکردند .

بیش از این توضیح لازم نیست و تصاویر خود گویای گسترش بدحجابی در ام القرای جهان اسلام میباشد.

لازم به ذکر است همان گونه که در خیابان های قم به نظر می رسد, هنوز اکثریت جامعه زنان و دختران قمی به حجاب و مسائل عفت عمومی پایبند هستند اما اگر مسئولین امر در برخورد و ساماندهی وضعیت فعلی کوتاهی کنند یقیناً با شکسته شدن قبح بدحجابی، نسل آینده از این مخاطرات مصون نخواهند بود.


alt

alt

alt

alt

alt


alt

alt




alt



alt

alt



alt


جریان مبارزه مرحوم بافقی با زن رضا خان

در شبِ اول فروردين سال 1306 ش، به هنگام تحويل سال، همسر بي‏شرم رضاخان به همراه عده‏اي از زنان درباري با وضعي زننده و دور از عفت، به آستانه حضرت معصومه(س) در قم رفته و در ايوان آينه جاي گرفتند. چون زنان درباري بدون حجاب، وارد حرم شده بودند، يكي از وعاظ به طرز حجاب آنان اعتراض كرد. در اين حال، عالم پرهيزگار و شجاع. شيخ محمدتقي بافقي بر آنان شوريد و مردم را نيز عليه آنان وادار به اعتراض نمود. وقتي كه اين خبر را به رضاخان گزارش نمودند، وي در روز دوم فروردين با حالتي غضبناك به اتفاق عده‏اي از مسؤولان نظامي وارد قم شد و يكسره به سمت حرم رفته، دستور ضرب و شتم روحانيان و آيت‏اللَّه بافقي را صادر كرد. رضاخان سپس دستور داد كه آيت‏اللَّه بافقي را به شهر ري تبعيد نمايند. سرانجام چند سال بعد اين عالم مجاهد، پس از اخراج رضاخان از ايران به قم بازگشت. برخي از محققان، واكنش تند آيت‏اللَّه بافقي را نسبت به حضور زنان بي‏حجاب در حرم حضرت معصومه(س) سببِ نزديك به هشت سال تأخير در اعلام رسمي كشف حجاب مي‏دانند. همچنين، شجاعت آيت‏اللَّه بافقي در رويارويي با رضاخان، تأثير شاياني در حوزه علميه قم بر جاي نهاد به طوري كه امام خميني(ره) در درس اخلاقي كه در دهه 1320-1310 در قم مي‏دادند، آيت‏اللَّه بافقي را نمونه‏اي ذكر مي‏كردند كه بايد سرمشق قرار گيرد.


 

دست و پا زدن بی‌بی‌سی فارسی برای ایجاد آشوب در سالروز انتخابات 22خرداد
دست و پا زدن بی‌بی‌سی فارسی برای ایجاد آشوب در سالروز انتخابات 22خرداد
خبرنامه دانشجویان ایران: با فرا رسیدن انتخابات پر از حادثه 22 خرداد ماه سال 88 ، رسانه های معارض دوباره برای ایجاد تشویش و آشوب دست به کار می شوند.

  سایت بی‌بی‎سی فارسی که در ایام انتخابات به عنوان محل فرماندهی و اطلاع رسانی آشوب های خیابانی عمل می کرد با فرا رسیدن سالروز انتخابات 22 خرداد عملیات جدیدی را برای ایجاد آشوب پی ریزی می کند.

این سایت که فعالیتش وابسته به وزارت امور خارجه انگلیس است در حرکتی جدید، در قسمت "نوبت شما" خود با دعوت از مشاور ارشد یکی از سران فتنه، از مخاطبین خود دعوت به طرح سؤال با توجه به دومین سال انتخابات 88 کرده است.

گفته می شود در قسمت نظرات مخاطبین و طرح سؤال آنها همان شعارهای افراطی جریان موسوم به سبز تبیین شده که با چینش آنها سعی در تحریک مخاطبین خود برای ایجاد تجمعات آشوب گرایانه در خیابان ها دارد.

در برخی از سؤالات پرسیده شده در بخش نظرات آمده است: " آقاي اميرارجمند شما تا چه ميزان با اصلاح طلبان داخل كشور در خصوص اتحاذ تصميم هايي اين چنيني مبني بر فراخوان به تجمعات خياباني در ارتباط هستيد؟"

" چرا مسئولان جنبش سبز به پشتوانه آن سیزده میلیونی که حکومت قبول کرده !! ولی در اصل بیست و پنج میلیون هم زیادتر است - هر روز تقاضای مجوز راه پیمایی - طبق اصل 27 قانون اساسی نمی کنند؟ چرا آقای موسوی بعد از انتخابات نرفتند و برای گرفتن مجوز راه پیمایی برای طرفداران خود در وزارت کشور " بست " ننشستند - آن "بست" اعتراضی در وزارت کشور بهتر از این حبس خانگی امروز نبود؟"

البته در این بین نیز برخی از مخاطبین انتقادهای فراوانی را به فرماندهان جریان موسوم به سبز مخصوصا اردشیر امیر ارجمند وارد ساخته اند به طوری که این جریان را به دروغ گویی در مورد اعتراض های آرام می کشانند.

در بخشی از این نظرات آمده؛ " عدم خشونت و اعتراض های صلح امیز و مسالمت امیز آرمان بزرگانی چون گاندی است بزرگانی که با همین سیاست ها به پیشبرد مسایلشان کمک کردند اما جنبش سبز فقط می خواهد مردم را به کشتن دهد و هرگز از اعتصاب نا فرمانیهای مدنی و یا مثلا خاموش کردن چراغ های خانه در یک زمان مشخص در شب برای نشان دادن نارضایتی کمک نمی گیرد"

علاوه بر موضوعات مطرح شده این سایت سعی دارد که با القای مجدد تقلب در بین مخاطبین خود فضایی ملتهبی را برای تجمعات اعتراضی فراهم کند.


 

با اشاره به تکراری شدن بیانیه های این شورا با لحن تمسخرآمیزی

صدای آمریکا: بیانیه های شورای جنبش سبز مثل' سریال ارتش سری شده' است!
مجری صدای آمریکا با لحن تمسخر آمیزی گفت:«شورای هماهنگی راه سبز امید که یک چیزی تو مایه های ارتش سری است از مردم خواسته به خیابان ها بریزندولی راهپیمایی سکوت برگزارکنند!»


 

به گزارش جام نیوز،بیانیه ها و فراخوان های شورای چند نفره موسوم به راه سبز امید که از بقایای وابسته به جریان شکست خورده فتنه است آنقدرتکراری وکلیشه ای شده،که صدای اعتراض ارگان رسانه ای وابسته به وزارت امورخارجه آمریکا را هم در آورد.
بر اساس این گزارش،مجری شبکه صدای آمریکا با لحنی تمسخرآمیزکه از ناامیدی غربی ها ازاین جریان مرده حکایت دارد،گفت:«شورای هماهنگی راه سبز امید که یک چیزی تو مایه های "سریال ارتش سری" است،از مردم خواسته است که در روز 22 خرداد به خیابان ها بریزند، ولی سکوت کنند!»
وی در ادامه با طعنه به ناهماهنگی بین شورای هماهنگی جریان مرده فتنه و بعضی از سران خارج نشین آن اشاره کرد واضافه کرد:«اما، "امیرارجمند"سخنگوی موسوی هم گفته است که ای ملت! بعد از 22 خرداد امسال،دیگرسکوت موکوت نداریم، همه باید از این به بعد داد وبیداد کنند.»
گفتنی است علی رغم اینکه شبکه صدای آمریکا درطی چند روز گذشته به شدت در حال تبلیغ تجمعات فتنه گران در سالگرد حماسه مشارکت 85 درصدی مردم در روز 22 خرداد است،اما در سخنان وتحلیل های این شبکه ناامیدی عمیقی نیز نسبت به کارآمدی اصلاح طلبان و جریان فتنه برای ایجاد آشوب در کشور به چشم می خورد.

 

تقصیر گنجی نیست که به امام توهین کرده، تقصیر کیهان است که منتشر نموده!

در فروردین 1379، کنفرانسی در برلین با عنوان "ایران پس از انتخابات [مجلس ششم]" برگزار شد که برخی از عناصر شاخص اصلاح طلب و طیف موسوم به روشن فکری دینی در آن حضور داشتند. اینکه درخود آن کنفرانس چه گذشت بحثی دیگر است، اما در حاشیه آن کنفرانس اتفاق مهمی رخ داد که می توان با قرار دادن آن در کنار اتفاقات خود کنفرانس و با توجه به آنکه شرکت کنندگان در کنفرانس خود را "سفیر اصلاحات" می خواندند، به عمق بسیاری از مطالب پی برد.

 

 

 

مصاحبه گنجی با نشریه آلمانی

آن اتفاق مهم مصاحبه اکبر گنجی (عنصر شاخص و خط دهنده اصلاحاتیان) با نشریه آلمانی «تاکس سایتونگ» بود. این نشریه، مصاحبه مزبور را با تیتر «عاقبت [امام] خمینی در موزه تاریخ است»، منتشر كرده بود.

گنجی در بخشی از این مصاحبه صریحاً خود و هم طیف های خود را در کنار امثال منافقین و سلطنت طلب ها و دیگر محاربین قرار داده و با توهین به انقلاب و مردم انقلابی گفته بود: «ما همان سال های اول انقلاب فهمیدیم كه این راه به دموكراسی ختم نمی شود. لیكن احتیاج به زمان زیاد و طولانی وتئوری بود تا بتوان این اطلاعات را عملی كرد.

ما با یك حركت روشنفكرانه از داخل ایران شروع كردیم تا این افكار را ترویج دهیم لیكن تعداد زیادی از دوستان من محبوس و اعدام شدند. این حركت رفرم حدود 15 تا 16 سال پیش شروع شد و اكنون اولین میوه های خود را می دهد.»

او در این مصاحبه همچنین به تفسیرهای التقاطی از دین و ارائه تصویری لیبرال پسند از آن پرداخته بود ولی آنچه بیش از همه مهم بود فرازی از صحبت های وی بود که گفته بود: «وقتی یک متفکر واقعیات زندگی مردم را درک نکند و عقب بیفتد در انبارها و موزه ها قرار خواهد گرفت... ما تلاش میکنیم [امام] خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد.

خمینی دیگر وجود ندارد، آنچه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست. او به هر حال یک روزی در موزه خواهد رفت و هیچ‌کس نمی تواند جلوگیری کند. این یک تکامل تاریخی است.

دکتر شریعتی نیز به سرنوشت خمینی دچار شده که عقاید او در حرکت امروز اصلاح طلبی دیگر جایی ندارد و نقشی بازی نمی کند. اما ما دکتر را به خوبی در خاطرات  خویش نگه می داریم.»

روشن گری کیهان و فشار افکار عمومی بر تجديدنظرطلبان

پس از این، روزنامه کیهان (که در همان زمان، پشت پرده بسیاری از رفتارهای تجديدنظرطلبان را روشن کرده بود) وارد عرصه شد و در این رابطه نیز دست به روشن گری زده و مصاحبه گنجی را بدون دخل و تصرف منتشر کرد.

اما افرادي که می گفتند "دانستن حق مردم است" شروع به جنجال و جوسازی كرده و به این کار کیهان معترض شدند. اما مردم که اخبار واقعی کنفرانس برلین را در نشریات ارزشی خوانده بودند، با مطالعه این مصاحبه بسیار برافروخته تر شدند.

تلاش تجديدنظر طلبان برای تبرئه خود

فشار افکار عمومی بر حاضرین در آن کنفرانس و خصوصاً اکبر گنجی موجب شد که دو کار از طرف آن طیف صورت گیرد. کار اول آنکه خود گنجی در مصاحبه ها و نوشته هایی ظاهراً به تکذیب آن مصاحبه پرداخت و دیگر نشریات زنجیره ای نیز این تکذیب ها را به تیتر خود تبدیل كردند. اما در متن همان تکذبیه ها مشخص بود که گنجی تنها تیتر انتخاب شده توسط روزنامه آلمانی را تکذیب کرده است نه سخنان خود در مصاحبه را (برای مثال رجوع کنید به روزنامه صبح امروز، 24 فروردین 79، صفحه 16).

اکبر گنجی همان تکذبیه ها را برای نشریه آلمانی هم فرستاد. توضیحی که نشریه آلمانی هم پس از آن منتشر کرد، و در روزنامه صبح امروز 28 فروردین 79 نیز چاپ شد مؤیّد آن بود که گنجی تنها تیتر این مصاحبه را تکذیب كرده است، نه اصل سخنان خود را.

کار دوم طیف تجديدنظر طلب هم آن بود که برخی شخصیت های به ظاهر موجه آنان (نظیر مجید انصاری) وارد صحنه شدند و به تطهیر گنجی پرداخته و شروع به توهین به کیهان نمودند.

ورود مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه

اما همه این کارها، به دلیل آشنایی مردم با افکار این طیف (که در روزنامه های آنان در داخل کشور هم منتشر می شد)، نمی توانست از فشار افکار عمومی بر طیف تجديدنظر طلب و "سفیران" آن بکاهد. بنابراين، در اینجا بود که پرده ای دیگر نمایان شد و آن ورود تمام قد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام به صحنه برای دفاع از گنجی و تطهیر او بود.

این مؤسسه در تاریخ 29 فروردین 79  نامه ای به روزنامه کیهان نوشت و طی آن به افشاگری کیهان راجع به سخنان گنجی اعتراض كرد.

تنظیم کنندگان این نامه چنین جلوه داده بودند که گنجی مطالب آن مصاحبه خود را تکذیب کرده است، بنابراين، چاپ آن مصاحبه در کیهان کار درستي نبوده است. این در حالی بود که گنجی فقط تیتر مصاحبه را تکذیب کرده بود. در این رابطه در آن نامه آمده بود: «بازگویی و درج عین اظهارات موهن یک نشریه آلمانی [نه یک تجديدنظر طلب ایرانی!] در صفحه اول روزنامه کیهان سه شنبه 23 فروردین 79 (که متعاقباً بیان مطالب منتشر شده در نشریه مزبور از سوی مصاحبه شونده تکذیب گردیده) مایه تأسف است. مطمئناً افشاگری و نه حتی انگیزه های خیرخواهانه نمی تواند توجیهی مناسب برای اشاعه سخنان نامربوط و موهن که قلوب پیروان حضرت امام خمینی(ره) را جریحه دار می سازد، باشد.»

نکته برجسته در این نامه آن بود که گویی همه تقصیرها در وهله اول به گردن کیهان (به عنوان روزنامه ای که فقط عین مطالب را نقل کرده بود) و در وهله دوم به گردن روزنامه آلمانی بوده است و تنها کسی که در اینجا نقشی نداشته، گوینده آن سخنان است!

تنظیم کنندگان این نامه در ادامه به جای محکوم کردن "اهانت به مقدسات" توسط "سفیر ساختارشكنان"، افشای اهانت به مقدسات را موجب "حریم شکنی" دانسته و نوشته بودند : «نخستین اثر این گونه نقل ها و افشاگری ها شکستن حریم های مورد احترام جامعه اسلامی و عادی ساختن خلاف گویی ها و اهانت به مقدسات است.»

جالب آنکه مسئولان این مؤسسه که به خود به جای عمل به وظیفه قانونی شان در محکوم کردن این سخنان و یا حتی پی گیری قضایی این سخنان، افشا کنندگان آن را (که تنها به وظیفه خود عمل کرده بودند) محکوم کرده و در عوض، وظیفه قانونی خود را از آنها مطالبه نموده بودند: «انتظار داریم در نقل قول هایی از این دست دقت بیشتری نموده و به جای ترویج و اشاعه عین اظهارات توهین آمیز مراتب را از طریق مجاری و مراجع قانونی پی گیری نمایید.»

این موضع گیری صریح مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام فقط نمونه ای بود از برخوردهای این مؤسسه با دلدادگان به امام و نمونه ای بود از حمایتش از توهین کنندگان به ایشان.

سکوت حمایت آمیز مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در قبال دیگر توهین کنندگان به امام

این چنین موضع گیری هایی از طرف این مؤسسه در حالی صورت می پذیرفت که مسئولان آن در قبال توهین های مکرر به حضرت امام در نشریات زنجیره ای اصلاحاتیان هیچ سخنی ابراز نمی کردند.

«انقلاب اسلامی، متأثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سرانجام آنها هم یکسان خواهد بود.» (عباس عبدی، هفته نامه راه نو، شهریور 77)؛ «بعد از انقلاب، شاه مستبد، رفت ولی استبداد همچنان باقی است، تازه رنگ شرعی هم به خود گرفته است.» (ابراهیم یزدی، هفته نامه آبان، فروردین 78)؛ «دشمنی تمام دنیا با ما، انبوه مشکلات اقتصادی جوانان، بی پولی و بی کاری، ثمره سال ها شعار تند و تو خالی و پیش پا افتاده دوران انقلاب است.» (الهه اقراریان، فرزانه ناطقی نژاد، زینب نوحی، هفته نامه پیام هاجر، 78/8/25، صفحه 4)؛ «پس از انقلاب نیز، آمریت کهنه دوره شاهنشاهی باقی مانده و افراد کم سواد، سر کار آمده اند و کهنه پرستی همچنان رواج دارد.» (مجید شریف، هفته نامه آبان، 78/9/13، صفحه 7)؛ حکومت روحانیان، عامل عقب ماندگی جامعه است همچنان که اروپا در قرون وسطی به خاطر حکومت روحانیان دچار خرافه پرستی و مذمت کار شده بود.» (علیرضا دست افشان، روزنامه خرداد، تیر 78)؛ «جریان کسروی و حکمی زاده قمی، اصلاح طلب بودند و امام و شهید نواب صفوی، خشونت گرا و در مقابل جریان اصلاح طلب قرار می گیرند.» (سهراب بهداد، روزنامه نشاط، اسفند 77)؛ «امام، نهضت آزادی را چون فرزندان خویش می دانست و بحث خودی و غیر خودی را مطرح نکرد و همه گروه ها را به طور نسبی تأیید می کرد.» (مجتبی لطفی، روزنامه خرداد، مهر 78)؛ «اعدام منافقین در پایان جنگ، مستند شرعی نداشت.» (فرج الله الهی، هفته نامه آوا، 78/8/4، صفحه 6)؛ «دخالت در سیاست از حقوق شهروندی است و امام خمینی هم نمی تواند کسی را از این کار منع کند. نامه 1/6 امام در صحیفه نور نیامده و نظر امام محسوب نمی شود.» (عمادالدین باقی، هفته نامه پیام هاجر، اسفند 77)؛ «عزل آقای منتظری اشتباه بود و هم اکنون صحت همه ایرادات ایشان، برای همه روشن شده است.» (رضا علیجانی؛، آزادی یا توطئه، صفحه 79 به نقل از مجله ایران فردا)
این مطالب، همه در نشریات زنجیره ای در همان وقت منتشر شده بود ولی این مؤسسه هیچ موضع گیری کوچک و حتی تلویحی هم در محکومیت توهین به امام ننموده بود؛ و این از مؤسسه ای که عمادالدین باقی (رفیق صمیمی اکبر گنجی و از گردانندگان نشریات زنجیره ای دوره اصلاحات) جزو همکاران آن بود، عجیب نیست.

اگر این چنین سخنانی (که نمونه هایی بسیار اندک از آنها در بالا ذکر شد و امثال آن در نشریات «سال های طلایی دوم خرداد» -به قول صادق زیبا کلام- فراوان یافت می شد) از طرف مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام محکوم شده بود، کسی جرأت نمی کرد به این فکر کند که العیاذ بالله امام را به موزه بسپارد؛ چرا که از قدیم گفته اند حرمت امام زاده را باید متولی اش نگه دارد.

اين در حالي است كه نه تنها مؤسسه تنظيم و نشر به وظيفه و مأموريت اصلي خود كه براي آن تشكيل شده و از بيت‌المال بودجه ميلياردي دريافت مي‌كند، عمل نمي‌كند بلكه بعضا به مدافعان حريم امام مانند نمونه‌ي بالا يا نمونه 16 آذر 89 (اعتراض به صداوسيما به‌دليل انتشار تصوير جسارت به عكس امام) حمله مي‌كند و در برخي موارد نيز خود رأساً‌ انديشه‌هاي امام را تحريف مي‌كند (نمونه‌ي اخير مصاحبه رضوي يزدي در مورد مسجد جمكران)



 

کروبی به اموال بیوه‌زنان هم رحم نکرد!

پیرزنی بیوه با در دست داشتن سند یکی از املاک مجلل کروبی در لواسان خواستار دریافت بدهی اندک خود شد.

 

 

 

بعد از انتشار خبری مبنی بر جست‌و‌جوی فاطمه کروبی برای یافتن خانه برای اجاره، طی تماس‌های متعدد و متنوعی، بسیاری با طرح میزان ثروت‌های این خانواده نسبت به این دروغ آشکار اعتراض کردند.

از جمله این اعتراضات، می‌توان به شکایات پیرزنی بیوه اشاره کرد که با در دست داشتن سند یکی از املاک مجلل کروبی در لواسان خواستار دریافت بدهی اندک خود شد.

خانم منشی با ارائه پیشنهادی گفت: بهتر است کروبی با انتخاب خود در یکی از املاک خود در هفت‌تیر، پاسداران و نیاوران یا همین ملک لواسان بنشیند و دیگر به دنبال منزل اجاره‌ای نگردد و با پول رهن آن بدهی پیرزن بیوه‌ای همچون من را بدهد.



 

اگر هوا خنک شد در ایران رستاخیز می کنیم


سرلشکر روحانی مدیر گروه نظامی سیاسی عقاب ایران در برنامه زنده در شبکه اندیشه گفت: اگر دمای هوا برای نیمه دوم شهریور تا نیمه اول مهر پایین باشد و هوا خنک شود روز رستاخیز را در این ایام اعلام و به ایران خواهد آمد.

به گزارش جام نیوز، در برنامه زنده ای از شبکه اندیشه که با حضور مدیر شبکه آقای فروزنده برگزار شد میهمان برنامه سرلشکر روحانی بودند وی در صحبتهای خودش بیان داشتند که آمدن او و گروه نظامی سیاسی عقاب ایران به مناسبت روز رستاخیز بستگی به شرایط آب و هوا دارد و باید در هوای خنک و بین پانزده شهریور تا پانزده مهر باشد.
نکته ای که از صحبتهای سرلشکر فهمیده می شود این است که در این ایامی که برای آمدن به ایران تعیین کرده اند بایستی پس از پاییز باشد. بنابراین برای تحقق وعده وی بایستی پس از پاییز امثال سرلشکر روحانی را بررسی کرد و جوجه ها را شمرد. بنا براین آمدن گروه عقاب و سرلشکر روحانی به ایران برای همیشه منتفی است.

ولی اگر گروه عقاب ایران مایل باشندمی توانند به یکی از کشورهای اروپایی یا کشورهایی که در سیبیری هستند و دمای هوا ی این کشورها بیشتر اوقات خنک و زیر پانزده درجه است سفر کنند ایشان از هم اکنون می توانند آماده پرواز شوند و برای همیشه به این کشورها سفر کنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 22:28  توسط   | 

هتاکی سایت انحرافی به علامه مصباح یزدی

 

 

 



سايت مرتبط با نيروهاي غيبي جريان انحرافي، در تازه ترين پيشگويي خود، از راي 34 ميليوني احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري سال 92 خبر داد.http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1390/3/20/6560_188.jpeg

 اين سايت كه پيش از اين از نزول بلا در 14 خرداد خبر داده بود، در خبري اعلام كرد اگر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري سال 92 شركت كند 34 ميليون راي خواهد آورد.

خبر ياد شده كه در واكنش به روشنگريهاي اخير آيت الله مصباح يزدي عليه جريان انحرافي انتشاريافته است، با تاييد تلويحي توهم منتسب به رييس جمهور مبني بر كاهش آرا احمدي نژاد بخاطر حمايت بعضي از بزرگان، در خطابي به آيت الله مصباح يزدي شرط راي 34 ميليوني در انتخابات سال 92 را عدم حمايت ايشان از احمدي نژاد دانست.

اين مطلب با اشاره به انتخابات سال 88 خطاب به آيت الله مصباح يزدي افزود: حمایت شما از آقای احمدی نژاد باعث ریزش آرای وی شد نه افزایش آرای ایشان منتها آرای احمدی نژاد "آنقدر بالا" بود که این ریزش ها اثری در برتری آرا نداشت.

خبر مذكور همچنين با استدلالي مضحك و بي پايه بدون توجه به شرايط و مقتضيات كلام و موضوع سخن ،فرق سخنان آيت الله مصباح يزدي و مشايي را تكرار 20 باره كلمه "شيطان" در سخنراني آيت الله مصباح و تكرار 20 باره نام امام زمان(عج) در سخنان مشايي دانست اما توضييح نداد علت تكرار نزديك به 100 مرتبه ايي عناوين مختلف شيطان در قران كريم چيست و آيا مي توان با اين استدلال خنده آور ، در افشاني هاي مشايي را برتر از قرآن كريم دانست؟

افزون بر اين نويسنده هتاك اين خبر از آيت الله مصباح يزدي كه از سوي رهبر معظم انقلاب به مطهري زمان ملقب شده است با هتاکی بی سابقه از وی خواست، به تشخيص تكليف خود اقدام كند و تحت تاثير احساسات قرار نگيرد.
گفتني است بعد از دستگيري ع.غفاري رمال اعظم آقای "م" و قطع ارتباط جريان انحرافي با وي ، به نظر مي رسد بعضي از رمالان و جن گيران تازه كار و ناشي كه از اعتقاد جريان انحرافي به رمالي با خبر هستند، موفق شده اند با برقراري ارتباط با جريان انحرافي به منظور بهره مندشدن از امكانات مالي فراوان در اختيار اين جريان، اقدام به  پيش گوييهاي محيرالعقول اينچنيني نمايند.


 

هر آنكس بي ولي شد انحرافي است

 

امير عاملي از شعراي متعهد كشور، جديدترين سروده خود تحت عنوان «ولايت خود نسيمي از بهشت است» را در اختيار خبرگزاري فارس گذاشته است.

alt

عراق و مصر و تونس يا كه لبنان
همه عشاق رهبر مثل ايران

چه رهبر؟ تاج سر، نور دو عين است
و ميراثي از آن پير خمين است

خميني عاشقش بوده است و ما نيز
به جان او نموده بس دعا نيز

امام مهربان او را دعا كرد
دري از او به سوي دوست وا كرد

سخندان و سخن‌سنج و حكيم است
هر آنكس نيست با رهبر، رجيم است

چگونه بي‌ولاي او توان زيست
دمي نشناختن او را روا نيست

ولي امر ما «سيّدعلي» را
نگهدار اي خداي هر دو دنيا

خداوندا ولايت را نگهدار
دل او را ز خيل ما ميازار

هر آنكس بي ولي شد انحرافي است
بگويم باز يا اين‌قدر كافي است؟

ولي از فتنه‌ها آگاهمان كرد
ولايت پير، پير راهمان كرد

جهان باشد ولايت را خريدار
هلا اي خصم دون! حرمت نگهدار

چگونه مي‌شود او را نديدن
و ناز غير رهبر را خريدن

به دورش جملگي پروانگانيم
به پيري هم ز نور او جوانيم

 

 

شناسایی جن‌گیران 10 استان کشور

علیرضا افشار، قائم‌مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی در گفتگو با «نسیم»، از اجرای طرح شناسایی و مقابله با عرفان‌های کاذب، رمالی و جن‌گیری در 10 استان کشور خبر داد.

  افشار با بیان این مطلب افزود: بخشی از طرح تحول اجتماعی به جلوگیری از نشر اندیشه های انحرافی، عرفان های دروغین و رمالی و جن گیری در میان خانواده ها و جوانان اختصاص دارد که بر این اساس، وزارت کشور در قراردادی با یک موسسه غیردولتی، از این موسسه خواسته است تا در ده استان کشور اقدام به شناسایی مدعیان دورغین، اندیشه‌های انحرافی، رمال‌ها و جن‌گیرها در محلات کند.

وی اضافه کرد: پس از شناسایی این افراد، چنانچه وسعت کار آنها محدود و خانوادگی باشد در بار اول به آنها تذکر داده می‌شود و چنانچه به تذکرات توجه نکنند یا دارای وسعت عمل یا وابستگی خاصی باشند به دستگاه قضایی معرفی می‌شوند.


 

وطن فروشی کاپیتان تیم ملی ایران در خارج

امیدواریم بازیکنان قدیمی فوتبال کشورمان منش مرحوم ناصر حجازی اسطوره فوتبال کشورمان را پیش بگیرند که در عین نقد مشکلات، هیچگاه وطن فروشی نکرد.

 بعد از اینکه سیامک قلیچ خانی در نقش یک روزنامه نگار به خارج رفته در یک شبکه تلویویونی فارسی زبان علیه نظام جمهوری اسلامی ایران سخنرانی کرد، این مرتبه نوبت به پرویز قلیچ خانی شده تا او هم در یک شبکه دیگر معاند علیه کشورمان اظهارنظر کند.

از پرویز قلیچ خانی به عنوان کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران در این شبکه تلویزیونی یاد شده چراکه این شبکه های مخالف نظام نیز به علاقه مردم ایران به ورزش پی برده و تمام تمرکز خود را بر روی مسایل ورزشی گذاشته اند و می خواهند در این بخش هم سیاه نمایی کنند.

امیدواریم دیگر بازیکنان قدیمی فوتبال نیز منش مرحوم ناصر حجازی اسطوره فوتبال کشورمان را پیش بگیرند که در عین نقد مشکلات، هیچگاه وطن فروشی نکرد.



 

گلایه‌‌شدیدفرزندآیت‌الله‌کاشانی‌از هاشمی‌


اگر مجرم بودم چرا مایل به آزادی من بودید؟
 سیداحمد کاشانی، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم کاشانی و از نمایندگان مجلس دوم شورای اسلامی که به اتهام اختلاف‌افکنی میان نیروهای نظامی ایران در دوره جنگ بازداشت شده بود، در گفت‌و‌گو با ماهنامه "نسیم بیداری" از آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس پرسید: «اگر من مرتکب جرم و جنایتی شده بودم، چرا ایشان مایل به نجات یک مجرم بودند؟ آیا ممکن است که ایشان به عنوان فردی که همیشه در راس قوای کشور قرار داشته، با توجه به اصل قانونی بودن جرم بگویند که من چه جرم و جنایتی مرتکب شده بودم؟»
هاشمی در خاطرات سال ۶۵ خود در زمینه دستگیری کاشانی نوشته است: «مراجعه نمایندگان خط راست برای آزادی احمد کاشانی از زندان این روز‌ها زیاد شده است. خود من هم مایلم نجات یابد، ولی کسانی هم مانع می‌شوند.»
احمد کاشانی در پاسخ به این سوال که «بنظر شما چه کسی مانع بود؟»، گفت: «من نماینده مردم ایران در مجلس بودم و می‌دانید که تعرض به نماینده مجلس، تعرض به حق حاکمیت ملت ایران محسوب می‌شود. اصل ۸۶ قانون اساسی چنین مقرر می‌دارد: "نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملا آزادند و نمی‌توان آن‌ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده‌اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف خود داده‌اند، تعقیب یا توقیف کرد." آقای هاشمی رفسنجانی ریاست قدر قدرت مجلس، اولین نفری بودند که باید از دستگیری و زندانی کردن من جلوگیری می‌کردند. نیازی نبود که دیگران به ایشان مراجعه و خواهان آزادی من شوند. اگر ایشان از انجام این وظیفه مهم و بدیهی عاجر و ناتوان بودند، چگونه پذیرفتند که بر کرسی ریاست مجلس نشسته و علاوه بر سوگند دفاع از قانون اساسی، سوگند اجرای آئین‌نامه مجلس را یاد کنند؟ و در عین عجز و ناتوانی، چگونه پذیرفتند که زیر بار فرماندهی کل قوا در جنگی پر مساله بروند که پای جان عزیز‌ترین فرزندان ملت ایران در میان بود؟ و سپس چگونه حاضر شدند مسوولیت ریاست بر قوه مجریه را به عهده گرفته و سوگند خطیر ریاست جمهوری را یاد کنند؟ جالب است که رئیس جمهور در بخشی از سوگند اصل ۱۲۱ در مجلس چنین می‌گوید من در پیشگاه قرآن کریم سوگند یاد می‌کنم که از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته شده است، حمایت کنم.»
کاشانی افزود: «نماینده مجلس همانند همه شهروندان علاوه بر حق آزادی و دیگر حقوق، از مصونیت مقرر در اصل ۸۶ نیز برخوردار است. چگونه آقای هاشمی رفسنجانی با این همه عجز و ناتوانی هنوز هم داعیه دارند که ملت ایران رسما زمام امور را به ایشان بسپارند؟ ممکن است ایشان مدعی شوند که نه به خاطر ایفای وظایف نمایندگی بلکه به دلیل ارتکاب جرم و جنایت، از سوی وزارت اطلاعات آقای میرحسین موسوی به خانه‌ام هجوم آورده و دستگیر و زندانی کردند. در این صورت، انبوهی از مسائل مطرح می‌شوند که به لحاظ پرهیز از اطاله کلام فقط انتظار دارم که به دو پرسش کوتاه جواب بگویند؛ اول اینکه اگر من مرتکب جرم و جنایتی شده بودم، چرا ایشان مایل به نجات یک مجرم بودند؟ دوم هم اینکه آیا ممکن است که ایشان به عنوان فردی که همیشه در راس قوای کشور قرار داشته، با توجه به اصل قانونی بودن جرم بگویند که من چه جرم و جنایتی مرتکب شده بودم؟ البته اگر ایشان بخواهند می‌توانند که به‌‌ همان اطلاعیه وزارت اطلاعات آقای میرحسین موسوی که پس از زندانی کردن من و حدود ۱۵ تن از افسران شریف ارتش در حال جنگ که از صدا و سیما پخش شد، به عنوان دلیل مجرمیت استناد و مجددا آن را پخش کند.»
 

فریب تازه دانشگاههای خارجی

معاون آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به شیوه فریبکارانه برخی دانشگاههای خارجی در جذب دانشجو اشاره کرد گفت: بر اساس برآوردهای انجام شده تقاضای تحصیل در خارج از کشور در گروه علوم پزشکی چندان زیاد نیست.

  تحصیل در خارج از کشور ضوابطی دارد که وزارت بهداشت در این زمینه می تواند گروهی که برای خارج از کشور اقدام می کنند را رصد کند اما در بسیاری از مواقع گروهی از افراد خارج از مسیر وزارت بهداشت و بدون ارتباط با آن در دانشگاههای مورد علاقه خود به تحصیل می پردازند.

وی افزود: در این میان شاغلان به تحصیل در رشته هایی غیر از علوم پزشکی بیشتر به رایزنی های علمی مراجعه می کنند و از این رو آمار و ارقام بیشتری از آنها وجود دارد.

محققی اظهار داشت: بر اساس برآوردهای وزارت بهداشت تقاضای تحصیل ر خارج از کشور در گروه علوم پزشکی زیاد نیست و علت آن هم ظرفیت موجود در دانشگاههای علوم پزشکی است که بر اساس رقابت کنکور و ظرفیت های مازاد تعریف شده، در نظر گرفته شده است.

وی یادآور شد: میزان شهریه تنها مولفه موثر در انتخاب دانشگاهها نیست و فراتر از آن هزینه ها و شرایط زندگی در یک کشور خارجی است که موجب می شود فردی رشته های معادل را در داخل یا خارج انتخاب کند. در حال حاضر بسیاری از شعب بین الملل علوم پزشکی ظرفیت های خود را پر کرده اند و آن هم به دلیل توانمندی علمی در گروه علوم پزشکی است.

معاون وزیر بهداشت افزود: بسیاری از دانشگاههای بی کیفیت خارجی در گروه علوم پزشکی قابل مقایسه با دانشگاههای علوم پزشکی تیپ سه ایرانی هم نیستند و از همین رو تحصیل در خارج از کشور تابع مولفه های متعددی از جمله شهریه است.

وی یادآور شد: در حال حاضر ما در ارزشیابی گروه علوم پزشکی با سخت گیری مراکز آموزش عالی را ارزشیابی می کنیم چرا که بسیاری از دانشگاههای خارجی به طور نمونه در کشور هند، دانشجویان خارجی را به شعب فرعی خود هدایت می کنند و آنها را از شعب اصلی دور می کنند، در حالیکه ملاک ما تحصیل در شعب اصلی یک دانشگاه است.

محققی گفت: البته هر فردی حق دارد که برای تحصیل خود برنامه ریزی کند اما باید مراقبت کند تا با پرهیز از اطلاعات نادرستی که بعضاً از سوی شرکتهای واسطه ای داده می شود و مسئولیتی هم در این زمینه ندارند، بهترین شرایط را برای تحصیل خود رقم زند.


 

شغل بعدی اپوزوسیون

مجری شبکه اندیشه با التماس برای خرید چند کتاب، خطاب به مخاطبان خود گفت: اگر امورمان نگذرد مجبوریم کلا این کار را رها کرده و برویم و درشکه چی شویم! که البته...

 

//

 مجری شبکه سلطنت طلب اندیشه از مخاطبان خود خواست تا کتابهایی که به حراج گذاشته است را بخرند و افزود: «همه بودجه های ما [بودجه های دولتی آمریکا برای کمک به این شبکه اپوزیسیون] قطع شده است و اگر کتابهای ما را نخرید مجبوریم بعضی از برنامه های خود را قطع کنیم».
وی در سخنانی که حکایت از سرخوردگی و فلاکت اپوزیسیون خارج نشین دارد ادامه داد: «اگر امورمان نگذرد مجبوریم کلا این کار را رها کرده و برویم و درشکه چی شویم! که البته در این صورت خیلی ها هم خوشحال می شوند».
مجری اندیشه در ادامه به نمایش دادن چند کتاب و التماس از مخاطبان برای خرید آنها پرداخت.

 

نامه شاگرد به استاد« امجد»/ حضرت استاد بيشترمراقب باشيد!

حال اگر جنابعالي صهيونيستها و دولتمردان آمريکايي را بد نام مي دانيد بايد گريه کنيد و در احوالات خود بنگريد چه کار بدي کرده ايد.

 

يکي از شاگردان استاد امجد با توجه به برخي مواضع ايشان در چند وقت اخير نامه اي به استاد خود نوشته که در اختيار نداي انقلاب قرار داده است. آنچه در پي مي آيد متن کامل اين نامه است:

 

نامه اي به استاد

محضر حضرت استاد جناب حجت الاسلام و المسلمين امجد

سلام عليکم

مدتي است رسانه هاي غربي بويژه رسانه هاي صهيونيستي و رسانه هاي ضد انقلاب به مباحث سياسي حضرتعالي علاقمند شده اند، گويا اينکه سخنان شما به به مذاق ايشان خوش آمده نقل قولهايي هم از شما مي شود که صحت و سقم آن چندان معلوم نيست اما آنچه که مسلم است سکوت شما در مقابل سوء استفاده رسانه هاي جنايتکاران و ظالمان جهان غير قابل توجيه است

جناب استاد ما از امثال شما شنيده ايم که روزي به مرحوم علامه مجلسي گفتند فلان شخص بد نام ا زشما تعريف مي کرد، مرحوم علامه با شنيدن اين خبر گريه کرد و گفت: حتما من کار بدي کرده ام که آن شخص بد نام خوشش آمده و از من تعريف کرده است.

حال اگر جنابعالي صهيونيستها و دولتمردان آمريکايي را بد نام مي دانيد بايد گريه کنيد و در احوالات خود بنگريد چه کار بدي کرده ايد که موجب خوشحالي بد نامان عالم شده است

حضرت استاد از شما انتظار مي رفت در فتنه 88 عليه فتنه گران موضع بگيريد چراکه آنان نيز به شدت مورد حمايت رسانه ها و مقامات صهيونيستي، آمريکايي و انگليسي قرار گرفتند باز يادآور مي شوم که از امثال جنابعالي آموخته ايم که به نقل از اميرالمومنين علي (عليه­السلام) مي گفتيد؛ قال علي (عليه­السلام): اعدائک ثلاث و اصدقائک ثلاث و فاما اصدقائک صديقک، صديق صديقک، عدو عدوک و اما اعدائک عدوک، صديق عدوک، عدو صديقک

جناب استاد به استناد اين حديث شما بايد دوستان و دشمنانتان را معلوم نمائيد اگر امثال مير حسين و کروبي را دوست مي دانيد چرا صهيونيستها و مقامات آمريکايي هم آنها را دوست مي دانند و تا اين لحظه هيچ برائتي از آقايان مير حسين و کروبي نسبت به ابراز دوستي امثال نتانياهو آن جلاد خون آشام و قاتل زنان و کودکان مسلمان فلسطيني اعلام نشده است. اگر شما صهيونيستها و مقامات آمريکايي را دشمن مي دانيد پس ديگر مير حسين و کروبي و رفقاي فتنه گرايشان را نمي توانيد دوست خود بدانيد.

حضرت استاد جنابعالي بارها در مورد بصيرت سخن گفته ايد معيار داشتن بصيرت يا نداشتن بصيرت چيست؟ آيا حديث فوق معيار خوبي براي کسب بصيرت نمي باشد؟

1020

حضرت استاد مراقب اطرافيان باشيد تا خداي ناکرده در روز حساب لب به گفتن اين سخن نگشايد که يا ليتني لم اتخذ فلاناً خليلاً

مراقب برخي اقربا باشيد که رسما خود را سکولار معرفي مي کنند

حضرت استاد نگراني من در مورد شما از سابق است از آن روزي که براي استراحت چند ماهه در ويلاي برخي آقايان معلوم الحال نزول اجلاس فرموديد و از خود نپرسيديد که اين ويلا با کدام پول بنا شده است؟ اين محبت با کدام نيت صورت مي گيرد؟

حضرت استاد اگر در سوء نيت رسانه هاي تحت سيطره غربيها ترديد داريد آنها را بيازمائيد از آنها بخواهيد سخنان ضد صهيونيستي شما را هم منتشر کنند اگر اين کار را کردند ما اشتباه خود را خواهيم پذيرفت.

اگر در نارفيق بودن امثال ميرحسين و کروبي ترديد داريد از آنها بخواهيد از صهيونيستها که علناً خود را جنبش سبزي و حامي مير حسين و کروبي معرفي کردند، علنا و رسما اعلام برائت کنند اگر اين کار را کردند ما هم به آنها مي پيونديم، اما اگر تن به اين درخواست منطقي و ساده ندادند بهتر است کمي تامل کنيد

حضرت استاد شيطان استادتر است به شما يادآوري مي کنم داستان آن زاهدي که به خاطر داشتن بصيرت  فريب شيطان را نخورد در حاليکه شيطان در هيبت يک فرد ازهد و اعبد از آن زاهد قصد فريب او را داشت، اين داستان را حضرتعالي به نقل از مرحوم آيت الله اراکي گفته بوديد.

 

مركل و اوباما در تلاش براي سرپوش‌ گذاشتن بر شكاف موجود

يك روزنامه اتريشي در گزارشي با اشاره به سفر صدراعظم آلمان به آمريكا و ديدار با رئيس‌جمهور اين كشور نوشت كه دو طرف در اين ديدار در تلاش براي سرپوش گذاشتن بر اختلافات موجود و ايجاد نمايشي براي نشان‌دادن يكپارچگي بودند.

 

با وجود آنچه در واشنگتن رخ داد، هيچ‌كس در ظاهر نمي‌تواند بگويد كه "آنگلا مركل " و "باراك اوباما " نتوانستند به نقطه مشتركي برسند. صرف شام در رستوراني مجلل و اعطاي عاليترين نشان آزادي به مركل شواهدي بودند كه نشان مي‌دادند روابط دو جانبه خوب است.

اين روزنامه اتريشي در تشريح وضعيت موجود نوشت كه اين يك سفر عادي نبود به عبارتي مركل به آمريكا رفت تا نشان آزادي را دريافت كند. دانستن اين موضوع كه اين نشان را پيش از وي افرادي مانند "نلسون ماندلا "، "لخ والسا " و "مادر ترزا "، همچنين "هلموت كهل " صدراعظم اسبق آلمان دريافت كرده اند اهميت اين سفر را نشان مي دهد.اما نبايد فراموش كرد كه شرايط كنوني تغيير كرده است.

بر اساس اين گزارش، اوباما و مركل نقاط تفاوت فراواني با هم دارند كه در اين سفر سعي شد بر آنها سرپوش گذاشته شود. در اين زمينه نگاه متفاوت 2 طرف به آسيا قابل توجه است چرا كه اوباما از اين ديد بيشتر يك رئيس جمهور با ديدي متوجه آسيا است، نه اروپا.

همچنين مركل بيشتر به صرفه جويي در ميزان هزينه ها توجه دارد اما اوباما همچنان به بسته محرك اقتصادي 800 ميليارد دلاري مي‌پردازد.

علاوه بر اين موارد آمريكا در تلاش است تا نيروگاه هاي هسته‌اي جديدي احداث كند در شرايطي كه آلمان برنامه خروج از برنامه هسته‌اي را در دستور كار دارد.

و در آخرين مرحله از تقابل 2 كشور بايد گفت كه در جريان مداخله نظامي نيروهاي سازمان پيمان آتلانتيك‌شمالي‌ (ناتو) آمريكا از اعمال منطقه پرواز ممنوع بر فراز ليبي استقبال كرد در حالي كه آلمان از ديگر شركايش در (ناتو) در اين زمينه فاصله گرفت.

دراشتاندارد نوشت كه اوباما در كنفرانس مشترك خبري با مركل بسيار محتاط رفتار كرد تا جايي كه تلاش كرد به عمليات نظامي ناتو در ليبي اشاره چنداني نشود و در عوض در مراسم اعطاي مدال به مركل بر گذشته سياسي وي در اتحاد 2 آلمان اشاره كرد.

 

هاشمی، جریان اصیل انحرافی‌ است

 

 محمدعلی رامین معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست “جمهوری اسلامی ایران و آینده جهان اسلام” که در دانشکده علوم حدیث برگزار شد، درباره دین جهانی و شهروند جهانی گفت: دین ما یک دین فردی نیست، اساس دین ما مبتنی بر اداره جامعه بشری و جمع است، یعنی دین ما یک دین جمعی و جهانی است و بنابراین هرکس تصویری از خودش در باب اسلام بسازد و زندگی، ‌آیه و حدیث را مبتنی بر نظر شخصی تأویل کند، اسلام را نفهمیده است.


وی افزود: دین ما یک دین ملی نیست، ما نمی‌توانیم محدوده دینمان را در محدوده جغرافیایی که انگلیسی‌ها بر دور ما کشیده‌اند و ما را از دیگر کشورهای مسلمان جدا کرده‌اند، تعریف کنیم.

رامین خاطرنشان کرد: دین ما برای مسلمانان یا برای شیعیان نیست، دین ما برای کل جهانیان است، مسلمان یک عنصر جهانی است، شهروند جهانی است و لذا هر مسلمانی که خود را شهروند جهانی نداند، دینش را اشتباه فهمیده است.

معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه تصریح کرد: بنده به مدت ۱۰سال در تمامی کشورهای خارجی سعی کردم با نوشتن مقالات مختلف این موضوع را جا بیندازم که بنویسند امام‌خمینی و به جای واژگان دیگر از واژه‌ امام استفاده کنند اما موفق نشدم.

رامین با اشاره به اینکه قانون اساسی در ۵ مورد بر امام بودن ولی‌فقیه اصرار می‌ورزد، تأکید کرد: حضرت امام روح‌الله(ره) سیستم امت و امامت را طرح کردند و این سیستم در مقابل سیستم مورد نظر انگلیسی‌هاست.

وی در ادامه گفت: انگلیسی‌ها موفق شدند سیستم امت اسلامی را به ۵۷ کشور تجزیه کنند. سال ۵۸ که قانون اساسی در حال تدوین و تصویب نهایی بود این بحث جزو چالش برانگیزترین مباحث بود.

معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار داشت: در اصل ۵ قانون اساسی تأکید شده است که ولی‌فقیه در زمان غیبت نائب امام زمان است یعنی ولی‌فقیه، امام امت اسلامی است.

رامین در ادامه بیان داشت: ۱۰ سال پس از موضوع اثبات امامت امت و ولی‌فقیه و پس از تصویب آن و همچنین پس از نثار صدها هزار کشته و شهید،‌ آقای هاشمی آمدند و گفتند “ما امام را فقط به حضرت امام‌خمینی و شخص ایشان می‌گوییم و به کس دیگری امام نمی‌گوییم” و با زیرکی تمام خواست اندیشه امام مبتنی بر امامت ولی‌فقیه را با خودشان در بهشت زهرا دفن کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح عملکرد دولت دهم پرداخت و در خصوص جریان نفوذی نفوذ کرده در دولت گفت: ۳ جریان انحرافی با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا دولت دهم را تخریب کنند و از ۳ روش برای این تخریب استفاده می‌کنند.

معاون سابق مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تشریح ۳ روش جریان انحرافی برای تخریب دولت دهم پرداخت و گفت: این جریان‌های انحرافی از میان خودشان یک سری از افراد را همرنگ دولت کرده‌اند و به درون مجموعه دولت نفوذ داده‌اند و کوچک‌ترین ضعفی را که از دولت مشاهده کنند آن را بزرگ کرده و حساسیت ایجاد می‌کنند.

رامین به روش جریان انحرافی برای ضربه به دولت دهم اشاره کرد و اظهار داشت: جریان انحرافی، جریان فرصت‌طلبی هستند که منتظرند اولین اشتباه احمدی‌نژاد را آخرین اشتباه او جلوه دهند.

معاون سابق مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اینکه هاشمی رفسنجانی، جریان اصیل انحرافی است، تأکید کرد: امروز در ایران یک جریان مذبذب و فرصت‌طلب قصد دارد با نفاقی آشکار و پنهان، جایگاه ولایت‌فقیه را تضعیف ‌کند که انتخابات با عظمت سال ۸۸ را با عنوان تقلب معرفی ‌کردند.

وی افزود: هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری خود ولایت‌فقیه را در حد رفاقت تحریف کرد و می‌گفت “من با آقای خامنه‌ای ۴۰ سال رفاقت دارم”.

هاشمی با زیرکی تمام بلافاصله پس از رحلت امام، ولایت‌فقیه را از ۲ بال پرواز اعتقادی و معنوی حذف کرد و می‌گفت “مجلس خبرگان مرجعیت تعیین نکرده است و باید مرجعیت به حوزه‌های علمیه ارجاع داده شود”.

رامین با بیان اینکه امروز آن جریان انحرافی اصیل را که امامت و مرجعیت ولی‌فقیه را حذف کرد نتوانسته‌ایم هنوز شناسایی کنیم، خاطرنشان کرد: امروز امت اسلامی، چشم انتظار هدایت‌های امام خامنه‌ای است اما جریان انحرافی در این ۲۲ سال اجازه طرح شدن این بعد را نداده‌ است تا امامت ولی‌فقیه در جهان و داخل کشور مطرح شود. هاشمی اولین کسی است که دولت احمدی‌نژاد را به جریان انحرافی معرفی کرد.

 

رضا خاتمی: همین افتخار بس که مردم در خیابان به ما می­گویند که خدا پدرتان را بیامرزد!

سیدمحمدرضا خاتمی نایب رئیس مجلس ششم، در گفت­وگویی با ماه نامه«نسیم بیداری» مجلس ششم را مدافع جان و مال ایرانیان نامید و از تحصن نمایندگان مجلس ششم حمایت کرد.

 اهم مطالب این مصاحبه در ادامه می‌آید:

•[درباره تایید انتخابات مجلس ششم پایتخت، پس از نامه شورای نگهبان به مقام معظم رهبری]شورای­نگهبان عقب­نشینی نکرد بلکه بر سر مواضع خود ایستاد و هفتصدهزار رای مردم را باطل کرد، بیش از این نمی­توانست کاری انجام دهد. دلیل تایید انتخابات تهران، شگفت­آور بودن این انتخابات و پیروزی قاطع و بدون حرف­وحدیث اصلاح­طلبان بود. با این حال این نهاد تاجایی که توانست بر سر مواضع خود ایستاد و سرانجام نیز با جایگزین­کردن فردی به جای آقای رجایی، انتخابات را تاییدکرد. فردی که در انتخابات بعد مجلس، حتی یک رای هم به رای­های او افزوده نشد. یعنی سقف جایگاه آن­ها در جامعه، همان بود و تا به حال هم اگر کم نشده­باشد، مسلما افزایش نیافته است. به نظر می­رسد این، رمز مقاومت در برابر انتخابات آزاد است.
•مجلس ششم یک قدم محسوب می­شد، البته نه یک قدم معمولی بلکه یک قدم بزرگ. ارزیابی غیرواقع­بینانه این بود که ما فکر می­کردیم بخش­های دیگر حکومت به قانون اساسی و رای مردم احترام می­گذارند. این ارزیابی ما ارزیابی خوش بینانه­ای بود و گمان می­کردیم این افراد حاضرند رای مردم را بپذیرند و قاعده بازی را رعایت کنند. ما در مجلس ششم با جریانی روبه­رو بوده­ایم که جز قدرت هیچ­چیز را نمی­شناخت. این گروه، رسیدن به قدرت را با هر ابزاری مجاز می­شمرد و اندیشه­های ماکیاولیستی را تحت ابزار و شعارهای مقدس، گسترش داد. یکی از بزرگ­ترین دستاوردهای مجلس ششم، افتادن پرده از صورت این جریان بود.
•مشارکت قبل از انتخابات اولویت­های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اعلام کرد. حداقل لیدرهای اصلاحات برنامه داشتند. ... ما در پایان مجلس ششم عملکرد این مجلس را منتشر و اعلام کردیم که این برنامه­های ما قبل از ورود به مجلس بود و و این لیست کارهایی است که انجام شده. ما بیش از ۷۰درصد از برنامه­های خود را عملی کردیم.
•من قبول ندارم که کابینه اول خاتمی قوی­تر بود کما اینکه اعتقاد دارم که کابینه دوم قوی­تر بود.
•با احترام به آقای ­دکتر مهاجرانی، به نظر من هیچ وزیر ارشادی به اندازه آقای مسجدجامعی منشا خیر نبوده است.
•من اگر قرار بود کابینه بچینم که به این­صورت نمی­چیدم. در مجلس ششم این دیدگاه وجود نداشت که اگر کسی که ما می­خواهیم معرفی نشود، ما قهرکرده و به خانه می­رویم.
•یکی از مظلومیت­های مجلس ششم و دولت اصلاحات آن بود که رسانه­های عمومی در دست مخالفان آنان بود. این رسانه­ها روز را شب و شب را روز جلوه می­دادند و در مقابل کاری از دست ما برنمی­آمد. تلویزیون حتی تصاویر مجلس را به صورت گزینشی پخش می­کرد. هنگام ترک مجلس توسط نمایندگان مجلس ششم، نرخ بیکاری ازحدود بیست درصد به ۱۱درصد رسیده­بود. تورم کاهش یافته و به ۵/۱۰درصد رسیده­بود. نرخ سرمایه­گذاری خارجی افزایش یافته­بود و... ما برای اولین بار پس از انقلاب رشد اقتصادی نزدیک به ۸درصد را تجربه کردیم. آن هم با نرخ نفت بشکه­ای به­طور متوسط ۲۰ دلار. این اقدامات در حالی انجام شد که کارشکنی­های زیادی صورت می­گرفت. وزیر را در خیابان می­زدند و معاون­وزیر را دستگیر می­کردند، نمایندگان را به زندان می­انداختند و در عین حال مرتب این تبلیغات را مطرح کردند که مردم گرسنه­اند. اگر اقدامات ما سیاسی بود آمارها حکایت دیگری داشت.
•مجلس ششم را به سیاسی­بودن متهم می­کنند در حالی که مجلس باید سیاسی باشد. هم­چنان که مدرس را الگوی خود قرار می­دهند که فردی کاملا سیاسی بود. این فرد مگر چند تا قانون اقتصادی تصویب کرد؟ جز این بود که در برابر قدرت مطلقه می­ایستاد؟ از سوی دیگر شما می­توانید آمارهای سال ۸۳ را با آمارهای کنونی مقایسه کنید تا مشخص شود که ما در آن زمان از چه موقعیتی برخوردار بودیم. دولت نیز امروز در بدترین وضعیت از نظر مشروعیت قرار گرفته، به گونه­ای که علمای ما نیز حاضر به پذیرش رئیس دولت نیستند. ما در آن زمان خدمت آقایان می­رسیدیم و در جریان انتقادات قرار می­گرفتیم و پاسخ­ها و توضیحات خود را نیز به­ آنان می­دادیم.
•برای ما به عنوان نماینده مجلس ششم، همین افتخار بس است که الان مردم در خیابان به ما می­گویند که خدا پدر شما را بیامرزد. ما در زمان شما راحت­تر زندگی می­کردیم. ...تاریخ نشان خواهد داد که هرکدام از مجالس در کارنامه اقتصادی در کدام رتبه قرار خواهند گرفت.
•من اصلا اقتصاد سوسیالیتی را قبول ندارم. من معتقد به اقتصاد بازار آزاد، توام با نظارت دولت هستم...من هیچ وقت شعار چپ ندادم.
•آن زمانی که جناح چپ وجود داشت، من هنوز بچه بودم.
•هیچ حادثه­ای با حادثه ردصلاحیت ۲۵۰۰ نفر از کاندیداهای مجلس برای تعطیلی جمهوریت برابری نمی­کرد. مجلس احساس کرد که با این اقدام، فاتحه جمهوریت خوانده شده­است. دوم این­که عنوان می­شود هدف از تحصن، تامین منافع خودشان بوده­است. ما در همان زمان اعلام کردیم که ما ۸۰ نفر از نمایندگان مجلس، در انتخابات شرکت نمی­کنیم، اما به حقوق ۲۵۰۰ نفر دیگر رسیدگی شود. بر این اساس تحصن تنها کاری بود که قابلیت اجرا داشت.
•اگر در زمان تحصن رسانه در دست ما بود، تمام مردم از آن آگاه می­شدند. اما در آن زمان ما تحریم کامل شده بودیم.
•[در پاسخ به این پرسش که آیا درست است که به سران تحصن پیشنهاد داده بودند که دو روز تحصن را تعطیل کنید تا تایید صلاحیت صورت بگیرد]در جریان تحصن توافقات خوبی انجام شد اما این توافقات اجرایی نشد و حتی حکم رهبری را زیر پا گذاشتند. مشخص کرده بودند که این افراد نباید حضور داشته باشند تا تایید صلاحیت انجام شود. ما هم پذیرفتیم اما برخی نهادهای نظارتی به قرار خود در مورد بقیه تجدیدنظرها عمل نکردند.
•[در پاسخ به این پرسش که در یک حرکت سیاسی، مهمترین مساله، پیش­بینی گام بعدی حرکت است. به­ نظر می­رسد نمایندگان متحصن هیچ برنامه­ای برای گام بعدی خود در صورت نرسیدن به اهداف تعیین شده نداشتند.]این پرسش شما پاسخ دارد، ولی در حال حاضر مایل نیستم درباره آن سخن بگویم.
•اگر روند تعریف نظام در شعار استقلال، آزادی و جمهوری­اسلامی باشد، مجلس ششم چهره تابناکی از نظام نشان داد. به لحاظ تامین منافع کشور، هیچ­کس به اندازه مجلس ششم و دولت اصلاحات به کشور خدمت نکرد. اصلاح­طلبان توانستند آمریکا را منزوی و اتحادیه اروپا را از آمریکا جدا کنند....این مجلس توانست اسلام رحمانی و مروت و اخلاق را ترویج کند. هیچ مجلسی به اندازه مجلس ششم از جان و مال مردم حمایت نکرد. مجلس ششم در طول تاریخ پارلمان ایران اگر نخواهیم بگوییم بی­نظیر، باید تاکید کنیم کم­نظیر بوده­است.
 

ملاقات مشاور میرحسین با مشاور اوباما

 


ملاقات مشاور میرحسین با مشاور اوباما

یکی از سایت های جریان فتنه با انتشار خبری از ملاقات یکی از مشاوران پشت پرده اوباما با مشاور ارشد میرحسین موسوی خبر داد.

سایت خود نویس از سایت های ضد انقلاب و از سایت هایی که از منتقدین شورای هماهنگی راه سبز امید می باشد،در خبری مدعی شد که روزگذشته « تریتا پارسی» و دوستانش میزبان دکتر اردشیر امیر ارجمند باشند. به گفته منبع خودنویس، دعوت از مشاور میرحسین موسوی، به عنوان«سخنگوی جنبش سبز» در خارج از کشور بوده و قرار بر این بوده است که امیر ارجمند قرار است در باره مسائل داخلی ایران و «بهار عربی»، موقعیت جنبش سبز و نیز نیروهای طرفدار دموکراسی در ایران برای مهمانان حرف بزند.
گفتنی است در صورت صحت داشتن این خبر باید گفت که مشاوران سران فتنه درآمریکا پس ازمدت ها پنهان کاری به شکل عریان با عنصر پشت پرده جنگ نرم علیه ایران ملاقات کرده و آنان نیز همچون سازگارا،نوری زاده به نفری وصل شده اند که حالا تصمیم به مدیریت شبکه فتنه گران در خارج از کشور دارد.
براساس این گزارش« تریتا پارسی» که از او به عنوان مشاور پنهان باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در زمینه ایران نام می برند ازآنچنان قدرت نفوذی برخوردار است که مشاوره های وی به اوباما تا ظرف مدت یک هفته به مرحله عملیاتی می رسد.

تریتا پارسی را بهتر بشناسیم
تریتا پارسی یک جوان ایرانی تبار متولد اهواز است که در سوئد رشد و نمو کرده است.وی مدرک دانشگاهی خود را در رشته های روابط بین الملل از دانشگاه اپسالا و اقتصاد از دانشگاه استکهلم دریافت کرده است.
وی همچنین دارای درجه دکترا در روابط بین الملل در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا نیز هست.پارسی از جمله بعنوان کارشناس روابط ایران و اسرائیل در همین دانشگاه مشغول به کار بوده و در سال ۲۰۰۷ کتابی نیز در این رابطه منتشر کرده است.
وی پس از ترک سوئد ابتدا در محل نمایندگی دائمی سوئد در سازمان ملل متحد مشغول به کارگردید و بدنبال آشنائی با باب نی نماینده کنگره آمریکا از ایالت اوهایو بعنوان دستیار وی مشغول به کار شد.
باب نی قبل از انقلاب ایران به مدت کوتاهی در شیراز تدریس کرده و زبان فارسی را نیز بخوبی تکلم میکند. وی تا سال ۱۹۹۷ از برخی از گروههای اپوزیسیون علیه رژیم ایران حمایت می کرد ولی با انتخاب خاتمی دراین سال وی به جرگه طرفداران ایجاد رابطه با حکومت ایران پیوست.این فرد در طی دوران اصلاحات به قدری پایه های ارتباط خود را مستحکم می کند که بعد از تعویض دولت های ایران و آمریکا و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و دولت باراک اوباما هم به کار خود ادامه می دهد و شورای نیاک را تا سطح یک لابی بزرگ مانند آیپک به پیش می برد.
وی هم اکنون باایجاد یک شبکه از برخی نیروهای داخلی درصدد بررسی اوضاع داخلی ایران در عرصه های مختلف بوده و به عنوان عقل منفصل اوباما مشاوره های خود را برای عملیاتی شدن در اختیار وی قرار می دهد.
 

هوچی‌گری شیرین امریکایی در سالگرد فتنه

 


هوچی‌گری شیرین امریکایی در سالگرد فتنه

شیرین عبادی در سالگرد فتنه مُرده 88، بار دیگر به هوچی‌گری پرداخت.

شیرین عبادی با انتشار بیانیه‌ای، بار دیگر در سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری دست به دامن حامیان غربی اش شد.
براساس این گزارش، او این بیانیه خود را به چهار سازمان ارسال کرد.
وی در این متن، به سیاسی‌سازی بسیاری از مسائل اخیر ایران از جمله مرگ عزت الله سحابی پرداخت.
گذشت یک سال دیگر از زمان اغتشاشات ایران و بی نتیجه بودن تلاشهای حامیان فتنه، آنها از جمله شیرین عبادی را به خشم آورده است.
+ نوشته شده در  جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 16:25  توسط   | 

آمار تکان‌دهنده از شبکه‌های ماهواره‌ای

 


قائم مقام سازمان صدا و سیما بیان داشت: در پانزده سال گذشته معادل هشتاد سال جنگ سرد علیه ایران فعالیت‌های تخریبی رسانه ای انجام شده است.

حجت الاسلام موسوی مقدم، قائم مقام سازمان صدا و سیما صبح امروز در جمع پژوهشگران موسسه آینده روشن به بررسی جنبه‌های گوناگون ماهواره و رسانه پرداخت و گفت: امروز دو هزار شبکه ماهواره‌ای در ایران قابل دسترسی است.

وی با اشاره به فعالیت بیش از نه شبکه فارسی زبان در عرصه خبری و سیاسی اظهار داشت: این شبکه‌ها عمدتا برانداز هستند و در راستای تضعیف نظام ولایت فقیه گام برمی‌دارند.

وی با اشاره به اینکه شبکه‌هایی که با محوریت برنامه‌های فرهنگی کار می‌کنند، با فرهنگ ایرانی اسلامی انطباق کامل ندارند، ادامه داد: در پانزده سال گذشته معادل هشتاد سال جنگ سرد علیه ایران فعالیت های تخریبی رسانه ای انجام شده است.

وی بیان داشت: مجموع فارسی زبانان حداکثر ۲۰۰ میلیون هستند اما این حجم فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای که هدف اصلی آن هم ایران است، نظیر ندارد.

وی بیان داشت: تنوع روز افزون شبکه‌ها، تنوع در سطوح مخاطبان، کیفیت بالای تصویر، سهولت نصب و بهره برداری از عوامل گرایش به استفاده از ماهواره است.

قائم مقام ریاست سازمان صدا و سیما اظهار داشت: ۵۲ شبکه فیلم سینمایی در ماهواره وجود دارد که بیست شبکه آن به زبان فارسی است.

وی اظهار داشت: وجود شبکه های خاص کودکان و نوجوانان، آگاهی از اخبار و تحلیل رویدادها، برنامه‌های علمی، پخش برنامه‌های ورزشی با حواشی جنجالی، ارائه مباحث آموزشی از دیگر دلایل گرایش به ماهواره محسوب می شود.

این پژوهشگر علوم اسلامی اظهار داشت: امروز متاسفانه چارچوب‌های اخلاقی در شبکه‌های ماهواره‌ای نقض می‌شود و وجود نزدیک به ۱۰۰ شبکه پرنوگرافی نشان از بی قیدی در این محیط است.

وی بیان داشت: پنجاه شبکه ماهواره‌ای در حال فعالیت‌های مذهبی و دینی هستند که ده شبکه آن به زبان فارسی است.

حجت الاسلام موسوی مقدم اظهار داشت: ماهواره دارای آثار و پیامدهای مخربی همچون تاثیرات سیاسی و امنیتی علیه نظام اسلامی است.

وی ادامه داد: امروز ماهواره در عمل به اتاق جنگ دشمن علیه کشور تبدیل شده است که در این راستا از راهکارهای گوناگون استفاده می کند و حتی به پخش برنامه های ساخت نارنجک های دستی در آشوب‌ها می پردازد.

وی بیان داشت: باید در مجامع علمی این مساله مورد بحث و بررسی قرار گیرد که دنیای لیبرال دموکراسی تا کجا به پیش رفته است که به خود اجازه می دهد در راه اهداف خود، برنامه های آشوب‌گرانه را هم ترویج دهد.

وی بیان داشت: امروز تشکیک در پیشرفت‌های کشور، ترویج اسلام هراسی، شبهه افکنی در احکام الهی، تخریب جایگاه روحانیت، ترویج فرقه‌های نوظهور، ترویج زندگی غربی، اشاعه فرهنگ اباحه‌گری در دستور کار شبکه‌های ماهواره ای قرار گرفته است.

حجت الاسلام موسوی مقدم بیان داشت: بیانات مقام معظم رهبری در هفتاد جلسه درس خارج خود پیرامون مسائلی از جمله موسیقی بسیار دقیق و راهگشا است که باید حوزه‌های علمیه در این عرصه نظریه پردازی کنند.


 


طنزنويس خارج نشين نشريات زنجيره اي، پس از كارگرداني ناكام پروژه درازگوش تروا در 22 بهمن 88، اكنون مي گويد عاقل تر شده و به جاي رفتار احساساتي، رفتارهاي عاقلانه را ترجيح مي دهد.
 

«ا-ن» در ماجراي تاريخي درازگوش تروا مجبور شد پيشمرگ مهاجراني شود و مسئوليت هاي آن را به جان بخرد. او اكنون در مكاتبه با «آرش-س» خواننده مبتذل ضدانقلاب، ضمن مذمت- هيجان هاي تند اما نافرجام مي نويسد: نويسندگان حرفه اي ما در بسياري از موارد احساساتي مي شوند و به جاي اينكه با عقل و درايت بنويسند، سراسر با احساسات شان فكر مي كنند.
خود من هم در بسياري از نوشته هايم، دستخوش احساسات مي شوم. ما حتي تحليل وضعيت سياسي را هم با احساس مي نويسيم و گوئي كه عقل مان همواره گم مي شود.
بيماري بدتري از سانتي مانتاليزم بر نويسندگان اپوزيسيون حاكم است و اين يعني اينكه وقتي عصباني مي شويم، عقل را كنار مي گذاريم.

وي سپس با تأييد بر اين كه برخلاف تبليغات در ايران خبري از جنبش و انقلاب نيست، نوشت: من شرايط زندگي مردم ايران را شرايط انقلاب نمي بينم كه مردم از گرسنگي و فقر به خيابان بريزند، حتي ديكتاتوري در ايران اصلاً با بسياري از كشورهايي كه حكومت شان به دليل استبداد سقوط مي كند قابل مقايسه نيست. دهها مقاله عليه رهبران كشور هر روز از داخل زندان پخش مي شود، ما اينترنت داريم، ما صدها شبكه تلويزيوني داريم، اصلاً شرايط ما از نظر «شرايط عيني انقلاب» آماده نيست. حكومتي كه دهها تظاهرات را كنترل مي كند بدون اينكه بيش از ده نفر در طول چند ماه در خيابان كشته شوند، با حكومتي مثل سوريه كه طي دو ماه هزار نفر را مي كشد فرق مي كند. علت اصلي مخالفت من با انقلاب جز هزار دليل فلسفي و اخلاقي و اجتماعي كه لازم نيست آنها را بگويم اين است كه انقلاب از نظر من در حال حاضر ممكن الوقوع نيست. من تمام تلاشم را براي افزايش فشار بر بدنه حكومت و گسترش شكاف در ميان حكومت مي كنم تا حكومت ضعيف تر شود. من با به خيابان رفتن يك ميليون نفر مخالف نيستم، اما اگر هزار نفر به خيابان بروند و پانصد نفرشان آسيب ببينند، از نظر من نه تنها ما كاري نكرده ايم، بلكه فقط نوميدي و ترس را بيشتر كرده ايم.

اين عنصر فرصت طلب مقيم بلژيك با تأييد بر اينكه هدف حوادث پس از انتخابات سكولاريسم و معارضه با ولايت فقيه بود، نوشت: اما تعريف من از سكولاريسم فرق مي كند. يك جنبش عاقل تلاش مي كند به جاي پرداخت هزينه، از طريق واسطه هاي سياسي از حكومت امتياز بگيرد. واسطه ها لازم نيست از جنس ما باشند يا حتي كاملاً مورد اعتماد ما باشند. آنها بايد شرايط حكومتي را كه ما از آن متنفريم در نظر بگيرند و هم شرايط مائي را كه حكومت به حد كشتن از ما نفرت دارد. نقش خاتمي و هاشمي در اين موقعيت معني دار مي شود. در حقيقت خاتمي يك واسطه است كه بايد براي ما امتياز بگيرد، و از جانب ما به حكومت قول بدهد. شايد بزرگترين اشكال جنبش اصلاحات، و نه دولت اصلاحات اين بود كه آقاي خاتمي در آن هم نقش رئيس گروه فشار را بازي مي كرد و هم از سوي ما براي چانه زني با حكومت مذاكره مي كرد. به همين دليل بود كه از سوي حكومت به همدستي با مخالفان متهم مي شد، وقتي خاتمي از جانب ما قولي مي دهد، ما لزومي ندارد از او حمايت كنيم، او وقتي كه از حكومت امتياز گرفت، ما بايد بپذيريم كه حاضريم در مقابل آن امتياز كوتاه بياييم. در صورتي كه ما در هنگام امتيازگيري به طرف خاتمي برويم، طبيعي است كه كفه معادله به نفع حكومت سنگيني مي كند. اتفاقاً افرادي كه در موقعيت ميانجي يا مياندار قرار مي گيرند، اصلاً نبايد در جريان جنبش هيچ حمايت مستقيم يا آشكاري از جنبش بكنند، وگرنه موقعيت خود را به عنوان ميانجي از دست مي دهند.

همكار روزنامه توقيف شده زن (وابسته به فائزه هاشمي) آنگاه با تفاوت قائل شدن ميان هاشمي و اطرافيانش نوشت: گفته اي كه «آرزوي همه اين بود كه كاشكي خاندان هاشمي دست از «مصلحت انديشي» مي كشيد و امروز كه ديگر تكليف همه معلوم است موضع خود را شفاف «تر» بيان مي كرد و مهم تر از آن گام عملي برمي داشت. ولي آيا تو تغيير رويه اي مي بيني؟». اگر منظورت از خانواده هاشمي، شخص اكبر هاشمي است كه در بيان جمله ات اشتباه مي كني، اما اگر منظورت از خانواده هاشمي، افرادي مانند «مهدي»، «فائزه»، «فاطمه»، «محسن» و «ياسر» فرزندان هاشمي، يا همسر هاشمي، يا «حسين مرعشي» برادر زن هاشمي يا «محمد» برادر هاشمي است كه آنان در چند سال گذشته موضع خودشان را نشان داده اند. در طول جنبش سبز كه من و تو بيرون ايران بوديم، شش عضو خانواده هاشمي در تظاهرات خياباني حضور داشتند، فحش خوردند، همسر مهدي كتك خورد و دستگير شد، فائزه و آنها نه تنها مصلحت انديشي نكردند بلكه با فاش ترين شكل، به فعاليت براي جنبش سبز پرداختند. مهدي هاشمي در حال حاضر تحت تعقيب حكومت ايران است و اتفاقاً بخاطر اينكه مي گويند او از عوامل فتنه است و درست هم مي گويند تحت تعقيب است.

وي مي افزايد: فائزه براي انتخاب خاتمي تلاش كرد كه لابد قبول داري كه اين اقدامي مفيد بود. بعد از اصلاحات، فائزه روزنامه زن را ايجاد كرد كه به دليل انتشار پيام فرح پهلوي توقيف شد و او در همه مراحل از روزنامه اش و نيروهاي آن حمايت كرد. در روزنامه فائزه هاشمي پنجاه شصت نفر فعاليت مي كردند، از جمله خانم شادي صدر، ابراهيم نبوي، اصغر رمضانپور، هنگامه شهيدي، همايون خيري، مهتاب رحيمي، كامليا انتخابي فرد و دهها نفر ديگر بودند كه بخشي از آنها امروز زنداني اند، بخشي در تبعيد هستند و بخشي ديگر تحت تعقيب... شخص آقاي هاشمي هم به گمان من مهم ترين كسي بود كه كشور را از موقعيت ايدئولوژيك دهه شصت بيرون آورد.

«ا-ن» همچنين با دفاع مجدد از سكولاريسم نوشت: اينكه برخي مخالفان دوست ندارند كه كسي از آيه قرآن استفاده كند، مسأله خودشان است. ولي مردم اكثر كشورهاي مسلمان نشين به قرآن احترام مي گذارند و در اين مورد براحتي كوتاه نمي آيند. در كشوري لائيك مانند تركيه صد سال بعد از آتاتورك و كشف حجاب و ممنوعيت كامل حجاب، تازه چند سال است كه زن نخست وزير روسري به سرش مي گذارد و تازه تعداد باحجاب هاي تركيه افزايش پيدا كرده اند. همين روند در ميان مسلمانان اروپا هم هست. آرش عزيز! بقول محسن نامجو جبر جغرافيايي را كاري نمي شود كرد، ما همسايه سوئيس و فرانسه و آلمان و هلند نيستيم، ما كشوري شيعه هستيم كه همسايه هايمان پاكستان، افغانستان، تركيه، آذربايجان، عراق و امارات است. ما مي توانيم سكولار بشويم و بايد بشويم، اما اگر آتاتورك هم صد سال قبل از آيه قرآن عبور كرده بود، بالاخره مردم تركيه مجبورش كردند كه برگردد.
... از نظر من جنبش سبز هيچ تعريف خاصي از نظر ايدئولوژيكي ندارد و فقط يك چيز نيست. جنبش سبز مذهبي نيست.

 


يك كارشناس ارشد آمريكايي كه ديدگاهي مستقل نسبت به امور ايران دارد در همايشي كه در يكي از شهرهاي ايالات متحده برگزار شده، سركرده جريان فتنه را دروغگويي بزرگ معرفي كرد كه هيچ گاه نتوانست مدركي براي اثبات ادعاهاي خود ارائه نمايد.


يك كارشناس ارشد آمريكايي كه ديدگاهي مستقل نسبت به امور ايران دارد در همايشي كه در يكي از شهرهاي ايالات متحده برگزار شده، سركرده جريان فتنه را دروغگويي بزرگ معرفي كرد كه هيچ گاه نتوانست مدركي براي اثبات ادعاهاي خود ارائه نمايد.
فيلينت لورت طي همايشي كه در واشنگتن دي سي برگزار شد، درباره ميرحسين موسوي گفت: مردم ايران همگي هوادار جمهوري اسلامي هستند و تنها معدودي از فتنه گران جزو جريان هاي مخالف و معاند با نظام هستند و تمايل به حكومت سكولار دارند.
بنا بر اين گزارش، لورت اظهار داشت: تحليلگران غربي، ايران را درك نمي كنند. بحث تقلب در انتخابات ايران زائده افكار غربي هاست. نه موسوي و نه اعضاي ستاد او هيچ يك نتوانسته اند سندي از تقلب ارائه نمايند. لورت در ادامه گفت: پيش بيني ها و نظرسنجي ها در داخل و خارج حاكي از پيروزي احمدي نژاد بود. وي جريان فتنه را فاقد هيجان دانست و گفت: اصلا نمي توان اين جريان را انقلاب ناميد زيرا در يك انقلاب تعداد تظاهركنندگان روز بروز بيشتر مي گردند اما در مورد ايران عكس اين قضيه صادق است.
اين تحليلگر ارشد آمريكايي ادامه داد: در ايران عامه مردم خواهان نظام اسلامي بوده و تنها تعداد قليلي طرفدار حكومت سكولار هستند. وي شايعات مربوط به اختلاف مقام رهبري و رئيس جمهوري را رد نمود و گفت: چون تحليلگراني كه خواهان سقوط نظام ايران هستند چنين نظري را ارائه داده اند كه باز هم اشتباه كردند. وي افزود: جمهوري اسلامي با تمامي مشكلات موجود آنچه را كه مردم مي خواهند ارائه مي نمايد. اكثريت مردم ايران نيز مخالف غرب هستند.


 
 

جزئيات نفوذ در اپوزيسيون خارج‌نشين

يك مقام مسئول در وزارت اطلاعات جزئياتي از نفوذ دستگاه امنيتي كشورمان در كانون اپوزيسيون خارج كشور و فرايند شكست پروژه آمريكايي - صهيونيستي «دولت در تبعيد» را تشريح كرد.

 اين مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات اظهار داشت:‌ پس از آنكه دشمنان در جريان فتنه 88 كه با توجه به بديع بودن متغيرهايش متفاوت‌ترين فتنه در طول عمر جمهوري اسلامي بود موفق به پيشبرد پروژه براندازي نرم جين ‌شارپ نشد اقدامات سخت‌افزارانه در دستور كار قرار دادند.

وي ادامه داد:‌ طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف ناي به اين فكر افتادند كه با توجه به جايگاه اقوام و مذهب در ايران متوسل به اقدامات سخت و عمليات‌هاي خرابكارانه در كشورمان شود.

اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنياد آمريكايي دفاع از دموكراسي (PDD) در يكي از جلسات خود كه 3 ساعت طول كشيد تشكيل«دولت در تبعيد» را تصويب كرد كه مأموريت اجراي اين پروژه به دنيس راس معاون امور خاورميانه اوباما سپرده شد.

وي افزود: تحقق دولت درتبعيد نيازمند چهره‌اي برخوردار از سوابق اجتماعي و مذهبي بود و برهمين اساس سرويس اطلاعاتي آمريكا شناسايي و جذب عناصر مناسب براي رهبري دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.

به گفته اين مقام امنيتي در آن ايام محمدرضا مدحي كه داراي وجه سابقه طولاني خدمت در نهادهاي انقلابي بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمريكا در تايلند قرار گرفت.

«اين فرد خيلي زود از طريق سرويس اطلاعاتي آمريكا براي پيوستن به جريان ضد انقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفري به عربستان با مقامات آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اين كشور ديدار كرد.»

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: مدحي با پذيرش همكاري با آمريكا و اپوزيسيون خارج نشين و طرح ادعاي سازماندهي هزاران نفر از نيروهاي داخلي جنبشي را تحت عنوان «جمع ياران» تشكيل داد.

وي افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپيماي اختصاصي و استقرار در ويلايي در حومه اين شهر با جو بايدن ديدار كرد كه در اين ملاقات، معاون رئيس جمهور آمريكا حمايت كامل كشورش از نامبرده را اعلام كرد.

اين مقام امنيتي ادامه داد: در پي موافقت مدحي با همكاري در پروژه دولت در تبعيد دنيس راس كه مأموريت تشكيل اين دولت را داشت پروژه خود را با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي و سوابق همكار جديدش تكميل شده ديد.

به گفته او، مدحي پس از مدتي به فرانسه رفت و در آنجا با اميرحسين جهانشاهي سرمايه‌دار ايراني داراي تابعيت فرانسوي - اسرائيلي كه پدرش از چهره‌هاي نزديك به رژيم پهلوي به ويژه اشرف بود و خود او نيز مسئوليت سازماني موسوم به (موج سبز) را برعهده داشت و 9 سال براي اقدامات براندازانه در سرزمين‌هاي اشغالي دوره ديده بود و همچنين مهرداد خوانساري از عناصر سلطنت‌طلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتي سازمان جاسوسي MI6 انگليس كه پدر وي نيز از ديپلمات‌هاي رژيم شاه بود، ملاقات كرد.

«در اين ديدار خصوصي كه در هتل آتلانتيك پاريس (محل كار جهانشاهي) انجام شد و در همان مكان نيز آغاز همكاري اين 3 نفر در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام شد پروژه تشكيل شوراي رهبري دولت در تبعيد رسماً كليد خورد.»

مقام مسئول در وزارت اطلاعات با يادآوري برگزاري كنفرانسي در جزيره گوادالوپ در ژانويه 1979 (ديماه 1357) با حضور رؤساي 4 قدرت مهم بلوك غرب براي بازگرداندن شاه مخلوع به كشور، گفت كه اين‌ بار اپوزيسيون در نيمه دوم سال گذشته كنفرانسي تحت عنوان گوادالوپ 2 براي همفكري در زمينه براندازي جمهوري اسلامي برگزار كرد.

وي افزود: در اين نشست كه سران تمام جريانات و گروههاي ضدانقلاب از منافقين تا سلطنت‌طلبان و از تجزيه‌طلبان تا جريان فتنه و حتي فرق منحرف اخلاقي و اجتماعي حضور داشتند دولت در تعبيد رسماً اعلام موجوديت كرد.

به گفته اين مقام امنيتي، عبدالله مهتدي رهبر گروهك منحله كومله، حسن شرفي رهبر گروهك منحله دموكرات، عليرضا نوري‌زاده سلطنت‌طلب عضو MI6، رضا حسين‌بُر از رهبران يكي از گروههاي تجزيه‌طلب، محسن مخملباف رابط اپوزيسيون خارج كشور با سران فتنه، جهانشاهي از عناصر سازمان موساد و همچنين مسئول ميز ايران در سازمان جاسوسي فرانسه به نمايندگي از نيكلا ساركوزي رئيس جمهور اين كشور حضور داشتند.

«در اين جلسه راههاي براندازي جمهوري اسلامي از جمله تداوم حيات جريان فتنه از طريق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتي ترور چهره‌هاي منتسب به جريان مذكور در داخل كشور و همچنين نفوذ در ساختارهاي قدرت جمهوري اسلامي از طريق جذب نيرو از مراكز مهم مورد بررسي قرار گرفت و 7 ميليارد دلار آمريكا نيز براي آغاز اين تحركات اختصاص يافت.»

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحي به رهبري دولت در تبعيد و جهانشاهي به جانشيني وي و ايجاد شوراي 30 نفره براي فعاليت‌هاي اجرايي در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي و رسانه‌اي در حقيقت پروژه مذكور وارد فاز جديدي شد.

وي افزود: يكي از اقدامات صورت گرفته در اين مرحله جذب ديپلمات‌هاي ايراني در خارج كشور بود كه براي آن كمپيني هم تشكيل شد اما با افشاي هويت احمد ملكي ديپلمات ايراني در ايتاليا كه خواهرزاده مهدي كروبي بود اين پروژه با شكست مواجه شد.

به گفته اين مقام امنيتي هنگامي كه قرار شد شوراي رهبري دولت در تبعيد براي مديرت و هدايت عمليات‌هاي خرابكارانه در ايران و براندازي جمهوري اسلامي از طريق كودتاه ظرف يك سال در پادگان سيكلن تلاآويو مستقر شوند، عمليات نجات مدحي توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به كشور بازگشت.

وي در پايان تأكيد كرد كه امروز بحمدالله با در پيش‌ گرفتن رويكرد تهاجمي وزارت اطلاعات و تعريف امنيت نظام اسلامي در خارج از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در اين عرصه جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ثبات و امنيت قرار دارد.

شب گذشته مستند «الماسي براي فريب» از شبكه اول سيما پخش شد كه روايتي از نفوذ دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در كانون اپوزيسيون خارج‌نشين و اشراف بر تحركات ضد انقلاب و نمايشي از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرويس‌هاي جاسوسي غرب بود.

دشمنان نظام اسلامي در طي 32 سال گذشته همواره با استمداد از اپوزيسيون و به كار گرفتن اقدامات نرم و سخت‌افزارانه تلاش كردند توطئه‌هاي خود را براي براندازي جمهوري اسلامي پيش برند اما پاتك وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعيد كه همه سرويس‌هاي جاسوسي دشمن و ضدانقلاب در لواي آن بودند با اقدامي استراتژيك به تأخير افتاد و فرسايشي شدن آن موجب كاهش نتايج اين طرح آمريكايي - صهيونيستي شد و سپس با نجات الماسي كه براي فريب انديشيده شده بود، نقشه‌اي كه آنها الماس خود مي‌خواندند با الماسي ديگر منهدم شد.


 

درس اخلاق جوانفکر برای روحانیت!

علی‌اکبر جوانفکر سرپرست روزنامه ایران در سرمقاله امروز این روزنامه با عنوان «نعمت ولایت» با هزینه کردن از جایگاه ولایت و به این بهانه، برای روحانیت معظم درس اخلاق گذاشته و ضرورت‌های موفقیت روحانیت در سیاست پیشگی را برشمرده است!
«تقوا و پرهیزکاری، اخلاص در عمل، توکل بر خدا در همه امور و دل بستن به لطف و رحمت واسعه حضرت حق،‌ بی‌رغبتی به دنیا، ترجیح منافع دیگران بر منافع خود، دلسوز مردم بودن، شجاعت و ایستادگی در دفاع از حق و حقیقت به هر قیمت ممکن، پرهیز از بیان سخنان هجو و بیهوده، اجتناب از تهمت زدن یا دادن نسبت‌های سست و بی‌بنیان به دیگران و ترس از خدا، ‌لازمه و اساس موفقیت روحانیت معظم در سیاست پیشگی است و تنها دراین صورت است که آنها آورده‌ای بی‌نظیر برای نظام اسلامی به ارمغان خواهد آورد.»

جوانفکر که در روزهای گذشته نیز با عنوان «سخنگوی خود خوانده جریان انحرافی» به شخصیت والای حضرت آیت‌الله مصباح‌یزدی تعرض کرده بود، این بار شاید برای اثبات راهبردهای جریان انحرافی در نزدیک بودن ظهور و آخرالزمان، سعی می‌کند با درس اخلاق خود برای روحانیون و سفارش کردن این قشر معظم به تقوا و دل نبستن به دنیا و به ویژه تأکید بر پرهیز از سخنان هجو و بیهوده و تهمت زدن،‌ به باور افکار عمومی برساند که واقعاً آخرالزمان شده است!

زیرا یکی از نشانه‌های نزدیک بودن آخرالزمان وارونه شدن قضایاست به طوری که کوته‌بینان بر علما مسلط شده و افراد غیر روحانی و قدرت‌طلب به «روحانیت معظم» ضرورت‌های سیاست‌پیشگی را می‌آموزند!


 
 

شیرین خانم ضايع شد


دیلما روسف، رئیس جمهور برزیل، شیرین عبادی را به حضور نپذیرفت.


 شیرین عبادی که روز گذشته وارد برزیل شد در نظر داشت تحت عنوان فعال حقوق بشر و به ویژه حامی حقوق زنان ایران با خانم "روسف" که خود از فعالان حقوق بشر است دیدار کند، اما رئیس جمهور برزیل حاضر به ملاقات با وی نشد.
 
عبادی که انتظار نداشت درخواست ملاقاتش با "دیلما روسف" با پاسخ منفی مواجه شود، گفت که او باید از سوی روسف به حضور پذیرفته می شد، زیرا از حقوق بشر و حقوق زنان دفاع می کند اما دولت برزیل معتقد است پذیرفتن شیرین عبادی "پیام خوبی" برای ایران به عنوان کشور دوست، نداشت.
 
در حقیقت برزیل حاضر نشد روابط خوب خود با ایران را فدای ملاقات با یکی از افرادی کند که ایران او را در فتنه های اخیر موثر می داند و علیه کشورش فعالیت می کند. 

برزیل گفته است، رئیس جمهور فقط سران دولت ها و کشورها را به حضور می پذیرد


 
 

"ابلیس‌ باتمام‌توان‌ به‌یاری‌ جریان‌انحرافی‌آمده"

"ابلیس‌ باتمام‌توان‌ به‌یاری‌ جریان‌انحرافی‌آمده"

باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است که با تمام توان و تجربه اش به یاری ایشان آمده است.

رسا: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عج) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه همه در اعمال و رفتار خود دارای نقص و عیب هستیم تصریح کرد: اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد باید فقط منتظر ظهور امام زمان(عج) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان(عج) بیاید.

وی با تاکید بر اینکه حکومت عدالت امیرمومنان یک الگوی مناسب برای ما است بیان داشت: ریزش در مسؤولین زمان حضرت علی نیز وجود داشت به طوری که برخی از والیان و استانداران حکومت امیرالمومنان از سران لشکر عمر سعد در کربلا شدند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نباید در مسؤولین منتظر عصمت باشیم، اظهار داشت: این اشتباه است که به دلیل وجود نقص در مسؤولین، رای ندهیم بلکه در هر انتخابی باید سعی کنیم اصلح نسبی را برگزینیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه افزود: بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیاردفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به این شبهه که برخی می گویند آیا این حادثه قابل پیش بینی نبود، بیان داشت: خداوند انسان را مختار آفریده و ممکن است بعد از یک عمر گناه، توبه کند مانند حر و یا پس از یک عمر زهد و پارسایی در آخر ریزش کند که باید خیلی مراقب بود.

وی فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سالیان قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم زیر و زبر کند.

آیت الله مصباح یزدی افزود: برنامه ریزی شیطان آنقدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت تصریح کرد: باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.

آیت الله مصباح یزدی شگردهای جریان انحرافی را شیطانی دانست و گفت: در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند اما ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است.

وی با اشاره به اینکه قرائنی مبنی بر تاثیر گذاری بر رئیس جمهور از طریق وسائل غیر عادی وجود دارد اظهار داشت: این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان(عج) و اصحاب ایشان دارد تاثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: صرف اینکه یک نفر عمامه ای بر سر بگذارد و یا خود را اهل زهد و پارسایی و ارتباط با عوالم دیگر نشان دهد نمی توان به وی اعتماد کرد، گرچه که برخی از روی ساده لوحی گول این افراد را هم می خورند.

آیت الله مصباح یزدی یکی از شگردهای این جریان انحرافی را معرفی سرکرده آن به عنوان یک انسان مقدس و متدین و اهل ارتباط دانست و تصریح کرد: یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است.

وی افزود: نمی شود کسی از دینداری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه بعضی وقت ها غیبت کردن واجب می شود، ترفند مشابه معاویه در این زمینه را خاطر نشان کرد و گفت: وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایتعهدی یزید خدمت امام حسین(ع) رفته بود در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شرابخور بیعت نمی کنم، گفته بود اما یزید درباره شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.
آیت الله مصباح یزدی تفکر تصوف را در جریان انحرافی مشهود دانست و اظهار داشت: در این تفکر به جای امام زمان(عج) مسئله انسان کامل را مطرح می کنند و مقام امامت را یک مقام معنوی می دانند.
عضو مجلس خبرگان رهبری در تشریح زوایای مختلف تفکر تصوف بیان داشت: برخی از متصوفان قطب خود را انسان کامل می دانند و این مسئله پس از مرگش به پسرش منتقل می شود.

وی افزود: از نظر متصوفان امامت یک روح و نورانیت است که هر کس به آن مقام برسد با آن اتحاد پیدا می کند و این دسته از افراد معمولا تمایل ندارند که بگویند حجت بن الحسن(عج) زیرا این با عقایدشان سازگار نیست.

آیت الله مصباح یزدی ریشه برخی از تفکرات این جریان را در فلسفه غرب دانست و تصریح کرد: این جریان خطرناک برای منحرف کردن هر بخش از جامعه یک برنامه مشخصی دارد که باید هوشیار باشیم و به وظیفه خود عمل کنیم.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مبارزه با کسانی که قصد براندازی نظام و اسلام را دارد، واجب دانست و تصریح کرد: اگر بدانیم کسی قصد خیانت دارد و با او مبارزه نکنیم گناه کرده ایم و باید جواب بدهیم که چرا با دیدن جریان انحرافی به تکلیف خود عمل نکرده ایم.

وی یکی از شگردهای جریان انحرافی را بی توجهی به احکام الهی دانست و گفت: اینها می گویند احکام الهی ظواهر است و باید روح احکام باشد نه ظاهر آن، که این انحراف جدی از خط امامی است که تا آخر عمر از نماز ایستاده دست بر نداشت.

عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در روز 14خرداد تصریح کرد: معظم له یکی از ویژگی های مهم خط امام را معنویت و عمل به احکام الهی دانست که عبور از آن انحراف جدی و خطرناکی است که جامعه را تهدید می کند.

آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند گفت: میزان سنجش عملکرد مسؤولان، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم.



 

برخورد با بدحجابی شدت می‌گیرد

برخورد با بدحجابی شدت می‌گیرد

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اجرای قانون مقابله با ناهنجاری ها از ۲۵ تیر ماه سال جاری گفت: در صورتی که نتیجه مطلوب در برخورد با بدحجابی حاصل نشود میزان برخورد در این مقوله شدت خواهد گرفت.

  سردار اسماعیل احمدی مقدم عصر چهارشنبه در گفتگو با خبرنگاران افزود: متناسب با موقعیت های موجود برخورد صورت خواهد گرفت و در هر استان و منطقه ای که این تخلفات کمتر مشاهده شده، ماموران انتظامی با ملایمت بیشتر و در صورتی که این تخلفات و فساد اجتماعی بیشتر باشد نقش و برخورد ماموران انتظامی نیز پر رنگ تر خواهد شد.

وی با تاکید بر اینکه برخورد با بدحجابی از مطالبات به حق مردم و جامعه است ادامه داد: برای پاسخگویی به مطالبات مردم و خیراندیشان کشور نیروی انتظامی تصمیم به تقویت اقدامات و برنامه های خود در برخورد با مفاسد اجتماعی گرفته است.

سردار احمدی مقدم، از گسترش اقدامات ویژه نیروی انتظامی همزمان با فصل تابستان اشاره کرد و افزود: با توجه به افزایش گردشگران نیروی انتظامی باید همت بیشتری به خرج داده و برای افزایش امنیت اجتماعی و برقراری امنیت در مناطق گردشگری و گردشگران اقدام کند.

فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، گام اول برای مقابله و برخورد را تلاش برای اقدامات ارشادی و تذکرات زبانی دانست و گفت: در صورتی که این اقدامات موثر واقع نشود و با بی اعتنایی افراد مواجه شود، برخورد نیروهای انتظامی تشدید یافته و باید برخورد انتظامی و قضایی صورت گیرد.

سردار احمدی مقدم در ادامه از موفقیت در کاهش آمار ورود غیر مجاز اتباع خارجی به داخل کشور با توجه به انسداد مرزها خبر داد و گفت: از ابتدای سال جاری به رغم کاهش ورود غیر مجاز اتباع خارجی، افزایش دستگیری اتباع بیگانه نیز وجود داشته است.

وی با بیان اینکه عمده ورودی های غیر مجاز اتباع بیگانه را مرزهای شرقی و از کشورهای افغانستان و پاکستان است افزود: با انسداد مرزها، کانالیزه شدن راه ها و افزایش کنترل ها در مرزها و جداره آنها، دستگیری اتباع غیرمجاز افزایش و ورود غیر قانونی اتباع بیگانه کاهش یافته است.

فرمانده انتظامی کشور با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در زمینه مقابله با قاچاق مواد مخدر با تمام توان تلاش می کند افزود: در فروردین ماه سال ۹۰، قاچاق مواد مخدر کاهش، در اردیبهشت ماه همانند سال گذشته و در خرداد ماه آرام آرام به سوی افزایش قاچاق و در نهایت کشف بیش از پیش مواد مخدر پیش خواهیم رفت.

سردار احمدی مقدم مهمترین علت افزایش قاچاق مواد مخدر در خرداد ماه سال جاری را افزایش کشت تریاک در افغانستان نسبت به سالهای گذشته عنوان کرد و افزود: تدابیر لازم برای مقابله با ورود و برخورد و پیگیری سریع کشف و توقیف مواد مخدر در کشور صورت گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 13:17  توسط   | 

بی‌ادبی روزنامه اصلاح‌طلب به مردم ایران

 


یک روزنامه اصلاح طلب در شماره امروز خود در یادداشتی تاسف برانگیز، مردم ایران اسلامی را به "کم شعوری" و "سطحی نگری" متهم کرد.


روزنامه ابتکار در این یادداشت که به قلم کمالی پناه منتشر کرده، آورده است: چندي پيش داستاني مي‌خواندم به اين مضمون که يکي از قهرمانان در امريکا وصيت کرد که لحظه‌ي فرارسيدن مرگش او را به استاديوم ببرند تا مردم لحظه‌ي جان‌کندنش را ببينند. روز موعود فرا رسيد و همه‌ي بليت‌ها فروخته شد و استاديوم از انبوه تماشاگران و هواداران آن قهرمان مملو شد. جسد نيمه‌جان وي را بر بالاي سکو قرار دادند. پزشکان بر بالين او بودند و لحظه‌به‌لحظه حال او را گزارش مي‌کردند. هيجان‌ها به اوج رسيده بود که ناگهان پزشکان با بلندگو اعلام کردند حال قهرمان دارد بهبود مي‌يابد. ناگهان صداي اعتراض مردم حاضر در استاديوم به عرش رسيد. فرياد مي‌زدند که دروغ مي‌گوييد، دروغ مي‌گوييد. او بايد بميرد، ما بليت خريده‌ايم. آري مردم هيجان را دوست داشتند و تماشاي جان‌کندن قهرمان چه هيجاني دارد!

این روزنامه سپس برخی شعارهایی را که در شب ۱۴ خرداد هنگام سخنرانی رئیس جمهور علیه مشایی داده شده، به داستان مذکور ربط داده و در تحلیلی خیالی نوشته است: سخنراني جمعه‌شب گذشته‌ي رئيس‌جمهور محترم در ذهن نگارنده، حکايت مزبور را تداعي کرد ... ديگر آن خشم و خروش و شکوه هميشگي آقاي احمدي‌نژاد نبود که به سخنراني‌اش هيجان مي‌داد و او را در صدر اخبار مي‌نشاند و ديگر خبري از آن هواداران سينه‌چاکش نبود که در تأييد گفته‌هايش عاشقانه فرياد مي‌زدند و گوش تيز مي‌کردند تا کلام و حرف‌حرفش را از فضا بربايند و در گوش جان بنشانند. آري، آري اين‌بار، هيجان از نوع ديگر بود. همان هواداران ديروزي اين روز آمده بودند تا سخنش را بشکنند نه بشنوند. اين‌بار هلهله‌ها و شعارها در تأييد او و حرف‌هايش نبود، بلکه عليه او و اطرافيانش بود.

این روزنامه اصلاح در ادامه یادداشت خود با بی پروایی، توهین های تاسف برانگیزی را به مردم ایران اسلامی روا می دارد و هیچ توضیحی هم درباره علت قلم فرسایی افراطی نمی دهد.

این روزنامه نوشته است: با ريسمان نامطمئن آرا و تأييديه‌هاي آني عامه‌ي مردم نبايد خود را در چاهي انداخت که بيرون‌آمدن از آن ناممکن باشد. مگر همين مردم نبودند که يک روز مي‌گفتند بازرگان بازرگان نخست‌وزير ايران و فردايش شعار دادند که بازرگان بازرگان پير خرفت ايران؟

ابتکار البته با ارائه این تحلیل سطحی چشمان خود را بر آن روی سکه که هوشمندی مردم و بصیرت آنان نسبت به اشخاص و رویدادهاست بسته است. آن روی سکه، یعنی واقعیت، این است که مردم با هیچ فردی عقد اخوت نبسته و نمی بندند. ممکن است ملت ایران امروز به فردی و شعارهایش رای اعتماد بدهند اما کافیست آن فرد اندکی از مسیر اولیه که همان خط امام راحل و انقلاب است، فاصله بگیرد و منحرف شود، در آن صورت همان ملت وی را کنار خواهند زد یا در صورت نیاز به تذکر و هشدار، همین کار را خواهد کرد.

شخصیت های مختلفی که از ابتدای انقلاب اسلامی پس از ناکامی در تحقق آرمان های مردم متدین ایران و انقلاب اسلامی و انحراف از خط اصیل انقلاب، توسط ملت طرد شده و یا کنار زده شده اند؛ این نظارت مردمی اما در کمال تاسف از سوی جریانی که نمونه آن اکنون در روزنامه ابتکار خودنمایی کرده است مورد توهین و هتاکی قرار گرفته است.

نقطه پایانی ابتکار امروز هم این داستان است: مي‌گويند روزي درويشي از جلوي يک مغازه‌ي کبابي رد مي‌شد. ديد که شخصي تعدادي گنجشک را کشته و به سيخ کشيده و بر آتش کباب مي‌کند. درويش از آن شخص خواست که يکي از گنجشک‌هاي کباب‌شده را به او بدهد. آن فرد خودداري کرد. درويش «کيشي» کرد. ناگهان گنجشک‌ها زنده شدند و پريدند و رفتند. مردم شهر وقتي آن کرامت را از درويش ديدند، دور او جمع شدند و از او شفا و شفاعت خواستند. درويش بي‌اعتنا مي‌رفت و مردم هم به دنبال او مي‌رفتند. ناگهان درويش به‌سمت مردم برگشت و شلوارش را پايين کشيد و به‌سمت آنان ادرار کرد. مردم از او روي گردانيدند و او را ديوانه خواندند. درويش گفت: شما مردم به کيشي مي‌آييد و به جيشي مي‌رويد؛ پس شايسته‌ي اعتماد نيستيد.



 

وزير خاتمی: بايد به بيت رهبري بروي

یکی از وزرای سابق خاتمی در دولت هفتم تنها راه وی را ارسال پالس هایی به جامعه مبنی بر ارتباطات عادی وی با رهبرانقلاب عنوان کرده و خطاب به خاتمی گفته است،شما باید هر طور شده بایدبه بیت بروید و آنقدر آنجا بمانید تا به شما وقت ملاقات بدهند.


در جلسه ای که برخی از چهره های دوم خردادی با سید محمد خاتمی داشته اند،پیشنهاداتی به وی جهت بازسازی چهره و جایگاه سیاسی وی ارائه شده است .در این دیدار چهره های برجسته دوم خرداد با تاکید بر بدست گیری لیدری جریان اصلاح طلبان توسط خاتمی در انتخابات پیش روی مجلس و ریاست جمهوری معضل اساسی در این خصوص را بازسازی و ترمیم چهره خاتمی عنوان کرده و تصریح کرده اند وی باید در جایگاه یک نیروی انقلابی قرار گیرد.

در همین زمینه یکی از وزرای سابق خاتمی در دولت هفتم تنها راه وی را ارسال پالس هایی به جامعه مبنی بر ارتباطات عادی وی با رهبرانقلاب عنوان کرده و خطاب به خاتمی گفته است،شما باید هر طور شده بایدبه بیت بروید و آنقدر آنجا بمانید تا به شما وقت ملاقات بدهند.

وی همچنین گفته است:الان ما نیاز به این داریم که شما از بستر رهبری آدم موجهی جلوه کنید.


 
 

جمع آوری اعانه برای کروبی !
شنیده های خبرنگار ندای انقلاب حاکی از آن است که برخی عناصر مرتبط با عناصر فتنه و جریانهای التقاطی در برخی شهرها با این ادعا که نفر پنجم انتخابات نیاز به کمک مالی دارد اقدام به جمع آوری پول برای وی از بین عناصر سیاسی و چهره های همسو در این شهرها کرده اند.با توجه به وضعیت مالی مناسب کروبی و خانواده اش این اقدام مشکوک به نظر می رسد.
لازم به ذکر است افراد مذکور از مرتبطان استانی یکی از احزاب غیر فعال که به شورای فعالان ملی مذهبی تهران وابسته است می باشند.
گفته می شود این کمک های مالی که ظاهرا به نسبت زیاد هم بوده است برای فعالیت حزب مذکور در شهرستانها جمع آوری شده است که البته استفاده از نام مهدی کروبی برای جمع آوری اعانه! با موافقت و چراغ سبز فرزندان وی بوده است.


 

یکی از ضاربین روحانی ایثارگر دستگیر شد
یکی از ضاربین روحانی ایثارگر دستگیر شد

یک نفر از عوامل اصلی ضرب و جرح روحانی امر به ‌معروف و نهی از منکر دستگیر شد.

به گزارش پخش اخبار چند رسانه ای واحد مرکزی خبر به نقل از پایگاه خبری پلیس ، اداره اجتماعی پلیس امنیت عمومی نیروی انتظامی اعلام کرد : یک نفر از عوامل اصلی ضرب و جرح روحانی آمر به ‌معروف و ناهی از منکر دستگیر شد.

حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که 2 شب گذشته برای نجات یک دختر جوان از چنگال 2 نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت ولی با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول‌ اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.

حجت الاسلام فروزش در تشریح این واقعه به خبرنگار پلیس گفت: ساعت 22 شب سه‌شنبه در خیابان شریعتی، پائین‌تر از خیابان ملک به همراه 2 نفر همراه داخل خودروی خود در حال عبور بودیم که ناگهان صدای فریادهای دختر جوان را شنیدیم.

وی افزود: بلافاصله پس از شنیدن این فریادها به سمت صدا حرکت و مشاهده کردیم که 2 نفر از اراذل و اوباش سوار بر یک موتور برای ربایش یک دختر جوان اقدام کرده‌اند. این اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور کرده و با خود ببرند اما این دختر با فریادهای خود درخواست کمک کرده و از سوار شدن خودداری می‌کرد و 2 پسر جوان نیز وی را ضرب و شتم کرده و مورد هتاکی قرار می‌دادند.

حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: با مشاهده این صحنه برای نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم یورش بردیم، اما با مقاومت این مهاجمان روبه‎رو شده و درگیر شدیم. در هنگام درگیری، یکی از آنها که شیشه نوشابه‌ای در دست داشت، این شیشه را با زدن به بدنه موتور شکست و سپس با آن چندین ضربه به چشم راست من وارد کرد .



 

آيت‌الله العظمي خامنه‌اي نعمت بزرگي براي مردم ايران است

سخنگوي جامعه روحانيت گفت: جامعه روحانيت مبارز، حضرت آيت‌الله العظمي‌خامنه‌اي اين مرد الهي را يك نعمت بزرگ مي‌داند، لذا بر ما مردم و همه خواص وظيفه است كه قدر اين نعمت را دانسته و با تبعيت و اطاعت محض از مقام عظماي ولايت اين نعمت را حفظ كنيم و شكر آن را به جا آوريم.

حجت‌الاسلام سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز در گفت‌وگو با فارس ضمن عرض تبريك به مناسبت آغاز ولايت رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب در طول اين 22 سال با تدبير، شجاعت، مديريت و با حكمت كه همواره با تواضع و فروتني همراه با اقتدار بوده است، سكانداري كشتي انقلاب اسلامي را بعد از ارتحال حضرت امام(ره) با همه سختي‌هايش به عهده داشتند.

وي گفت: جامعه روحانيت مبارز، حضرت آيت‌الله العظمي‌خامنه‌اي اين مرد الهي را يك نعمت بزرگ مي‌داند، لذا بر ما مردم و همه خواص وظيفه است كه قدر اين نعمت را دانسته و با تبعيت و اطاعت محض از مقام عظماي ولايت اين نعمت را حفظ كنيم و شكر آن را به جا آوريم.

عضو ارشد شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز ادامه داد: ما شك نداريم كه تبعيت از رهبر معظم انقلاب به عنوان عمود خيمه انقلاب مهمترين عامل براي پيروزي عليه فتنه‌گران و معاندان نظام و رفع توطئه‌هاي پيچيده آنها است، بنابراين ما معتقديم هر مقدار ما قدرشناس عملي اين نعمت الهي باشيم خداوند نيز بركات خود را بر ملت و كشور ما نازل خواهد كرد.

حجت الاسلام سالك با بيان اينكه نقطه عطف تاريخ انقلاب اسلامي ما 15 خرداد است، يادآور شد: امام(ره) در سال 42 بر سلطه 2500منحوس ساله شاهنشاهي پايان داد و حيات واقعي ملت ايران و آزاديخواهان جهان را رقم زد كه نتيجه فداكاري،‌ از خود گذشتگي و عمل به تكليف الهي حضرت امام(ره) بود كه نداي حق را در گوشه‌اي از جهان احيا كرد تا كلام خالص الهي و اسلامي به گوش جهانيان برسد.

وي بيان داشت: امروز افتخار ملت ايران اين است كه در زير سايه قرآن و حكومت اسلام در حال زندگي هستند، بنابراين مسولان و مردم در كنار هم بايد تلاش كنند كه اين انقلاب را با حفظ امانت به آيندگان تحوي دهند.

سخنگوي جامعه روحانيت مبارز يكي از مسائل مهم در حفظ اركان انقلاب اسلامي را " انتخابات " دانست وافزود: ما در آخر امسال انتخابات مجلس شوراي اسلامي را خواهيم داشت، انتخابات يكي از نمادهاي مردم سالاري در نظام جمهوري اسلامي ايران است كه بايد با انتخاب افراد صالح موجب ادامه مسير صحيح انقلاب شويم.

حجت الاسلام سالك با اشاره به جمله معروف امام كه فرمودند "چه من باشم و چه نباشم اجازه ندهيد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد " تاكيد كرد: بي‌شك رهنمودهاي امام (ره) چراغ راه ملت بزرگ ايران است.

وي ادامه داد: ملت بزرگ ايران همواره بايد با بصيرت در طول مسير خود در انقلاب، نااهلان و نامحرمان را شناسايي كند، زيرا ممكن است افرادي با ظاهر اسلامي در دل جامعه ما حركت خزنده خود را داشته باشند تا اهداف شيطاني خود را عمل كنند، بنابراين ضرورت دارد كه جريان‌هاي نااهل و نامحرم شناخته و به مردم معرفي شود.

عضو ارشد شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز خاطرنشان كرد: در طول انقلاب همواره برخي نامحرمان سعي داشتند در عرصه انتخابات خود را به بدنه نظام نفوذ دهند. لذا وقتي بستر نفاق و دورويي در جامعه آماده شد، شيطان سر از مخفيگاه خود بيرون آورده و با حضور در نقاط حساس ياران خود را براي تبعيت از خود دعوت مي‌كند.

حجت‌الاسلام سالك با اشاره به خطبه‌اي از اميرالمومنين علي(ع) تصريح كرد: امروز شيطان حزب، افراد و لشكر خود را جمع كرده و براي برخورد با سربازان دين با رنگ و لعابي خاص به صحنه آمده است كه در اين ميان هوشياري نخبگان، دين‌شناسان و زمان‌شناسان بسيار حائز اهميت است.

وي در ادامه سخنان خود يه نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اشاره و تاكيد كرد: اصولگرايان حركتي را از اوايل سال 89 شروع كردند كه ثمره آن در محور قرار گرفتن جامعتين شكل گرفت و نتيجه آن بيانيه‌اي 8 ماده‌اي به نام «منشور اصولگرايي» شد.

سخنگوي جامعه روحانيت مبارز با بيان اينكه محوري‌ترين موضوع اصولگرايان " ولايت فقيه " بوده است، به كميته سه نفره اصولگرايان اشاره و افزود: بي‌ترديد چه گروه سه نفره و چه مجموعه ديگر اصولگرايان رمز موفقيتشان دو چيز است كه اولين آن، "حفظ وحدت " و ديگري "تبعيت كامل از ولايت فقيه " است.

حجت‌الاسلام سالك در ادامه با بيان اينكه هرچه به سمت انتخابات نزديك ‌تر مي‌شويم فعاليت‌هاي اصولگرايان بيشتر خواهد شد، گفت: اما دو جريان ديگر نيز فعاليت خود را آغاز كرده است؛ يكي جريان انحرافي است كه متأسفانه در بخشي از دولت نفوذ كرده است و هزينه‌هاي سنگيني را انجام داده است و از طرفي ديگر جريان دوم خرداد و اصلاحات هستند كه تلاش مي‌كنند عناصر سفيد خود را براي مجلس بفرستند لذا اين بار انتخابات اين دوره مجلس بسيار حساس و مهم است.

وي در پاسخ به اين سؤال كه براي پرهيز از شعارگرايي در خصوص منشور اصولگرايي چه راهكارهايي در نظر گرفته‌ايد كه مجموع اصولگرايان فقط در شعار از آن حرف نزنند، بيان داشت: كاملاً درست است، در اين شرايط نبايد با شعار با مسائل برخورد كرد، لذا اين مسئله از جهاد مختلف قابل توجه است. اول اينكه بايد با سينه گشاده و باز سلايق مختلف اصولگرايي را به رسميت شناخت، چرا كه اصول و پايه‌هاي اصلي نظام را قبول دارند كه در اين بخش الحمدالله سران اصولگرايي موافقت خود را با منشوراصولگرايي اعلام داشتند و نكته دوم اينكه بايد ميدان مبارزات انتخاباتي را در نظر بگيرند كه در ميدان دشمن‌بازي نكنند.

عضو ارشد شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز ادامه داد: بايد با هوشياري آن‌چه را كه در محيط پيراموني ما مي‌گذرد به دقت و با هوشياري رصد كنيم. همه اصولگرايان بايد با دلسوزي و خالصانه التزام عملي خود را به مباني اصولگرايي نشان دهند كه بستگي به اخلاق، تدين و نوع بينش آنان دارد.

حجت الاسلام سالك تاكيد كرد كه سران اصولگرا و مجموعه آنها در اين زمينه وظايفي به دوش دارند، لذا ما مطمئن هستيم كه اصولگرايان به دليل التزامشان به مباني مقدس نظام جمهوري اسلامي ايران ثابت كرده‌اند در زمان‌هاي حساس تكاليف خود را انجام ‌مي‌دهند، اما در شرايط كنوني اين هوشياري و بصيرت بايد دو چندان شود، يعني آنچه را كه جامعتين به عنوان منشور اصولگرايي عنوان كرده است قلباً پذيرفته و با تبعيت و اطاعت تشكيلاتي زمينه‌هاي گسترش اتحاد هر چه بيشتر فراهم شود.



 

شجونی: گردن منحرف كنندگان انقلاب را مي‌شكنيم
شجونی: گردن منحرف كنندگان انقلاب را مي‌شكنيم

حجت الاسلام شجوني گفت: پاي ولايت فقيه ايستاده‌ايم و نمي‌گذاريم در جريان انقلاب، انحراف ايجاد شود و گردن كساني كه بخواهند انحراف ايجاد كنند را مي‌شكنيم.

 حجت‌الاسلام جعفر شجوني در جلسه هفتگي جمعيت حاميان انقلاب اسلامي (جبهه حاميان ولايت) با بيان اينكه پاي خون شهدا ايستاده‌ايم، اظهارداشت: رسول خدا صلي الله عليه و‌آله وسلم روزي بر بالاي منبر سه پله‌اي ايستاد و دو دست خود را به صورت چپ و راست از گردن آويختند؛ چند دقيقه‌اي اينگونه بودند تا اينكه مردم علت رفتار ايشان را پرسيدند؛ فرمودند "مغلولة يَديه عَلي عُنِقه " اين حالت آدم درمانده‌اي است كه دو دستش را به گردنش مي‌اندازد.

وي بيان كرد: ايشان در تشريح اين رفتار فرمودند "حالت فوق، وضعيت مسئولاني است كه در روز قيامت پريشان و پشيمان ايستاده‌اند و امكان جبران هيچ كاري را هم ندارند " و در ادامه با اين مضمون مي‌فرمايند "شهدا مقابل اين‌ها مي‌ايستند و مي‌گويند: با آرمان و اهداف ما چه كردي؟ از نردبان ما در دنيا بالا رفتي و در آخر هم آن را شكستي! ".

حجت‌الاسلام شجوني به سؤال مردم از پيامبر (ص) كه در آن وضعيت چه اتفاقي‌ مي‌افتد؟ اشاره كرد و افزود: ايشان در پاسخ به مردم فرمودند "شهدا انتقامشان را از اين مسئولان ‌مي‌گيرند "؛ سؤال كردند "يا رسول‌الله چگونه انتقام مي‌گيرند؟ " فرمودند "شهدا يكي يكي جلو مي‌آيند و دست آن مسئول را مي‌كَنند؛ دست ديگر برايش رشد مي‌كند، گوشش را مي‌كَنند؛ گوش ديگر مي‌رويد و همينطور ديگر اعضاء بدنش را دائم برمي‌دارند و بعد از تكميل شدن دوباره از او جدا مي‌كنند و اينگونه او را عذاب مي‌كنند! "

وي با اشاره به اينكه شهدا نوكر ما نبوده‌‌اند كه در عمق 15 كيلومتري خاك عراق بروند تا من نوعي وكيل، نماينده و شهردار شوم، ابراز داشت: برخي با ادعاي اينكه نسبتي با شهدا دارند، شعار شهيد پروري سر داده و در پي گرفتن سمت هستند، البته نماينده و وزير شدن ما بستگي به نيت ما دارد آيا براي كسب مقام نماينده و وزير مي‌شويم يا براي خدمت به مردم و آرمان‌‌هاي امام (ره) و شهداء.

دبير جامعه وعاظ تهران با اشاره به اينكه برخي‌ها به محض رسيدن به قدرت، اسلام، مملكت و اهداف‌شان را فراموش مي‌كنند، گفت: آنها مي‌گويند جنگ چيست؟ خيبر كدام است؟ 17 رمضان چيست؟ جگر عمومي رسول خدا، فرق شكافته علي و ديگر قضايا چيست؟ رفتار عملي رسول‌خدا (ص) تأكيدي بر اوضاع مسئولان در روز قيامت دارد يعني اين رفتار براي ما احساس مسئوليت مي‌آورد كه خشت اول در جمهوري اسلامي كج گذاشته نشود كه هيچگاه به منزل نخواهد رسيد.

حجت‌الاسلام شجوني عنوان كرد: ما چه كسي هستيم؟ ما بايد از يكديگر در جلسه‌ها تعريف كنيم و دائم بگوييم امام مرد خوبي بود، رهبر مرد زاهدي است كه بعد از دو نيمه شب، به منزل شهدا مي‌رود و به خانواده شهدا رسيدگي مي‌كند پس ما در اينجا چه كاره‌ايم؟! با اين صحبت‌ها چه چيزي نصيب ما خواهد شد، ما مثل كسي هستيم كه آه در بساط ندارد و دائم از بانك پر از ارز و ريال همسايه صحبت مي‌كند.

دبير جامعه وعاظ تهران،‌ با انتقاد به ارائه تسهيلات بانكي دور از نظارت‌هاي قانوني، گفت: بايد بازي را كنار بگذاريم؛ متأسفانه خبر 1200 ميليارد تومان وام هم به آن اضافه شده كه ثروت و بودجه مملكت را به حرّاج گذاشته‌اند اين يعني اقتصاد مرده است.

وي در ادامه سخنراني خود با عنوان اينكه طلحه عده‌اي را گمراه كرد و پيشاني باد كرده جمع كثيري را به ضلالت كشاند، تصريح كرد: اما امروز اين‌گونه نيست و ما با اين سن و سال‌ پاي ولايت فقيه ايستاده‌ايم و نمي‌گذاريم در جريان انقلاب، انحراف ايجاد شود و گردن كسي را كه بخواهد انحراف ايجاد كند، مي‌شكنيم.

دبير جامعه وعاظ تهران با سؤال از اينكه ما اين انقلاب را به چه كسي تحويل دهيم، گفت: مگر آنكه همه ما بميريم، سپاه بميرد، بسيج بميرد، روحاني‌ها بميرند،‌ خانواده شهدا تار و مار شوند كه اين انقلاب از دست ما برود؛ البته اين آرزو را دشمن به گور خواهد برد.

حجت‌‌الاسلام شجوني با تأكيد بر اينكه من و شما همگي بايد ستون بر سقف انقلاب بگيريم، گفت: نبايد بگذاريم اين سقف سقوط كند. اگر هر كسي بگويد به من چه؟ يكي دزدي كند؛ ديگري چشم‌چراني؛ آن يكي هم خون شهدا را فراموش كند؛ سقف فرو خواهد ريخت.

وي با اشاره به فرياد الله‌اكبر نواب صفوي در بالاي دار،‌ گفت: آن موقع كسي شعار الله‌اكبر سر نمي‌داد كه اين شهيد موقع تيرباران فرياد "الله‌اكبر "ش بلند شد.

حجت‌الاسلام شجوني با اشاره به خيانت جبهه ملي و نهضت آزادي همانند حزب توده تأكيد كرد: اين‌ها از روحانيت سوءاستفاده كرده و بقيه را خانه‌نشين، ذليل، زنداني و اعدام كرده‌اند. بايد حواس‌تان جمع باشد اين انقلاب مثل ديگر انقلا‌ب‌ها نشود.

وي با اشاره به داستان‌هاي فوق، گفت: اينها براي اين بود كه مردم بعد از پيامبر، اسلام را فراموش كردند. هر بلايي سر اسلام آمد تحمل كرده و گفتند به ما چه مربوط؟ از اين اتفاق به حزب ما چه مي‌رسد؟ چه چيزي عايد گروه ما مي‌شود؟ و اميرالمؤمنين (ع) سه نفر از اينها را نفرين كرد كه چرا به ياري ايشان نمي‌شتابند؟ البته شما در انقلاب اينگونه نبوده و نخواهيد بود.

حجت‌الاسلام شجوني تصريح كرد: بايد بايستيم و با چنگ و دندان انقلاب را نگهداريم و عيب‌هايش را برطرف كنيم. هر كس بگويد اين انقلاب عيب ندارد، چاپلوسي مي‌كند. انقلاب را بايد آفت‌زدايي كرد؛ من و شما به خودمان ضدآفت بزنيم تا از آنها دور شويم. البته اين كار را با حذف منافقين، بني‌صدر، سلامتيان، غضنفرپور، قطب‌زاده، شريعت‌مداري، منتظري و ... چند بار انجام داده‌ايم و بايد ادامه دهيم.



 

سخنرانی مشاوران موسوی و کروبی در آمریکا
سخنرانی مشاوران موسوی و کروبی در آمریکا


اردشیر امیر ارجمند و مجتبی واحدی مشاوران میرحسین موسوی و مهدی کروبی این هفته برای سخنرانی به آمریکا خواهند رفت.

گفته می شود این دو قراراست شنبه آینده در دانشگاه جورج واشنگتن با موضوع «نگاهی به تحولات پیش روی جنبش سبز» سخنرانی کنند.



 
 

نفر از فتنه‌گران از کشور گريختند

نفر از فتنه‌گران از کشور گريختند


رضا علیجانی و مرتضی کاظمیان از اعضا فعال ملی مذهبی بصورت قاچاقی از کشور گریخته و به همراه خانواده خود از کشور فرانسه تقاضای پناهندگی کرده اند.


طی روزهای اخیر خروج فعالان ملی مذهبی از کشور روند چشم گیری پیدا کرده است. در همین راستا رضا علیجانی پس از آنکه همسر و فرزند خود را از ایران خارج کرد، بصورت قاچاق از طریق مرزهای غربی کشور وارد کردستان عراق شده و پس از آن به اروپا گریخته است.
 
فرار 2 عضو سرشناس ملی مذهبی از کشور

وی که برنده جایزه آزادی مطبوعات خبرنگاران بدون مرز - بنیاد فرانسه در سال ۲۰۰۱ شده بود، گفته می شود اکنون در فرانسه به سر می برد و از این کشور تقاضای پناهندگی کرده است.
رضا علیجانی روزنامه نگار 50 ساله ای است که پس از روی کارآمدن دولت خاتمی، فعالیت های ملی مذهبی خود را گسترش داده و در سالهای 79، 82 و 88 بازداشت و در چندین نوبت از طرف دادگاه انقلاب به حبس محکوم شده بود اما هیچ گاه به فعالیت های ضدانقلابی خود علیه نظام خاتمه نداد. همچنین مرتضی کاظمیان از دیگر فعالان ملی مذهبی و از بازداشت شدگان وقایع عاشورای 88 نیز یک هفته پس از اینکه از سوی نهادهای امنیتی احضار می شود بصورت قاچاق و به همراه خانواده اش از ایران می گریزد. مرتضي كاظميان که از بازداشتي هاي وقايع تاسف بار عاشورای سال 88 بود، سابقه فعاليت در ماهنامه آفتاب، روزنامه خرداد، ياس نو، نوروز و اعتماد ملي را دارد و طی سال هاي اخير به عنوان عضو شوراي مركزي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات مشغول به كار بود و با استفاده از اين عنوان، تمامي تلاش خود را براي هنجارشكني هاي بيشتر و برهم زدن فضاي امنيت و آرامش كشور با دستيازي به عناصر و ابزار رسانه اي به كار گرفت. وی عضو ارشد جنبش موسوم به مسلمانان مبارز بود که توسط حبیب ‌الله پیمان اداره می‌شود. کاظمیان اداره‌کننده جلسات هفتگی جمعه صبج منزل پیمان در خیابان ظفر تهران است. وي همچنين در جريان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 به همراه برخي ديگر از همكاران خود اقدام به تاسيس انجمني موهوم و خيالي با عنوان "كميته دفاع از آزادي انتخابات عادلانه و سالم و آزاد" كرد كه پس از چند روز، انحلال آن اعلام شد. مهمترين اقدامات ضد امنيتي و مغاير با مصالح نظام از سوی كاظميان، علاوه بر رهبري بخش هايي از اغتشاشات فتنه گران در سال 88 در روزهاي اخير و ساماندهي جريان رسانه اي آشوب گر، ارسال اطلاعات و ارائه تحليل هاي دشمن پسند به رسانه هايي چون راديو آلمان، راديو فرانسه، سايت روزآنلاين و سايت ضد انقلابي جرس بود. پیش تر نیز چند تن از فعالان ملي مذهبي بصورت قانونی و غیر قانونی از کشور خارج شده اند. خروج این افراد که برخی از آنها هنوز دوران محکومیت خود را به اتمام نرسانده اند در حالی است که انتظار می رفت در کنترل نهادهای امنیتی قرار داشته باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 17:10  توسط   | 

تنبیه کلامی کودکان به چه صورتی باشد؟

 

یک روانپزشک، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم کردن دانست و افزود: می‌توان کودک را از یک سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال کننده و… محروم کرد.
دکتر قاسم دستجردی با بیان اینکه در هر خانه‌ یک سری اصول کلی حاکم است که باید از افراط و تفریط از آنها پرهیز شود، اظهار کرد: در تربیت کودک بعضی از خانواده‌ها آزادی کامل و مطلق را به نفع کودک می‌دانند ولی برخی دیگر سیستم استبدادی و قوانین زیاد و خشک بر کودک تحمیل می‌کنند که هر دو روش اشتباه است.
وی ادامه داد: بهتر است در خانواده یک سری اصول کلی و خط قرمزهایی براساس هنجاری‌های آن خانواده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید بر روی اصولی که می‌خواهند فرزندشان تربیت شود توافق و ثبات داشته باشند و بین پدر و مادر دوساز ناهمگون زده نشود.
وی با اشاره به اهمیت اصول مذکور در تربیت کودک افزود: همچنین والدین در موقعیت‌های مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتی دیگر اگر والدین در یک موردی قانونی بگذارند، نباید بطور دائم برای آن استثناء قائل شوند.
دستجردی روشهای تربیت کودک را به دو دسته تنبیه و تشویق تقسیم کرد و گفت: تنبیه از نظر لغوی به معنی بیدار کردن، آگاهی دادن و آنچه که در ذهن مساوی با ضرب و شتم برخوردهای تند است، می‌باشد.
وی هدف از تنبیه را اصلاح، آگاهی دادن و هدایت کردن عنوان و اضافه کرد: هیچ وقت تنبیه به معنای خشم خود را فروشاندن، تحقیر کردن و اذیت و آزار طرف مقابل نیست و هرجا والدین احساس می‌کنند خود را تخلیه کرده و خشم خود را فرو می‌نشانند، این عمل به معنای تنبیه نیست.
وی با بیان اینکه تنبیه الزاما فیزیکی نیست، گفت: در تربیت کودک اغراق نیست اگر بگوییم تنبیه فیزیکی جایی ندارد و چنانچه بعضی از والدین بخواهند جایی برای تنبیه قائل شوند آن را به عنوان آخرین گام بکار ببرند.
این روانپزشک گفت: تنبیه فیزیکی نباید باعث درد و آسیب به کودک شود و هدف از این تنبیه آن است که پدر و مادر با این روش ناراحتی خود را از رفتار کودک نشان داده و توجه وی را به بدی و زشتی رفتارش جلب کنند که نهایتا می‌تواند در حد یک پشت دستی زدن یا آرام پشت باسن کودک زدن باشد.
وی تنبیه کلامی را شکل دیگری از بروز تنبیه دانست و تصریح کرد: زمانی که کودک رفتاری برخلاف هنجارهای موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد کلامی با گفتن “از آن رفتار شما ناراحت شدم“، “از برخورد شما عصبانی هستم” یا “کار شما کار خوبی نیست” و در کنار آن اخمی کنند، ترش رویی کنند یا موقتا ارتباط عاطفی صمیمانه را کمرنگ کنند و لازم است در زمان انجام کارهای گفته شده، رفتار کودک مورد سرزنش قرار گیرد نه شخصیت وی.
وی با تاکید بر کمتر استفاده کردن از تنبیه فیزیکی توصیه کرد: حتی‌الامکان باید موارد این نوع تنبیه زیاد نباشد؛ چرا که اگر رفتار کودک را دائما سرزنش کرده یا به وی تذکر دهیم، اثر تنبیه کمرنگ می‌شود.
دستجری خطاب به والدین توصیه کرد: از سرزنش شخصیت کودک و نسبت دادن صفات زشت به وی پرهیز کنید، وی را توهین و مسخره نکنید، با کنایه و طعنه با کودک حرف نزنید. همچنین جلوی دیگران بیش از حد از او انتقاد نکنید.
وی در خصوص نکات قابل اهمیت در مورد تنبیه فیزیک و کلامی گفت: تنبیه باید کاملا متناسب با رفتار کودک باشد؛ به طوری که نباید برای رفتاری که خیلی بد نیست تنبیه بدی در نظر بگیریم. همچنین علت تنبیه مشخص باشد و علت آن برای کودک توضیح داده شود. همچنین بین تنبیه و رفتار کودک فاصله زمانی زیادی نباشد.
این روانپزشک آسیب جسمی، افزایش خشونت، پرخاشگری و لجاجت،‌ افت تحصیلی و تا حدودی بهره هوشی، احتمال مشکلات روانپزشکی مانند افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و وابستگی به مواد را از عوارض تنبیه زیاد کودک عنوان کرد.
وی همچنین افت اعتماد به نفس، ایجاد شخصیتهای منفعل و وابسته و عدم پرورش روحیه قاطعیت در کودک را از دیگر عوارض تنبیه فیزیکی یا کلامی زیاد دانست.
وی گفت: ‌در بعضی از موارد، رفتار منفی کودک را بر روی خود نیاورید که این روش در اوایل شروع آن رفتار کاربرد دارد.
این روانپزشک در پایان یادآور شد: در برخی مواقع بهتر است از روش تشویق استفاده کرد که می‌تواند به شکلهای کلامی، رفتاری و خریدن هدیه و جایزه اعمال شود.

ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی تخریب شد.

ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند از توابع شهرستان مانه و سملقان استان خراسان شمالی تخریب شد.

 به گزارش ایسنا، به نقل از روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش استان، این ساختمان به علت فرسوده بودن و بر اثر بارندگی های اخیر فروریخته است.

 بر اثر تخریب ساختمان آموزشی دبستان قارشی امند دانش آموزان این آموزشگاه از داشتن فضای خشتی و گلی نیز محروم شدند.

 بنا به این گزارش، شهرستان مانه و سملقان دارای ۹۰مدرسه خشتی و گلی و تخریبی است که نیاز به مساعدت ویژه مسوولان و متولیان آموزش و پرورش برای جلوگیری از هرگونه حادثه ناگوار است.

 

تربیت از دیدگاه امام سجاد(ع)

حق فرزند

«واما حق الولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسئول عما ولیته من حسن الادب و الدلالة علی ربه و المعونة له علی طاعته فیک و فی نفسه فمثاب علی ذالک و معاقب، فافعل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربه فیما بینک و بینه بحسن القیام علیه و الاخذ منه و لاقوة الا بالله.» این سخن حاوی نکات مهم تربیتی است که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1- فرزند، پاره تن انسان(فتعلم انه منک ...): امام سجاد(ع) در این بخش از سخنانش فرزند را جزئی از وجود انسان و پاره تن او می خواند. بدیهی است که انسان، بطور فطری، خود و اشیا و امور وابسته به خود را دوست دارد، در راه نگهداری اش فداکاری می کند و در مسیر رشد و تعالی اش می کوشد. این حقیقت که فرزند وابسته به انسان جزئی از وجود اوست، مسئولیت سنگین والدین و لزوم عنایت پیوسته به تربیت و رشد فرزندان را یادآوری می کند.

2- فرزندان مایه افتخار یا ذلت والدین(... ومضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره): کودکان پاک و معصومند و سرزمین وجودشان آماده افشاندن هر بذری است. والدین می توانند باغبانانی دلسوز و با تدبیر باشند و دشت حاصل خیز وجود فرزندان شان را به باغستانی سرسبز و بارور تبدیل کنند یا در شمار کشاورزان ناآگاه و بی تجربه جای گرفته، در سرزمین وجود فرزندان شان خارهای آزاردهنده کشت کنند. البته ثمره تلخ و شیرین فرزندان، سرانجام به والدین می رسد. اگر فرزندان نیک باشند، مایه نیکنامی و افتخار والدین می شوند و اگر درست تربیت نشوند، مایه خواری و بدنامی آنان خواهند بود. آری، چه بسیار والدینی که سال ها پیش بدرود حیات گفتند، ولی به سبب فرزندان و یادگاران صالح و شایسته، هم چنان نام شان زنده و یادشان گرامی است و ندای«خدایش بیامرزد» مؤمنان هدیه روح شان است. در مقابل گروهی از والدین، به خاطر فرزندان زشت کردارشان مورد خشم و نفرت دیگران قرار گرفته اند و نفرین مردم پیوسته بدرقه راه شان. بدین جهت امام(ع) در آغاز سخنش می فرماید: «فرزند انسان جزئی از وجود اوست و خیر و شرش با وی گره خورده است.» این هشداری به والدین است که اگر برای تربیت فرزندان شان اهمیت قایل نیستند و اگر آینده فرزندان شان را نمی خواهند، دست کم به نیک نامی خویش بیندیشند.

3- مسئولیت والدین(... وانک مسئول عما ولیته): فرزندان ودیعه های الهی و از بزرگ ترین نعمت های پروردگارند. آنان صفابخش لحظه های زندگی و مایه طراوت، شادابی و آرامش کانون خانواده اند. والدین در برابر این ودیعه ها و نعمت های الهی باید هم سپاسگزار باشند و هم احساس مسئولیت کنند. شکر نعمت فرزند، درست انجام دادن وظیفه بزرگ و سنگین تربیت است. آن ها خواسته یا ناخواسته این مسئولیت بزرگ را بر دوش دارند و ضروری است که، ضمن باور کردن این مسئولیت و اهمیت والایش، جهت انجام دادن درست آن، خود را به ابزار لازم مجهز کنند و با استعانت از خدای منان و عزمی راسخ آن را به انجام رسانند.

4- محورهای مسئولیت: در کلام نورانی امام(ع)، والدین نه تنها مسئول تربیت فرزندان شان شمرده شده اند، بلکه محورهای مسئولیت آنان نیز مشخص شده است. این محورها عبارت است از: 1- ادب نیکو(من حسن الادب) 2- خداشناسی(والدلالة علی ربه) 3- اطاعت خداوند(والمعونة علی طاعته). والدین باید در این سه محور(اخلاق، اعتقادات و پیروی عملی از شرع مقدس) انجام وظیفه کنند. مسئولیت آنان تنها تامین غذا، مسکن و بهداشت جسمانی نیست. آن ها، پیش از آن که مسئول تامین سلامت جسمانی و تامین معیشت فرزندان باشند، مسئولیت تامین سلامت اخلاقی و اعتقادی و عملی آن ها را بر عهده دارند.

5- شیوه ایفای مسئولیت(... فیک و فی نفسه): به نظر می رسد که دو کلمه«فیک و فی نفسه» در کلام حضرت به روش اجرای مسئولیت والدین اشاره می کند. بدین بیان که«فیک» به بعد الگوی عملی والدین و«فی نفسه» به تلاش خود فرزند اشاره دارد که البته آن هم در سایه هدایت و کمک والدین به دست می آید. شیوه الگویی از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیت است و ائمه اطهار: اغلب در تربیت فرزندان شان از این شیوه بهره می بردند؛ یعنی خود الگویی کامل برای فرزندان بودند و با عمل و رفتار خویش آن ها را تربیت می کردند. البته، در کنار پدید آوردن الگوی عملی، باید زمینه را فراهم ساخت تا فرزند، خود نیز تلاش کند؛ در پی سعادت خویش برآید؛ در مسیر تربیت گام بردارد و پیوسته به حمایت والدین وابسته نباشد. در این مرحله، وظیفه والدین هدایت، نظارت و بستر سازی برای تعلیم و تربیت خودجوش است.

6- پاداش و کیفر مسئولیت(... فمثاب علی ذالک و معاقب): مسئولیت داشتن آثاری دارد. اگر به درستی انجام شود؛ فرد سزاوار پاداش و تشویق است؛ و اگر در ایفای آن کوتاهی شود، فرد استحقاق تنبیه و کیفر می یابد. اگر والدین مسئولیت خود را درست انجام دهند، شایسته پاداش الهی می شوند؛ و اگر کوتاهی کنند، کیفر در انتظارشان خواهد بود.

7- نمایاندن آثار اعمال نیک به فرزند(... فاعمل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا): بزرگ جلوه دادن کار نیک فرزند و نشان دادن اثر اعمال نیک کودک به او از اقدامات مؤثر تربیتی شمرده می شود. بزرگ کردن کار خوب فرزند نوعی تشویق معنوی است، سبب ایجاد و تقویت انگیزه می شود و او را برای انجام دادن کارهای بزرگ تر و بهتر آماده می سازد. والدین نباید از کنار کار خوب فرزند، هر چند در نظر آنان کوچک و ناچیز باشد، با بی توجهی بگذرند؛ بلکه بجاست آنان را به خاطر کار خوب تشویق کنند، کردارشان را زینت دهند و بزرگ بنمایانند. افزون بر این، شایسته است آثار کارهای خوب فرزندان شان را برای آنان ترسیم کنند و به زیبایی نمایش دهند؛ چرا که آنان، با دیدن آثار اعمال شان، اعتماد به نفس بیشتر می یابند و خود را برای انجام دادن کارهای بزرگتر توانا می بینند.

8- نظارت بر رفتار فرزند(... بحسن القیام علیه): بی تفاوتی و غفلت از رشد و هدایت فرزند در زندگی آثاری جبران ناپذیر دارد. فرزند انسان نونهالی است که به باغبانی دلسوز و با درایت نیازمند است تا از او مراقبت کند؛ بویژه امروز که در اثر تهاجم فرهنگی زمینه های انحراف نوجوانان و جوانان آماده تر است و دشمنان هدایت و تربیت، برای صید آنان دام های رنگارنگ گسترانیده اند. در این موقعیت، نظارت و مراقبت از فرزندان ضرورت مضاعف یافته، مسئولیت سنگین تر می شود و انجام دادن وظیفه تلاش بیشتر می جوید.

9- بهره گیری از استعدادهای فرزند در تربیت(... والاخذ منه): انسان اشرف مخلوقات است و استعداد رسیدن به رفیع ترین قله های انسانیت را دارد. خداوند استعدادهایی در وجود انسان به ودیعه گذاشت تا در پرتو پرورش صحیح شکوفا شود. علاوه بر استعدادهای فطری و مشترک، که در همه انسان ها وجود دارد، هر فرد نیز از توانایی هایی ویژه برخوردار است که ضروری است در پرتو دقت و نظارت والدین و معلمان و مربیان بخوبی شناسایی و حمایت شود تا به رشد و شکوفایی برسد، در سایه آن، راه طولانی تربیت سریع تر پیموده شود و تربیت فرزند آسان تر انجام گیرد.

10- استمداد از پروردگار در تربیت(... ولا قوة الا بالله): تربیت آسان نیست، بلکه ظریف، دقیق و پیچیده است. انسان ماشین نیست تا به سادگی راه اندازی شود. علم بشر، با همه پیشرفتی که دارد، هنوز در شناخت رموز ابعاد وجودی انسان توفیق کامل نیافته است. بنابراین، در امر ظریف تربیت، همراه با تلاش خستگی ناپذیر و پیوسته، هماره باید از آفریدگار یاری خواست. بدین سبب، امام عارفان و سید ساجدان در پایان این نسخه تربیتی فرموده است: ولاقوة الا بالله.

حق خردسال

«و اما حق الصغیر فرحمته و تثقیفه و تعلیمه و العفو عنه و الستر علیه و الرفق به و المعونة له والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة و المداراة له و ترک مماحکته فانه ادنی لرشده.»
1- مهربانی: کودک روانی لطیف و ظریف دارد؛ روانی که جز مهربانی برنمی تابد. او ظرفیت عتاب و تندی ندارد و زود می رنجد و می گرید. آری، مهربانی ضروری ترین نیاز کودک است. بدین جهت، امام سجاد(ع) آن را اولین حق کودک برمی شمرد و بر حق تربیت و تعلیم مقدم داشت. این بدان معناست که کودک، پیش از نشستن در کلاس تربیت و تعلیم، باید نسیم خوش مهربانی و عطوفت را تجربه کند؛ اقلیم وجودش از بوی خوش مهربانی عطرآگین گردد و حتی آموزش نیز باید در پرتو مهربانی و عطوفت به انجام رسد. جالب آن است که در نسخه شیخ صدوق عبارت«فرحمته فی تعلیمه» به چشم می خورد که تصریح بدین امر است. بدین سان، در می یابیم که آموزش، بویژه در دوره ابتدایی، باید با مهربانی و محبت همراه باشد. این اصلی اساسی و اجتناب ناپذیر است.

2- تربیت کودک(... وتثقیفه): اساسی ترین و ضروری ترین حق فرزند و خردسال تربیت اخلاقی و معنوی اوست. تربیت با اهمیت ترین هدف و بلکه هدف همه تعالیم و معارف اسلامی است. زندگی انسان مسلمان در پرتو تربیت اسلامی معنا پیدا می کند و ارج و ارزش انسان به تربیت معنوی و اخلاقی اوست. وگرنه، به فرموده قرآن، مانند حیوان و بلکه از آن هم پست تر خواهد بود. اهمیت والای تربیت، وظیفه والدین را صد چندان می کند. آنان که در حیات تربیتی فرزندان اولین نقش را بر جای می نهند، نخستین و اساسی ترین وظیفه را نیز به عهده دارند و ضروری است بیش از هر حق دیگری بدین حق اساسی کودک توجه کرده، در انجام دادن درست آن از هیچ کوششی دریغ نکنند.

3- تعلیم و آموزش کودک(... و تعلیمه): از دیگر حقوق مهم فرزند سوادآموزی و فراگیری دانش است. اهمیت سوادآموزی و دانش به توضیح و تاکید نیاز ندارد. پر واضح است، سعادت هر گونه که تفسیر شود، دانش آموختن اولین و اساسی ترین گام رسیدن به آن است. اگر کسی سعادت را صرفا رفاه مادی و آسایش دنیوی معنا کند، دانش آموختن گام نخست در تحصیل آن است و اگر آن را در قرب الهی و بندگی خداوند جستجو کند که حق همین است باز هم دانش و معرفت از مطمئن ترین راه های وصول بدان شمرده می شود. دانش کلید حل بسیاری از مشکلات و ابزار دستیابی به بسیاری از مصالح و منافع مادی و معنوی است. بر والدین، که در برابر سعادت فرزندان شان مسئولند؛ ضروری است تا زمینه تحقق این حق مهم را برایشان فراهم سازند و آنان را از نعمت سواد و دانش بهره مند گردانند.

4- عفو(... والعفو عنه): زمینه خطا و اشتباه در اعمال و رفتار کودک بسیار است. آنان در ابتدای مسیر رشد هستند، نه رشد بدنی کافی یافته اند و نه عقل و تدبیرشان به حد کمال رسیده است. بنابراین، امکان هر نوع لغزش و خطا در رفتار و گفتارشان وجود دارد. والدین و بزرگسالان باید این واقعیت را بپذیرند که کودکان شان انسان های کوچکی بیش نیستند و انتظار بزرگان از آنان داشتن خطاست. پس بجاست که از خطاهای آنان با کرامت و بزرگواری درگذرند و پوزش آنان را براحتی بپذیرند.

5- خطاپوشی و تغافل(والستر علیه ... والستر علی جرائر حداثته فانه سبب للتوبة): چنان که بیان شد، در کودکان و نوجوانان، به خاطر عدم رشد کامل عقلانی، زمینه لغزش بسیار است و اشتباه و تقصیر در اعمال و رفتارشان دور از انتظار نیست. واکنش والدین و بزرگترها، در برابر این لغزش ها، دو نوع است یکی آن که خطاهایشان را سریع به آنان گوشزد کنند، و احیانا به تنبیه و سرزنش آنان بپردازند و دیگر آن که، ضمن داشتن حساسیت و توجه، به روش خطاپوشی و تغافل که روشی درست و اثر بخش است، روی آورند؛ چرا که تغافل از اصول مهم تربیتی است؛ یعنی والدین خود را به غفلت بزنند و چنان وانمود کنند که خطای فرزندشان را ندیده اند. چنان چه والدین چنین رفتاری داشته باشند، امکان پشیمانی و بازگشت از خطا بیشتر است؛ اما اگر کودکان و نوجوانان در مقابل هر خطا و تقصیری با سرزنش و تنبیه والدین رو به رو شوند، احساس مجرم بودن کرده، چنان می اندیشند که دیگر اعتبار و ارزشی نزد والدین و بزرگسالان ندارند. این امر باعث می شود که در مراحل بعد نیز لغزش و خطا برایشان زشت نباشد و ارتکاب آن امری عادی شمرده شود. گذشته از این، سرزنش و تذکرهای پیاپی، بذر لجاجت را در وجود فرزند می افشاند و زمینه پذیرش اندرز را در او نابود می کند. امام زین العابدین(ع) به خاطر اهمیت اصل خطاپوشی و تغافل، این حق را مورد تاکید قرار داده و دو بار آن را بر زبان رانده است. آن بزرگوار فایده و سبب خطا پوشی را نیز بیان کرده، می فرماید: پوشاندن لغزش های دوران کودکی و نوجوانی به بازگشت آنان و پرهیز از خطا و لغزش می انجامد.

6- رفق و ملاطفت با کودک(... والرفق له): روحیه لطیف کودک با اندک تندی و خشم، آزرده می شود. بنابراین، بزرگسالان، بویژه والدین، باید از گل های زندگی خویش با لطافت و نرمی مراقبت کنند؛ با صبر و حوصله در برابر آزارهای کودکانه آنان عطوفت و ملاطفت نشان دهند و جز در موارد استثنایی نگاه تند و چهره خشمگین بدانان نشان ندهند.

7- کودکان فقرای درگاه بزرگسالان(... والمعونة له): کودکان کانون نیازمندی و فقرند. نیازهایشان فراوان و کمبودهایشان نمایان است. آنان در لحظه لحظه کودکی شان به حمایت و مراقبت والدین و بزرگترها نیازمندند. نیازهای جسمانی، نیازهای عاطفی، نیازهای روانی و ... از آنان مسکینانی راستین ساخته است. آن ها جز در پرتو کمک و حمایت بزرگترها و والدین قادر به رشد و تکامل و حتی ادامه حیات نیستند. بنابراین، بر بزرگسالان است که مستمندان درگاه خویش را یاری دهند و در رفع نیازمندی های آنان بکوشند.

8- مدارا با کودک(... والمداراة له): ضرورت مدارا و تحمل رفتارهای ناسنجیده کودکان امری روشن است؛ چرا که آنان در طریق رشد و تکاملند، هنوز درکشان کامل نگشته، خوب و بد کارها را براحتی تشخیص نمی دهند، با آداب اجتماعی آشنا نیستند، ارزش ها و ضد ارزش ها برایشان بی معناست، خواسته ها و انتظاراتشان لباس منطق بر تن نپوشیده است و هم چنان در خیالات و پندارهای کودکانه خویش غوطه ورند. کنجکاوی و انرژی زیادشان اغلب آنان را به انسان های شلوغ و پردردسر مبدل ساخته و اعمال و رفتار ناسنجیده و آزار دهنده را ویژگی طبیعی شان ساخته است. والدین و بزرگسالان باید این موقعیت کودکان را بدرستی درک کرده، با بردباری بسیار خود را برای تحمل کردار نادرست آنان آماده سازند تا از امتحان بزرگ و سخت دوران کودکی فرزندان سربلند برون آیند.

9- ترک لجاجت با کودک(... وترک مماحکته فانه ادنی لرشده): کودکان، به خاطر نداشتن آگاهی لازم و درک کافی، کمبودها و نقص های بسیار دارند. آن ها چه بسا به لجاجت با والدین و بزرگسالان برخاسته، باعث آزار آن ها می شوند. در چنین موقعیتی بزرگترها باید با کودکان مدارا کنند و از لجاجت و مخاصمه با آنان جدا بپرهیزند. طبق سخن امام سجاد(ع) این روش برای رشد و هدایت کودکان مناسب تر است.

 

فقر و گرسنگی میان كودكان هندی

 

کودکان کولی را جدا نکنید!

کودکان کولی را جدا نکنید!

سازمان عفو بین الملل از دولت اسلواکی خواسته تا بلافاصله به جدا کردن کودکان کولی قوم رومانی از کودکان دیگر در سامانه آموزشی این کشور پایان دهد.

به گزارش سازمان عفو بین الملل، در اسلواکی، هزاران کودک کولی رومانی در مدرسه های کودکان عقب مانده ذهنی یا در کلاس هایی جدا از دیگر دانش آموزان درس می خوانند و از آموزش با کیفیت بی بهره اند.
 سازمان عفو بین المللی بر روی کاستی های سامانه آموزشی اسلواکی در نظارت و ممنوع کردن تبعیض انگشت گذاشته است. این سازمان از دولت اسلواکی خواسته تا برای کودکان کولی فرصت های آموزشی برابر با دیگر کودکان فراهم کند تا بتوانند با بهره گرفتن از آموزش، به درافتادن در چرخه فقر و حاشیه نشینی در زندگی آینده خود پایان دهند.
بر اساس آمار گیری سال ۲۰۰۹، قوم کولی رومانی نزدیک به ۱۰ درصد از جمعیت اسلواکی را تشکیل می دهد و این در حالی است که ۶۰ درصد کودکان آن ها در مدرسه های کودکان عقب مانده ذهنی درس می خوانند.

 

موضع گیری های ضد این قوم کولی در میان خانواده ها و کارشناسان آموزشی در اسلواکی سبب شده که کودکان رومانی حتی اگر در مدرسه های عادی درس بخوانند، در کلاس یا محیط جداگانه ای زندانی شوند تا با کودکان دیگر "مخلوط" نشوند.
سازمان عفو بین الملل از اسلواکی خواسته تا نظارت بر ممنوعیت تبعیض را در مدرسه ها بهتر کند و دفترچه های راهنما برای مبارزه با تبعیض منتشر کند. بنا بر خواست سازمان عفو بین الملل، دولت اسلواکی باید همه مدرسه ها را موظف کند تا برای کودکان کولی قوم رومانی مانند همه کودکان دیگر فرصت های آموزشی فراهم کند.
قوم کولی رومانی، قوم بزرگ کوچ نشینی هستند که بیشتر در بخش های شرقی و مرکزی اروپا زندگی می کنند. در برخی از این کشورها، مانند رومانی و اسلواکی، کودکان این قوم از تبعیض در آموزش رنج می برند.
به تازگی دولت فرانسه هم تصمیم گرفته مردم این قوم را که در جنوب این کشور زندگی می کنند از فرانسه اخراج کند. این تصمیم دولت فرانسه با اعتراض از سوی گروه هایی از مردم روبه رو شده است.

 

اسراییل کودکان خانواده‌های مهاجر را اخراج می‌کند!

 
اسراییل کودکان خانواده های مهاجر را اخراج می کند!
دولت اسراییل می خواهد چند صد کودک مهاجر که آن ها راغیر قانونی می نامد از این کشور اخراج کند.

پدر و مادر این کودکان سال ها پیش از کشورهای مختلف به اسراییل مهاجرت کرده اند و در این کشور تشکیل خانواده داده و بچه دار شده اند. اما، دولت اسراییل این کودکان را تنها  به سبب این که  پدر و مادرشان اجازه اقامت دارند، مهاجر قانونی به حساب نمی آورد و می گوید که باید این کشور را ترک کنند.
نتانیاهو نخست وزیر اسراییل می گوید این سیاست جدید برای ایستادگی در برابر ورود سیل مهاجران غیرقانونی به اسراییل و حفظ هویت اسراییلی مردم این کشور اجرا می شود.

بسیاری از این کودکان تاکنون کشور اصلی خود را ندیده اند و به زبان مردم اسراییل حرف می زنند، اما حالا باید دست در دست پدر و مادرشان این کشور را به سوی آینده ای مبهم ترک کنند.
از سوی دیگر منتقدان این سیاست دولت می گویند که فرستادن کودکان  به کشورهای شان ممکن است آن ها را با فقر و نا امنی روبه رو کند. با همه این ها، ماه آینده ۴۰۰ کودک مهاجر به همراه پدر و مادرشان اسراییل را ترک خواهند کرد و شرایط  ۸۰۰ کودک دیگر برای دادن اجازه اقامت به آن ها بررسی می شود. این کودکان درصورتی می توانند در اسراییل بمانند که ۵ سال گذشته را در این کشور گذرانده باشند و در دبستان مشغول به تحصیل باشند.

 
 

كودكان و تحریم

آشنايي با يك شيوه تربيتي
تحريم كودك، اما براي مدتي محدود

از شيوه‌هاي مهم تربيتي، تشويق و تنبيه است. تشويق عامل برانگيزاننده و تنبيه عامل بازدارنده است. شايد تنبيه از نوع بدني يا زباني، به طور موقت رفتار بد كودك را متوقف كند، ولي باعث مي‌شود كودكان باور كنند كه انسان‌هاي بدي هستند و مي‌توانند در آينده بدتر هم بشوند. بنابراين اگر تنبيه خوب و موثر بود، بايد با يك بار جواب مي‌داد؛ در صورتي كه در عمل چنين نيست و برعكس كودك را جدي‌تر و مصرتر به كارهاي بد خود مي‌كند. پس بايد راهبرد و شيوه‌اي ديگر براي فهماندن كار خوب و بد به كودكمان بيابيم؛ راهي كه به كودك بياموزد كه مسوول رفتار خويش است و اين شيوه نتيجه مستقيم رفتار بد اوست.
 در اين راهكار كه بر پايه محروميت موقت كودك در محدوده زماني معيني است، كودك بايد متوجه شود كه اين عمل نتيجه كاري است كه انجام داده و بابت آن تنبيه مي‌شود. براي مثال، بردن كودك به اتاقي كه در آن وسايل بازي و كامپيوتر و... وجود دارد، تنبيه مناسبي به حساب نمي‌آيد. اين شيوه كه اصطلاح تخصصي آن«Time-out»به معناي وقفه يا مهلت تربيتي است، راهي است براي تأديب كودكتان به دليل سوءرفتار يا بدرفتاري، بدون آن كه دست يا صدايتان بالا رود، يعني بدون تنبيه بدني يا فرياد زدن بر سر او.

اين راهكار، محروميت كودكتان را از موارد و چيزهاي خوب در زندگي براي يك محدوده زماني كوچك، و بلافاصله متعاقب بدرفتاري او، در برمي‌گيرد.

براي فهم بهتر اين شيوه مي‌توان از يك شبيه‌سازي استفاده كرد. اين مهلت تربيتي براي كودكان به پنالتي‌هاي استفاده شده براي بازيكنان هاكي شباهت دارد.

وقتي كه يك بازيكن هاكي روي يخ، بدرفتاري مي‌كند و خطا انجام مي‌دهد، بايد براي 2 دقيقه به منطفه پنالتي برود. داور بازي سر او فرياد نمي‌زند، او را تهديد نمي‌كند و ضربه‌اي به او نمي‌زند. او فقط در سوت خود مي‌دمد و به منطقه پنالتي اشاره مي‌كند. در طول زمان پنالتي، بازيكن خاطي، اجازه بازي كردن ندارد و فقط بايد به تماشاي بازي بنشيند. اين زمان، بازيكنان هاكي را بسيار آزار مي‌دهد، زيرا آنها بازي كردن را به تماشا كردن ترجيح مي‌دهند.

هنگام استفاده از اين شيوه‌ براي فرزندتان، اين مقايسه با بازي‌ هاكي را در ذهن‌تان نگاه داريد. بچه‌ها معمولا اين شيوه را دوست ندارند، چون ترجيح مي‌دهند خودشان بازي كنند نه اين كه بچه‌هاي ديگر را در حال بازي كردن ببينند. بنابراين، وقتي شما از شيوه ( Time-outمهلت تربيتي) در واكنش به يك سوءرفتار استفاده مي‌كنيد، يعني فرزندتان را از آنچه دارد انجام مي‌دهد محروم مي‌كنيد و او مجبور به نشستن مي‌شود.

ممكن است سوالات بي‌شماري در روند انجام اين روش براي شما پيش بيايد. در اين نوشتار به برخي از آنها پاسخ خواهيم داد.

اين روش، كجا بايد انجام شود؟

شما مجبور نيستيد كه هر دفعه، همان مكان دفعه قبل را استفاده كنيد. فقط بايد مطمئن شويد مكاني كه انتخاب كرده‌ايد، همواره در دسترس شماست. براي مثال اگر خانه شما 2‌طبقه است، مي‌توانيد يكي از صندلي‌هاي طبقه پايين را به عنوان اين منطقه انتخاب كنيد تا وقتي كه فرزندتان در طبقه بالا مرتكب يك سوءرفتار شد، مجبور شود در منطقه‌اي كه شما در طبقه پايين در نظر گرفته‌ايد، منتظر بماند. فقط بايد مطمئن شويد كه اين ناحيه، ايمن و به دور از اشياي خطرناك است. همچنين امكان ديدن تلويزيون يا سرگرم شدن با اسباب‌بازي براي كودك وجود ندارد.

اين محروميت موقت، چه مدت بايد ادامه داشته باشد و چه محدوده زماني‌اي در اين شيوه مناسب خواهد بود؟

بيشترين زماني كه براي اين روش مي‌توان در نظر گرفت يك دقيقه به ازاي هر سال از سن فرزندتان است. البته در اين يك دقيقه بايد كاملا ساكت و ساكن و به دور از سرگرمي‌ها و علايقش باشد. پس زمان محروميت برحسب سن كودك متفاوت است. اين زمان نبايد آنقدر زياد باشد كه فرصت جبران را از كودك بگيرد و در ازاي هر سال از سن كودك، يك دقيقه اخراج يا محروميت كافي است. براين اساس، براي يك كودك 4 ساله، 4 دقيقه، براي كودك 5 ساله، 5 دقيقه و براي كودك 2 ساله 2 دقيقه تنبيه يا محروميت كافي است. در صورت موثر نبودن يا مقاومت كودك، مي‌توان زمان را كمي، فقط در حدود چند دقيقه افزايش داد. به ياد داشته باشيد كه بچه‌ها اين روش محروميت لحظه‌اي را دوست ندارند و در اين عقيده‌شان هم بسيار سرسخت و راسخ هستند. بنابراين زمان زيادي مي‌برد كه به اين روش تربيتي عادت كنند. اين موضوع صحت دارد؛ بخصوص در ابتداي كار، وقتي كه بچه‌ها هنوز قوانين را نمي‌دانند و باور ندارند كه شما داريد اين روش را براي تأديب آنها به كار مي‌بريد. هر چه شما آرام‌تر باشيد، آنها ناراحت‌تر و آزرده‌تر مي‌شوند. اين مساله در تمام مراحل اين روند جريان خواهد داشت. نظم و تربيت و انضباط به بهترين شيوه عمل خواهد كرد؛ وقتي كه شما آن را در كمال آرامش و با خونسردي اجرا مي‌كنيد.

بنابراين، اين زمان را تا وقتي كه كودك آرام و ساكت نشده شروع نكنيد. اگر فرزندتان در حال گريه كردن است يا كج‌خلقي مي‌كند، تا وقتي كه به اين كار ادامه مي‌دهد، جزو اين زمان حساب نمي‌شود. اگر كودك ساكت شد و شما زمان را آغاز كرديد اما دوباره شروع به گريه يا بداخلاقي كرد، تا وقتي كه دوباره ساكت شود منتظر بمانيد و سپس زمان را شروع كنيد. به او اجازه ترك جايگاهش را در زمان تعيين‌شده، ندهيد مگر اين كه ساكت و آرام باشد. فرزندتان بايد بنشيند و ساكت باشد تا زماني كه وقت خارج شدن از جايگاه فرارسيده باشد و زمانtime-out به اتمام رسيده باشد.

برخي از روان‌شناسان پيشنهاد مي‌كنند كه از تايمر استفاده شود. تايمرها مي‌توانند مفيد باشند اما لازم نيستند. اگر خواستيد از تايمر استفاده كنيد، به ياد داشته باشيد كه تايمر زمان به پايان رسيدن وقفه تربيتي را به والدين يادآوري مي‌كند، نه به بچه‌ها.

چه زماني ساعت سكوت و آرامش به حساب مي‌آيد؟

معمولا زمان آرامش وقتي است كه فرزندتان عصباني يا ناراحت نيست و داد نمي‌زند يا گريه نمي‌كند. شما بايد وقتي در مورد فرزندتان و رفتارهاي او تصميم‌گيري كنيد كه او كاملا آرام و راحت باشد. بعضي از بچه‌ها، وقتي كه در اين محدوده زماني تربيتي قرار مي‌گيرند، كاملا ساكت و آرام مي‌شوند. برخي ديگر برايشان سخت است كه ساكت و آرام بنشينند و صحبت نكنند. بيقراري و صحبت كردن شادمانه، معمولا به عنوان ساكت و آرام بودن تلقي مي‌شود. براي مثال، اگر فرزندتان پس از قرار گرفتن در اين وقفه تربيتي، آواز مي‌خواند يا به نرمي و ملايمت با خودش صحبت مي‌كند، اين به عنوان همان سكوت و آرامش به حساب مي‌آيد. تعدادي ديگر از بچه‌ها در شرايطي، با هق‌هق صحبت مي‌كنند، ولي آرام به شيوه‌اي كه معمولا به دنبال يك كج‌خلقي به وجود مي‌آيد. اين بچه‌ها معمولا سعي مي‌كنند گريه نكنند اما نمي‌توانند و به عبارتي بغض در گلو دارند. در اين شرايط نيز بايد كودك را در حالت سكوت و آرامش در نظر گرفت و او را در وقفه تربيتي قرار داد.

اگر كودك قبل از پايان زمان در نظر گرفته شده صندلي را ترك كرد چه كنيم؟

چيزي نگوييد. به آرامي و به صورت فيزيكي او را به جايگاهش بازگردانيد. براي كودكاني كه در محدوده سني 2 تا 4 سال قرار دارند، انجام حركت‌هاي پيش‌بيني نشده بخصوص در اوايل شروع روش وقفه تربيتي، يك مشكل سخت و ديرينه است.

اين تنها مشكل شما نيست. سعي كنيد آرام بمانيد و كودك را به صندلي بازگردانيد. اگر خسته يا عصباني شديد، از همسرتان يا هر شخص بالغ ديگري كه نزديك به شماست بخواهيد كه به شما ملحق شود و شما را حمايت كند. اگر در اين شرايط كسي نبود كه به كمك شما بيايد و تنها بوديد، باوجود خستگي و عصبانيت، سعي كنيد دوباره با احترام با كودكتان رفتار كنيد. اما وقتي كمك رسيد يا وقتي كه توانايي و نيروي شما دوباره باز گشت، بهتر است اين مرحله را براي يك وقفه تربيتي ديگر بگذاريد.

اگر فرزندتان در جايگاه در نظر گرفته شده نيز بدرفتاري كرد، چه بايد كرد؟

چيزي نگوييد و از هر چيزي كه فقط براي بچه خطرناك نباشد و سبب خرابي وسايل خانه نشود چشم‌پوشي كنيد. بيشترين رفتار بچه‌ها در اين شرايط كوشش براي اين است كه شما را مجبور به واكنش نشان دادن و گفتن چيزي كنند. بنابر اين منتظر چيزهاي غيرمنتظره باشيد، بخصوص اگر يك شخص نق نقو، فريادزن، اخطاردهنده، استدلال‌كننده يا كسي هستيد كه توضيح زيادي براي مسائل مي‌دهد.

منظور از حركات غيرمنتظره اين است كه ممكن است كودك براي جلب نظر شما، آب دهان پرت كند، لباسش را خيس كند، آب دماغش را روي لباس‌هايش بريزد، لباس‌هايش را دربياورد، اشيا را پرت كند، توضيحات غيرمنصفانه‌اي درباره شما يا حتي به شما بگويد كه اصلا شما را دوست ندارد. نگران نباشيد و كنترل خود را از دست ندهيد، چون به محض پايان يافتن وقفه تربيتي كه براي او ايجاد كرده‌ايد آنها دوباره شما را دوست خواهند داشت.

چه موقع بايد از اين روش استفاده كرد؟

ابتدا فقط بايد براي يك يا 2 مشكل رفتاري اين روش را به كار ببريد. پس از اين كه كودك آموخت كه چگونه خود را با اين شيوه منطبق كند و آن را انجام دهد، مي‌توانيد فهرست مشكلات رفتاري را توسعه دهيد. به طور كلي مشكلات رفتاري در 3 گروه مي‌گنجند:

هر چيز خطرناك براي خود كودك يا ديگران؛

مخالفت، مقاومت و عدم قبول رفتارهاي صحيح تعيين شده از جانب والدين؛

رفتارهاي مضر و آزاردهنده و پردردسر

شما مي‌توانيد ابتدا رويه وقفه تربيتي را براي موارد اول و دوم استفاده كنيد و از موارد گروه سوم چشم‌پوشي كنيد. اما اگر نمي‌توانيد از چيزي چشم‌پوشي كنيد، مي‌توانيد موارد گروه اول را به گروه دوم منتقل كنيد و ضمنا يك تبصره هم براي آن صادر كنيد (مثل اين كه در يك ساعت معين حق استفاده از تلويزيون را نيز از كودك سلب كنيد.) اگر كودك با قوانين موافقت نكرد، مي‌توانيد وقفه تربيتي را براي عدم موافقتش به كار بريد. دقت كنيد كه در انجام اين روش و به كارگيري وقفه تربيتي، استوار و ثابت‌قدم باشيد. طبيعي است كه نتوانيد صددرصد استوار و راسخ اين رويه را پيش بريد، چون مدارا كردن در طبيعت و سرشت همه ‌ماست، اما تا آنجا كه مي‌توانيد در اين راه بكوشيد. به طور معمول، روال اين است كه بلافاصله پس از وقوع يك مشكل رفتاري، براي فرزندتان توضيح دهيد كه چه كاري انجام داده و او را به جايگاه تعيين شده براي وقفه تربيتي ببريد (در مورد كودكان بزرگ‌تر،‌آنها را به جايگاه بفرستيد و خودتان آنها را نبريد.) براي مثال؛ اگر فرزندتان در حال انجام كار خطرناكي است كه احتمال آسيب رساندن به خودش وجود دارد، فقط بگوييد: اين كار را نكن در غير اين صورت بايد به جايگاه تعيين شده بروي. اما به ياد داشته باشيد كه اين جمله را به آرامي و فقط يك بار بيان كنيد. در اين مورد استدلال نكنيد يا توضيحات طولاني به فرزندان ندهيد. اگر فرزندتان با رضايت و رغبت به محل تعيين شده نرفت، خودتان او را ببريد. در صورت لزوم مي‌توانيد كمي اجبار به كار بريد. در عين اين كه از توجه بيش از حد به فرزندتان اجتناب مي‌كنيد، از بحث كردن با او، تهديد كردن يا زدن فيزيكي نيز بپرهيزيد.

پس از آن كه زمان به پايان رسيد چه بايد كرد؟

وقتي كه دوره زماني در نظر گرفته شده به پايان رسيد، قبل از اين كه به فرزندتان اجازه دهيد كه از جايش بلند شود، از او بپرسيد كه «آيا براي بلند شدن آماده است؟» ممكن است كودك جواب دهد: بله يا سرش را به علامت تاييد و توافق تكان دهد. پس از آن، اصلا در مورد اين كه چرا او را به جايگاه برديد يا اين كه چه رفتاري از او سرزده بود يا اين كه شما انتظار چه رفتاري را در آينده از او خواهيد داشت، صحبت نكنيد. به عبارت ديگر نق نزنيد و به او غرغر نكنيد. اگر كودك با صدايي عصباني جواب داد نه يا اصلا جواب نداد دوباره زمان وقفه تربيتي را از ابتدا شروع كنيد.

آيا بايد قوانين وقفه تربيتي را براي فرزندم توضيح دهم؟

بله. قبل از استفاده از اين شيوه، بايد قوانين را يك بار براي فرزندتان توضيح دهيد. در يك زماني كه كودك سوءرفتاري از خود نشان نداده است، به زبان ساده برايش توضيح دهيد كه اين روش چگونه است و براي چه مشكلات رفتاري‌اي به كار خواهد رفت و چه مدت طول خواهد كشيد. استفاده از اين رويه را قبل از به كار بستن آن با فرزندتان تمرين كنيد و هنگام تمرين به او يادآوري كنيدكه داريد اين زمان را وانمود مي‌كنيد و به اين ترتيب مطمئن خواهيد شد كه او معني و مفهوم اين شيوه را كاملا درك كرده است.

سخن آخر اين كه به خاطر داشته باشيد كه همه كودكان، زماني شيطان هستند، بنابراين نمي‌توانيد رفتار بد را از بين ببريد. با اين وجود، كارهايي مي‌توانيد انجام دهيد كه به كودك كمك كند تا رفتار بهتري داشته باشد. هنگامي كه كار درستي انجام مي‌دهد، او را تحسين كنيد. اين كار اعتماد به نفس او را افزايش خواهد داد و او را تشويق مي‌كند كه بعدا هم رفتار خوبي داشته باشد. استفاده از جدول جايزه را هم در نظر بگيريد و براي هر كار خوبي كه انجام مي‌دهد يك جايزه تعيين كنيد. اين روش بويژه براي كودكان 4 تا 5 ساله مناسب است. هنگامي كه كودكتان شيطنت مي‌كند به طور واضح به او نشان دهيد كه رفتار او بد است، نه خود او. برخي موارد مادران به كودك خود مي‌گويند كه چون اين رفتار بد را از خود نشان داده‌اي ديگر تو را دوست ندارم. گفتن اين حرف به او فايده‌اي ندارد و فقط عزت نفس او را جريحه‌دار مي‌كند. كتك زدن، فرياد زدن يا تنبيه كردن او، فقط اوضاع را بدتر خواهد كرد. هرگز با زور و پرخاشگري يا از دست دادن كنترل نسبت به او عكس‌العمل نشان ندهيد، چون كودكتان چندان درس عبرت نخواهد گرفت. كودكتان را اين‌گونه تهديد نكنيد كه «بذار بابات بياد...»، چون كودك تصور مي‌كند كه مادر نمي‌داند در خانه چه كاري بايد انجام دهد و ممكن است از حضور پدر در خانه وحشت كند. انجام تنبيه با تاخير، بي‌معني و بي‌فايده خواهد بود. سعي كنيد هنگامي كه سوءرفتاري از فرزندتان مشاهده كرديد، از همان روش وقفه تربيتي استفاده كنيد، بدون اين كه دست يا صدايتان را بالا ببريد. در اين روش، گذر زمان بدون توجه شما، به هردوي‌تان فرصت مي‌دهد تا آرام و ساكت باشيد. لازم نيست اين مدت طولاني باشد. منظور از اين كار اين نيست كه به او اجازه بدهيم سرگرمي ديگري براي خودش پيدا كند، بلكه به خاطر كاري كه انجام داده، بايد از محبت و توجه شما محروم شود. و به همان شيوه‌اي كه ذكر شد براي يك كودك 3 ساله 3 دقيقه و براي يك كودك 4 ساله 4 دقيقه و... كافي است كه در اين وقفه تربيتي قرار گيرد. اگر او را به مدت طولاني در جايگاه تعيين شده نگه داريد، ممكن است از آنجا متنفر شود. بهتر است كودكتان را در همان اتاقي كه خودتان هستيد، نگه داريد اما پشت به او كنيد و كار خودتان را انجام دهيد. مزيت ديگرش اين است كه وقتي با خودش تنها باشد، ممكن است چيزي را خراب كند، اما در حضور شما، نمي‌تواند چنين كاري بكند. البته ممكن است براي جلب توجه شما و وادار كردن شما به واكنش نشان دادن هم كارهايي انجام دهد. خونسرد باشيد و آرامش خود را حفظ كنيد.

اين شيوه را پيش بگيريد، حتما نتيجه خواهيد گرفت.


كودكان در معرض خطر :نبود بهداشت و خطر مرگ زود رس

 

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 17:20  توسط   | 

تساوی انگاری بالاترین ملعون

همانطور که در پست های قبلی به این موضوع اشاره شده بود. اینبار شاهد مقایسه کردن و به نوعی مساوی انگاری به صورت مستقیم هستیم. و العیاذ بالله هاله سحابی را به نوعی فاطمه ای دیگر روا داشته اند که خدایشان نگذرد. به نوعی که از این الفاظ استفاده شده:

و چقدر سخت است خواندن و دیدن این حرف ها. لعنت خدا بر شما. و حال نمونه ای دیگر:

حال به تصویر لوگوی بالاترین دقت کنید که به علت مرگ سحابی ها تغییر کرده. در این تصویر شاهد دو نماد مسیحیت هستیم. اول تابوتی که به رسم تابوتهای مسیحیان کشیده شده و نه مسلمانان و دیگری شمشیری که در بدن و تابوت فرو رفته که از قسمت بالایی در نگاه اول به صلیب می ماند.

در مورد دیگر شاهد دوخته شدن جسد داخل تابوت به تابوت هستیم که هر کس متوجه خواهد شد که کدام یک از ائمه ما اینگونه شد.

در هر حال ما هر روزه شاهد توهین های این سایت صهیونیستی به مقدسات مسلمانان و شیعیان هستیم و همچنین بالا بردن مقام و منزلت نداشته اسطوره های خود با چسباندن و وصل کردن آنها به ائمه معصوم علیهم السلام.

همانطور که در پست های قبلی خوانده اید این روند به صورت کاملا مستقیم و بی پروا در حال رشد است تا شاید بتوانند مظلوم سازی کنند و خدشه ای به چهره ی پاک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بیندازند. اما تا حزب الله و بسیج را در مقابل دارند تمام کارهای خود را در بن بست می بینند.



 

حمایت‌مغزمتفکراصلاحات از رأس‌جریان‌انحرافی
حمایت‌مغزمتفکراصلاحات از رأس‌جریان‌انحرافی

‌جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران عنوان کرد: کسی که در فتنه ۸۸ به دلیل مخالفت با این دولت و نظام دستگیر شد و از او به عنوان مغز متفکر اصلاحات یاد می‌کنند در خصوص شخصی که در رأس جریان انحرافی قرار دارد گفته است اگر او همینگونه پیش رود و کاندیدای ریاست جمهوری شود در این زمینه مشکلی نداریم.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ۸۰ درصد دولت را در مسیر انقلاب دانست و جریان انحرافی را خطرناکتر از انجمن حجتیه و دوران اصلاحات عنوان کرد.

 حجت الاسلام مجتبی ذوالنور پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته قم با اشاره به فعالیتها و موفقیتهای دولت در بخشهای مختلف به خصوص اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها اظهار داشت: امروز ۸۰ درصد دولت در مسیر انقلاب قرار دارد و جریان انحرافی در بدنه دولت نفوذ کرده است تا دولت را از مسیر اصلی خود خارج کند.

وی با اشاره به ماجرای برکناری وزیر اطلاعات اظهار داشت: جریان انحرافی قرار بود در این دستگاه مهم کشور نفوذ کند تا بتواند در اتفاقات مهم کشور از جمله انتخابات تأثیرگذار باشد.

ذوالنور افزود: اگر چه برخی از مسئولین کشور تحت تاثیر این جریان انحرافی قرار دارند اما با ورود رهبر معظم انقلاب این توطئه آنها در نطفه خفه شد.

جریان اصلاحات از رأس جریان انحرافی حمایت کرده است

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در ادامه عنوان کرد: کسی که در فتنه ۸۸ به دلیل مخالفت با این دولت و نظام دستگیر شد و از او به عنوان مغز متفکر اصلاحات یاد می‌کنند در خصوص شخصی که در رأس جریان انحرافی قرار دارد گفته است اگر او همینگونه پیش رود و کاندیدای ریاست جمهوری شود در این زمینه مشکلی نداریم.

وی تصریح کرد: خطر جریان انحرافی از تمامی خطراتی که در طول سی سال بعد از انقلاب اسلامی با آن مواجه بوده‌ایم به مراتب بیشتر و سنگین‌تر است.

وی با بیان اینکه جریان انحرافی از انجمن حجتیه نیز خطرناکتر است افزود: مبانی اعتقادی انجمن حجتیه این بود که در دوران غیبت کبری هر پرچمی که به عنوان حکومت اسلامی برافراشته شود باطل است و باید با ترویج فساد و گناه زمینه را برای ظهور نزدیک کرد.

ذوالنور ادامه داد: گرچه انجمن حجته دم از مهدویت می‌زد و مدعی ملاقاتهای دروغین بود اما نتوانست در دولت و کشور نفوذ پیدا کند.

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ادامه داد: جریان انحرافی به دلیل اینکه بر قدرت پنجه انداخته است از این رو خطر آن به مراتب بیشتر از انجمن حجتیه است.

وی در ادامه با بیان اینکه جریان اصلاحات دروغین نیز ۸ سال قدرت را در دست داشت و از همه جهت به ارزشهای نظام و انقلاب حمله می کرد افزود: جریان انحرافی از جریان اصلاحات نیز بدتر و خطرناکتر است چرا که جریان فاسد اصلاحات در تریبونهای رسمی و مطبوعات زنجیره‌ای خود آشکارا حاکمیت دینی را مورد حمله قرار می‌داد اما جریان انحرافی امروز سعی می‌کند تظاهر به دینداری داشته باشد و در ظاهر با دین درگیر نشود.


 

بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات
بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات

نماينده ولي‎فقيه در سپاه گفت: بدترين توهين‌ها به اسلام در دوران اصلاحات صورت گرفت.
  حجت‌الاسلام والمسلمين علي سعيدي شامگاه جمعه در مراسم گراميداشت بيست و دومين سالگرد ارتحال امام راحل در مسجد جامع كردكوي، داشتن رهبري و حمايت مردمي را از عوامل شكل‎گيري هر انقلاب ذكر كرد و اظهار داشت: حكومت ديني بدون رهبر قابل تحقق نيست. 

وي با بيان اينكه بزرگترين و اساسي‎ترين شاخص حكومت ديني رهبري الهي است، تصريح كرد: اين رهبر الهي در يك دوره به پيامبر (ص) و امامان معصوم و در دوره ديگر به ولي فقيه سپرده مي‎شود. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه اصل ثابت و غيرقابل تغيير در حاكميت ديني اصل ولايت فقيه است، گفت: همه اختيارات پيامبر (ره) براي اداره حكومت به ولي فقيه واگذار شده است. 

سعيدي با بيان اينكه درست است كه ولي فقيه تمام خصوصيت امام معصوم را ندارد ولي تمام اختيارات امام معصوم را دارد، افزود: همساني در وجوه تبعيت همان گونه كه نسبت به پيامبر و امام معصوم است نسبت به ولي فقيه هم وجود دارد. 

وي با اشاره به اينكه همه وظيفه دارند حكم امام معصوم و ولي فقيه را تبعيت كنند، خاطرنشان كرد: اين اصل ثابت و فراگير براي شكل‌دهي حكومت ديني و مردمي است. 

سعيدي با بيان اينكه مردم در شكل دادن حكومت ديني نقش اساسي دارند، گفت: مردم انرژي متراكم هستند كه اگر در يك نقطه جمع شوند مي‎توانند هم در محور علي (ع) و يا در محور معاويه قرار گيرند. 

وي با بيان اينكه هر كجا مردم وارد عرصه شوند بزرگترين معجزه‎ها را صورت ميدهند، اظهار داشت: مردم در ماجراي فتواي تنباكو نشان دادند چنانچه تصميم بگيرند فتواي فقهيي را عملي كنند بزرگترين معجزه را ايجاد خواهند كرد. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با اشاره به انقلاب حضرت نوح (ع) و اينكه بعد از ۹۵۰ سال عمر تنها ۸۰ نفر ايمان آوردند، گفت: نقش مردم در عينيت حكومت ديني موثر و موجب افزايش قدرت رهبري مي‎شود براي همين انقلاب حضرت نوح (ع) به نتيجه نرسيد. 

سعيدي با اشاره به آفت‎هاي انقلاب افزود: تن‎پروري در مقابل فرامين رهبري باعث سقوط انقلاب مي‎شود.
وي رفاه‌پروري و دنباله‎روي از خواص منحرف را از ديگر آفت‎هاي انقلاب ذكر و گفت: نبايد مرم رهبرشان را فراموش كنند و دنبال رهبر منحرف حركت كنند. 

وي ادامه داد: در صدر اسلام عده‎اي بودند كه دنباله ‎رو طلحه و زبير شدند و علي (ع) را تنها گذاشتند. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي خاطرنشان كرد: بعد از انتخاب درست و قاطعانه مجلس خبرگان رهبري بعد از رحلت امام خميني(ره)، رهبري انقلاب به آيت‎الله خامنه‎اي سپرده شده است نبايد هيچ شخصيتي را در عرض رهبري قرار داد. 

سعيدي افزود: همه بايد تحت فرامين رهبري باشند حتي اگر سابقه انقلابي آنچناني داشته باشند.
وي با بيان اينكه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ نفطه اصلي حركت انقلاب بود، گفت: در آن زمان اگر مردم با انتخاب آيت‎الله خامنه‎اي همراهي نمي‎كردند چيزي از انقلاب باقي نمي‎ماند. 

وي با اشاره به طوفان‎هايي كه در زمان رهبري مقام معظم رهبري در كشور ايجاد شد، گفت: در دوران اصلاحات بدترين توهين‎ها به اسلام شده است. 

سعيدي تصريح كرد: امام هميشه تاكيد داشت نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد اما در دوره اصلاحات اين اتفاق افتاد. 

نماينده ولي‎فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي افزود: طرح سه فوريتي براي پروتكل هسته‎اي و نامه برخي نمايندگان ششم مجلس به مقام معظم رهبري و پيشنهاد نوشيدن جام زهر نيز از جمله فتنه‎هاي آن دوران بود. 

وي اضافه كرد: در دوران اصلاحات اصلاح‎طلبان قائله ۱۸ تير را به وجود آوردند اما مردم در ۲۳ تير ماه آن را جمع كردند.
وي با بيان اينكه كلام رهبري هميشه اين است كه اگر تنها هم بماند تسليم جريان فتنه‎گران نمي‎شود، گفت: مردم مي‎دانند اگر رهبري را تنها بگذارند بار ديگر حادثه كربلا اتفاق خواهد افتاد. 

سعيدي با بيان اينكه در حال حاضر مردم ما از جريان انحرافي كه در بدنه قوه مجريه ايجاد شده احساس نگراني مي‎كنند، گفت: آن كسي كه منتظري را به سقوط كشاند جريان نفودي بود و حتي بني‌‎صدر نيز از طريق افراد نفوذي ضربه خورد. 

وي با بيان اينكه طي يك‌سال گذشته چيزهايي مي‎شنويم كه نگران‌كننده است، افزود: عبور از گفتمان انقلاب و گفتن اينكه ملت ما با اسرائيل دوست است يا گرايش افكار ملي‎گرايانه با ترويج مكتب ايراني در مقابل مكتب اسلامي و استفاده غير متعارف از بيت‎المال مطالبي نيست كه مردم به سادگي از آن عبور كنند. 

سعيدي افزود: وقتي رهبري چيزي را تشخيص دادند مردم انتظار دارند مسئولان گوش دهند.


 

سخنراني مقام معظم رهبري در حرم امام خميني(ره) آغاز شد
سخنراني مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي دقايقي قبل با حضور ميليوني اقشار مختلف از سراسر كشور در حرم امام خميني(ره) آغاز شد.


 در مراسم بيست و دومين سالگرد رحلت امام خميني(ره) كه از ساعاتي قبل با
حضور پرشور و ميليوني عزاداران بنيانگذار انقلاب اسلامي در حرم مطهر امام راحل آغاز
شده، محمود احمدي نژاد رييس جمهور، آيت الله لاريجاني رييس قوه قضاييه و علي لاريجاني
رييس قوه مقننه به همراه ديگر مسئولين عاليرتبه نظام نيز حضور دارند.

سخنراني رهبر معظم انقلاب به صورت زنده از سيماي جمهوري اسلامي ايران در حال پخش است.
 


 
 

آستان خميني كبير خاستگاه عاشقان شد
همزمان با بيست و دومين سالگرد ارتحال ملكوتي امام (ره) ميليون‌ها نفر از عاشقان و شيفتگان امامت و ولايت از جاي جاي ايران اسلامي به مرقد امام خميني آمدند تا بارقه اميد را به جهانيان نشان دهند  



  از صبح امروز و در بيست و دومين سالگرد عروج ملكوتي امام خميني (ره) ميليون‌ها نفر از عاشقان و شيفتگان امامت و ولايت از جاي جاي ايران اسلامي به مرقد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران آمدند تا در روز خدا حماسه ديگري بيافرينند.

عاشقان آن عزيز سفر كرده، از جاي جاي ايران اسلامي در قالب كاروان هاي زيارتي راهي حرم مطهر آن امام عظيم‌الشان شده‌اند.
خيابان‌ها و مسيرهاي منتهي به حرم مطهر امام خميني (ه) مملو از جمعيتي است كه به عشق ولايت و امامت آمده‌اند.
شركت‌كنندگان يكپارچه با برافراشتن پرچم‌هاي سياه و عكس‌هاي رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران و نوحه‌سرايي از صبح امروز حرم مطهر را همچون نگين انگشتري در بر گرفته و با دل و جان اشك ماتم مي‌ريزند.
كاروان‌هاي مختلف همچون روز گذشته از بامداد امروز با حجم بيشتري وارد حرم مطهر امام خميني مي‌شوند.
دقايقي پيش 50 هزار زائر اصفهاني با يك هزار و 200 اتوبوس به حرم امام خميني (ره) براي شركت در مراسم به تهران رسيدند.
دوچرخه‌سواران اصفهاني نيز كه حركت خود را از چند روز پيش آغاز كرده‌ و مسير اصفهان تا تهران را ركاب زدند وارد حرم مطهر امام خميني (ره) شدند.
بر پايه اين گزارش، پايگاه‌هاي امدادرساني، اورژانس و آتش‌نشاني با استقرار در محل‌هاي تعيين شده از صبح امروز آماده خدمت‌رساني به عاشقان شركت‌كننده در مراسم بزرگداشت ارتحال حضرت امام خميني (ره) هستند.



 

و سلام بر تو تا هميشه تاريخ
اماما ! اي سود سخنت سرماي جمود از انديشه هايمان زدود و گرماي نفست، روحي دوباره در جان هستي مان دميد اينك اين ماييم و اين چشم اميد به دعاي خير شما آسمانيان تا پرچم افراشته شما را تا آخرين قطره خون و تا واپسين دم حيات، بردوش گيريم و پاسبان آرمان بلند تو باشيم.

بيست و دو سال بي تو گذشت و امروز خاطرات جانسوز روزي را در ذهن مرور مي كنم كه همه يكپارچه گوش بوديم براي شنيدن نامت و پيامي كه پيام آور ديدار ما با تو باشد.

همه يكپارچه قلب بوديم و در خون خود مي تپيديم و چشم به راه نگاه مهربانت بوديم تا بارديگر برصندلي سفيد پوش جماران بنشينيم و با يك كلام، دلهاي غبارگرفته و سردمان را صيقلي داده و گرم كنيم.

امروز بيست و دو، چهارده خرداد بي تو گذشت. همچنان دوري تو در باورمان نمي گنجد هنوز عطر نفس هايت همچون گل خوشبوي محمدي فضاي جماران را معطر كرده و هر عاشقي كه بهانه ديدار معشوق را در سر دارد، عطر وجود تو را حس مي كند.

عزيزا! اي كه پرتوي اسمت شب چراغ كورراه هاي ياس و نااميديمان گشت و پرتو ذكرت، مهتاب آسمان شب افروز سينه ي دودآلود شب زده مان گرديد! در فراغت سرشك شوق و نياز از ديدگانمان جاريست و چشمه چشمانمان مشتاق انعكاس سيماي دل انگيز تو در سراچه خويش است و به شوق رويت روي تو مي جوشند.

اماما ! اي سود سخنت سرماي جمود از انديشه هايمان زدود و گرماي نفست، روحي دوباره در جان هستي مان دميد اينك اين ماييم و اين چشم اميد به دعاي خير شما آسمانيان تا پرچم افراشته شما را تا آخرين قطره خون و تا واپسين دم حيات، بردوش گيريم و پاسبان آرمان بلند توباشيم.
درود ما تا ابد برنگاه بلندت اي آسماني، سلام ما بر قامت افراشته و نستوه تويي كه مهرورزي را دوباره به يادمان آوردي و ما را با ايثار و جهاد و شهادت آشنا ساختگي.

و سلام بر تو تا هميشه تاريخ.



 

حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور
حاشیه های سخنرانی رئیس جمهور در مرقد مطهر امام راحل
سخنرانی رئیس جمهور در شب سالگرد ارتحال رهبر فقید انقلاب اسلامی حاشیه‌های جالب و خواندنی داشت.

 مراسم بیست و دومین سالگرد ارتحال امام و سخنرانی رئیس جمهور در این برنامه که شامگاه امشب در حرم مطهر ایشان برگزار شد حاشیه هایی به دنبال داشت که به آنها اشاره می شود.

- مردم دسته دسته از اقصی نقاط کشور اسلامی ایران به مرقد پیر جماران می آمدند تا با آرمانهای بلند امامشان تجدید میثاق کنند.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد، ضمن اینکه ذاکر اهل بیت نیز به مداحی پرداخت و از فراغ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سخن گفت.

- قبل از سخنرانی رئیس جمهور مردم با شعارهای "صلی علی محمد یاور رهبر آمد"، "احمدی احمدی خدانگهدار تو"، از وی استقبال کردند.

- جمعیت فشرده مردم در داخل حرم امام در میان سخنان احمدی نژاد بارها تکبیر سر دادند و به این وسیله ارادت خود را به آرمانهای امام راحل نشان دادند.

- رئیس جمهور نیز در پاسخ به اظهار لطف مردم نسبت به خود در جای جای سخنرانی خود عنوان می کرد "من مخلص همه شما هستم"، "من خاک پای همه شما" هستم.

- رئیس جمهور در پایان سخنان خود عنوان کرد: "ای امام عزیز بدان همه ملت ایران متحد و یکدل پشت رهبری عزیز ایستاده اند و آرزوی مستکبران و دنباله های آنان را برای سیطره مجدد بر این سرزمین الهی به همراه خودشان به گور خواهند برد. اندیشه پاکی ساده زیستی خدمتگزاری اخلاص در عمل عشق به انسانها چون ودیعه ای به جای مانده از تو پاس خواهیم داشت و برای ساختن ایران بر پایه جامعه الگو و پیشرفته از پای نخواهیم نشست ای امام مردان ملت تو و یاران تو از همه جای جهان با برافراشتن پرچم عدالت و توحید بر فراز کاخ های مستکبران و استعمارگران راهت را ادامه خواهند داد و لحظه از پای نخواهند نشست."

- مردم در پایان با شعارهای "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"، "ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" احمدی نژاد را بدرقه کردند.

- در این مراسم جمعی از مسئولان نظام از جمله نمایندگان مجلس، وزرا و همچنین معاونین رئیس جمهور از جمله حجت الاسلام میرتاج الدینی معاون پارلمانی وی حضور داشتند.

- علی‌رغم تاکید قبلی مسئولان ستاد برگزاری بیست و دومین سالگرد ارتحال حضرت امام مبنی بر انسجام و برقراری نظم در حمل و نقل و ارائه خدمات به زائران و انتقال آنها به مقاصدشان اما توقف‌های طولانی قطارهای مترو حامل زائران به ویژه در ایستگاه شهر ری موجب سرگردانی آنها در این ایستگاه شده بود.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1390ساعت 17:17  توسط   | 

مبانی اندیشه‌های امام خمینی

مبانی اندیشه‌های امام خمینی
امام‌خمینی عاشق مردم و همیشه به فکر سعادت مردم بود. رهبر فقید انقلاب اسلامی، آنچه را که سبب جدایی دولت و ملت است، به طورمکرر معرفی می‌کردند که از آن جمله است حبّ جاه و مال از سوی دولتمردان که یک آفت بزرگ برای استحکام رابطه عاطفی مردم و دولت محسوب می‌شود

اشاره: پاسداشت نیکان و ماندگار ساختن یاد و سیرت بزرگمردان، جایگاه ویژه‌ای در ادیان توحیدی دارد. کتاب‌های آسمانی، آکنده از سرگذشت و خاطره پیامبران و فرستادگان خداوند است. سفیرانی که در طول تاریخ بشریت، پا به پای انسان‌ها حرکت کرده و پیام خداوند را به فرزندان آدم رسانده‌اند.خداوند کریم، همواره از مجاهدت‌ها و مقاومت‌های پیامبران یاد می‌کند و بزرگی‌های آنان را می‌ستاید و یاد آنان را بر زبان مومنان تازه می‌دارد. ملت‌های پاک سرشت، کسانی را که برای جامعه بشری خدمت کرده و کاروان انسانی را گامی به پیش برده‌اند، بزرگ می‌دارند و جایگاه والایی برای آنان در نظر می‌گیرند و برای بهره‌وری بیشتر از میراث پیشینیان و پیوند نسل امروز بان نسل دیروز، یادشان را گرامی می‌دارند و نامشان را ماندگار می‌سازند تا افزون برابر از حق‌شناسی، میراث علمی و فرهنگی آنان را از گزند باد و باران در امان ماند و برای نسل‌های فردا، مایه‌های تشویق و پرورش اراده ملی ومذهبی را به ودیعت نهند. ملتی سرافراز می‌شود و راه سعادت و کمال را می‌پوید که گذشته خود را، بزرگان خود را، افتخارآفرینان خود را بر تارک جامعه خود قرار دهد و از گذشته خود عبرت بگیرد و پیروزی‌ها و شکست‌ها را دقیق مطالعه کند و بزرگان اهل اندیشه و ا بتکار خود را بسان مشعلی فرا راه حال و آینده خویش قرار دهد. بسیارند آنان که بر حوزه‌ها و امت اسلامی حق دارند و هریک به سهم خشتی بر این بنیان نهاده و کاروان امت را تا بدین منزل رهبری کرده و به آن شکوه و عظمت بخشیده و با دستان‌ها و دسیسه‌ها در افتاده‌اند. در این میان نقش امام خمینی بسیار برجسته و رخشان و روح‌افزاست و بایستگی ماندگار ساختن آن بزرگمرد برای ادامه رسالت و شفاف شدن نشانه‌های راهش بسی‌‌حیاتی است. اینک در آغاز بیست و سومین سالروز رحلت ملکوتی آن امام عارف، فقیه، فیلسوف و مجتهد حکیم، مروری بر برخی اندیشه‌های والا و گرانسنگ و ماندگار ایشان خواهیم داشت.

***

جایگاه مردم در اندیشه امام‌خمینی

یکی از دستاوردهای بزرگ قیام حضرت امام‌خمینی که در واقع پیروزی نهضت اسلامی و تحکیم ارکان نظام را به دنبال داشت، جذب اقشار مختلف مردمی بود که با اعتقادی کامل و ایمانی خالص وارد مبارزات انقلابی شدند که با هدایت خداوند بزرگ وهدایت و راهبری حضرت امام دست استعمار و دخالت‌های بیگانگان از امور داخلی کشور کوتاه کردند. مردمداری حضرت امام سبب شد تا در اولین مرحله شروع انقلاب به آگاه سازی مردم بپردازند و موجی از مخالفت‌ها و مبارزات اجتماعی را علیه دشمنان ایران اسلامی به راه بیندازند. این راهبرد امام امت آنچنان به ثمر نشست که تداوم انقلاب و نظام دینی را هم تضمین کرد. باید در نظر داشت که حکومت‌داری و شیوه‌هایی که امام راحل برای ارج نهادن به حضور و نقش مردم درعرصه‌های سیاسی و اجتماعی به کار بردند دقیقاً در قالب مفاهیم و موازین اسلامی و دینی بوده است. باید بر این نکته تاکید کرد که در حاکمیت دینی آنچه که در رأس همه امور قرار می‌گیرد، ایجاد تفاهم در بین دولت و ملت است؛ یعنی نه دولت خود را از مردم جدا بداند و نه مردم این گونه باشند و همه این حدود و وظایف نیز از سوی شرع مقدس تعیین شده است. مولا علی (ع) فرمود: «علیکم بالاحسان الی‌العباد والعدل فی‌البلاد تأمنو عند قیام الاشهاد: بر شما باد احسان و خدمت به مردم و پیاده کردن عدالت در شهرها تا در روز قیامت راحت باشید.»

آموزه‌های دینی ما به واسطه این که همه جانبه نگر است، شاخصه‌ای را برای یک نظام قرار داده‌اند که در سایه‌ آن سعادت، عزت و افتخار، رفاه و آزادی برآورده می‌شود و رضایت عمومی ایجاد می‌گردد. امام‌خمینی عاشق مردم و همیشه به فکر سعادت مردم بود. رهبر فقید انقلاب اسلامی، آنچه را که سبب جدایی دولت و ملت است، به طورمکرر معرفی می‌کردند که از آن جمله است حبّ جاه و مال از سوی دولتمردان که یک آفت بزرگ برای استحکام رابطه عاطفی مردم و دولت محسوب می‌شود. در اندیشه حضرت امام، نسبت به جلب افکار عمومی، شیوه‌های پست عوام فریبی غربی، هرگز جایگاهی نداشتند؛ بلکه آنچه تعیین کننده بود، حضور آگاهانه و عقیده‌ راسخ انسان‌های مومن، اعم از زن و مرد و پیر و جوان در سرنوشت کشور بود.

حکومت اسلامی در اندیشه امام

یکی از مهم‌ترین آثار امام‌خمینی که اندیشه سیاسی ایشان و نظریه ولایت فقیه به صورت مبسوط در آن مطرح شده، کتاب ولایت فقیه یا حکومت اسلامی است. این کتاب مجموعه سیزده جلسه درس است که حضرت امام در فاصله ۱۳ ذیقعده ۱۳۸۹ هـ. ق تا ۲ ذی‌الحجه ۱۳۸۹ (۱/۱۱/۱۳۴۸ تا ۲۰/۱۱/۱۳۴۸ هـ.ش) ایراد نموده است. در مقدمه‌ کتاب مباحثی چون: ضرورت و بداهت ولایت فقیه، نقش استعمار در معرفی نادرست اسلام، خودباختگی افراد جامعه در برابر پیشرفت‌های مادی غرب و ضرورت تشکیل حکومت به عنوان جزء اساسی ولایت مطرح شده است. در این قسمت، امام‌خمینی وجود ولایت فقیه را امری بدیهی و ضروری دانسته و می‌نویسند: «ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می‌شود و چندان به برهان احتیاج ندارند؛ به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلام را، حتی اجمالاً دریافته باشد؛ چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بی‌‌درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت... . »

ایجاد حکومت اسلامی، آرمان ملت مسلمان ایران در طول تاریخ بوده است و در قرن اخیر اقدامات موثری از سوی مردم جهت دستیابی به این آرمان دیرینه صورت گرفت. سقوط رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در ایران توسط مردم مسلمان که به انگیزه‌ برپایی حکومت اسلامی صورت گرفت، خود بهترین دلیل بر آگاهی و پذیرش مردم و استقبال آنان از نظام ولایت فقیه بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی بر مبنای ولایت فقیه،تئوری حکومت اسلامی آن گونه که امام‌خمینی ارائه کرده بود، عینیت یافت. در جمهوری اسلامی و به میمنت انقلاب اسلامی که بر پایه سه رکن رهبری فقیه عادل زمان و حضور گسترده ملت مسلمان و با تکیه بر مکتب اسلام به پیروزی برسد. نظریه ولایت فقیه در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و با تصویب قانون اساسی شکل گرفت و واقعیت پیدا کرد. حکومت ولایت فقیه، حکومت قوانین الهی بر همه مردم است.

اصلاح جامعه و فرهنگ

از نگاه امام‌خمینی باید اصلاح یک جامعه را از اصلاح فرهنگی آن جامعه آغاز کرد. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام نیز در پی تجدید حیات معنوی و فرهنگی انسان و جامعه بوده و هست. این شیوه اصلاح فرهنگی امام، الگویی از تحول فرهنگی در پرتو تعهد فرهنگی را به جهان امروز عرضه نمود.

از دیدگاه امام، فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیاء فرهنگی امکان‌پذیر است. از نگاه امام، فرهنگ دارای دو ساحت اصلی است. نخست بعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بعد اجتماعی فرهنگ که در عرصه حیات اجتماعی انسان‌ها حضور دارد. به هر روی، با این نگاه فرهنگ موضوعی است ویژه انسان و ارتباطی وثیق با هدایت و تربیت او دارد. از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزه‌های فردی و اجتماعی سبب هدایت انسان‌ها و جامعه و تربیت الهی ـ هردوـ خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بعد فردی و اجتماعی فرهنگ، تأثیراتی عمیق بر هر دو ساحت فرهنگ اسلامی ـ ایرانی گذاشته‌اند؛ به گونه‌ای که الگوی تحول فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی می‌تواند به تنهایی موضوع تحقیقی جامع و فراگیر باشد. ایشان در بُعد فردی مسائل فرهنگی، سال‌ها به خودسازی و تربیت خویش و دیگران پرداختند و در قالب سلوک اخلاقی و عرفان عملی اسلام، نمونه‌ای از انسان تربیت یافته الهی را به جهان امروز معرفی نمودند. جوانان بسیاری نیز در این نظام تربیتی که امام احیاگر آن بودند،رشد یافتند و سیر الی‌الله خویش را با مراد خود پیمودند و به عناصر اصلی انقلاب اسلامی تبدیل شدند. در ابعاد اجتماعی نیز تئوری اصلاح فرهنگی امام در قالب انقلاب اسلامی معرفی و تبیین شده است. از نگاه امام، فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوی سه ویژگی زیر باشد:

۱ـ دارای یک نظام تربیتی برای رشد و تعالی انسان باشد.

۲ـ فعال، پیشرو و روزآمد باشد و هیچ‌گاه دچار تحجر، انفعال و غرب زدگی نشود.

۳ـ با محوریت فرهنگ خودی، تامین کننده استقلال فرهنگی باشد.

نگرش عرفانی امام خمینی به مهدویت

از دید عرفانی، امام‌خمینی، حضرت صاحب‌الزمان را انسان کامل، صاحب ولایت مطلقه الهی و ختم ولایت، حجت حق و خلیفه او بر روی زمین می‌داند که از همان نور واحد محمدی آفریده شده و براساس اراده خدا صاحب کمالات فراوان، به ویژه قدرت تصرف و تدبیر در امور جهان و انسان‌هاست.

از دید سیاسی و نیز دینی، حضرت صاحب‌ به واسطه مقامات دینی خود، دارای وظیفه تداوم رسالت انبیا، تشکیل حکومت جهانی برای اجرای عدالت جهانی و ریشه‌کنی ظلم و به حاکمیت رساندن مستضعفین در روی جهان است که این امر اهمیت سیاسی عدالت‌گستری و تحقق حاکمیت عدل واقعی را نشان می‌دهد.

امام‌خمینی در جنبه سیاسی، ضمن این که خود را یک منتظر و پیرو واقعی حضرت صاحب می‌داند، با تلقی منحرفانه درباره انتظار به شدت مخالفت می‌کند. عمده‌ این تلقی‌ها مخالف مبارزه با ظلم و ستم در زمان غیبت و طرفدار دعا، سکوت و حتی کمک به گسترش ظلم هستند و برای این فکرمستندات مهمی هم ارائه می‌دهند. امام‌خمینی ضمن رد نظریات آنان و اثبات و بطلان عقایدشان، تلاش برای تشکیل حکومت در زمان غیبت را ضروری عقل و حتی شرع اسلام می‌داند. زیرا چنین امری ضامن اجرای احکام شریعت است و نیز تاکید دارد که حفظ وجود افراد و هویت ارضی مسلمین، یعنی دفاع نیز، تنها با تشکیل حکومت میسر می‌شود که این مهم، هم سیره پیامبر و دیگر ائمه بوده و هم مورد تایید حضرت صاحب است که معنای واقعی انتظار نیز همین است. نگرش امام‌خمینی به مهدویت در ابعاد گوناگون آن، به رویکرد دینی، سیاسی وعرفانی ایشان ارتباط مستقیم دارد. یعنی مسأله مهدویت صرفاً یک موضوع تاریخی یا سیاسی نیست، بلکه ریشه در باورهای دینی امام خمینی دارد که این باورها نیز ریشه در اصول اساسی نبوت و بالاخص امامت و تداوم آن تا آخرالزمان دارد.

نگرش امام خمینی به مهدویت با اندیشه‌های عرفانی و سیاسی شیعه درباره امامان ارتباط مستقیم پیدا می‌کند. زیرا دراین اندیشه، امام به عنوان انسان کامل و حجت حق بر روی زمین، صاحب ولایت تامه بر جهانیان است و نیز تنها اوست که می‌تواند با تشکیل حکومت عدل الهی، عدالت را اجرا کرده، حق مظلومان را از ظالمان ستانده و زمینه اجرای احکام و حدود الهی را فراهم نماید.

اندیشه سیاسی حضرت امام

سخن درباره اندیشه سیاسی امام خمینی بسیار مشکل یاغیر ممکن است و هیچگاه نمی‌توان به صورت گسترده و کامل درباره تفکرات سیاسی ایشان اظهار نظر کرد؛ چراکه زمینه فعالیت‌ها و مبارزات ایشان محدود به دایره‌ای خاص نبود و براساس اندیشه‌های اسلامی به سرتاسر جهان گسترش یافت. او در ژرفای فلسفه عرفانی‌اش در گسترده‌ترین آفاق به سوی خدا حرکت می‌کرد و با شناخت اسلامی از مسأله استضعاف و استکبار، دردهای مستضعفان را در امتیازهای مستکبران می‌دید.

وی برای انسان رنج کشیده ـ با هرگرایشی ـ اندوهگین می‌شد؛ ولی این احساس اندوه تنها عواطف صرف نبود، بلکه همواره برای محو این دردها فعالیت کرد. او اسلام را در وجدان مسلمانان در سطح رهبری و مردم به عنوان مسأله‌ای مطرح ساخت که در هر زمینه‌ای خلأهای فکری انسان را به اندیشه اسلامی فرا خوانده و روحیه عاطفی انسان را با ژرفای روحی عاطفه در اسلام پیوند زده، و بشریت را با قوانینی فعال به حرکت در می‌آورد. اندیشه در اسلام ـ همانطور که معانی روحی را به سوی ارزش‌های انسانی در زندگی سوق می‌دهد به سیاست نیز توجه دارد.

ارزش‌ها از منظر امام خمینی

سعادت و عظمت، همینطور ذلت و انحطاط ملت‌ها تا حدود زیادی به ذهنیات و تصوراتی بستگی دارد که به‌طور آگاه و ناآگاه در ضمیر افراد هر ملت نقش گرفته است. مللی که خود را بر سرنوشت خویش حاکم می‌شناسند و قادر می‌دانند که بر دنیای اطراف خویش تأثیر بگذارند و آن‌را به میل خویش تغییر دهند، معمولاً بر مشکلات فائق می‌آیند و موجبات رفاه و آسایش و پیشرفت خود را فراهم می‌سازند.به عکس مللی که خود را بازیچه ضعیف و زبون تقدیر دانسته، عوامل خارج وجود جمعی انسان‌ها را دلیل و علت شرایط خاص زندگی خویش می‌شناسند؛ لاجرم دستخوش تزلزل ، بی‌هدفی و بی تحرکی بوده و در شرایط نامساعد به قعر پستی و مذلت فرو می‌افتند و با مسائل بی‌شمار اجتماعی مثل فقر، جهل، بیماری ، فساد و گسستگی روابط اجتماعی روبرو می‌شوند. به همین ترتیب بررسی«ارزشها» یعنی ضوابط انتخاب و قضاوت راجع به پدیده‌های مختلف حیات اجتماعی می‌تواند به شناخت صحیح‌تر روابط علّی در ساخت اجتماعی و فرهنگی کمک کند و علل موفقیت یا شکست ملت‌ها را در تامین آرمان‌ها علّی و شخصی مشخص سازد. توجه و تأکید نسبت به «ارزشها» که در روان آگاه و ناخوآگاه افراد هر ملت قرار می‌گیرد، مسائل دیگری را نیز مطرح می‌کند. بررسی دوام نسبی ارزشها در طول زمان نشان می‌دهد که هر ملت تاچه حد و اندازه تابع تجربیات تاریخی ـ فرهنگی خود بوده‌اند و درسهایی که از این تجربیات آموختند، بعلاوه معلوم می‌شود که تغییر و تحول اجتماعی، برای آن‌که دوام یابد و ریشه‌گیر شود، باید به زبان ارزش‌های مورد قبول جامعه ترجمه شود و مورد حمایت کل نظام فرهنگی قرار گیرد.

بر همین اساس است که حضرت امام، ارزشها را به ارزش‌های الهی و شیطانی(مادی) طبقه‌بندی می‌نماید و معتقد است که مبنای ارزشها در زمان طاغوت بر اساس ارزشهای مادی بودند، ولی ارزش‌های انقلاب اسلامی بر اساس ارزش‌های الهی است. و اگر ارزش‌ها بر اساس امور مادی استوار باشد، عیب بزرگ این ارزش‌ها آن است که مبدأ ارزش از خود ارزش بالاتر خواهد بود. و اگر زمانی «اسب» مبدأ ارزش یک انسان شد، آن حیوان ارزشش از انسان بیشتر خواهد بود و این یعنی تنزل ارزش انسانی از حیوان. از نظر حضرت‌امام(ره) آنچه ارزش است، ارزش‌های الهی است که راه به سوی انبیاء و ائمه دارد و همواره انبیاء، ایمان و تقوا و علم ومکارم اخلاق و همینطور هر آنچه را که نشأت گرفته از وحی و خداوند باشد، از اصول ارزشی اسلام می‌دانند. از طرفی، حضرت امام معتقد است که حفظ ارزش‌ها مشکل است، و بدون تحمل سختی‌ها، احیاء و حفظ ارزش‌های اسلامی غیرممکن است؛ و باید به راه‌های ذیل برای حفظ ارزش‌ها تمسک جست:

۱ ـ امربه معروف و نهی از منکر که به صورت نظارت همگانی عمل می‌کند.

۲ ـ تمسک به روحانیت؛ که مقصود حضرت امام از روحانیت، آن دسته از علمای پاک و متعهد و مبارز است.

۳ ـ داوری جستن از تجمل گرایی و رفاه طلبی.

۴ ـ ساده زیستی.

۵ ـ‌ بازگشت به خویشتن و همینطور دوری جستن از هوای نفس.

اصالت نهاد خانواده از منظر امام

وقتی از نگاه امام خمینی به دین شناختی زنان و مسائل آنان می‌نگریم ، اصالت نهاد خانواده به عنوان مایه سکونت و انس جویی و محبت ورزی زن و شوهر و جایگاه امن و آماده تربیت فرزندان از یک سو، و شرافت و مقام مادری و مسئولیت خطیر و پر ارزش آن از سوی دیگر، جایگاهی محوری دارد. عنایت و اهتمام خاصی که آن فقیه فرزانه و دین شناس بزرگ تاریخ اسلام به این نهاد، بویژه مقام مادری دارد، محور «خانواده ـ‌ مادر» را به روشنی در نگاه و اندیشه هرکس که از منظر امام به این محور می‌نگرد، از نظر موقعیت آن و مسئولیت‌های ناشی از آن، به یکی از حیاتی‌ترین و زیربنایی‌ترین نهادها و موقعیت‌های بشری در می‌آورد، و از نظر شرافت و ارزش در قله خوبی‌ها و سرآمد ارزش‌ها قرار می‌دهد، حضرت امام در این باب سخن بسیار دارد که در اینجا به اندکی از آن بسنده شد.

مدینه فاضله‌ای که اسلام ترسیم می‌کند و جامعه مدنی و توسعه همه‌جانبه، که اینک به عنوان یک آرمان جهانی برای ملت‌های مختلف و از جمله امت بزرگ اسلامی درآمده است،‌ بدون حضور سازنده و فعال (نهاد مقدس خانواده) و بدون منظور ساختن همه شروط و لوازمی که شکل گیری و تحقق«خانواده مطلوب» برای جامعه اسلامی ایجاب می‌کند، امکان ندارد.

اندیشه وحدت از دیدگاه امام

امام خمینی(ره) پیامدهای تفرقه را به خوبی شناخته بود و می‌دانست که تفرقه در میان امت اسلامی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و نظامی تأثیر منفی بسیاری بر جای گذاشته است که رفع آن‌ها بسیار مشکل است و به زمان زیادی نیاز دارد و تنها راه جلوگیری از آسیب‌های ناشی از این تفرقه، وحدت و برادری است که باید حول محور اسلام عزیز و تعالیم حیات بخش آن صورت پذیردکه در این راستا ضرورت‌های وحدت را نیز تشخیص داده بودند تا بدان وسیله امت اسلامی به مسیر و صراط مستقیم الهی رهنمون گردد.

اولین ضرورت وحدت از دیدگاه امام، قیام در راه خدا بود تا جامعه بشری به طور کلی اصلاح شود. ضرورت بعدی وحدت، جلوگیری از توطئه و تفوق استکبارجهانی به سرکردگی آمریکاست که با ایجاد تفرقه و اختلاف در بین مسلمانان، سعی در رسیدن به اهداف خود دارد. امام می‌خواست با وحدت و ایجاد همبستگی اسلامی بین مسلمانان، همه ملل اسلامی به استقلال و آزادی دست یابند؛ زیرا مسلمانان باید برای به دست آوردن استقلال و آزادی، به این کلید پیروزی دست پیدا کنند و برای وحدت کلمه کوشش کنند و به استکبار جهانی اجازه ندهند در مقدرات کشورهای اسلامی دخالت کند. امام خمینی برای ایجاد صلح و صفا، وحدت را ضروری می‌دانست. بنابراین می‌توان گفت که حضرت امام با توجه به وظایف شرعی خود برای اصلاح بشر، ایجاد همبستگی بین همه مستضعفان جهان ومسلمانان دنیا، گسترش عدالت اجتماعی، به وجود آوردن صلح و صفا در همه جهان، خودباوری و نفی سبیل، جلوگیری از دخالت ابرقدرت‌ها در مقدرات کشورهای ضعیف و مسلمانان و چپاول ذخایر آنها و گسترش روابط مبتنی بر احترام متقابل و حسن همجواری، وحدت مسلمانان و مستضعفان جهان را ضروری می‌شمرد و آن را تنها عامل و رمز پیروزی و بقای هر امتی می‌دانست و بنابراین بر ایجاد وحدت تأکید فراوانی می‌نمود.

جان کلام

شایان ذکر است که مقام معظم رهبری، گفتمان دهه چهارم انقلاب را گفتمان پیشرفت و عدالت نام می‌گذارند و این یعنی درک و شناخت عمیق و پایبندی به آرمان اصلی امام(ره) از یک طرف و اشراف و احاطه بر وضعیت کشور در ابعاد مختلف آن از طرف دیگر.اکنون هرکس، هرجا که هست، اگر دلداده امام خمینی است و اگر خود را مرید آن پیر فرزانه می‌داند، باید در جهت اثبات کارآمدی نظام تلاش کند. آرامش و ثبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی نظام تولید اقتصادی پیشرفته و ساختار اداری پرتحرک و عاری از فساد و رانت، کاهش بیکاری، مهار تورم، رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی، جهاد اقتصادی و کاهش شکاف طبقاتی، شهرها و روستاهای توسعه یافته، نظام اجتماعی با همبستگی بالا، ساختار سیاسی توسعه یافته و اخلاق‌مدار ـ در کل ـ‌ توسعه همه جانبه متوازن و طرح ایران به‌عنوان الگوی یک کشور پیشرفته مسلمان با نظام دینی کارآمد، تحقق آرمان اصلی حضرت امام(ره). هر کس در این راه قدم بردارد، در خط امام قرار دارد و هرکس در این مسیر دچار قصور و تقصیر شود، از راه امام دور می‌شود.



 

گروه انحرافی ،جریان فتنه را امیدوار کرد
یک کارشناس مسائل سیاسی گفت که جریان فتنه برای نقش‌آفرینی هرچند محدود در آستانه انتخابات مجلس نیاز به “گفتمان سازی ” برای تداوم تحرکات اجتماعی با توجه به عدم ظرفیت و قابلیت گفتمان اصلاحات دارد که به انحای مختلف از قبیل منشور، مانیفست و … آن را دنبال می‌کند.


گرچه جریان فتنه با حماسه مردمی و ماندگار ۹دی عملاً دچار مرگ سیاسی شد اما بازشناسی این جریان وابسته به خارج از کشور درجهت بصیرت‌افزایی و شناخت برنامه‌ریزی‌های عوامل داخلی و خارجی آن برای بازآفرینی تحرکاتشان خصوصاً در آستانه انتخابات مجلس نهم مسأله مهمی است.

آنچه در ذیل می‌آید گفت‌وگوی تفصیلی فارس با مهدی علیخانی ‌صدر مشاور وزیر و معاون مدیر کل سیاسی وزارت کشور درخصوص سناریوهای جریان‌ فتنه و اصلاح طلب برای نقش آفرینی در رخدادهای سیاسی آینده است.

* درخصوص “نحوه فعالیت‌ها و سناریوهای احتمالی جریان فتنه و اصلاح طلب در انتخابات مجلس نهم ” نظرتان را بفرمائید؟

- علیخانی: بی شک جریان فتنه با اتکا برعوامل باقیمانده داخلی و حمایت بیشتر غرب، تلاش خود را برای بازآفرینی موجی جدید آغاز کرده که حرکت‌های آشوبگرایانه‌ای مانند ۲۵ بهمن سال گذشته از همین دست است که به دلیل نقش مؤلفه‌های خارجی در ایجاد آن و همزمانی با تحولات مهم در منطقه خاورمیانه و کشورهای اسلامی، باید مورد توجه واقع شود؛ چرا که پس از ماه‌ها رکود در تحرکات خیابانی سران فتنه که دلیل اصلی آن عدم رویکرد عمومی مردم به فراخوان‌های آنها بود، تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به محملی برای دور جدید تحرکات تبدیل شد.

آغاز این مرحله را اگرچه بعضی به بیانیه فراخوان موسوی و کروبی برای حمایت از مردم مصر و تونس در ۲۵ بهمن معطوف می‌کنند، اما به دلیل حمایت بلافاصله رسانه‌های نظام سلطه از این فراخوان و حمایت مستقیم اوباما و سران غرب از آن و بکارگیری تمامی رسانه‌ها برای پوشش خبری آن، نشان از هماهنگی کامل سران داخلی و بیرونی در سناریوی جدید علیه نظام دارد که بی‌تردید هدف از آن تداوم و تقویت موج جدید تا انتخابات مجلس در اسفند سال جاری است.

*  باتوجه به اینکه پس از ۹دی تا ۲۵بهمن با تحرک جدی از سوی فتنه‌گران مواجه نبودیم، چه شرایطی باعث شد تا این جریان فضا را برای اغتشاش مناسب ببیند؟

- علیخانی: البته نباید فراموش کنیم که جریان فتنه هیچگاه فعالیت خود را تعطیل نکرده و نمی‌کند و به فراخور شرایط و فضای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی مذهبی سعی بر سوءاستفاده و تهییج فریب‌خوردگان و موج‌آفرینی می‌کند و لذا در فاصله ۹دی ۸۸ تا ۲۵بهمن ۸۹ تلاش‌های متعدد این جریان در مناسبت‌های مختلفی نظیر چهارشنبه آخرسال، برخی سالگردها و … را شاهد بودیم.

البته در ۲۵بهمن شرایط متفاوت بود؛ چرا که دولت در سال ۸۹ و با عبور از حوادث سال ۸۸ در عرصه‌های مختلف مباحث هسته‌ای، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و … موفقیت‌های چشمگیری داشت و از سوی دیگر تحولات کشورهای اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و رویکرد ملت‌های مسلمان منطقه به گفتمان انقلاب اسلامی که در اصل نشأت گرفته از انقلاب عظیم اسلامی و توفیق دیپلماسی شجاعانه دولت در عرصه خارجی بود؛ شرایط ویژه‌ای را رقم زده بود.

** حاشیه‌سازی جریان انحرافی، جریان فتنه را به اثرگذاری بر فرآیندهای سیاسی امیدوار ساخت

همچنین انعکاس برخی اختلاف‌نظرها میان سران قوا در رسانه‌ها و عملکرد و حاشیه‌سازی برخی از جریان‌های انحرافی مرتبط با جریان اصولگرایی نیز جریان فتنه را به اثرگذاری بر فرآیندهای سیاسی امیدوار ساخت؛ لذا فتنه گران با اتکا بر اینکه در چنین شرایطی با حمایت ویژه غرب و به بهانه حمایت از موج بیداری اسلامی در منطقه می‌توانند اصطلاحاً نعل برعکس بکوبند و با آدرس غلط دادن به مردم خود را بازآفرینی کنند، به میدان آمدند.

*  باتوجه به عدم موفقیت فتنه‌گران در ۲۵ بهمن وضعیت کنونی این جریان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

- علیخانی: بی‌تردید عدم موفقیت فتنه‌گران در فراخوان ۲۵بهمن و موج محکوم کردن این اقدام در مجلس و برخی چهره‌ها که تا آن زمان رسماً جهت‌گیری نکرده بودند، نگرانی سران فتنه را از انفعال و سرخوردگی اندک هواداران فتنه افزایش داده است که بی‌شک نگرانی آنها از دست دادن اعتماد بیگانگان به عنوان یک اپوزیسیون اثرگذار را نیز افزایش داده که برخی اظهارنظرهای سران خارج نشین فتنه حاکی از این مساله است.

همچنین اختلاف نظرها در لایه‌های مختلف مدیریت فتنه بالا گرفته و باتوجه به اعمال محدودیت‌ها برای سران فتنه پس از ۲۵ بهمن سردرگمی بیش از پیش در این جریان به چشم می‌خورد.

سال۹۰، سال انتخابات مجلس و بسیار سرنوشت‌ساز است و لذا انتخابات مجلس نهم که در اسفند ماه امسال برگزار می‌شود، می‌تواند مهمترین زمینه برای تحرکات مجدد فتنه‌گران باشد؛ چرا که برای جریان‌ها و تشکل‌های سیاسی این انتخابات فراز اصلی برای سنجش میزان پایگاه و حفظ موجودیت در عرصه سیاسی است از همین رو همه طیف‌های سیاسی کشور با وجود اینکه زمان زیادی تا انتخابات مانده خود را برای این عرصه آماده می‌کنند اما جریان موسوم به اصلاحات و حامیانشان بیش از دیگر جریانها نیاز به بهره‌گیری از این فرصت دارند؛ چرا که حوادث پس از انتخابات ۸۸ باعث انزوای آنها در عرصه سیاسی شد و برای تجدید حیات نیازمند حضور در این عرصه هستند. اما روند تحولات بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور طبیعی به آنها مجال حضور در عرضه سیاسی را نمی‌دهد مگر اینکه با تحمیل خود بر فضای سیاسی یا دامن زدن به اغتشاشات، راهبرد نظام در عرصه مجلس نهم را دچار اخلال کنند.

بر این اساس جریان فتنه سعی خواهد کرد با دستاویز قراردادن و بهره‌گیری از تحولات منطقه‌ای برای ایجاد تحرک در هواداران تحرکات خود را به انتخابات مجلس گره بزند؛ این جریان باتوجه به عدم رویکرد عمومی مردم بسیار تلاش می‌کند تا برای جلب حمایت خارجی به مستندسازی برای محکومیت ایران در عرصه‌های بین‌المللی پرداخته و در عین حال تلاش می‌‌کند از برخوردهای احتمالی نظام با سران فتنه جلوگیری کند.

در همین راستا تلاش خواهند کرد با انتقال مدیریت فتنه از ایران به خارج از کشور برای جلوگیری از برخوردهای احتمالی اقدام کنند. علاوه براین جریان فتنه برای زنده نگاهداشتن خود قطعاً بهره‌گیری از حمایت برخی خواص غافل را در دستور کار خواهد داشت و برای موج‌آفرینی تلاش خواهد کرد با نفوذ در حاکمیت به ویژه در سطح مدیران میانی و بهره‌گیری از رانت‌های اطلاعاتی، اقتصادی و آگاهی از ضعف‌ها و کاستی‌ها، آنها را بزرگنمایی و شانتاژآفرینی کند.

*  باتوجه به آنچه اشاره کردید مؤلفه‌ها و ویژگی‌های فعالیت جریان فتنه در برگزاری انتخابات مجلس نهم چیست؟

- علیخانی: همانطوری که اشاره کردم نگرانی سران فتنه از انفعال و سرخوردگی باقی مانده هوادارانشان بسیار مشهود است و لذا تلاش برای چسبندگی بیشتر فتنه‌گران به بیگانگان نشان از استمرار و تداوم آن نگرانی و فعالیتی متفاوت از قبل در آینده و به اشکال مختلف با هدف‌‌گیری مهندسی نظام برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی دارد.

جریان فتنه و اصلاح طلب با توجه به سرمایه‌گذاری ویژه‌ای که بر روی تشکل های دانشجویی وابسته به خود در دانشگاه‌ها کرده ، درصدد است بخش حمایت داخلی خود را از خیابان‌ها به دانشگاه‌ها منتقل کند که محوریت شبکه‌های مجازی و رسانه‌ها در تحرکات از ابتدای فتنه پس از انتخابات حاکی از این مسئله است، و لذا محوریت تحرکات و میدان‌داری فتنه‌گران از اشخاص حقیقی معطوف به تشکل‌های گمنام و استفاده ار چهره‌های سفید بدون روشن شدن ماهیت آنها خواهد شد و برای نیل به این هدف فتنه در این تحرکات بر یک موج آفرینی فرسایشی متمرکز می‌شود. به گونه‌ای که به جای شخصیت‌های حقیقی در تداوم مسیر فتنه، تحرکات آینده عمدتاً به عوامل و عقبه‌های این شبکه‌ها متمرکز است. به‌ گونه‌ای که نظام در آینده با “رهبران فیس بوکی ” و یا “تویتری ” مواجه است.

جریان فتنه برای نقش‌آفرینی هرچند محدود در آستانه انتخابات مجلس نیاز به “گفتمان سازی ” برای تداوم تحرکات اجتماعی با توجه به عدم ظرفیت و قابلیت گفتمان اصلاحات دارد که به انحاء مختلف از قبیل منشور، مانیفست و … آنرا دنبال می‌کند و لذا بدون دادن هزینه برای برخورد با عوامل اصلی، در هر مناسبتی با دادن فراخوان، ضمن اینکه بدنبال به چالش کشاندن برنامه‌های نظام هستند، درصدد ایجاد مشروعیت برای خود خواهند بود.

راهبرد کلی این جریان در ماه‌های اخیر در به چالش کشیدن برنامه‌های دولت خصوصاً در بخش اقتصادی و هدفمندسازی و بزرگنمایی برخی مسائل درون دولت و اختلاف‌افکنی در جامعه است که بسیار باید مراقب آن بود.

براین اساس از آنجایی که فتنه سبز به اذعان عوامل داخلی و خارجی فتنه مدتهاست که مرده است تلاش برای تولد نسل بعدی آن در دستور قرار خواهد گرفت. جالب است بدانید ” فارین افیرز ” ارگان شورای روابط خارجی آمریکا در این رابطه می‌‌نویسد “بسیاری از مقامات آمریکا معتقدند که جنبش سبز مدتهاست که مرده است و امروز شاید تنها راه آمریکا، راه‌اندازی جنبش سبز ۲ باشد اگر فناوری سطح بالایی در اختیار مخالفان حکومت قرار گیرد آنها خواهند توانست تا با دولت مقابله کنند. حمایت غرب از جنبش سبز می‌تواند سبب تقویت مخالفان شود “.

*  بر این اساس چه راهبردهای مقابله‌ای برای خنثی‌سازی برنامه‌های جریان فتنه باید اتخاذ شود؟

- علیخانی‌: نباید فراموش کنیم که جریان فتنه در حال حاضر در ضعیف‌ترین حالت خود قرار دارد و باید قدرت بازآفرینی آنرا گرفت. بحمدالله با هوشیاری مردم در ۲۵ بهمن سال قبل و فراخوان‌های بعد از آن و شفاف شدن فضای اجتماعی و عدم وجود هیچ عذر و بهانه برای سکوت برخی از خواص وضعیت در جامعه روشن‌تر از قبل است و از طرفی افشای مدیریت بیگانگان بر فتنه و مزدوری عوامل داخلی برای دستگاه‌های جاسوسی غرب جای هیچگونه شک و شبهه‌ای را باقی نگذاشته است و مطالبات مردم نسبت به محاکمه سران فتنه بسیار جدی شده است.

علاوه بر این هماهنگی و انسجام خوب نهادهای امنیتی و انتظامی برای مقابله و مهار تحرکات خیابانی، اغتشاشات خیابانی فتنه را کنترل کرده است.

هرچه به انتخابات نزدیکتر می‌‌شویم احساس خطر و رشد اعتراضات عناصر و عوامل مرتبط با جریان اصلاحات نظیر برخی نمایندگان اقلیت مجلس، برخی چهرهای سیاسی و … نسبت به روند تحرکات فتنه زمینه انشقاق در بین آنها را بیشتر فراهم خواهد کرد که باید مورد توجه باشد.

آنچه مبرهن است مطالبات کلان فتنه‌گران نیز از تغیر نظام و براندازی به مطالبات حداقلی برای عبور دادن چند نامزد کم حاشیه و اصطلاحاً خوش خیم از فیلتر شورای نگهبان و بدست آوردن پایگاهی در مجلس نهم کاهش می‌یابد که باید آنرا به حداقل رساند.

بی‌شک عرصه نبرد با جریان فتنه در سال ۹۰ “عرصه سایبری ” یا نبرد رسانه‌ای است که باید مورد توجه نخبگان، متعهدین اصحاب رسانه و دانشجویان باشد. باید توجه داشت که عرصه سایبر گفتمان و ادبیات خاص خود را دارد و علاوه بر اینکه اغلب ظرفیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی توسط دشمن هدایت و مدیریت می‌شود، فرصت‌های موجود برای ما نیز به درستی بهره‌گیری نمی‌شود.

نکته مهم دیگر که بعضاً در محافل و برخی اظهارنظرها در مقابله با جریان فتنه شاهد آن هستیم و مساله بسیار مهمی هم هست بزرگ‌نمایی و یا کوچک‌نمایی فراتر از واقعیت جریان فتنه و تحرکات آنهاست که جداً باید از آن پرهیز شود.

مسئله دیگر که نباید از آن غافل شویم و آنرا تمام شده تلقی کنیم لزوم بصیرت‌افزایی توده‌های اجتماعی است که باید همچنان مورد توجه نخبگان باشد. همزمان با این راهبردها تدوین یک استراتژی مؤثر برای جلب ریزش‌های جریان فتنه مبتنی بر راهبرد جذب حداکثری و دفع حداقلی که مقام معظم رهبری بارها آنرا تاکید فرموده‌اند باید در دستور کار ما باشد.

منبع : فتنه نیوز



 

فعالیت جریان انحرافی در شهر شاهد نمونه

فعالیت جریان انحرافی در شهر شاهد نمونه

با بروز برخی اقدامات و رخدادها با رنگ و بوی انحراف از مبادی اسلامی در شهر مذهبی درچه اصفهان که اخیرا شهر شاهد نمونه کشوری هم نام گرفته است، مردم این شهر دست به اعتراضات گسترده برداشته و خواستار عزل شهردار و رئیس شورای شهر خود شده اند.

به گزارش خبرنگار ندای انقلاب با بروز برخی اقدامات و رخدادها با رنگ و بوی انحراف از مبادی اسلامی در شهر مذهبی درچه اصفهان که اخیرا شهر شاهد نمونه کشوری هم نام گرفته است، مردم  این شهر دست به اعتراضات گسترده  برداشته  و خواستار عزل شهردار و رئیس شورای شهر خود شده اند.

به دنبال برگزاری مسابقه اسکیت دختران و پسران به مسافت بیش از دو کیلومتر در خیابان های این شهر و برخی فسادها در مجموعه ای تفریحی معروف به باغ شهرداری و همچنین برگزاری برخی جشن ها با شیوه های نامناسب و خلاف عرف شهر مذهبی درچه و بعضا به دور از شئونات اسلامی که با حمایت شهردار و برخی اعضای شورای این شهر به خصوص رئیس این شورا برگزار شده، مردم این شهر این اقدامات را برنتافته و دست به اعتراضات گسترده زده و طی هزاران امضاء در طومارهایی مردمی خواستار برخورد  قاطع مسئولان با عوامل این گونه برنامه ها در این شهر شده اند.

امام جمعه این شهر نیز ضمن ابراز انزجار از این گونه اقدامات در حمایت از این خواست مردمی نقش موثری داشته است.به همین علت جریانی با محوریت رییس یکی از نهادهای محلی به نام(م.ج) و فردی به نام (الف) از مسئولین شهری  اقدام به پخش شایعه و شب نامه و...بر علیه امام جمعه محترم که از مبارزان سالهای ستمشاهی و موسس و فرمانده سپاه شهر در سال های دفاع مقدس بوده است مینمایند و سه شکایت هم در دادگاه ویژه روحانیت مطرح میسازند که یکی از این این شاکیان به نام س.ع.م شکایت خود را پس گرفته و اعلام کرده تحت فشار شهردار و دو تن از همان نهاد محلی (م.ج) و(م.پ)اقدام به شکایت کرده اند.

لازم به ذکر است که شهر درچه اصفهان از شهرهای عالم پرور و زادگاه مرجع بزرگوار شیعه حضرت آیت الله العظمی آقا سید محمد باقر درچه ای (ره) و خانواده معروف علمی ایشان می باشد و یکی از شهرهایی است که مردم آن همواره به عنوان یکی از متدین ترین و انقلابی ترین شهرهای کشور شناخته می شده اند و شهید نواب صفوی هم اصالتا از طریق پدر منتسب به این شهر می باشند. مردم این شهر با نثار شهیدان فراوانی در دوران دفاع مقدس حائز رتبه اول میزان شهدا در بین تمامی شهرهای کشور شده اند به طوریکه از هر 76 نفر جمعیت این شهر، یک نفر به شهادت رسیده است. متأسفانه اخیرا با روی کار آمدن عده ای از مسئولان با دیدگاه های انحرافی، حرکت ها و برنامه هایی در این شهر شروع گشته که آشکارا سعی در تقدس شکنی و برهم زدن و آلوده نمودن جوّ مذهبی این شهر به مسائلی دارد که تا پیش از این نداشته است.

حساسیت و اعتراض مردمی به مسئولان این شهر از زمانی آغاز شد که شهردار این شهر اعلام می دارد "متأسفانه بیش از 90 درصد حرکت های اجتماعی شهر درچه مذهبی است و من  آمده ام آن را درست کنم "، که بعد از آن اعتراضات گسترده طلاب، روحانیون و مردم این شهر را به همراه داشته است، خبرهای رسیده حاکی از آمادگی مردم جهت راهپیمایی اعتراض آمیز در این شهر، بعد از مراسم نماز جمعه بوده که بنا به سفارش علما و بزرگان اصفهان فعلا این حرکت منتفی شده است.

بررسی ها نشان از ارتباطات پشت پرده  برخی از مسئولان بلند پایه استان که در واقع عناصر اصلی وابسته به جریان آقای (م) در سطح استان هستند، در حمایت از عوامل این برنامه ها در شهر درچه دارد و همین امر تاکنون باعث بی نتیجه بودن خواسته های مردم شده که اسامی آنها در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

ضمنا علمای بزرگ استان اصفهان بالاخص مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت الله مظاهری از امام جمعه محترم شهر درچه به خاطر ایستادگی در برابر اقدامات شهردار و رییس شورا حمایت نموده اند و خواهان برخورد مسئولان با این افراد شده اند که متاسفانه مسئولان ذیربط به این فرمایش حضرت آیت الله مظاهری عمل ننموده اند.



 

اظهارات سردار نقدی در مورد فرقه منحرف
سردار محمدرضا نقدي در حاشيه نشست با فعالان فرهنگي استان لرستان در جمع خبرنگاران در خرم‌آباد در خصوص جريان انحرافي گفت: جريان انحرافي بي‌ريشه و بدون پايگاه اجتماعي است، از اين رو جرياني نيست كه بسيج براي مقابله با آن برنامه‌ريزي داشته باشد.


 وي افزود: عده‌اي فكر مي‌كنند با اين كارها مي‌توانند به نظام ضربه بزنند اين در حالي است كه نظام به اين موضوعات پوچ و بي‌ارزش اهميت نمي‌دهد.


رئيس سازمان بسيج مستضعفين با اشاره به برنامه‌هاي بسيج در زمينه تقويت بازار صادرات‎محور گفت: با كمك بسيج اصناف، برنامه‌هايي در زمينه آموزش بازرگانان و تجار براي تقويت بازارهاي صادرات‎محور برگزار مي‌كنيم.

سردار نقدي اظهار داشت: سازمان بسيج براي فرهنگ‌سازي مصرف كالاهاي داخلي برنامه‌ريزي كرده است.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين كشور گفت: در حال حاضر بازار داخلي از كالاهاي وارداتي اشباع شده كه اگر جلوي اين واردات بي‏رويه را بگيريم، كمك بزرگي به اشتغال كشور مي‌شود، به نحوي كه اگر از هر يك ميليارد دلار واردات به كشور جلوگيري شود، نزديك به ۲۰۰ هزار شغل ايجاد مي‌شود.

سردار نقدي به برنامه‌هاي اين سازمان در زمينه اشتغال‌زايي جوانان اشاره كرد و اظهار داشت: چگونگي شكل دادن به واحدهاي تخصصي كار، آموزش نحوه ايجاد شركت‌هاي تعاوني، چگونگي جذب منابع مالي، مهارت آموزي و ارائه برنامه‌هايي براي كمك به آموزش فني و حرفه‌اي در مناطق روستايي و عشايري از جمله اين برنامه‌ها است.





 

شرح روايتي از امام باقر‌(ع) در کلام رهبری
رهبر معظم انقلاب در بيان شرح روايتي از امام باقر‌(ع) به تبيين صفاي ميان شيعيان پرداختند.

معظم‌له با اشاره به روايت مذکور در کافي ج2 ص174 بيان داشته‌اند: «قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع أَ يَجِي‏ءُ أَحَدُكُمْ إِلَى أَخِيهِ فَيُدْخِلُ يَدَهُ فِي كِيسِهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا يَدْفَعُهُ فَقُلْتُ مَا أَعْرِفُ ذَلِكَ فِينَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَلَا شَيْ‏ءَ إِذاً قُلْتُ فَالْهَلَاكُ إِذاً فَقَالَ إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يُعْطَوْا أَحْلَامَهُمْ بَعْد».

فى الكافى، عن الباقر(عليه‌السّلام)؛ «أيجى‌ء احدكم الى اخيه فيدخل يده فى كيسه فيأخذ حاجته فلا يدفعة». حضرت امام محمد باقر(عليه‌السّلام) از يكى از اصحابشان سؤال مي‌كنند - «كه اين مقدمه ديگر ذكر نشده كه آن صحابى كه بود و چه سؤالي كرده بود و از كجا آمده بود؛ اينها ديگر توى اين روايت نيست» - كه آيا در آنجائى كه شما هستيد، وضعيت اينجورى است كه يكى از شماها دستش را توى جيب برادر دينى‌اش بكند و هر چه كه لازم دارد، از توى جيب او بردارد، او هم ناراحت نشود؟ به اين حد رسيده‌ايد كه جيبتان براى همديگر رايگان باشد؟

مرحوم حرزالدين نقل مي‌كند كه «شيخ خضر» هم عصر مرحوم كاشف‌الغطاء، از علماى بزرگ بود و خيلى مورد توجه مردم قرار داشت. مي‌گويد در روز عيد، مردم نجف و عشاير و آنهايي كه به شيخ خضر علاقه داشتند، منزل او آمدند و هدايايي آوردند - پول آوردند، طلا آوردند - و همين طور جلوى ايشان مي‌گذاشتند و ايشان هم آن پولها و طلاها را جلوى دستش گذاشته بود و همان طور روى هم كوت (انباشته) شده بود. بعد شيخ جعفر كاشف‌الغطاء آمد. (معلوم مي‌شود آن وقتها هنوز شيخ جعفر به مقام رياست نرسيده بود).

ايشان آمد و نشست و چشمش به اين پولها و طلاها افتاد. بعد يواش‌ يواش نزديك ظهر شد و مردم رفتند. شيخ جعفر بلند شد گوشه‌ى عبايش را پهن كرد و اين طلاها و پولها را گوشه‌ى عبايش ريخت و گفت، خداحافظ شما، و رفت! شيخ خضر هم نگاهى كرد و چيزى نگفت؛ كأن لم يكن شيئاً مذكورا!

حالا اين قصه‌اى كه نقل كردم، دنباله هم دارد، كه دنباله‌هايش باز از اين جالبتر هم هست.

به هر حال حضرت سؤال مي‌كنند كه در اموال شخصى، شما اينجور هستيد كه مثلاً قبايتان را آنجا آويزان كرده‌ايد، رفيقتان مى‌آيد دست مي‌كند توى جيب قباى شما و يك مقدار پولى كه لازم دارد، برمي‌دارد و بقيه‌اش را آنجا مي‌گذارد و بعد راه مى‌افتد مي‌رود، به شما هم اصلاً برنخورد و ناراحت نشويد؟ چنين وضعى بين شما هست؟ «فقيل ما اعرف ذلك فينا». آن راوى گفت كه در بين خودمان اينجور، وضعى نيست. «فقال فلا شى‌ء اذاً»؛ فرمود: پس هنوز خبرى نيست، هنوز چيزى نيست.

من اينجا اين حاشيه را اضافه كنم كه اين مربوط به زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) است. در آن زمان، شيعه تدريجاً داشت شكل مي‌گرفت. بعد از حادثه‌ى عاشورا، در ظرف اين 33 سال، 34 سالى كه دوران امام سجاد(عليه الصّلاة و السّلام) بود، تدريجاً و يواش‌يواش مردم جمع مي‌شدند؛ چون بعد از حادثه‌ى عاشورا، آن شدت عملى كه به خرج داده شده بود، شيعه را متفرق كرد؛ بعضى‌ها برگشتند، بعضى‌ها منصرف شدند، بعضى‌ها از ولايت اهل بيت پشيمان شدند؛ هر كسى به يك طرفى رفت. در اين 34 سال، يواش‌يواش مردم جمع شدند.

در زمان امام باقر(عليه الصّلاة و السّلام) مردم بيشتر جمع شدند. مردم تدريجاً در شهرها، در نقاط مختلف، نزديك و دور، جمع مي‌شدند. اين مربوط به آن وقت است كه حضرت مي‌خواهند بگويند، اين كانونهاى تشيع را بايد در سرتاسر دنياى اسلام اينجورى تشكيل دهيد، اينجور با هم باصفا باشيد.

حضرت وقتى فرمودند «فلا شى‌ء» - هنوز هيچ خبرى نيست؛ آنى كه بايد بشود، نشده است - آن طرف ترسيد؛ «قيل فالهلاك اذاً؟». «هلاك» در اينجا و در خيلى جاهاى ديگر به معناى مردن نيست؛ به معناى بدبخت شدن است: يعنى پس ديگر بدبخت شديم آقا؟ ديگر هيچى نيست؟ «فقال انّ القوم لم‌يعطوا احلامهم بعد». «احلام» در اينجا جمع «حلم» است. ماده‌ى «حَلُمَ يَحلُمُ» به معناى حلم ورزيدن است؛ با «حَلَمَ يَحلُمُ» كه به معناى رؤيا و اضغاث احلامى كه در قرآن هست، تفاوت دارد؛ آن از باب نَصَرَ يَنصُرُ است، حَلَمَ يَحلُمُ است؛ اين از باب شَرُفَ يَشرُفُ است؛ حَلُمَ يَحلُمُ. اينجا احلام جمع حلم است. پس هنوز به آن بردبارى و آن ظرفيت لازم نرسيده‌ايد.

بنابراين به معناى هلاك نيست كه بگوئيم نابود شديد، عذاب خدا گريبان شما را گرفت؛نه، به معناى اين است كه هنوز آن ظرفيت لازم را پيدا نكرده‌ايد.


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 20:21  توسط   | 

هاله سحابی به علت ایست قلبی درگذشت

هاله سحابی به علت ایست قلبی درگذشت

هاله سحابی فرزند عرت الله سحابی صبح امروز پیش ازآغاز مراسم تشییع پدرش دچار ایست قلبی شد.

هاله سحابی صبح امروز به علت تاثرشدید از فوت پدرش دچار ایست قلبی شده و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.


 

طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده است

 

طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده است
شورای شهر > شورای عالی استان‌ها  - گروه شهری:
رئیس شورای‌عالی استان‌ها با اعلام اینکه طرح ساماندهی کودکان کار و خیابان روی زمین مانده، گفت:

 بیشتر کلا‌نشهرها با این مشکل مواجه هستند و رفع آن نیز تنها برعهده شهرداری نیست و باید بهزیستی، نیروی انتظامی، دادستانی و دادگستری به کمک شهرداری بیایند.مهدی چمران در چهل و پنجمین اجلاس شورای‌عالی استان‌ها با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای خرمشهر اظهار داشت: یاد تمام شهدای عملیات بیت‌المقدس که طولانی‌ترین عملیات طی جنگ تحمیلی بود را گرامی می‌داریم. وی با بیان اینکه خرمشهر نقطه عطف پیروزی‌های ما بود، اضافه کرد: به خاطر می‌آوریم در زمان آزادسازی خرمشهر دوستانی از لبنان و فلسطین آمده بودند و آنها نیز تحت‌تأثیر پیروزی ما گفتند که ما هم در لبنان پیروز خواهیم شد و چنین هم شد.

چمران همچنین سالروز میلاد فرزند گرامی پیامبر اسلام (ص) را بر همه آحاد ملت تبریک گفت و افزود: ایشان اسوه و الگوی همه مردم و زنان جهان بوده و خواهند بود. او یک مبارز بود و بیش از همه برای به‌پاداشتن حکومت حق و ولایت مبارزه کرد و به شهادت رسید. وی همچنین سالگشت ولادت امام خمینی(ره) را به همه ملت و مبارزان جهان تبریک گفت و تصریح کرد: راهی که امام آغاز کرد فقط مختص به ایران نبود بلکه تأثیرات آن‌را در آفریقا، آمریکای جنوبی، کشورهای عربی و اروپا نیز می‌بینیم.

در ادامه اجلاس عمومی شورای‌عالی استان‌ها طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان مورد بررسی قرار گرفت.مهدی چمران با اشاره به کلیات طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان گفت: متأسفانه این طرح روی زمین مانده و بیشتر کلا‌نشهرها با این مشکل مواجه هستند؛ شهردار قاعدتا نمی‌تواند رئیس دادگستری را به جلسه خود دعوت کند و خود نیز رئیس شود و کمیته تشکیل دهد. رئیس شورای‌عالی استان‌ها با اشاره به اینکه شهردار مجری است و این طرح مربوط به شورای شهر است، ادامه داد: پیشنهاد ما این است که محوریت را در شورا ببریم و هماهنگی برای ساماندهی این کودکان از سوی آنها انجام شود.

چمران بیان کرد: ما باید براساس احساس مسئولیت انسانی در مقابل کودکان کار و خیابان و کودکان متکدی طرحی تصویب کنیم که برای تمام شهرداری‌های کشور قابل اجرا باشد. وی خاطرنشان کرد: شوراها باید این افراد را سازماندهی کنند و پس از آن شهرداری به انجام وظایفش بپردازد. کلیات طرح مشارکت و همکاری شهرداری‌ها در برنامه‌های ساماندهی کودکان کار و خیابان امروز تصویب شد.همچنین در جلسه شورای‌عالی استان‌ها، اعضا‌ طرح دوفوریتی محسوب شدن یک دوره عضویت در شورای‌عالی استان‌ها به‌عنوان یک مقطع تحصیلی برای نامزد شدن در انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی را تصویب کردند.

 

کودکان کار و خیابان در جنوب تهران ساماندهی شدند

 

کودکان  > حقوق  - همشهری آنلاین:
معاون اجتماعی و فرهنگی منطقه 20 تهران اعلام کرد: با راه اندازی مدرسه "دوستدار کودک" در منطقه 20 تاکنون 350 کودک خیابانی در این منطقه تحت پوشش این مرکز قرار گرفته‌اند

به گزارش خبرگزاری مهر، حبیب الله غفوری گفت: منطقه 20 یکی از مناطق جنوبی شهر تهران است که به دلیل حضور حاشیه نشینان، تعداد زیادی کودکان کار که بیشتر آنها از اتباع بیگانه هستند در سطح این منطقه  به چشم می خورد و شهرداری نیز به منظور پیشگیری از آسیبهای اجتماعی شرایط مناسبی را برای راه اندازی اولین مرکز نگهداری کودکان به عنوان مدرسه دوستدار کودک فراهم کرده است.

معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 20 با اشاره به اینکه در حال حاضر 350 کودک و خانواده تحت پوشش این مرکز قرار دارند، افزود: در ابتدا تنها 20 کودک در این مرکز حضور داشتند اما با توسعه فعالیتهای آموزشی و فرهنگی تعداد بیشتری از کودکان و خانواده های آنها جذب این مرکز شده اند.

غفوری با بیان اینکه اغلب این کودکان از تحصیل بازمانده اند، برپایی دوره های آموزشی پایه ابتدایی، قرآن، کامپیوتر و مهارتهای زندگی را از جمله خدمات ارائه شده به کودکان عنوان کرد.

وی با اشاره به اینکه تعدادی از خانواده های این کودکان نیز تحت پوشش دوره های آموزشی، مشاوره روانشناسی این مرکز قرار دارند افزود: علاوه بر دوره های آموزشی خدمات پزشکی همچون واکسیناسیون، عرضه اقلام بهداشتی و تامین ملزومات زندگی نیز به آنها ارائه می شود.
 

 

کودکان کار، خیابان و...

 

کودکان کار، خیابان و...
اجتماع > آسیب‌ها  - زهرا رفیعی:
بچه‌های کار فقط آنهایی نیستند که در چهارراه‌ها فال و گل می‌فروشند یا در زباله‌دان‌ها دنبال اشیای ارزشمند می‌گردند و یا اسپند دودکنان از میان ماشین‌ها رد می‌شوند.


بعضی‌ها در خانه‌هایشان میخ صاف می‌کنند و برای هرکیلو، مبلغ کمی می‌گیرند، بعضی‌هایشان هم در یک کارگاه و در شرایط بسیار نامناسب شغلی کیف تعمیر می‌کنند، عروسک سر هم می‌کنند، گلدوزی‌ می‌کنند و... .

بچه‌های کار با خانواده‌هایی که عموما مشاغل کاذب دارند در حومه شهر‌های بزرگ زندگی می‌کنند و وقت تحصیل و توانشان توسط خانواده‌هایشان اشغال می‌شود؛ بنابراین کودکان کار عموما یا سواد ندارند یا مهارت زندگی را نمی‌دانند و همین موضوع آنها را در معرض خطرات بسیاری قرار می‌دهد؛ به راحتی فریب کسانی را می‌خورند که می‌دانند چطور می‌شود از آنها سوءاستفاده کرد. کسی به عروسکی در دست کودکان شک نمی‌کند حتی اگر در آن مواد‌مخدر جاسازی کرده باشند؛ به کیف مدرسه‌شان، مسیری که می‌روند و خانه‌ای که به آن وارد می‌شوند هم شک نمی‌کند. آنها به‌راحتی می‌توانند حاملان مواد‌مخدر باشند و بعد شاید ساقیان آن و بعد هر اتفاق دیگری می‌تواند در انتظارشان باشد.

معصومه دختر 13ساله‌ای است که به‌همراه 3خواهر دیگرش درد‌های مادرشان را شنیدند و تصمیم‌گرفتند با وجود مخالفت‌های مادرشان به سر کار بروند. معصومه کارش را در کارگاه تولیدی لباس شروع کرده است. او در مورد شرایط کارش می‌گوید: آنجا محیط سالمی نداشت. بعضی از کارگرها و صاحبکار شیشه و تریاک مصرف می‌کردند و از ما می‌خواستند که برایشان مواد جا‌به‌جا کنیم. آنها می‌دانستند که ما به پول نیاز داریم. به من می‌گفتند مواد را توی عروسک‌ها می‌گذاریم، کسی هم شک نمی‌کند. برای چی باید این همه کار کنید با پول کم؟ اگر برای ما مواد جابه‌جا کنید چندین برابر حقوقتان پول می‌دهیم.

او با کنایه می‌گوید: آدم‌هایی که معتادند و قاچاق می‌کنند به راحتی پول درمی‌آورند ولی ما برای خرج تحصیل، زندگی و... باید این همه سختی بکشیم. من می‌دانم که برای آنها آینده دیگران اصلا مهم نیست و با همین فروش مواد خانه و ماشین و زندگی توپ می‌توانند داشته باشند.

اسماعیل یکی دیگر از نوجوان‌هایی است که بعد از فوت مادرش با مواد‌مخدر آشنا شده است. او می‌گوید: سال دوم دبیرستان بودم که با یک سری از دوستانم اکیپ درست کردم. آنقدر با هم دوست بودیم که حتی در دعوا هم با هم شرکت می‌کردیم. من با اعتیاد هیچ آشنایی نداشتم و فکر نمی‌کردم که این مواد چه کارها می‌تواند با آدم بکند.

صبح یکی از همان روزهایی که عصبی و ناآرام بودم شنیدم که 2نفر از دوستانم در یکی از مهمانی‌های شبانه با مصرف قرص مرده‌اند. در واقع من و دوتا از دوستانم توانستیم از این مهمانی، سالم بیرون برویم.

اسماعیل در خانواده هفت نفره‌ای بزرگ شده‌است که به گفته خودش با معضلات اجتماعی آشنایی نداشته‌اند. او می‌گوید: من هم نمی‌دانستم که اعتیاد چیست و چه می‌کند. من از زمانی در معرض خطر قرار گرفتم که مادرم فوت کرد. من که آدم آرامی بودم به فردی عصبی و پرخاشگر تبدیل شدم و حتی در مقابل نصیحت پدرم عصبی می‌شدم. هیچ‌چیزی نمی‌توانستم بگویم ولی از درون مثل یک بمب در انتظار انفجار بودم. فقط این نبود؛ هر چه می‌خواندم در ذهنم نمی‌ماند، در نهایت اعصابم به هم می‌ریخت و می‌رفتم پیش رفقایم. آنها نخستین بار به من شیشه را معرفی کردند. آنها می‌گفتند که شیشه باعث می‌شود که یادگیری و حافظه‌ام تقویت شود. فقط شانس آوردم که کسانی را پیدا کردم که به من نشان دهند که می‌توان گفت «نه».

منیره آرزومندی مدیر یکی از مراکز غیردولتی حمایت از کودکان کار در مورد کودکانی که در این مؤسسه رفت‌وآمد می‌کنند، می‌گوید: از آنجایی که کودکان کار زیر 6 سال، کمتر هستند ثبت‌نام از بالای این سن شروع می‌شود. بیشترین فراوانی کودکان کار و خیابان بین 7 تا 13سال است. در این سن دختران بیشتر کارهای دستی مثل گلدوزی و پسران صاف کردن میخ در منزل انجام می‌دهند.

منیره آرزومندی مدیر این مؤسسه حمایتی می‌گوید: اصولا کودکانی که در خیابان کار می‌کنند و محدودیت‌ها و محرومیت‌های زیادی را تجربه می‌کنند به‌دلیل کار در شرایط غیراستاندارد در معرض انواع آسیب‌ها هستند. این محیط عامل خطری است که بچه‌ها را به سمت خطر اعتیاد و پیشنهاد‌هایی برای مصرف و یا حمل مواد سوق می‌دهد. استقرار و فعالیت در شهرری به معنای این نیست که اینجا بیشترین خطر را دارد. اینجا نیز مثل سایر نقاط شهر برای کودکانی که در شرایط نامناسب در کارگاه‌ها و کوچه و خیابان کار می‌کنند اوضاع، یکسان است. آشنایی من با بافت اجتماعی این محل و البته کمک و همکاری شهرداری منطقه از عوامل اصلی انتخاب این محل بود. در مورد موضوع پیشگیری، مکان مسئله‌ تعیین‌کننده‌ای نیست چرا که اعتیاد و مواد‌مخدر برای همه کودکان به یک میزان خطرآفرین است.

وی می‌گوید: استقبال در این محل بسیار چشمگیر است و ظرف 2ماه تعداد مراجعه‌‌کنندگان از 20 نفر به 200 نفر رسیده‌ است. روش کار هم به گلوله برفی مشهور است. هر بچه‌ای که اینجا می‌آید دوستانی با شرایط خود را هم معرفی می‌کند. در واقع بازاریابی اجتماعی را خود بچه‌ها انجام می‌دهند.

برای اجرای برنامه‌های پیشگیرانه در مورد اعتیاد نمی‌توان به‌صورت مستقیم و فقط در مورد اعتیاد حرف زد. نخستین قدم برای آموزش، سواد‌آموزی است. بچه‌های کار و خیابان معمولا یا بی‌سوادند یا کم‌سواد و کسی که سواد نداشته باشد نمی‌توان پیام پیشگیرانه خوبی به او منتقل کرد. او باید سواد پایه‌ای برای خواندن کتاب و بروشور داشته باشد.

در سال‌های اخیر اگر بچه‌های افغان کارت اقامت نداشتند نمی‌توانستند در کلاس‌های درس شرکت کنند. از سال گذشته تا‌کنون 400کودک کار و خیابانی که به مؤسسه مراجعه کرده‌اند در مقطع ابتدایی تا دوم راهنمایی آموزش دیده‌اند که اغلب دانش‌آموزان دختر در مقطع راهنمایی و پسران در مقطع ابتدایی بوده‌اند.

منیره آرزومندی می‌گوید: علاوه بر ثبت‌نام در مقاطع تحصیلی، کلاس‌های مهارت‌های زندگی (10 مهارتی که سازمان بهداشت جهانی عنوان کرده ازجمله کنترل خشم، استرس، عواطف، خشونت، خودآگاهی، همدلی، حل مسئله و...) و آموزش‌های بهداشتی برای کودکان بالای 6 سال دایر شده است. برخی از کلاس‌ها را هم شهرداری منطقه هماهنگ می‌کند.

خدمات دندانپزشکی و بهداشت پوست و موی رایگان از خدماتی است که با هماهنگی خیرین صورت می‌گیرد. برخی از کودکان در پروژه کفالت مؤسسه هستند که ساعات کار بچه‌ها در ازای درس‌خواندن و گرفتن نتیجه مطلوب از خانواده‌ها خریداری می‌شود و بین 30تا60‌هزار تومان متغیر است. این کمک به‌صورت نقد یا کالا در اختیار خانواده گذاشته می‌شود و کم‌کم این فرایند حذف می‌شود. قرار است بچه‌ها توانمند شوند و خودشان خود را هدایت کنند. نگرش کمک و اعانه باید حذف شود و خانواده‌ها بدانند که درس خواندن بچه‌ها به نفع خودشان است. هزینه‌های این مؤسسه با کمک خیرین و پروژه‌هایی که برای سازمان ملل انجام می‌دهیم تأمین می‌شود.

با وجود همه این برنامه‌ها آرزومندی مهم‌ترین تأثیر دور هم جمع شدن بچه‌ها را چیز دیگری می‌داند. او می‌گوید: با شرکت در این کلاس‌ها بچه‌ها صرف‌نظر از آموزش و سواد و... تعاملات اجتماعی سالم را یاد می‌گیرند؛ اینکه کنار هم بنشینند و درس یاد بگیرند و ارتباط سالم برقرار کنند. ممکن است که ما هیچ‌گاه نتوانیم این بچه‌ها را وارد دانشگاه کنیم و یا شرایط اجتماعی‌شان این اجازه را به آنها ندهد که از یک مقطعی بالاتر بروند ولی به‌نظرم اگر بچه‌ها بتوانند ایجاد رابطه سالم را یاد بگیرند ما رسالت خود را انجام داده‌ایم.

او معتقد است مهارت‌های زندگی مقدم بر سواد است و می‌گوید: اگر به بچه‌ها مهارت زندگی را یاد بدهید آنها واکسینه شده‌اند و اگر فرستادیدشان به سربازی، شهر دیگر برای تحصیل یا وارد عرصه زندگی شدند در مقابل هر نوع پیشنهاد مصرف مواد‌مخدر و سیگار مقاومت خواهند کرد. وی با اشاره به عوامل ایجاد خطر اعتیاط در کودکان و نوجوانان در مورد عواملی که آنها را از مواد مخدر باز می‌دارد گفت: مشارکت در امور اجتماعی و دلبستگی به گروه همچنین پیدا کردن هویت جدید اجتماعی آنها را از مصرف مواد باز می‌دارد. منیره آرزومندی می‌گوید:به‌نظر من یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که در جامعه خانواده‌ها در هر سطحی با آن مواجه‌اند این است که خانواده‌ها در مورد آسیب‌های مواد‌مخدر اصلا صحبت نمی‌کنند. اعتیاد و مواد‌مخدر راز نگفته‌ای است.

کودکان اطلاعات درست و غلط را از دوست و آشنا می‌گیرند و چون مسلح به ابزار‌های مقابله نیستند در دانشگاه، سربازی و... دچار مشکل می‌شوند. خانواده‌ها نیز باید همزمان با بچه‌هایشان آموزش‌های پیشگیری از اعتیاد را ببینند هر چند من معتقدم که اگر مشکلات اقتصادی بگذارد، به بازده 100درصدی می‌رسیم. یکی از عوامل گرایش کودکان به مواد‌مخدر گذشته پرمخاطره‌ای است که اغلب این بچه‌ها و والدینشان داشته‌اند. جنگ، زلزله، سیل، مهاجرت‌های طولانی و مکرر و خشونت‌های خیابانی، همه و همه از شرایط بد این کودکان خبر می‌دهد. ما فرصت زیادی برای آموزش کودکان نداریم.

اوضاع معصومه و اسماعیل و چندصد کودک و نوجوانی که به‌صورت اتفاقی جذب این چند تشکل غیردولتی که در پایتخت و حوالی آن کار می‌کنند شده‌اند خوب است. از بچه‌هایی که در مرز‌های شرقی و شهر‌های محروم زندگی می‌کنند چه خبر؟

 

10 نهاد متولی نابسامانی کودکان خیابانی!

 

10 نهاد متولی نابسامانی کودکان خیابانی!+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 21:30  توسط   | 

11خرداد روز امام و جوانان,دانشگاهیان

11خرداد روز امام و جوانان,دانشگاهیان

http://www.up98.org/images/meebk3cdbtw99y8k901.jpg

 

گرامیداشت قیام ۱۵ خرداد و ایام ارتحال

 

گرامیداشت قیام ۱۵ خرداد و ایام ارتحال

بنیانگذارجمهوری اسلامی ضروری است

 

ا


چند اثر در حمایت از کودکان خیابانی

 


 
 
 

 

 

 

 

دخترك گل فروش

 

ژاكت سرخش‏ در فضایى كه تماما خاكسترى بود، از آسمان ابرى گرفته تا اسفالت خیابان، از درختان بى برگ سپیدار و افرا گرفته تا آب دریاچه، مثل ذغال سرخ درون خاكستر جلوه­ی زیبایى داشت.

دست­هایش‏ از سرما كبود شده و دسته گل نرگس‏ صدپرش‏ زیر باران، خیس‏. با عجله راه مى­رفت و به دور و برش‏ توجهى نداشت. مى­خواست آخرین گل­هایش‏ را بفروشد. تا نیم ساعت دیگر مدرسه باز مى­شد و از ایستگاه مركزى مینى بوس‏ ها تا مدرسه بیست دقیقه راه بود. ساعت شش از خانه بیرون آمده بود. كتاب­هایش‏ را نزد واكسى دم ایستگاه گذاشته بود، كه زیر باران خیس‏ نشود. اوایل مارس‏ بود، اما هوا هنوز به پائیز شباهت داشت تا بهار.

میخك فروش‏ كوچولو را دید. از او خیلى خوشش‏ مى­آمد. پسركى بود هفت ساله با چشم­هاى عسلى درشت و موهایى به رنگ كاكل ذرت و با خنده­اى گرم و مهربان و بسیار مودب. دسته هاى سرخ میخك در دستان او با قطره­اى غلطان آب بر گلبرگ­هایشان از اظطراب او لحظه­اى كاست. باز هم پسرك پیش دستى كرده و به او سلام كرد.

 

- كجا؟

- كیزلاى، آخرى را هم اگر بفروشم چهارصد لیر فروختم.

- گفتى قیمت كفش‏ و كیفى كه مى­خواستى چقدر بود؟

- هفت ماه كار كردن.

- صبحانه خوردى؟

- هنوز نه.

- پاى دلمیش­ها مى­بینمت، باهم نون پنیر و چایى مى­خوریم.

- باشه، من یه كم گردو هم دارم.

- می­شه فردا زودتر بیاى؟ قبل از این كه گل­ها رو بیارن به من یك كم دیكته یاد بدى؟ دیروز معلم گفت من شمردنم خوبه، دیكته­ام بد. پسر حاجیه گفت: خب از بس‏ كه یك لیر دو لیر مى­شماره.

- می­آم حتما می­آم.

خانم خریدارى از راه مى­رسد.

- یك دسته گل، میخك نه، نرگس‏ مى­خوام.

- نرگسا پلاسیده است، میخك ببرید خانوم.

- پسرك : نه نرگس‏ نوبره، تازه، آخریش‏ هم هست اونو ببرین.

دخترك گل فروش‏، آخرین دسته­ی گل نرگسش‏ را كه فروخت، تو گالشاى پلاستیكى­اش‏ آب جمع شده بود.

 

 

برگرفته از: «داروگ»، کودکان، شماره­ی هفده، ژوئن 2006

 

خانه ای از جنس حلب - خانه فقیرانه كودك خیابانی

 

 

 

كودكان خیابانی و حمام در پارك

آب بازی -  تابستان آب بازی تابستان

آب بازی تابستانآب بازی تابستان

 

 

 

کودکان خیابانی

 

     برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰ میلیون کودک در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله : گدایی ، فروشندکی ( سیگار ـ میوه ، گل و روزنامه و .....) بزه کاری و تن فروشی مشغول هستند.    

کودکان خیابانی یک مسئله جهانی است که به همه ما مربوط می شود. برابر برآورد سازمان جهانی دفاع از حقوق بشر در حدود ۱۰۰ میلیون کودک در سراسر جهان در خیابان کار و زندگی می کنند. آنها برای زنده ماندن به کارهای گوناگون از جمله : گدایی ، فروشندکی ( سیگار ـ میوه ، گل و روزنامه و .....) بزه کاری و تن فروشی مشغول هستند. بخشی از آنها با خانواده هایشان ارتباط دارند و بخش دیگر یا از خانه فرار کرده اند و یا اینکه توسط خانواده به دلیل مشکلات مالی رها شده اند. این کودکان در پارکها ، خرابه ها و یا زیر پلها می خوابند. تعداد زیادی از آنها به مواد مخدر معتاد هستند و گاهی از موادی استفاده می کنند که به آنها آسیب های مغزی ماندگار وارد می کند.


برابر کنوانسیون جهانی خقوق کودک تمامی کشورهایی که آن را امضا کرده اند وظیفه دارند سلامت فیزیکی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی کودکان را تضمین کنند. متاسفانه در بیشتر کشورهای توسعه نیافته با وجود پذیرش کنوانسیون حقوق کودک دولتها در عمل از انجام وظیفه خود شانه خالی می کنند. در بیشتر کشورهای توسعه نیافته نزدیک به نیمی از جمیعت را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل می دهند و به دلیل رشد اختلاف طبقاتی و رشد ناموزون اجتماعی خانواده های تهیدست به تدریج به کناره شهر ها رانده می شوند.
تامین یک زندگی حداثل برای روستاییان نیز دشوار می گردد و آنها نیز به سوی شهر ها سرازیر می گردند. در کشورهایی که دچار جنگ داخلی هستند و یا دگرگونیهای طبیعی مانند خشکسالی ، سیل و زلزله امکان زندگی را از آهالی محل آسیب دیده سلب کرده است آنها را به سوی شهر ها روانه می کند. از آنجاکه تعداد فرزندان خانواده ها ی تهیدست معمولا زیاد است و خانواده ها توان پاسخ گویی به نیاز های آموزشی و بهداشتی فرزندانشان را ندارند این کودکان برای تامین نیازهای خود و خانواده از حاشیه شهر ها به سوی شهر ها سرازیر می شوند و زندگی نوین خود را در خیابان آغاز می کنند که آغازی است به مانگاری آنها در خیابان.
در طول ۳۰ سال گذشته فاصله طبقاتی بین ثروتمندان و تهیدستان افزایش یافته است ، پول دار ها پول دار تر و تهیدستان تهیدست تر شده اند.
بسیاری از کشور های توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته بدهکار هستند و برای باز پرداخت بدهی خود مجبور هستند هزینه های خود را کاهش دهند و این کاهش هزینه در نخستین گام در زمیته بهداشت و آموزش انجام می کیرد. کاهش هزینه ها بیشتر ار همه به تهیدستان آسیب می رساند و زندگی را برای آنها دشوار می کند.

● چه کسی کودک خیابانی است؟
توضیح دقیق اینکه چه کسی کودک خیابانی است کار ساده ای نیست. بسیاری از آنها دارای خانواده و مسکن هستند. آنها را نیز باید به عنوان کودک خیابانی در نظر گرفت چرا که خیابان را به عنوان محل کار خود برگزیده اند. زمانی که در باره کودک خیابانی گفتگو می کنیم منظور کودکانی است که در خیابان کار می کنند و یا بی خانمان هستند. تعداد کودکان بی خانمان در اقلیت قرار دارند و تعدادشان را بین ۱۵ ـ ۱۰ در سد از مجموع ۱۰۰ ـ ۸۰ میلیون کودکی است که در خیابان زندگی و یا کار می کنند. تعدادی از کودکان وضعیت دوگانه دارند یعنی اینکه بین خانه و خیابان جابجا می شوند.آنها شبها و روز ها در خیابان هستند ولی با خانه نیز در ارتباط هستند وبه مادر ، خواهران و برادرنشان کمک مالی می کنند.کودکان خیابانی بین ۱۳ ـ ۶ ساله هستند وقتی زندگی در خیابان را آغاز می کنند.

اکثریت کودکان خیابانی را پسران تشکیل می دهند. در بخشی از کشورها تعداد دختران در حال افزایش است. دختران معمولا مورد تجاوز جنسی قرار می کیرند و اغلب کار خود را از دست می دهند به ویژه دخترانی که به عنوان خدمتکار در خانه ها کار می کنند. بیشترین کودکان خیابانی کودکان کار هستند. بخشی از آنها کار های گوناگون دارند . تعدادی از آنها صاحب کار معمولی دارند و بیشتر به عنوان پادو در مغازه ها ، رستورانها ، هتل ها کار می کنند و اغلب توسط صاحب کار حقوقشان پایمال و یا نا دیده گرفته می شود.
پدیده کودکان خیابانی تنها ویژه کشورهای توسعه نیافته نیست بلکه این پدیده را در بعضی از کشورهای اروپایی و امریکای شمالی نیز می توان مشاهده کرد. در طی دهه ۹۰ پدیده کودکان خیابانی در کشورهای سوسیالیستی سابق در اروپای شرقی و روسیه با همان ویژه گی کشورهای توسعه نیافته در حال گسترش است.
● کودکان خیابانی در ایران
در کشور ما آمار رسمی در مورد کودکان خیابانی در دسترس نیست. برابر آمارها و برآوردهای غیر رسمی حدود ۱۰۰۰۰۰۰ ـ ۴۰۰۰۰۰ کودک خیابانی وجود دارد و افزایش آنها در شهر های بزرگ قابل مشاهده و غیر قابل انکار است. برابر بعضی از برآوردها سالیانه حدود ۶۰۰۰۰ کودک خانه خود را ترک می کند. شرایط زیستی کودکان خیابانی در ایران مشابه شزایطی است که کودکان خیابانی در دیگر کشورهای توسعه نیافته دارند.

 

 

2 میلیارد تومان برای كودكان خیابانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 22:37  توسط   | 

http://www.up98.org/images/yt4nfe1mw54x728z4f8.jpg
 

http://www.up98.org/images/rw545bya48ao2o1cn5ee.jpg

 

وعده ما 14 خرداد مرقد امام خمینی(ره)

http://www.up98.org/images/5uh8zfbibie9r6s3e2eh.jpg

كودكان مراقب شهرداری هستند تا جمع‌آوری نشوند

كارشناس امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی:
كودكان خیابانی مراقب ماموران شهرداری هستند

خبرگزاری فارس: كارشناس امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی استان اصفهان گفت: به جای اینكه شهرداری مراقب كودكان خیابانی باشد، آنها مراقب شهرداری هستند تا جمع‌آوری نشوند.‌

علی قاسمی امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان افزود: اصفهان به دلیل وضعیت خاص اقتصادی و فرهنگی كمترین كودكان كار را در خود جای داده و كودكانی هم كه وجود دارند بیشتر از استان‌های همجوار به اصفهان مهاجرت كرده‌اند. وی با بیان اینكه كودكان زیر 15 سال كودكان كار محسوب می‌شوند، اظهار داشت: این كودكان با آدامس‌فروشی، پاك كردن شیشه‌ اتومبیل و فال گیری در ساعاتی خاص از روز در پارك‌ها و معابر عمومی ظاهر می‌شوند تا از دست ماموران شهرداری در امان بمانند. 
كارشناس امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: كودكان خیابانی نقطه آغاز بسیاری از آسیب‌های اجتماعی هستند زیرا در حین كار خود با بزهكاران و عاملان توزیع مواد مخدر برخورد كرده و چون از خانواده دور هستند، می‌خواهند با پیوستن به این افراد و گروه‌ها از امنیت برخوردار شوند.
وی ادامه داد: سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف هر كدام در زمینه‌های كاری خود با بهزیستی در این زمینه همكاری می‌كنند اما قدم اول را شهرداری برای جمع‌آوری این كودكان انجام می‌دهد كه به دلیل فرار این كودكان از دست ماموران، تعداد كمی از آنها جمع‌آوری می‌شوند.
قاسمی با بیان اینكه كودكان جمع‌آوری شده آموزش‌های حرفه‌ای می‌بینند، افزود: پس از مدتی این افراد به كارگاه‌ها معرفی و با پشتیبانی بهزیستی ساماندهی می‌شوند. وی اظهار داشت: بیشتر كودكان كار از استان‌های كهگیلویه و بویر احمد، سمنان، مركزی و گاهی هم استان‌های جنوبی به اصفهان مهاجرت می‌كنند و بسیاری از این كودكان جزو اتباع بیگانه در اصفهان هستند.
 

20هزار كودك كار و خيابان در ميان اختلاف مسوولان باز به خيابان‌ها باز‌مي‌گردند

 

73 درصد كودكان خياباني بيماري‌هاي چشمي، 61 درصد بيماري‌هاي تنفسي، 64 درصد بيماري‌هاي قلبي ، 69 درصد اختلال شنوايي و 61 درصد از ...
... من هم بچه همين شهر هستم، اما اينجا، وسط خيابان و زير پاي مردم نشسته‌ام!

از شش سالگي زيرپاي مردم و در گوشه‌اي از همين چهارراه كز كردن را ياد گرفته‌ام

اينجا مدرسه من است. مي‌آموزم چطور گريه كنم، چگونه اشك‌ريزان ترحم جلب كنم و در چشم‌هاي مردمي كه زيرچشمي مرا مي‌پايند، زل بزنم و آخر شب هم به چند هزار توماني كه توي جيبم مي‌گذارد، راضي باشم.

اينجا و روي همين سنگفرش‌هاي سرد مي‌آموزم كه چطور صداي دختري10 ساله را كلفت كنم و «علي ‌اي شاه مردان» را با صداي پسرانه و تنبكي خراب بخوانم.

مي‌آموزم چطور در نگاه گستاخ مردان نگاه كنم و پولم را بگيرم. وقتي كه به جاي دادن پول، دستي به سرم مي‌كشند و مي‌روند!

مردم اينجا هم دلشان مي‌سوزد، هم به درد مي‌آيد، اما مردم گرگ شدن برخي از ما‌ها را نمي‌بينند!

فرقي نمي‌كند كه چند شب را مهمان شهرداري و بهزيستي باشيم، اين محدوده پاتوقمان است و من هر جا كه بروم، به سر جاي قبلي‌ام برمي‌گردم، پيش مشتري‌هاي سخاوتمندم!

اينجا، در اين خيابان روشن و پرنور و پرپول فرقي نمي‌كند كه دختري دوره‌گرد باشي يا پسر. خيلي وقت است كسي سراغ دختر بودن را از من نگرفته، توي اين لباس‌هاي مردانه و گشاد و كثيف، نشاني از دختر بودن و تميزي و ظرافت در من نمانده، بي‌شناسنامه كه باشي به هر كاري مجبور مي‌شوي!

ما يك گروهيم، كنار دستيم آهنگ مي‌زند و مي‌خواند، من در كار فال و آدامسو و اسد كه بزرگ‌تر از همه ماست، جوراب مي‌فروشد.

زانوهايم به گزگز افتاده، به اين فكر مي‌كنم كه از فردا مقوا يا زيراندازي كلفت بياورم و زير پايم بياندازم.


82 درصد كودكان كار و خيابان دچار بيماري‌هاي پوستي‌اند

به گزارش خبرنگار اجتماعي ايسنا، 73 درصد كودكان خياباني بيماري‌هاي چشمي، 61 درصد بيماري‌هاي تنفسي، 64 درصد بيماري‌هاي قلبي ، 69 درصد اختلال شنوايي و 61 درصد از كمبود توجه رنج مي‌برند و در عين حال 82 درصد آن‌ها نيز دچار بيماري‌هاي پوستي هستند.

همچنين از نظر سواد نيز 56 درصد آن‌ها بي‌سوادند، 61 درصد مشكلات گفتاري دارند و در مجموع 86 درصد آن‌ها فاقد هرگونه مهارت شغلي‌اند.

اين آماري است كه يك تحقيق در سال 84 بر روي بيش از چهار هزار و 100 كودك خياباني انجام داده است و قطعا اين جمعيت و اين آمارها در سال 87 بيشتر و نگران كننده‌تر شده و ساده‌انگاريست اگر گمان كنيم، كودكان امروز خيابان‌هاي تهران كه جلوي ماشين، مغازه‌ها، پشت چراغ و يا ترمينال‌ها در هر ساعتي از شبانه‌روز مي‌بينيم، اين عارضه‌ها و بيماري‌ها را نداشته باشند و در صحت و سلامت كامل جسم و با شكم‌هاي سير بيشتر ساعات روز را كار مي‌كنند.

بر اساس آيين‌نامه ساماندهي كودكان خياباني كه سال‌هاست خاك مي‌خورد، وظايف سازمان‌هاي بهزيستي و شهرداري، كميته امداد امام خميني (ره) و ساير متوليان رده چندم را مشخص كرده است، اما در اين سال‌ها كماكان كودكان خياباني پس از دستگيري و نگهداري چند روزه به خيابان‌ها بازمي‌گردند و هيچ تعهدي براي ساماندهي بلندمدت آن‌ها وجود ندارد.

به عبارتي سازمان‌هاي متولي از جمله سازمان بهزيستي و شهرداري در حالي اين روزها به دنبال تعيين تكليف براي شرايط و حيطه وظايفشان مي‌گردند كه وظايف مشخص شده در قوانين قبلي را هم انجام نداده‌ و كارنامه‌اي جز دستگيري‌هاي موقت ندارند و هنوز كودكان كار و خيابان از سروكول خيابان‌ها و چهارراه‌ها بالا مي‌روند!

شهرداري تهران و سازمان بهزيستي به آخرين تصميم در مورد ساماندهي كودكان كار و خيابان كه چندين ماه پيش توسط شوراي اجتماعي كشور اتخاذ شد، توجهي نكرده‌اند و عليرغم توافق اوليه اين تصميم‌ كماكان معطل باقي‌مانده است.


جمعيت كودكان كار و خيابان در حالي چند برابر مي‌شود كه هنوز تعداد فعلي آن‌ها را نمي‌دانيم

معاون اداره كل آسيب‌هاى اجتماعى شهردارى تهران، آبان ماه سال جاري اعلام كرده بود كه تعداد و آمار كودكان كارو خيابان قرار بوده تا اواخر مهر ماه تدوين و جمع‌آورى شود، ولى متاسفانه هنوز اين كار به اتمام نرسيده است.

حسن عمارى به تدوين شناسنامه كودكان كار و خيابان توسط سمن‌ها در مناطق اشاره كرده و افزوده بود كه به دليل گستردگى كار توسط سمن‌هاي مناطق، تا حدودى اين آمار به دست آمده و به دليل خام بودن تا دو هفته ديگر آمار قطعى اعلام خواهد شد.

گفتني است ابوالحسن فقيه ـ رييس سازمان بهزيستي كشور ـ مهر 85 اعلام كرده بود كه با گذشت يك‌سال از تصويب آيين‌نامه ساماندهي كودكان كار، به علت ناهماهنگي‌هاي بين بخشي هنوز اين آيين‌نامه اجرايي نشده است و حدود 20 هزار كودك كار و خياباني در كشور وجود دارند كه در اين وضعيت بدون ساماندهي باقي مانده‌اند.

و در ميان كلنجار سازمان‌ها در اين باره، باز قصه،‌ قصه همان كودكاني است كه وسط پياده‌رو روي دو زانو نشسته‌اند و گردنشان به بالا خم شده، ديگر هيچ شماره‌اي آن‌ها را از اين شرايط نجات نمي‌دهد، نه 137، نه 1888 نه 123، نه شهرداري و نه بهزيستي! آن‌ها فقط با چند نگاه بيشتر مردم و دست‌هايي كه به سوي جيب‌ها و كيف‌ها مي‌رود، خوشحال مي‌شوند.

زن خیابانی

 

2l89ahe.jpg

 

 

مدیر : خانم اگه میخوای اسم دخترت رو بنویسی باید صدو پنجاه هزار تومن

بریزی به حساب همیاری...

زن : مگه اینجا مدرسه دولتی نیست !؟

- اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز!!زن : آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن!- این که شهریه نیست اسمش همیاریه!

زن : اسمش هر چی هست.تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس

 

دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن!

- خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس!! اینقدر هم وقت منو نگیر...

زن : آقای مدیر من دوتا بچه یتیم دارم! آخه از کجا بیارم ؟!!

ـ خانم محترم! وقتی وارد اینجا شدی رو تابلوش نوشته بود یتیم خونه یا مدرسه؟!

آهای مستخدم،این خانم رو به بیرون راهنمایی کن!!

...

زن با چشمهای پر اشک منتظر اتوبوس واحد بود...

اتومبیل مدل بالائی ترمز کرد...

روزنامه ای که روی صندلی جا مانده بود رو برداشت و بهش خیره شد :

کمیته مبارز با فقر در جلسه امروز ...

ستاد مبارزه با بیسوادی ...

تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود : با ۲۰۰۰۰۰ زن خیابانی چه می کنید !؟

زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد:

با ۲۰۰۰۰۱زن خیابانی چه می کنید !؟

 

کار و کودکان خیابانی

 

کار و کودکان خیابانی

حضور كودكان خیابانی در چهار راه ها و معابر مشهد اكنون به امری عادی مبدل شده و باعث شده است كه با شروع فصل تابستان شاهد موج جدیدی از حضور كودكان خیابانی در معابر شهر و اشتغال به كارهای كاذبی همچون فروش كبریت، آدامس، فال و دستمال كاغذی در خیابان های مختلف و پرترافیك شهرمان باشیم.
این در حالی است كه هر چند وقت یكبار انجام طرح هایی در قالب فروش روزنامه، جمع آوری كالاهای بازیافت در دكه ها برای حل مشكل كودكان خیابانی در دستور كار قرار می گیرد اما به دلیل مشكلات قانونی و عدم اجرای صحیح این طرح ها و نیز تفاسیر گوناگون متولیان سامان دهی كودكان از قانون جمع آوری و سامان دهی كودكان؛ باز شاهد گسترش این پدیده در معابر شهری هستیم. در این میان آنچه كه مسلم است راهكارهای ارائه شده در مدت محدود از سوی مسئولان تنها به صورت مقطعی، گذرا و یا بهتر بگوئیم مسكنی زمان دار در مقابله با این پدیده اجتماعی بوده است.

 

براساس مصوبه هیئت دولت؛ نیروی انتظامی، قوه قضائیه، شهرداری، وزارت كار، وزارت بهداشت، سازمان بیمه خدمات درمانی، سازمان تأمین اجتماعی، صدا و سیما، جمعیت هلال احمر، وزارت آموزش و پرورش و كمیته امداد امام خمینی از جمله سازمان ها و نهادهای همكار در سازمان دهی كودكان خیابانی هستند كه موظف به اجرای طرح هایی در زمینه سامان دهی كودكان كار شدند با این همه هر ساله با آمدن فصل گرما مسئولان مصوبه دولت را درباره سامان دهی كودكان فراموش می كنند تا جایی كه هر دستگاه به تنهایی طرح هایی را شناسایی و حمایت خود را مطرح می كنند و امید می دهند كه امسال به طور جدی معضل كودكان خیابانی را حل می كنند اما با پایان فصل همه موضوعات درباره بچه های كار از یاد می رود و پرونده سامان دهی كودكان خیابانی برای سپری شدن زمان تا رسیدن دوباره فصل گرما بایگانی می شود!...

 

نبودن قانون شفاف
معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد نبود وظیفه قانونی صریح و شفاف و نیز تداخل وظایف ارگانها در راستای اجرای سامان دهی كودكان خیابانی را از چالش های موجود به منظور اجرای این طرح عنوان كرد.
سیدامیر مرتضوی با اشاره به طرح مشاركتی حمایت از كودكان خیابانی اظهار داشت: متأسفانه ارگان های مسئول و ذی ربط در رابطه با اجرای قانون با توجه به صریح و شفاف نبودن وظایف قانونی خود برداشت متفاوتی دارند كه این امر در برخی از موارد منجر به عدم اجرای مؤثر طرح سامان دهی كودكان خیابانی و در نهایت تداخل در اجرای طرح می شود.
وی با اشاره به حضور كودكان در خیابان های سطح شهر گفت: با توجه به اینكه مشهد یك شهر زیارتی است و همه ساله زائران برای زیارت به این شهر سفر می كنند حضور كودكان خیابانی در این ایام از سال پررنگ می شود و همچنین در برخی از موارد شاهد حضور كودكان اتباع خارجی و یا كودكان شهرستانی در معابر خیابان های اصلی مشهد هستیم كه این موضوع نیز زمینه ساز، نازیبایی سیمای شهر می شود.
معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد ادامه داد: با توجه به حضور زائران در شهر مشهد و به ویژه در هسته مركزی و اطراف حرم كمیته آسیب شناسی در اطراف حرم تشكیل و مستقر خواهد شد كه معضلات كودكان خیابانی و نیز موضوعاتی نظیر زواركشها، كیف قاپ ها و سایر مواردی كه ممكن است در حمل تراكم زائران بوجود آید را بررسی می كند.
وجود 2هزار كودك خیابانی در استان خراسان رضوی
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان رضوی تعداد كودكان خیابانی استان خراسان رضوی را 2هزار كودك عنوان كرد و گفت: براساس برآوردهای صورت گرفته پیش بینی می شود 2هزار كودك خیابانی در استان خراسان رضوی وجود دارند كه از این تعدا 650 نفر توسط مراكز بهزیستی استان شناسایی شده اند.

 

بختیاری در رابطه با میزان اعتبارات سازمان بهزیستی استان در اجرای آئین نامه سامان دهی كودكان خیابانی اظهار داشت: نقش مشاركتی سایر دستگاه ها و ارائه خدمات حمایتی به این كودكان و خانواده های آنها به صورت رایگان در آئین نامه مصوبه وزیران لحاظ شده است كه براین اساس اعتبار سازمان بهزیستی نیز با توجه به نقش حمایتی سایر دستگاه ها در اجرای این طرح حذف و به اعتبارات استانی و حمایت سایر دستگاه ها بسنده كرده است و این در حالی است كه سایر ارگان ها نیز در این راستا تاكنون وظایف خود را به شكل مؤثر و پایدار انجام نداده اند.
رئیس شورای اسلامی شهر مشهد به مشكلات موجود در رابطه با سامان دهی كودكان خیابانی اشاره كرد و گفت: در حال حاضر حرف و حدیث های بسیاری در رابطه با هزینه های جمع آوری و سامان دهی كودكان خیابانی در بین نهادهای مسئول وجود دارد كه این مشكل زمینه ساز عدم اجرای مؤثر طرح شده است.
عباس شیرمحمدی خانه سبز شهرداری مشهد را یكی از مكان های سامان دهی كودكان خیابانی و متكدیان برشمرد و اظهار داشت: با توجه به زیارتی بودن شهر مشهد و حضور سالانه 20میلیون زائر در شهرمقدس مشهد، جمع آوری و سامان دهی كودكان خیابانی و متكدیان نیازمند یك عزم جدی و همكاری كامل میان دستگاه ها و ارگان های ذیربط است و در این رابطه یك ارگان و یا نهاد به تنهایی نمی تواند به جمع آوری و سامان دهی كودكان خیابانی و متكدیان به شكل مؤثر و پایدار بپردازد.
وی در ادامه حضور كودكان در خیابان های اصلی شهر و اطراف حرم رضوی را عاملی در نازیبایی سیمای شهری در دید زائران و شهروندان عنوان كرد و خاطر نشان كرد: با توجه به زیارتی بودن شهر مشهد سامان دهی كودكان خیابانی امری ضروری و انكارناپذیر است.

گزارش از : مریم شاهگردی
خبرنگار كیهان در مشهد / شانزدهم شهریور ۸۹

 

There is a road in south of Tehran that leads you to Behesht-e Zahra (a local cemetery), and the kids along the road are the spirits of paradise who make their living by selling flowers.

There are glimpses of light in their eyes under the scorching summer sun and the freezing winter winds that hopes one of the hundreds of cars that pass by will stop to buy a flower from them.

Most of them are kids, although you may occasionally find adolescents as well. Hunger and thirst are meaningless when cars don’t stop to buy a flower.

Mothers wait anxiously each day for their children to return in hopes they will bring food home in their innocent hands to put on the table.

The sun is still not out when the mothers send their

 

children out [for the day]. By noon, she anxiously waits.  This is south of Tehran, Iran’s capital.

Her eyes are on the road as she waits. She wants to focus all her attention on the arriving car, so she can get to it faster than the others.  The cruel autumn wind slaps her face red. She says her name is Mahboubeh and she is 15 years old. She runs toward the next car. Her small figure resembles a 10-year old, while the hard skin on her hands look like those of a mature and experienced woman. She works alongside her brother who also sells flowers to provide for their family.  She desperately longs to go to school and study, but her countless absence from school has gotten her expelled.

Each week, at least two children are killed either trying to run away from the cops or they are hit by careless drivers.  Nonetheless, their parents still send them out the next day to work again. They buy a batch of flowers for 3000 toman ($3.00 USD) from the market and sell them for 5000 toman ($5.00 USD).

In contrast to the luxurious flower shops uptown Tehran, the girls on the streets hold flowers that are no longer full of fragrance. The look on their faces is different from the other children their age who live uptown. The flowers in their hands begs to be bought, just to provide enough money to buy a sandwich for dinner.  It has been years since the roads are filled with this dreadful image.  It seems that the government and the people accountable for such a disparity have not yet realized that it is time for them to take action for change.

According to the law, it is the municipality’s job to deal with these situations and solve the problems. A representative of the mayor from Section 5 of area 19 in Tehran has blamed the flower girls for the traffic on Behesht-e Zahra highway. He claims that the presence of the flower girls leads to two deaths per week.

According to the representative, at the beginning of the highway, there are the Iranian flower sellers. Further along, there are the Afghan flower sellers. He claims that each Afghan flower seller has 30 people accompanying him or her, which contributes to the traffic. He says that the municipality of Tehran has the power to stop the flower sellers; however the prosecutor of Shahr-e Rey does not allow legal actions to be taken, insisting that selling flowers is not a crime.

This representative also claims that most of the adolescents selling flowers are addicts to opium, crystal, and other substances; [selling flowers] is the easiest and most profitable job the children can take on that will provide them with enough money to buy drugs. In order to counter this [problem], he insists that the city builds several centers to buy flowers inside the cemetery.  On the other hand, since it is difficult for addicts to maintain a job, they refuse to work inside the cemetery shops and continue to work on the streets.

Nevertheless, people continue to buy their flowers from street sellers, either because of sympathy, or for the luxury of sitting in their car and have flowers delivered to them. With an angry tone, the representative insists that this problem could be solved with the help of the police force. He states that if an officer stands every 100 meters and controls the situation, a lot of the unfortunate deaths can be prevented.

Also, the police blame the municipality for not dealing with the problem. He claims that the existence of street sellers, specifically kids selling flowers, has increased traffic and the probability of accidents. Majidi (chief of police) adds, “The presence of young children on the road side and highway is proof that the municipality is not taking action against the problem, which has consequently led to many accidents.”

The flower sellers mostly live in areas surrounding the cemetery like Eslam Shahr, Saleh Abad, Bagher Abad, and Varamin. People living in these neighbourhoods are very poor and forced to sell flowers to survive. If they are lucky not to be caught by the police, they have to work all day under the blazing sun or cold winter wind, just to save enough money to buy something to eat at the end of the day.

The presence of the children along the highway demonstrates that despite promises made by the officials, nothing has improved. Instead of helping the children, everyone is somehow trying to take the responsibility off themselves and place it on someone else. The transportation police have only agreed to station officers along the highway on specific occasions, and the municipality has merely built a few flower shop in the cemetery to [supposedly] help with the situation. These stores sell the flowers for twice the amount they are sold on the streets.

Several meetings have taken place with various responsible organizations to deal with the issue, and many initiatives have been drafted.  Still, the flower kids are on the streets chasing bills.

Translation by persian2english.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 22:23  توسط   | 

قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

قتل فجیع دختربچه 7 ساله پس از آزار جنسی

 

جوان 22ساله‌اي كه پس از شكنجه دختري 7ساله در مشهد او را به طرز فجيعي كشته بود، بزودي محاكمه مي‌شود.

اين جوان 22ساله چند روز قبل از ارتكاب جنايت از يكي از استان‌هاي جنوبي كشور براي كار به مشهد آمده بود و در يك كارگاه توليدي واقع در حاشيه شهر مشهد كار مي‌كرد. قاتل در چند روز نخست كاري‌اش متوجه دختر دانش‌آموزي شد كه از مقابل كارگاه عبور مي‌كرد و به مدرسه مي‌رفت. جوان 22ساله كه افكار پليدي را در سر مي‌پروراند با ديدن دختربچه، نقشه سوءاستفاده از وي را در ذهن خودش طراحي كرد و ظهر روز بيست و سوم آذرماه با نيت شيطاني خود، دخترك را به بهانه‌اي به داخل ساختماني مخروبه كشاند و جلوي دهان او را محكم گرفت.

در اين لحظه جوان شيطان‌صفت با توسل به زور دختربچه را شكنجه كرد و بخاطر ترس از اينكه دختر هفت ساله وي را شناخته است، طعمه خود را به طرز فجيعي به قتل رساند.

قاتل بي‌رحم سپس جسد غرق به خون دخترك را داخل زمين‌هاي كشاورزي جاده مشهد- كلات رها كرد و به سركار خود برگشت. خانواده اين دختر معصوم كه از ناپديد شدن او نگران شده بودند، مفقود‌شدن فرزندشان را به پليس اطلاع دادند.



24 ساعت بعد

يكي از اهالي مشهد در تماس با فوريت‌هاي پليسي110 گفت كه جسد غرق به خون دختربچه‌يي را در كنار جاده مشاهده كرده است. در پي اين گزارش، ماموران كلانتري خلق‌آباد مشهد براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند و جسد خون‌آلود دخترك را داخل گودالي در پشت پمپ‌ بنزين جاده مشهد- كلات كشف كردند. با كشف اين جسد، به دستور علي‌اكبر صفاييان، بازپرس ويژه قتل تلاش براي احراز هويت مقتول آغاز شد و باتوجه به اينكه مفقودي، دختربچه‌يي در همان منطقه اعلام شده بود، موضوع به اطلاع اين خانواده رسيد و جسد مورد شناسايي والدين كودك قرار گرفت. اين درحالي است كه معاينات لازم در پزشكي قانوني حاكي از آن بود كه كودك هفت ساله قبل از مرگ، مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته است.

دستگيري 8 مظنون به قتل

رييس پليس‌ آگاهي خراسان رضوي گفت: با معاينه دقيق نشانه‌ها و اثراتي كه از رد كفش قاتل و خون‌هاي ريخته شده روي زمين در محل جنايت به جا مانده بود، كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي هشت نفر را به عنوان مظنون دستگير كردند اما اين افراد كه قاتل نيز يكي از آنان بود منكر ارتكاب هرگونه عمل خلاف و جرمي شده و بنابه حكم قضايي تمامي آنها آزاد شدند. اگرچه بطور كاملا نامحسوس تحت كنترل قرار گرفتند و از آنان خواسته شد تا روشن شدن نتايج آزمايشات پزشكي قانوني، از مشهد خارج نشوند.

سرهنگ حسين بيدمشكي افزود: مظنون اصلي پرونده با وحشت از اينكه پليس حقيقت را دريابد مشهد را به مقصد شهرستان فردوس ترك كرد، اما تيم‌هاي كنترل نامحسوس پليس همچنان او را تحت نظر داشتند. اين مقام انتظامي گفت: متهم پس از گذشت 21روز درحالي كه نمي‌توانست خود را از چنگ عذاب وجدان نجات دهد با مراجعه به پاسگاه انتظامي باغستان پليس فردوس در اظهاراتي متناقض بيان داشت كه دختربچه‌يي را در حوالي مشهد به قتل رسانده است.

وي خاطرنشان كرد: در پي اين اعترافات، موضوع به پليس آگاهي استان اعلام و كارآگاهان مبارزه با جرايم جنايي با اخذ نيابت قضايي به شهرستان فردوس اعزام شده و متهم را به مشهد انتقال دادند.

سرهنگ بيدمشكي افزود: جوان 22ساله‌ پس از مشخص شدن نتيجه كالبدشكافي مبني بر تاييد تجاوز به دختر بچه و قتل او به وسيله ضربه اي سخت، در مقابل مقام قضايي، صراحتا به قتل اعتراف كرد. هم‌اكنون متهم براي انجام آزمايشات تشخيص سلامت رواني به پزشكي قانوني انتقال يافته است.

اعترافات هولناك عامل جنايت

جوان 22ساله در بازجويي‌هاي به عمل آمده گفت: اهل يكي از شهرهاي جنوبي هستم و تا كلاس دوم دبيرستان درس خوانده‌ام. من براي كار به مشهد آمدم و در كارگاهي مشغول كار شدم. چند روزي بود كه دخترك را مي‌ديدم تا اينكه روز قبل از حادثه به بهانه گرفتن شيلنگ آب به در خانه آنها رفتم و او را از نزديك ديدم. با ديدن اين دختربچه وسوسه شدم تا نياز جنسي‌ام را با سوءاستفاده از او برطرف كنم به همين خاطر ظهر روز بعد، زماني كه دخترك از مدرسه به خانه برمي‌گشت، صدايش كردم و به بهانه اينكه بيا شيلنگ را بگير او را به داخل ساختماني مخروبه كشاندم.

قاتل 22ساله افزود: من جلوي دهان دختربچه را گرفتم و با زور او را مورد آزار و اذيت قرار دادم. بعد از آنكه به نيت پليد خود رسيدم دختربچه درحالي كه حالش بد بود و گريه مي‌كرد چند ثانيه به چشمانم خيره شد. با اين تصور كه او مرا شناخته است او را كشتم. من كه اصلا نمي‌فهميدم چه كار مي‌كنم جسد دخترك را به كنار جاده كشاندم و داخل گودالي انداختم و فرار كردم.

عامل جنايت درحالي كه بشدت دچار عذاب وجدان و احساس پشيماني و ندامت شده بود و دستانش مي‌لرزيد با صدايي لرزان گفت: در اين مدت از خواب و خوراك افتاده بودم و به هر كجا نگاه مي‌كردم چهره دختر بي‌گناه يادم مي‌آمد. من خيلي عذاب كشيدم و وجدانم ناراحت بود بالاخره خودم را از كابوس و وحشت نجات دادم و حقيقت را گفتم اگرچه ديگر راهي براي بازگشت نمانده است. به گزارش «ملت ما»، ‌بازپرس پروند كيفرخواست متهم را به اتهام قتل عمد و آزار و اذيت دختربچه صادر كرد و بزودي اين متهم در دادگاه كيفري استان خراسان رضوي محاكمه خواهد شد.

 

انواع و اقسام كودك آزاری

 

تصاویری غم انگیز از كودك آزاری

 

 

نگاهی به دلایل شیوع کودک آزاری در جامعه...

در طرح غربالگری و جمع آوری معتادان از سوی سازمان بهزیستی، گزارشی مبنی بر وقوع یک کودک آزاری در منطقه ای از مشهد به پلیس اعلام شد.

ماجرا از این قرار است که پدری کودک 8 ساله اش را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده و بر اثر کتک های شدید، چندین نقطه از اعضای بدن کودک و همچنین جمجمه او دچار شکستگی شده بود. به هر طرف بدن کودک که نگاه می کردی، جز آثار کبودی، خونمردگی، سوختگی، گازگرفتگی و زخم های شدید نمی دیدی. متاسفانه بر اثر این کتک ها و اذیت ها، نه تنها عوارض ظاهری و جسمی فراوان در این کودک ایجاد شده، بلکه از نظر روحی و روانی نیز دچار اختلالات فراوان شده است، حتی مادربزرگ، عمه و سایر اقوام پدری کودک نیز که با او مرتبط بوده اند نه تنها از پسربچه 8 ساله حمایت نکرده اند، بلکه وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند. 

این پسر، فرزند طلاق بود که پس از طلاق به پدر سپرده شد. پدر از ابتدای پذیرش سرپرستی کودک، در خانه را به روی او می بسته و او را به فروش مواد مخدر از زیر در خانه مجبور می کرده و هر زمان که تعللی در کارش به وجود می آمده، تا سرحد مرگ او را کتک می زده است.

کودک آزاری عبارتست از هر نوع ضرب و شتم یا جراحت فیزیکی، روانی یا تحقیر کودک تا 18 سال که تاثیر ماندگاری بر وضعیت بدن یا روان او برجای بگذارد. برخی از این آثار می تواند مخفی باشد؛ مانند ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین.

● کودک آزاری را می توان به 4 نوع تقسیم کرد:

1) کودک آزاری جسمی، شامل آزار و کتک زدن به کودکان به گونه ای که اثر آن بر بدن کودک بر جا بماند و در مواردی هم به مرگ و نقص عضو منجر شود.

2) کودک آزاری جنسی شامل استفاده از بچه ها به قصد لذت جنسی به هر شکل ممکن

3) کودک آزاری عاطفی یا روانی شامل تحقیر کودک، طوری که به عزت نفس او خلل وارد کند یا اعتماد به نفس او را پایین آورد؛ مثل مقایسه با دیگران و سرکوفت زدن، ایجاد احساس خجالت، تحقیر نزد دیگران بخصوص سایر کودکان، مطرح کردن نقاط ضعف و دادن لقب های ناراحت کننده مانند دست و پا چلفتی و ... 4) غفلت عبارت است از ناتوانی یا برآورده نکردن ارادی نیازهای کودک اعم از نیازهای جسمی و بدنی مثل تهیه خوراک و پوشاک مناسب یا نیازهای روانی کودک مثل اجازه بازی ندادن به وی.

● آزار یا تنبیه

کودک آزاری مربوط به طبقه خاصی نمی شود و فقر فرهنگی به اندازه فقر اقتصادی می تواند در ایجاد آن خطرآفرین باشد، به نحوی که مساله کودک آزاری در بین افراد تحصیلکرده و با بضاعت مالی خوب هم دیده می شود.

در این میان باید توجه داشت که کودک آزاری با تنبیه بدنی متفاوت است. والدین با تنبیه به کودک می فهمانند که رفتار خود را اصلاح کند، اما به علت ناآگاهی و همچنین نقص قانون بسیاری از پدر و مادران به بهانه تنبیه، کودکان خود را در معرض آسیب های جدی روحی و روانی قرار می دهند.

● علل بروز کودک آزاری

عدم آگاهی والدین از حقوق کودک و احترام به شخصیت این انسان های کوچک در شکل گیری حوادث کودک آزاری دخیل هستند، عدم ارایه آموزش های لازم قبل و بعد از ازدواج، نبودن فیلترهایی به منظور تعیین صلاحیت والدین در به وجود آوردن و نگهداری فرزند نیز از جمله مواردی است که در برنامه های فرهنگی، آموزشی و تربیتی دستگاه ها نادیده گرفته شده و موجبات کودک آزاری را فراهم کرده است. همچنین ناهنجاری های اجتماعی از قبیل فقر، کمبود امکانات زندگی، اعتیاد، محیط خانوادگی، بیکاری و طلاق خانواده را به انواع آسیب های اجتماعی مبتلا کرده است تا آنجا که نه تنها از زندگی احساس لذت و رضایت نکرده بلکه در حالت درماندگی، نوک پیکان سرخوردگی و وحشت را به سوی کودک نشانه می روند که در اشکال کتک زدن، پرت کردن، به کارهای سخت گرفتن، لگد زدن، داغ کردن و ... بروز پیدا می کند به طوری 15 درصد کودکان هنگام تنبیه بدنی از سوی والدین دچار جراحت و مصدومیت می شوند. از طرف دیگر کودک تک والد، فرزند خوانده، دارای ناپدری و نامادری، کودکان نارس که تغذیه و پرستاری از آنها دشوارتر بوده و مراقبت از آنها زمان بیشتری می طلبد، کودکان دچار ناهنجاری بخصوص عقب ماندگی ذهنی و دارای نقایص جسمی که به دلایل غیرطبیعی بودن آنها مهر و محبت در والدین ایجاد نکرده و مادر از داشتن کودک ناراضی است در کنار کودکانی که زیاد گریه می کنند یا آنهایی که بیش از سایر همسالانشان در معرض آسیب دیدگی هستند همچنین کودکانی که ناآرام و پر زحمتند و به سختی تربیت می شوند همگی در معرض تهدیدات کودک آزاری از سوی والدینشان قرار دارند.

برخی از والدین نیز به دلیل وجود مشکلات اقتصادی و گاه ضعف شخصیت دچار ناتوانی در حل مسایل خویش شده و کانون خانواده را به جهنمی برای کودک تبدیل می کنند، آنان خواسته یا ناخواسته ناکامی ها، خشونت ها و زورگویی هایی را که از دوران طفولیت و جوانی تجربه کرده اند، عینا به کودکان که کوچک ترین قدرت دفاعی ندارند، منتقل می کنند.

بنابراین می توان گفت: به همان نسبت که والدین سالم از لحاظ روانی و آگاهی، موجب شکوفایی و نمو هر چه بهتر کودک می شوند به همان نسبت والدین ناآگاه و دارای فقر فرهنگی و مادی به منزله سمی برای کودک به شمار می روند. در این میان کودکان طلاق در صدر خطرپذیری این آزارها هستند.

● عواقب کودک آزاری

کودکان در تاریخ 3000 ساله بشر همیشه به نوعی از انحا مورد آزار قرار می گرفته اند، آزاری که بخش عمده آن از سوی والدین متعصب و خرافی در گذشته با زنده به گور کردن دختران تجلی می یافت و امروز به بهانه تادیب، اصلاح و تنبیه.

در کودک آزاری تنها صدمات فیزیکی مطرح نیست، بلکه آسیب های روانی آن، آثاری به مراتب طولانی تر و عمیق تر دارد و از این رو تمامی کودکانی که تحت آزار شدید والدین بوده اند، باید تحت درمان قرار بگیرند تا فشارها و آسیب های عاطفی و روانی که در شرایط مختلف تحمل کرده اند جبران و برطرف شود و چنانچه قربانی کودک آزاری شناسایی یا جنبه های آسیب روانی جدی گرفته نشود کودک آزار دیده در آینده به فردی ضد اجتماعی تبدیل شده و در صدد انتقامجویی برمی آید. همچنین یکی از نکات برجسته در خانواده های کودکان آزار دیده انتقال خشونت از نسلی به نسل دیگر است. به این ترتیب کودکی که تحت آزار و اذیت والدین قرار می گیرد به وسیله سازوکارهای روانی، بویژه همانند سازی یا مشابهت با مهاجم بتدریج خود نیز رفتارهای خشونت آمیز بروز می دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل های بعدی منتقل می کند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که کودک آزار دیده یا فردی ترسو و منفعل خواهد شد یا دست به انتقام از جامعه خواهد زد، اگر راه دوم را پیش گیرد، دامنه جنایات در آینده در جامعه افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد و کم توجهی جامعه به این موضوع خسارات زیاد و جبران ناپذیری را به وجود خواهد آورد.

● نقش قوانین در دفاع از قربانیان کودک آزاری

سال 72 مجلس شورای اسلامی طی ماده واحده ای، متن کنوانسیون حقوق کودک را مبنی بر حمایت از حق حیات، حق کسب هویت، حق زیستن با والدین، منع انتقال غیرقانونی کودکان، حق شرکت در اجتماع و ایفای نقش های اجتماعی، منع رفتارهای خشن، آموزش و تحصیل، تفریح و بازی، منع استثمار، حمایت در برابر مواد مخدر، حمایت در برابر زیان های ناشی از کار، تقویت روحیه صلح طلبی و حمایت از کودکان آسیب دیده روحی و جسمی را پذیرفت.

از سوی دیگر، 9 سال پس از قبول این کنوانسیون یعنی سال 81 فشارهای حاصل از سوی کارشناسان قانون و نهادهای زیر مجموعه موجب شد تا قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در قالب 8 ماده به تصویب برسد که طبق آن، کودک آزاری جزو جرایم عمومی بوده (احتیاج به شکایت شاکی خصوصی ندارد) به طوری که طبق ماده 2 این قانون، مصوب شد هرگونه صدمه، اذیت، آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده گرفتن سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل کودکان آنها ممنوع و مرتکب این جرم، محکوم است.

تصویب قوانین حمایت از حقوق کودک درحالی است که موانع قانونی درکشور درصد قابل توجهی از والدین کودک آزار را از پیگیری قانونی مصون کرده است و این جرایم اغلب زمانی فاش می شودکه فاجعه بزرگی رخ داده و جرم از حالت ابتدایی و اولیه اش خارج شده باشد.

پدر 17 ساله در کرج، کودک 5/1 ساله اش را کشت، وقتی علی 8 ساله در بیمارستان مرد، همه فهمیدند که ناپدری اش او را آزار می داده است وقتی نیلوفر، جان خود را از دست داد پزشکی قانونی اولین نهادی بود که از وقوع یک کودک آزاری در حالی خبر دادکه چیزی برای دفاع نبود و تنها آثار ضرب و جرح جسد دخترک 9 ساله روی میز تشریح پزشکی قانونی حکایت از آن می کرد که کودکی با بدترین شکنجه ها کشته شده است.

حال سوالی که مطرح می شود، این است که آیا قانون توانسته راهی برای پیشگیری از وقوع این جرم پیدا کند؟ آیا راهی پیدا شده که قبل از مرگ کودک یا دعواهای خانوادگی، طلاق یا محکومیت طرفین به کودک آزاری جلوی حادثه گرفته شود؟

واقعیت این است که خلاهای قانونی در برخورد با کودک آزاران، بخصوص والدینی است که در ارتباط با فرزندان خود مرتکب خشونت می شوند.

براساس قوانین فعلی و اقدامات والدین و اولیای قانونی و سرپرستان صغار و محجورین که به منظور تادیب یا حفاظت آنها انجام می گیرد، مشروط بر این که اقدامات مذکور در حد متعارف ، تادیب و محافظت باشد، جرم نیست همچنین هر چند ماده 1179 قانون مدنی به والدین حق تنبیه کودک خود را می دهد، ولی تاکید می کند که به استناد این حق نمی توانند فرزند خود را خارج ازحدود تادیب تنبیه کنند.

به نظر می رسد مشخص نبودن محدوده تادیب و تنبیه و نامشخص بودن حد متعارف در موارد قانونی مذکور، از ابهامات قانونی است. ضمن اینکه با این ابهامات دست قاضی در زمان لازم برای صدور حکم بسته و دست والدین غیر مسوول و خشن برای اعمال خشونت را باز گذاشته است.

● دیدگاهی متفاوت

از میان مراجع تقلید، آیت الله صانعی تنها مرجعی بوده که با قاطعیت و بدون هرگونه شرطی، آزار کودکان را حرام اعلام کرد. به گفته ایشان، آزار کودکان از طرف والدین جایز نبوده و نیست و کودک آزاری از طرف آنها در شرع مقدس حرام و معصیت است.

● پیشنهادها

در غیاب قانون مدون برای جلوگیری از کودک آزاری، پیشنهادیی ارایه می شود تا شاید با به کار گیری آنها، اندکی از رشد چشمگیر آن جلوگیری شود.

ابتدا باید آموزش های لازم به کودکان برای دفاع از حقوق خود و خانواده های آنان برای تعدی نکردن به حقوق کودکانشان داده شود و آنگاه موارد قانونی برای دفاع از حقوق کودک و ایجاد پلیس در این زمینه مطرح شود. همچنین بجاست با انجام آزمایش های روان شناختی در کنار دیگر آزمایش های معمول پیش و بعد از ازدواج، صلاحیت والدین مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد تا از وقوع مشکلات دیگری جلوگیری شود. همچنین آموزش مهارت های نگهداری و پرورش کودک با تکیه بر مبانی علمی و دینی از سوی دستگاه های متولی و رسانه ها ضروری به نظر می رسد.

در انتها گفتنی است که آحاد مردم نه تنها در مقابل فرزندان خویش بلکه در برابر فرزندان دیگران هم مسوولیت شرعی، اخلاقی، انسانی و ملی دارند و بیش از همه دولتمردان مکلف هستند تا شرایط زیست سالم و پرورش مادی و معنوی فرزندان ایران را تامین کنند.


میترا پازکی زاده روزنامه جام جم
 

پدیده تجاوز به کودکان در آفریقای جنوبی

مادر جوانی برای دیدار از خانواده اش، نوزاد یکماهه خود را در خانه نز د برادر همسرش تنها می گذارد تا در غیابش او از نوزاد مراقبت نماید. وقتی به خانه باز می گردد نوزاد را گریان می یابد. زن به گمان اینکه نوزاد از خیس بودن ناراحت است شروع به تعویض کودک می نماید.

 

اما آلت تناسلی فرزند یکماهه اش را خونی می بیند. فورا نوزاد را به کلینک می رساند و دکتر اعلام می کند که به نوزاد تجاوز شده است.

پرونده دیگر مربوط به دختر بچه ۴ ساله ای است که توسط پدرش مورد تجاوز قرار گرفت و بر اثر شدت جراحت درگذشت. دختر بچه ۸ ماهه ای نیز توسط دو مرد مورد تجاوز قرار گرفت.

موارد بالا تنها نمونه هایی انگشت شمار ازخیل پرونده های تجاوز در آفریقای جنوبیست. تنها در سال ۱۹۸۸، ۱۹ هزار پرونده تجاوز گزارش شده است .در سال ۱۹۹۴ این رقم به حدود ۴۲ هزار و در سال ۱۹۹۶، به ۵۰ هزار پرونده رسید.در حال حاضر روزانه ۱۵۰ نفر در این کشور مورد تجاوز قرار می گیرند. این بالاترین رقم تجاوز در دنیاست.

 

این نکته را نباید ناگفته گذاشت که از هر ۲۰ مورد تجاوز تنها یک مورد به پلیس گزارش می شود . رقم ارائه شده تنها تجاوزاتی را شامل می شود که پلیس آن را به ثبت رسانده است .

در این کشور، ۴۱ درصد موارد تجاوز، تجاوز به کودکان است که ۱۵ درصد آنان کودکان زیر ۱۱ سال و ۲۶ درصد را نوجوانان بین ۱۲ تا ۱۷ سال تشکیل می دهند.

متاسفانه باوری در بین برخی مردان سیاه پوست آفریقای جنوبی –عموما سنتی – وجود دارد که اگر با باکره ای – حتی بچه یا نوزاد – رابطه جنسی داشته باشند ویروس اچ آی وی –ایدز، از تن بیمار آنها خارج خواهد شد و این باور باعث شده که آفریقای جنوبی بالاترین رقم تجاوز را در بین کشورهای جهان به خود اختصاص دهد.

در دیگر کشورهای آفریقایی نیز زنان و کودکان وضعیت بهتری ندارند . تحقیقاتی در زریای کشور نیجریه نشان داد که ۱۶درصد بیماران یک بیمارستان که به بیماریهای عفونت جنسی مبتلا بودند را کودکان زیر ۵ سال هستند.

در سال ۱۹۹۰ در زیمباوه دکتران دریافتند که بیشتر از ۹۰۰ کودک زیر ۱۲ سال مبتلا به بیماریهای مقاربتی اند. این آمار در حال حاضر بالاتر از سال ۹۰ می باشد.در لیبریا نیز زنان و کودکان از امنیت لازم برخوردار نیستند، اما با روی کار آمدن خانم سرلیف، ریس جمهور، که قول داده است: تجاوز کنندگان را مجازات خواهد کرد، بارقه امیدی در این سرزمین به وجود آمد ه است.

اما در کنگو ، کشوری که دو بار طعم تلخ جنگ داخلی را چشید- جنگی که زنان و کودکان بزرگترین قربانیان آن بودند- مردان مسلح، پدران را مجبور می کردند تا در جمع به دختران خود تجاوز نمایند و یا مادران به زور اسلحه توسط پسران خود مورد تجاوز قرار گرفتند.

گاه خشونت این دسته از گروهای مسلح علیه زنان و کودکان بسِار وحشیانه بود. مثلا، نوزادی را از مادر جدا می کردند سپس او را به سمت آسمان پرتاب می کردند و با قمه نوزاد را از زمین و آسمان می گرفتند، و یا مادران را مجبور می کردند نوزادان خود را در هاونهای بزرگی قرار داده و با دسته هاون نوزاد بینوا را چون دانه های گندم بکوبند. کسانی که از دستوراتشان سرپیچی می کردند بلافاصله به قتل می رسیدند.

بعد از جنایتهای که در کشورهای آفریقای چون کنگو، لیبریا و رواندا صورت گرفت، اینبار نوبت سودان است. اینک شبه نظامیان عرب تبار در دارفور جنایت می آفرینند.

امیلی وکس، در مقاله خود از ساولای ۲۲ ساله می گوید که مورد تجاوز گروهی از شبه نظامیان قرار گرفت. ساولا گفته بود: به محض آنکه مردان شبه نظامی مرا دیدند دنبالم کردند در حالیکه مرا "سیاه" و "برده" خطاب می کردند.

سپس به من تجاوز کردند. یکی از شبه نظامیان به من گفت: دختر سیاه ،تو خیلی سیاهی،تو مثل سگ می مونی. ما می خواهیم یک بچه با پوست روشن درست کنیم.

گاه این شبه نظامیان به زنان و دختران در مقابل دیدگان پدرانشان تجاوز می کنند. پدرانی که بعد از دیدن این صحنه به قتل می رسند.

در برخی فرهنگها خشونت موجود است و متاسفانه برخی زنان نیز به آن مهر تایید می زنند. برای مثال حدود ۸۰ درصد زنان روستایی در مصر باور دارند که کتک زدن زن توسط شوهرش "حق" مرد محسوب می شود بخصوص اگر زن نخواهد با همسرش آمیزش جنسی داشته باشد.

در کشور غنا، تقریبا نیمی از زنان به مرد این حق را می دهند که زنان خود را کتک زنند. علاوه بر خشونتهای فیزیکی می بایست از ختنه دختران در کشورهای آفریقای نیز یاد شود که متاسفانه توسط زنان علیه زنان انجام می شود.

در ۲۸ کشور آفریقایی ختنه دختران صورت می گیرد که در برخی کشورها چون کنگو ۵ درصد و در سومالی ۹۸ درصد دختران ختنه می شوند.

مادرانی که خود در کودکی درد بسیاری را برای ختنه تحمل کرده اند اینک دختر بچه های خود را نیز وادار می کنند که همان درد را تحمل کنند. در این گونه جوامع مردان حاضر نمی شوند با دخترانی که ختنه نکرده اند ازدواج کنند چون این دختران در نظر این مردان "تمیز" نیستند.

 

یك كودك آزاری به صورت وحشیانه

 


حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند

به تازگی  گزارشی از سوی سازمان ملل در مورد پدیده تجارت انسان منشر شده است که در آن ازاین تجارت به عنوان پدیده‌ای رو به رشد که به ویژه زنان اغلب در آن دخالت دارند، یاد شده است. 

سازمان ملل درباره تجارت انسان آمده است:نتایج بررسی‌های ما حاکی از افزایش تجارت انسان، به ویژه نقش پررنگ زنان در این پدیده شوم است.

به گزارش پایگاه اینترنتی مجله آلمانی اشپیگل و طبق این گزارش، به ویژه در شرق اروپا و آسیای مرکزی 60 درصد افراد دخیل در امرتجارت انسان، زنان هستند.

اداره مبارزه با جنایت و مواد مخدر سازمان ملل (UNODC) نیز با ارزیابی داده‌های آماری 155 کشور در سال‌های 2007 و 2008 اعلام کرد: ‌بررسی‌های انجام شده گسترده و پردامنه‌ترین تحقیقاتی است که تاکنون پیرامون تجارت انسان انجام شده است.

 

در گزارش 292 صفحه‌ای منتشر شده از سوی سازمان ملل آمده است: تجارت انسان نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته و دستیابی به اطلاعات و داده‌های مربوط به کشورهای مختلف نیز بسیار سخت است.

«آنتونیوماریا کوستا» ـ مدیر اجرایی این اداره ـ‌ اظهار کرد: پاره‌ای از کشور‌ها اطلاعات درستی در مورد این مشکل به ما نمی‌دهند. برخی از این کشور‌ها به دلیل جنایت و برخی دیگر نیز به دلیل نبود سازماندهی مناسب در این زمینه اطلاعات کافی در اختیار ما نمی‌گذارند.

علاوه بر این طبق گزارش سازمان جهانی کار(ILO) نیز حدود دو میلیون تن سالانه به نوعی بردگی مدرن تن می‌دهند.

طبق این گزارش به نظر می‌رسد که استثمار جنسی با 79 درصد، شایع‌ترین دلیل تجارت انسان باشد. کار اجباری با اختصاص 18 درصد دومین دلیل رایج‌ تجارت انسان است.

با وجود آمار منتشره، UNODC اعلام کرد که بررسی این وضعیت در خیابان‌های کشورهای مورد بررسی راحت‌تر به چشم می‌خورد.

در ادامه این گزارش آمده است، حدود 20 درصد قربانیان تجارت انسان را کودکان تشکیل می‌دهند. در برخی مناطق غرب آفریقا این درصد حتی به 100 درصد نیز افزایش می‌یابد. در برخی مناطق جنگی نیز آن‌ها مجبور به استفاده از اسلحه و رفتن به جنگ هستند.

گزارش اشپیگل می‌افزاید: با آن که پروتکل سازمان ملل علیه تجارت انسان در سال 2003 اجرایی شد، اما طبق این گزارش هنوز در برخی از کشور‌ها و به ویژه در آفریقا خواسته‌های سیاسی یا ابزار حقوقی لازم برای مبارزه با تجارت انسان وجود ندارد.

UNODC در ادامه از دولت‌ها و بخش‌های خصوصی درخواست کرد که در مسیر مبارزه با تجارت انسان اقدامات جدی‌تری را اتخاذ کنند.

کوستا گفت: جای بسی تاسف است که در قرن 21 ما شاهد انتشار گزارشی در مورد بردگی هستیم.

در ادامه‌ گزارش UNODC آمده است: بحران اقتصادی مطمئنا باعث سخت‌تر شدن شرایط و حاد‌تر شدن مشکل تجارت انسان خواهد شد.

 

كودكان همیشه در معرض خطر بیگانگان و تجاوزگران هستند. مواظب آنها باشیم

 

تصاویری از كودكان آزار دیده و شكنجه شده

 

 

استفاده‌ پلیس‌فرانسه‌ از گاز اشک‌آور علیه‌ کودکان!

استفاده پلیس شهر "بوزانسون" فرانسه از گاز اشک‌آور علیه تجمع مسالمت آمیز والدین دانش‌آموزان یک مدرسه و فرزندانشان، کودکان حاضر در تجمع را دچار مصدومیت تنفسی کرده است.

شبکه ایران: به گزارش روزنامه فرانسوی لیبراسیون، نزدیک به 500 تن از والدین دانش آموزان که در مقابل یک مدرسه به تجمع اعتراض آمیز علیه نحوه آموزش در مدارس اقدام کرده بودند با مقابله شدید نیروهای پلس فرانسه مواجه شدند.

بنابر این گزارش، نیروهای پلیس شهر بوزانسون فرانسه از بیم گسترده شدن این تجمع و شورش مردمی علیه دولت نیکلا سارکوزی با استفاده از گاز اشک آور به متفرق کردن تجمع کنندگان پرداختند.

"ایزابل کویت"، یکی از مادران حاضر در این تجمع به خبرنگار روزنامه لیبراسیون گفت: نیروهای پلیس فرانسه برای مقابله با تجمع مسالمت آمیز والدین دانش آموزان که بیش از 15 تن از کودکان خردسال خود را نیز همراه داشتند، به پرتاب گاز اشک آور پرداختند که شماری از کودکان مصدوم شدند و مشکل تنفسی پیدا کردند.

این اقدام پلیس فرانسه در حالی است که نیروهای امنیتی و پلیس این کشور در جریان تظاهرات گسترده و اعتصاب عمومی یک ماهه در فرانسه از بدترین روش‌های ممکن برای مقابله با تظاهرات کنندگان استفاده کرده بودند.

نیروهای امنیتی فرانسه حتی با تصویر برداری و شناسایی تظاهرات کنندگان، به خانه‌های آنها هجوم برده و به بازداشت این افراد اقدام می‌کردند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 16:25  توسط   | 

ادامه کشتار کودکان در آفریقا به بهانه جن‌زدگی

ادامه کشتار کودکان در آفریقا به بهانه جن‌زدگی

 

اینجا آفریقاست، غربش! جایی که نفت و منابع معدنی از دل دهکده‌ها به خارج پمپاژ شده اما در کنار آن فقر، بخصوص از نوع فرهنگی، مخرج مشترک زندگی مردمان بی نوایی است که تنها زورشان به کودکانشان می‌رسد و بس.

اینجا واعظان شیطان و واعظان مسیحی حرف اول را در قبایل می‌زنند و اگر آنها فردی را مورد اشاره قرار دهند، آن فرد مطرود شده و دچار  سرنوشتی سیاهتر از پوست خود می‌شود. این اتفاق در مورد کودکان قبایلی که در امتداد رود نیجر زندگی می‌کنند به وفور یافت می‌شود. کودکان مسحور و یا جن زده لقبی است که واعظان به برخی کودکان داده و منجر به طرد همیشگی آنها حتی از دامان خانوادگی خود می‌شوند.

سوزندان، مسموم کردن، چاک دار کردن بدن، بستن به درخت با زنجیر، انداختن آنها در آتش و پاشاندن اسید روی صورتشان، زنده به گور کردن و مثل سگ دور انداختن؛ از جمله تنبیهاتی است که جامعه نیمه متمدن مذکور برای کودکان مسحور و جن زده در نظر می‌گیرند و آنرا به اجرا می‌گذارند.

در این قسمت از افریقا عقیده‌ای وجود دارد که اگر کودک زیر دو سال شب هنگام گریه کرده و بطور مدام جیغ بزند، این بچه استعداد این را دارد که در خدمت شیطان قرار گیرد و در واقع پتانسیل این را دارد که کودک مسحور شیطان شده و جن زده شود. بنابراین این کودک را باید کشت و یا بدور انداخت. این عقیده‌ای است که در بیم جوامع کوچک و قبیله‌ای در نیجریه دیده می‌شود و باعث مرگ هزاران کودک شده است. فرهنگ و تمدن غربی در تشدید این عقیده موهوم نقش زیادی داشته است. به طور مثال پس از دیدن فیلم هری پاتر و اینکه شیطان می‌تواند در لباس کودک ظاهر شود، باعث شد تا کودکان مسحور و مطرود جامعه آفریقایی بیشتر شوند و مردم با ظنین شدن به یک فرد، وی را بکشند.

حتی اگر والدین بخواهند کودکان سحر شده خود را نگه دارند، همسایه‌ها آنها را مورد حمله قرار داده و آنوقت همگی قربانی می‌شوند. برخی از واعظان (که مسیحی نیز هستند) پا را از این فراتر گذاشته و به والدین کودکان قربانی وعده می‌دهند تا روح شیطانی را از کودکان بیرون بکشند و در قبال این کار آنها را اخاذی می‌کنند. هر چند عاقبت این کار چیزی جز کلاشی نبوده و در نهایت همسایه‌ها کودک را قربانی عقاید خود می‌کنند.

شنیدن داستان مطرود شدن این کودکان از زبان خودشان وحشتناک است. ماری 13 ساله چند سال پیش به خبرنگاران گفت وقتی کودک بوده چند واعظ به خانه آنها آمده و به مادرش گفتند که روح شیطان به بدن وی رفته و باید آن را بیرون بیاورند. آنها قبلا برادر بزرگ ماری را به همین جرم نانوشته کشته بودند. سپس مادر ماری خانه را ترک می‌کند. سه مرد واعظ به جان کودک افتاده و یکی از آنها با نشستن روی شکم ماری، وی را به شدت کتک زده و با چاقو سر و بدنش را می‌شکافند و بعد برای اینکه مطمئن شوند روح شیطان از بدن وی رفته وی را کشان کشان تا درب کلیسا می‌برند.

روز بعد مادرش به دستور وعاظ به وی سم آسیری می‌خورانند و او را آویزان می‌کنند تا بمیرد اما چنین اتفاقی نمی‌افتد. سپس در ماده سودا خوابانده شده و در نهایت او را از خانه بیرون می‌اندازند. تا مدتها ماری نزدیک خانه خود مانند سگ زندگی می‌کرد تا اینکه برخی مسئولین با ایجاد مرکز نگهداری چنین افرادی، سعی کردند جان وی را حفظ نمایند. ماری همچنان از آینده خود بیم و هراس داشته و می‌گوید مادرش او را دوست ندارد و پدرش اگر وی را ببیند حتما او را می‌کشد. او به بچه‌هایی که دستان والدین خود را گرفته و در خیابان راه می‌روند حسودی می‌کند.

نی واکا داستان قربانی دیگری است که توسط مادرش کتک خورده و توسط هم روستاییان خود آنقدر کتک خورده که فلج شده است.

اقدامات قانونی علیه وعاظ مسیحی

در سالهای اخیر دادگاه‌های مرتبط با جادوگری در ایالت اکوا ایبوم نیجریه (جایی که بیشترین قربانیان این نوع حوادث در آن ثبت شده است) برپا شده که مسببینی که کودکان را به اتهام جادوگری رها کرده، شکنجه کرده و یا کشته‌اند محکوم شده‌اند. به گفته کارشناسان این اقدامات افراطی و کاملا غیر مسوولانه در پی فقر مادی و فرهنگی در نیجریه رخ داده  که ریشه در طبیعت انسان، واکنش او برای توضیح مشکلات و مقصر دانستن کودکان یا دیگران، دارد.

مایه تاسف بیشتر این واقعیت است که نهادهای دینی مسیحی، که در چنین شرایطی باید پناه افراد باشند منشأ این رفتارها هستند و کودکان را به خاطر مرگ عزیزانشان و یا برای بدبختی‌ها مقصر می‌دانند.
در گزارشی که سی ان ان منتشر کرده، یادآور شده که رهبران کلیسا از جهل کسانی که از شرایط اقتصادی بدی رنج می‌برند، سوء استفاده کرده و آنها را طعمه خود می‌کنند. به نظر می‌رسد  برخی از آنها که از یافتن پاسخ مناسب ناامید هستند، حاضرند به فرزندان خود پشت کنند.

آکپابیو فرماندار ایالت آکوا ایبوم در نیجریه می‌گوید آنها سعی کرده‌اند با تصویب قوانین جلوی این نوع کودک آزاری را بگیرند. او گفت: در سال 2008 لایحه قانونی را امضا کرده بود که بر اساس آن هر کس برچسب جادوگر به کودک بزند به 15 سال زندان محکوم خواهد شد.

ادامه کشتار کودکان مسحور و جن زده در آفریقا

فرماندار گفت: مشکل واقعی در دولت او سحر نیست، بلکه فقر است. دولت او مراکزی برای کودکان یتیم تاسیس کرده که به اتهام جادوگری از خانه بیرون انداخته شده‌اند چون خانواده هایشان به علت فقر نمی‌توانستند از آنها نگهداری کنند.

فرماندار این ایالت گزارش ارسالی به  سازمان ملل متحد را که از سوی یکی از سازمان‌های محلی فعال در این زمینه تهیه شده بود زیر سوال برد. در این گزارش شواهدی درباره تعداد زیادی از کودکان در ایالت اکوا ایبام ارائه شده که بعد از اینکه به جادوگری متهم  شده‌اند، درجنگل مورد اسید پاشی قرار گفته ورها شده تا بمیرند. برخی نیز بدنشان سوزانده شده و زنده زنده دفن شده‌اند.
برخی سازمانهای بین المللی سعی کرده‌اند تا با ایجاد دارالایتام از کودکان رها شده در خیابان‌ها نگهداری کنند و ضمن تامین غذای آنها، از ایشان حمایت کرده و به آنها خدمات بهداشت و درمان ارائه کنند. هر چند چنین حرکاتی مثبت ارزیابی می‌شود اما اینها واقعیت جامعه قبیله‌ای در غرب افریقاست که نه تنها مسیحیت نتوانسته مردم را به زندگی امیدوار سازد، بلکه با ورود آمیزه‌های غلط آنها را به گمراهی بیشتر کشانده است.
 

پدر مادر های بد و بی مسئولیت

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

 پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir



پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir


پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir



پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

پدر مادر های بد و بی مسئولیت (طنز) www.taknaz.ir

 

پدر تجاوز می‌کرد، مادر فیلمبرداری!

 مادر (!!)اين دختر بچه تاكنون ده‌ها تصوير و فيلم مستهجن از وي در شبكه‌هاي اينترنتي منتشر كرده است... 
دادگاه عالي منطقه «پلي موث كراون» در انگلستان در بيانيه‌اي اعلام كرد كه دپارتمان خدمات اجتماعي اين منطقه و دپارتمان امور شهروندي انگلستان در تلاشند تا دختربچه 14 ساله‌اي را كه از جانب پدرش مورد تجاوز قرار گرفته و مادرش هم از صحنه‌هاي تجاوز فيلم‌برداري كرده است را نجات داده و او را به يك مكان امن منتقل كنند. البته اين تلاش تاكنون بي‌نتيجه مانده است.
در گزارش دپارتمان اين كشور آمده است كه والدين اين دختر، هنگامي كه وي 13 سال داشته او را از ادامه تحصيل در مدرسه بازداشته و به دپارتمان آموزش و پرورش منطقه «پلي موث كراون» تعهد دارند كه در خانه و با معلم خصوصي ادامه تحصيل دخترشان را پيگيري مي‌كنند، در حالي كه چنين تعهدي اصلا به اجرا در نيامد.
همچنين در آزمايشات انجام شده مشخص شد كه اين دختربچه 14 ساله به نوعي بيماري به نام «سندرم عدم تطبيق و يا عدم سازگاري» مبتلاست و والدين او از اين نقص استفاده كرده و با شست و شوي مغزي از دخترشان سوء‌استفاده كردند.
در اين گزارش آمده است كه در زمان برگزاري دادگاه، اين دختر بچه 14 ساله در حضور هيات منصفه و قاضي اعلام كرده بود كه با خواست خود مورد تجاوز و تعدي والدينش قرار گرفته، در حالي كه شست‌وشوي مغزي علت اصلي اين رضايت بوده است.
با اين حال، چنين ادعايي تاكنون ثابت نشده است و ماموران اداره خدمات اجتماعي و بهزيستي هم در تلاشند تا با اثبات كامل اين ادعا، دختربچه نگون‌بخت را نجات دهند.مادر اين دختر بچه تاكنون ده‌ها تصوير و فيلم مستهجن از وي در شبكه‌هاي اينترنتي منتشر كرده است.
در اين گزارش نيز به اين موضوع اشاره شده است كه در صورت اثبات كامل اين تجاوز، پدر اين دختر كه 43 سال دارد، به حداكثر 10 سال حبس محكوم مي‌شود.
«فرانسيس گيلبرت» ـ قاضي رسيدگي به اين پرونده‌ ـ نيز خاطر‌نشان كرد: تاكنون چنين موردي را در انگلستان شاهد نبوديم، اين مورد بسيار وحشتناك و رعب‌انگيز است.
اين مورد زماني به يك فاجعه ملي براي انگليس بدل شد كه تصاوير اين دختربچه در اينترنت به صورت سراسري پخش شد و پس از آن نيروهاي پليس با شناسايي منزل وي، به خانه هجوم برده و والدين سنگدل اين دختربچه را دستگير كردند. 


شکنجه کودک فلسطینی توسط صهیونیستها با سیم کابل

 

 

خرید و فروش دختران کم سن و سال در آمریکا

 

عرضه دختران کم سن و سال براي فروش و يا ازدواج با مردان، به يک معضل بزرگ در آمريکا تبديل شده است و اين کشور روزانه شاهد موارد متعددي از فروش دختران نوجوان کم سن و سال است…
 
 اخبار جديد حقايقي تكان‌دهنده از قاچاق انسان و بهره‌كشي جنسي از كودكان را در آمريكا افشـــا كرده است.
مقامات اف.بي.آي در شهر آتلانتاي ايالت جورجيا كه بيشترين شمار بهره‌كشي جنسي كودكان و به خصوص دختران را دارد، در تلاش هستند تا با قاچاق انسان كه ريشه اين مشكل در آن نهفته است، برخورد كنند. به گفته مقامات آمريكا، بعد از آتلانتا، شهرهاي ديگر مانند نيويورك، سانفرانسيسكو، ميامي و واشنگتن دي سي پايتخت آمريكا از جمله ديگر شهرهايي هستند كه در آنها، اين معضل بيش از ديگر نقاط آمريكا به چشم مي‌خورد.

بنا به گزارش مقامات آمريكايي، دختراني كه سن آنها به 12 سال نيز مي‌رسد، براي سوءاستفاده‌هاي جنسي به آمريكا قاچاق مي‌شوند.

بسياري از اين دختران به زور يا با ترفندهاي گوناگون به دام قاچاقچي‌هاي انسان مي‌افتند و سر از مكان‌هاي فساد در مي‌آورند.

در بيشتر موارد، براي كودكان قاچاق شده، آتلانتا كانون و گذرگاه ورود به آمريكا به‌شمار مي‌آيد و با توجه به اينكه مافياي قاچاق انسان در اين كشور آنان را بعد از مدتي كوتاه به نقاط ديگر منتقل مي‌كند، رهگيري آنان براي تحقيقات بيشتر يا نجات آنان دشوار و گاه امكان‌ناپذير مي‌كند.

براساس آمارها، ماهانه بين 400 تا 500 دختربچه در جورجيا مورد سوءاستفاده جنسي قرار مي‌گيرند.

كارشناسان اينگونه بهره‌وري از دختراني را كه به آمريكا قاچاق مي‌شوند، برده‌داري جديد نام مي‌برند.

از ديگر سو نتايج مطالعات جديد در آمريكا نشان مي‌دهد از هر چهار دختري كه به سن 18 سالگي مي‌رسند، يك دختر مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد و اميد به زندگي براي دختر بچه‌هايي كه مجبور به روسپي‌گري مي‌شوند، 27 سال است و بيماري ايدز يا قتل مهم ترين عامل مرگ در ميان آنان است.

افزايش فروش دختران نوجوان در آمريکا
اخبار پليس آمريکا حاکي از افزايش فروش دختران نوجوان در آمريکا به خصوص مناطقي از ايالت کاليفرنيا را دارد به طور مثال پليس آمريکا از بازداشت مردي که دختر 14ساله اش را به بهاي 14هزار دلار پول نقد و مقاديري مشروب و گوشت به فروش رسانده بود، خبر داد.

خبرگزاري فرانسه از سان فرانسيسکو، در مورد فروش يک دختر آمريکايي مي گويد:مقامات منطقه مهاجرنشين “گرينفيلد” در 225کيلومتري جنوب شرق سان فرانسيسکو گفتند که يک مرد آمريکايي 36ساله دختر12 ساله اش را از طريق يک دلال براي فروش به جوان 18ساله اي عرضه کرد، موضوع زماني علني شد که خريدار از عهده پرداخت تمامي مبلغ تعيين شده برنيامد و اين پدر آمريکايي از وي شکايت کرد.

 پليس آمريکا معتقد است عرضه دختران کم سن و سال براي فروش و يا ازدواج با مردان، به يک معضل محلي تبدل شده است به طوري که  اين کشور روزانه شاهد موارد متعددي از فروش و يا اقدام به فروش دختران نوجوان است.

 


کودک چینی، در زنجیری از عشق و ترس

کودک چینی، در زنجیری از عشق و ترس

رهگذران یکی از خیابان های بیجینگ (پکن) پایتخت چین، که در هوای بسیار سرد این شهر شتابان به سوی مقصد خود می رفتند، با دیدن این صحنه برجای خود ماندند.

کودکی که اندام کوچکش در میان لباس ها گم شده و دستانش با زنجیر به چراغ روشنایی کنار خیابان بسته شده بود و پوست صورتش از شدت سرما به سرخی می زد. جینگدان، تنها دو سال از عمرش می گذرد و پدرش از هراس ربوده شدن فرزند، هنگام کار او را به میله چراغ روشنایی می بندد.
پدر جینگدان می گوید که دختر چهار ساله اش، درست دو هفته پیش در همین مکان و هنگام بازی با دوستانش ناپدید شده و او براین باور است که فرزندش را ربوده اند. آقای چن که با جابجا کردن مسافران با یک موتورسیکلت روزی خانواده اش را تهیه می کند، می گوید پولی برای به مهدکودک فرستادن فرزندانش ندارد و ناچار  است که آن ها را با خود به محل کارش بیاورد. حالا او از عشقی که به پسرش دارد و از هراس از دست دادن او، دستان پسر دوساله اش را با زنجیر به میله چراغ بسته است. او می گوید که پلیس ها هیچ کاری برای پیدا کردن دخترش نکرده اند و تنها به او گفته اند که خودش به خیابان های اطراف سر بزند و دخترش را جستجو کند.
در کشور پهناور چین، هر سال هزاران کودک ناپدید می شوند و براساس آمارهای منتشر شده، میزان کودک ربایی در این کشور درحال افزایش است. بر اساس این آمار، بسیاری از کودکان ربوده شده از خانواده های مهاجر روستایی هستند که درآمد کمی دارند و کودکان خود را در زمان کار در خیابان رها می کنند.
پس از این که تصویر کودک زنجیر شده در خیابان در رسانه ها منتشر شد، پیشنهادهایی برای پذیرفتن رایگان او در مهدکودک مطرح شد. اما، این پایان ماجرا نیست، جینگدان به خاطر زنجیرهایی که بر دست داشت به چشم بزرگ سالان و رسانه ها آمد. هزاران کودک مهاجر در چین، وضعیتی به سان این کودک دارند و روز را در خیابان شب می کنند و البته دیده هم نمی شوند.
 

 

کودکان آزار دیده امروز، بیماران روانی فردا

  کودک آزاري سبب افزايش ميزان جنايات و بيماريهاي رواني در جامعه خواهد شد. 


 کودک آزاري سبب افزايش ميزان جنايات و بيماريهاي رواني در جامعه خواهد شد.

اين مطلب را دکتر پيمان هاشميان، فوق تخصص روان پزشکي کودک و نوجوان در گفتگو با خبرنگار ما عنوان کرد و گفت: هر گونه عمل يا غفلت که سبب آزار رواني، هيجاني، جسمي و يا بروز عوارض در کودک شود «کودک آزاري» محسوب مي شود.

اين پزشک در ادامه توضيح داد: جلوگيري از رفتن به مدرسه، غذا ندادن، حبس در محل هاي مختلف از اشکال مخفي اين بدرفتاري و تنبيه بدني و آزار و اذيت جنسي از ديگر انواع کودک آزاري است که علايم آن مشهود مي باشد.

کمبود قوانين، همچنين اجراي نادرست آن، عدم تغيير يا به روز نشدن قوانين از مهم ترين عوامل افزايش کودک آزاري از ديدگاه اين پزشک متخصص است.

به گفته او، بيش از نيمي از بد رفتاري ها با کودک شش تا هجده سال، از سوي پدران و ?? درصد آزارها توسط مادر و ساير افراد به وقوع مي پيوندد.

از نظر دکتر هاشميان گرچه کودک آزاري توسط والدين به دليل نداشتن آگاهي و ضعف نگرش آنها بروز مي کند و در بيشتر موارد عمدي نيست، اما اين بدرفتاري به غفلت از کودکان منجر خواهد شد.

به باور وي کوفتگي، کبودي، سوختگي پوست، شکستگي استخوان، دل درد، سر درد، افسردگي، ترسهاي غير معمول، کاهش اعتماد به نفس و کابوس هاي شبانه از جمله علايمي است که در کودک آزاري مشاهده مي شود.

به گفته دکتر هاشميان، کودک آزاري بيشتر در خانواده هايي مشاهده مي شود که از نظر اجتماعي بسيار منزوي يا دچار فقر فرهنگي هستند، دوستي ندارند و با ديگران ارتباط برقرار نمي کنند. همچنين والديني با کودکان بد رفتاري مي کنند که در دوران کودکي آزار و اذيت شده اند، بيش از حد انتقاد مي کنند و خشن هستند از اختلالات رواني و عاطفي رنج مي برندو نيز توجه نامناسب به کودکشان دارند.

نوزادان نارس، همچنين اطفالي که تربيت آنها براي پدر و مادر مشکل است، از جمله کودکاني هستند که از ديدگاه او مورد بد رفتاري واقع مي شوند.

به اعتقاد دکتر هاشميان، اعتياد به موادمخدر و مصرف مشروبات الکلي، سبب افزايش کودک آزاري در والدين مي شود. طلاق، انحطاط اخلاقي، مشاجره و درگيري هاي شديد خانوادگي، مشکلات اجتماعي و... نيز از نظر وي از دسته عواملي است که سبب بد رفتاري با کودکان مي شود.

دکتر هاشميان در ادامه گفت: اگر در صورت مشاهده کودک آزاري ضمن انتقال وي به محل امن، به او اطمينان دهيد که باورش مي کنيد، کودک همه اتفاقات را صادقانه بيان خواهد کرد.

او در ادامه تأکيد کرد، در اين گونه موارد ضمن اينکه بايد کودک را عصباني نکنيد، به او اطمينان دهيد که در اين زمينه به او کمک مي کنيد و از ديگران هم برايش کمک خواهيد گرفت. اين روانپزشک کودک در ادامه از خانواده ها خواست در صورت مشاهده بدرفتاري با کودکان در اسرع وقت مسؤولان ذي ربط را آگاه کنند.

به باور دکتر هاشميان چون کودک آزار ديده ممکن است مبتلا به بيماري هاي رواني شود همچنين دست به انتقام بزند، در نتيجه بروز بد رفتاري با کودکان ميزان جنايات و بيماريهاي رواني را در جامعه افزايش مي دهد.

اين روان پزشک در ادامه تأکيد کرد: بي توجهي به کودک آزاري سبب بروز عواقب جبران ناپذيري در جامعه مي شود.


 

 

زن 21ساله به دختر 2ساله‌اش حشیش می‌داد تا بخندد و شاد باشد!!

پليس آمريکا مادر يک دختر بچه دو ساله را به اتهام استعمال حشيش توسط کودک خردسالش دستگير و روانه زندان کرد.  «جسيکا گمبل» 21 ساله در حالي توسط پليس ايالت «اوهايو» دستگير شد که در حال تماشاي تلويزيون به دختربچه دو ساله اش حشيش داد تا او مصرف کند. 
  
به گزارش رسانه هاي آمريکا، اين زن 21 ساله در بازجويي هايش به پليس گفته بود که براي آن که دخترش بخندد و شاد باشد به او حشيش داده است.
 
همچنين بر اساس اعلام دادگاه منطقه «سين سيناتي» ايالت «اوهايو» در آمريکا اگر جرم اين زن اثبات شود وي به اتهام خوراندن مواد مخدر به دخترش و مخفي کردن اين موضوع از پليس به 11 سال حبس محکوم مي‌شود. 
 
 

 
 

مردی دخترش را به خاطر بازی کردن با پسر‌ها کشت!!

مردی دخترش را به خاطر بازی کردن با پسر‌ها کشت!!قسمت‌‌‌‌هاي مختلف بدن اين دختر11 ساله زخمي بود و اين امر حاکي از آن بود که او شکنجه شده است...
  گردآوري: گروه سرگرمي سيمرغ
اين حادثه در منطقه امبابه استان الجيزه مصر رخ داد. اداره پليس روز حادثه در جريان انتقال يک دختر متوفي به بيمارستان امبابه قرار گرفت که به طرز مشکوکي جان باخته بود. قسمت‌‌‌‌هاي مختلف بدن اين دختر11 ساله زخمي بود و اين امر حاکي از آن بود که او شکنجه شده است.
در تحقيقات اوليه مشخص شد عامل اين جنايت پدر دختر بچه است. روز حادثه دختر بچه بدون اجازه پدرش از خانه بيرون رفته و با پسرها بازي کرده است.
پدر اين دختر به خاطر اين مسئله او را تا حد مرگ شکنجه داده و کشته است.
پليس اين مرد را بازداشت و او را به دادستاني معرفي کرد. 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 16:14  توسط   |